تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۴۱۹۶۴

تهیه و تنظیم: ا. معماری
یکی از بزرگترین ویژگیهای حضرت امام خمینی رضوان‌الله تعالی علیه ساده‌ زیستی ایشان بود، چیزی که کمتر در افرادی که به مقام بلند و منزلتی می‌رسند، وجود داشته و دارد. امام خمینی(ره) از ابتدا تا انتهای عمر پر برکتش، دست از ساده زیستی نکشید و همین امر یکی از عواملی بود که او در مبارزه مستمر و وقفه‌ناپذیرش با استبداد و استعمار موفق ساخت. اصولا امام‌(ره) از همه قیود آزاد بود و همین وارستگی، همه خوف و بیم‌ها را از دل پاک او زدود و از او قهرمانی بزرگ در عرصه معنویت ساخته بود.
قید و بندهای مادی مانع از وارستگی روح انسان می‌شوند وآنگاه که روح در محاصره عوامل رشد انسان قرار گیرد، آزادگی معنای خود را از دست می‌دهد و چنین انسانی نمی‌تواند به مقامات بالای معنوی و هدایتگر برسد و فقط معدود کسانی می‌توانند از این قید و بندها برهند.
متاسفانه امروزه در حالی که در آستانه سیزدهمین سالگرد عروج ملکوتی آن عزیز دوران قرار داریم، طی چند سال اخیر شاهد تلاشهای گسترده‌ای از داخل و خارج برای تحریف آرمانها و ارزشهایی که حضرت امام از خود باقی گذاشته‌اند، هستیم. مسلما یکی از ارزشهای باقی‌مانده و آرمانی از‌ آن امام عزیز، ساده‌زیستی و بی‌توجهی ایشان به امور دنیوی است. همان آرمانی که امروز با سادگی هر چه تمامتر در جامعه رو به فراموشی است و علیرغم توصی بزرگان دینی به توجه نشان دادن آحاد مردم، بویژه مسئولین مملکتی به این ویژگی حضرت امام، با اقبال چندانی مواجه نمی‌شود.
برخی از افراد با اعمال خود، سیره روشن امام از جمله موضوع آرمانی ساده زیستی ایشان را نادیده می‌گیرند و تلاش دارند راه را برای رسیدن خود به زندگی‌های مرفه و تجملی هموار نمایند و آنچه در طول چند سال اخیر شاهد بوده‌ایم، حکایت از همین معنی دارد.
متاسفانه رویکرد امروزین برخی از افراد جامعه که در میان آنان جمعی از مسوولین مملکتی نیز حضور دارند به سوی تجمل‌گرایی و لغزیدن در منجلاب زندگی‌های مرفه، نارضایتی عمومی را در کشور بوجود آورده و قشر عظیمی از مردم عادی کشور که شاهد این نحوه از زندگی‌ها هستند، فقر و تنگدستی خود را ناشی از همین رویکرد می‌دانند و به درستی معتقدند چناچه پولهای باد آورده‌ای که توسط این افراد، هزینه بسیاری از خوشگذرانی‌ها و بریز و بپاش‌های بیهوده می‌شود در مسیر صحیح قرار داشت، آنان اکنون مجبور نبودند با هزاران مشکل روبرو باشند.
مسلما کسی که نتواند در مبارزه نفس خود با تجمل‌پرستی پیروز شود، نخواهد توانست در مقابل قلدریهای مستکبران و همچنین زرق‌ و برق انواع و اقسام تطمیع‌ها مقاومت نماید. حضرت امام، یکی از بهترین راهکارهای مبارزه با استکبار و ابر‌قدرتها را ساده زیستن می‌دانستند، به طوری که می‌فرمودند: اگر بخواهید بی‌خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابر‌قدرت‌ها و سلاحهای پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه‌های آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید.
