تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۴۱۹۹۶
تأثیر دیپلماسی‌ رسانه‌ای بر روند پرونده هسته‌ای ایران

بهنام سرخیل
بسیاری از افراد در اولین مواجهه با اصطلاحاتی از قبیل انرژی هسته‌ای یا هر چیزی که مرتبط با تکنولوژی هسته‌ای باشد بمب، انفجار، جنگ، فاجعه، زباله‌های هسته‌ای، آلودگی و خطر و مرگ را به یاد می‌آورند، در حالی که این فقط یک روی سکه است. فیزیک هسته‌ای بیشتر از آنچه تصور شود می‌تواند در خدمت بشر قرار گیرد و به جرأت می‌توان گفت زیان‌های انرژی هسته‌ای در مقابل فواید آن به راحتی قابل چشم‌پوشی است.
استفاده از انرژی هسته‌ای در نیروگاه‌های مولد انرژی، فیزیک هسته‌ای در تشخیص و معالجه بیماری‌ها، کمک به علم و صنعت در ساختن ماشین‌ها، هواپیماها و محصولات مصرفی بهتر و مطمئن‌تر، تولید گیاهان جدید و ثمربخش و حل مشکل تغذیه و توسعه استفاده از سموم گیاهی جدید و بی‌خطر تنها نمونه‌های کوچکی از کاربرد این تکنولوژی نوین است.
دامنه فعالیت دانش هسته‌ای به حدی است که حتی به کمک فیزیک هسته‌ای می‌توان گذشته اسرارآمیز انسان و زمین را آشکار ساخت و عمر زمین و ساکنان آن را تعیین کرد. اهمیت این دانش بشری زمانی آشکارتر می‌شود که دوره‌ای نه چندان دور تصور شود که در آن با کاهش جدی‌تر منابع سوختی و بحران انرژی مواجه خواهیم بود.
از سوی دیگر مطالعه تاریخ پیدایش دانش هسته‌ای نشان می‌دهد که آمریکا تنها استفاده‌کننده غیر بشری از تکنولوژی مذکور بوده است. اکنون این سؤال مطرح می‌شود که با این همه غرب به مدد چه ابزاری هم اکنون افکار ‌عمومی در سطح بین‌المللی را طبق اهداف پنهانش در زمینه پرونده هسته‌ای ایران کنترل می‌کند؟ جواب این سؤال هنگامی تأمل برانگیزتر خواهد بود که بدانیم فعالیت‌های گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی در حال شکل‌گیری است تا تکنولوژی صلح‌آمیز هسته‌ای ایران در افکار ‌عمومی غرب را مترداف با معانی غیر بشری استفاده از دانش هسته‌ای القا کند.
به طور کلی توجه به نقش و جایگاه افکار‌ عمومی در تعاملات بین‌المللی و عنایت به اینکه سیاست‌های خارجی قدرت‌های بزرگ تنها در سایه کنترل افکار بین‌المللی امکان اجرای برنامه‌های خود را پیدا می‌کنند، توصیف‌کننده اهمیت خاص مقوله افکار‌ عمومی در دستگاه سیاست خارجی هر کشور برای رسیدن به منافع ملی‌اش است، به ویژه آنکه موضوع افکار عمومی در سطح جهانی و کلان و بحث تبلیغات گسترده و جنگ روانی از سوی قدرت‌های بیگانه مورد‌نظر باشد.
با یک نگاه اجمالی به روند پرونده هسته‌ای ایران باید گفت که نزدیک به سه سال است که موضوع برنامه‌های هسته‌ای ایران مورد توجه رسانه‌های دنیا قرار گرفته است، به نحوی که پرونده هسته‌ای ایران که تا مدتی پیش به عنوان یک موضوع متعارف در گفت‌وگو‌ها و مذاکرات تلقی می‌شد، به تدریج به صورت یک بحران بین‌المللی مطرح می‌شود و چنین وانمود می‌شود که فقط شورای امنیت سازمان ملل، صلاحیت بررسی قضیه مذکور را دارد. آنچه که اغلب در رسانه‌های پرتیراژ تعقیب می‌شود، طرح مباحث جنجالی و همراه با عطش بیشتر در راستای زمینه‌چینی برای منازعه‌ای رودررو و ماجراجویانه بین ایران و غرب است.
لذا دستگاه سیاست خارجی کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند دقت بیشتر در اقدامات و برنامه‌ریزی‌ها در این زمینه خواهد بود تا بتواند از همه ابزار و توانایی‌های خود بیشترین استفاده را نمایان سازد. اگرچه تعاریف مختلفی برای دیپلماسی ارائه شده است، اما معمولاً دیپلماسی در نقطه مقابل استفاده نظامی قرار می‌گیرد و در حقیقت دیپلماسی به راه‌های به کارگیری ابزارهای مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و تکنولوژیکی در سیاست خارجی برای تامین منافع ملی و نیز شیوه حل و فصل اختلافات بین‌المللی اطلاق می‌شود.
در این زمینه یکی از ابزارهایی که می‌تواند در ایفای نقش فعال‌تر دیپلماسی بسیار مؤثر جلوه کند، مسئله تبلیغات و