مردان بزرگ که خدمتهای بزرگ برای ملتهای خود کرده‌اند، اکثرا ساده‌زیست و بی‌علاقه به زخارف دنیا بوده‌اند‌... چرا که با زندگانی اشرافی و مصرفی نمی‌توان ارزشهای انسانی و اسلامی را حفظ کرد. (1) سرتاسر زندگی حضرت امام‌، آمیخته با سادگی و قناعت و بی‌اعتنایی به دنیاپرستی بود و این شیوه چه در دوران جوانی و چه در سالهای بعد حتی در دوران تبعید و نیز پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران تا لحظه ارتحال ایشان ادامه داشت.
این در حالی بود که آن بزرگوار اگر می‌خواست می‌توانست در بهترین رفاه و امکانات و خانه‌ها زندگی کند. درباره این نحوه زندگی، یاران و نزدیکان امام خاطرات فراوانی را نقل کرده‌اند، از جمله آنکه یکی از نزدیکان ایشان نقل می‌کند: بیرونی منزل امام‌، یعنی اطاق که شبها آقا تشریف می‌بردند آنجا، فرشهایش ناقص بود، یعنی قسمتی از اطاق خالی بود. من خدمت امام عرض کردم که اجازه بدهید که یک فرش برای اینجا تهیه شود. فرمودند: آن طرف هست یعنی در اندرونی هست.
عرض کردم: آنجا گلیم است، با اینجا جور در نمی‌آید. فرمودند: مگر منزل صدراعظم است؟ (2) این در حالیست که امروزه، برخی از مسوولین کشور، پولهایی را که به عنوان کمک از دیگران دریافت می‌کنند که کمترین مبلغ آنها‌100 میلیون تومان است، ولی با این حال طوری رفتار می‌کنند که گویی پول‌ خردی را جابه‌جا کرده‌اند و هیچ اتفاقی نیفتاده است.
در واقع هر کدام از این مبالغ که هیچگاه هم حساب و کتاب آن به جایی نرسیده است، می‌تواند زندگی صدها خانواده کم درآمد و بی‌سرپرست و فقیر و گرسنه این مملکت را از این رو به آن رو کند. حتی بسیاری از خانواده‌هایی که امروز سرپرستان بیکار است با داشتن ‌500 هزار‌تومان از این پولها و سرمایه‌گذاری آن بر روی کارهای ‌تولیدی، می‌توانند تا آخر عمر خود و خانواده‌شان را از لحاظ معاش روزمره بیمه نمایند، ولی نه تنها به آن دسترسی ندارند، بلکه شاهد برخی بذل و بخششهای بی‌حساب و کتاب اینچنینی نیز هستند و این مشاهده آنها از عدم وجود عدالت‌ اجتماعی در توزیع ثروتها نارضایتی‌ها را مضاعف می‌کند.
امام خمینی(ره) به معنای واقعی کلمه، ساده زیست بودند و به راستی گفتار و کردار و رفتار و احوالش، تجسم افعال و اعمال اسلامی در جامعه امروز بود. ایشان به پیروی از ائمه دین، ساده می‌پوشید، ساده می‌خورد، ساده سخن می‌گفت، ساده معاشرت می‌کرد و از همه مهمتر آنچه می‌گفت و آنچه عمل می‌کرد، با هم یکی بود.
از این رو که مقام معظم رهبری در پیامی به مناسبت سالگرد ارتحال ایشان فرمودند: افتخار نظام اسلامی آن است که امام عظیم‌الشأنش تا پایان عمر درزی طلبگی زندگی کرد. حضرت امام(ره) نه تنها در زندگی شخصی خود مقید به ساده‌زیستن بودند، بلکه در زندگی‌ اجتماعی خود نیز اصل سادگی و بی‌آلایشی را رعایت می‌کردند و از هرگونه تشریفات زائد و خوی اشرافی‌گری ناراحت می‌شدند. ساده زیستی در بینش امام، مختص به یک قشر نبود، بلکه در نگرش آن عزیز دوران، همه اقشار جامعه اسلامی باید خود را به آن مقید کنند.
امام معتقد بودند از آنجا که کارگزاران و مسئولان و رهبران جامعه نسبت به سایرین، مسئولیت‌ بیشتری برعهده دارند، بنابراین باید نسبت به رعایت اصل ساده‌زیستی ، متعهدتر باشند، تا بهتر بتوانند درد مردم محروم و مستضعف و طبقات پائین جامعه را لمس نمایند.
در اندیشه امام، ساده زیستی به ویژه برای کارگزاران نظام، امری دست نیافتنی نیست. بلکه بسیار هم تحقق‌پذیر است و به همین علت می‌بینیم که زندگانی بزرگانی چون شهیدان رجایی و باهنر را به عنوان نمونه‌های بارز ساده زیستی معرفی ‌کرده‌اند.
ایشان معتقد بود کسی که خوی کاخ‌نشینی داشته باشد، درد کوخ‌نشینان را نمی‌فهمد و تا کسی گرسنگی و محرومیت نکشیده باشد، هزگر نمی‌تواند حال و روز گرسنگان و بیچارگان جامعه را درک کند.
حضرت امام(ره) بارها توجه مسوولان را به فرهنگ ساده زیستی جلب کردند تا جایی که فرمودند: آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحه دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رییس‌جمهور ما خدای نخواسته از آن خوی کوخ‌نشینی بیرون برود و به کاخ‌نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود برای کسانی که با او تماس دارند، پیدا می‌شود. آن روزی که مجلسیان خوی کاخ‌نشینی پیدا کنند – خدای نخواسته- و از این خوی ارزنده کوخ‌نشینی بیرون بروند، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم.
ما در طول مشروطیت از این کاخ‌نشین‌ها خیلی صدمه خوردیم، مجلس‌های ما مملو از کاخ‌نشین ‌بود... آن روزی که توجه اهل علم به دنیا شد و توجه به این شد که خانه داشته باشند، چطور زرق و برق دنیا خدای نخواسته در آنها تاثیر بکند، آن روز است که باید ما فاتحه اسلام را بخوانیم... آن روزی که زرق و برق دنیا پیدا بشود و شیطان در بین ما راه پیدا کند و راهنمای ما شیطان باشد، آن روز است که ابرقدرتها می‌توانند در ما تأثیر کنند و کشور ما را به تباهی بکشند.
همیشه این کشور به واسطه این کاخ‌نشین‌ها تباهی داشته است. این سلاطین جور که همه تقریبا کاخ‌نشین بودند، اینها به فکر مردم نمی‌توانستند باشند، احساس نمی‌توانستند بکنند فقر یعنی چه، احساس نمی‌توانستند بکنند بی‌خانمان یعنی چه ... وقتی که کسی احساس نکند که فقر معنایش چیست، گرسنگی معنایش چیست، این نمی‌تواند به فکر گرسنه‌ها و به فکر مستمندان باشد.
لکن آنهایی که در بین همه جامعه بزرگ شده‌اند و احساس کردند فقر چیست، دیده‌اند و چشیده‌اند فقر را، احساس کرده‌اند، ملموسشان بوده است که فقر یعنی چه، اینها می‌توانند به حال فقرا برسند‌. کوشش کنیم که این وضعیت در همه ما محفوظ باشد، در مجلس ما، در ارگانهای دولتی ما ...(3)
سخن گفتن از سیره امام‌(ره) خصوصا ویژگیهای آن عزیز و علی‌الخصوص ساده زیستی ایشان تمام ناشدنی است، یاران و نزدیکان آن عزیز دوران، خاطرات فراوانی در این مورد بیان داشته‌اند و همچنان نیز خاطراتی دارند که هنوز گفته نشده است. اما ای کاش ما نیز خود اندکی به این سیره نزدیک می‌کردیم و با الگو قرار دادن آن انسان وارسته که به تمام معنی کلمه یک انسان شایسته الهی بود، در راه سعادت و کمال راه می‌پیمودیم. خصوصا دولتمردان و کارگزاران اسلامی‌مان می‌بایست همیشه زندگی ساده حضرت‌امام‌(ره) را نصب‌العین زندگی خود قرار دهند، تا به این وسیله انقلاب شکوهمند اسلامی در مسیر مستقیم و الهی خویش همچنان ثابت و استوار باقی بماند و به پیش رود.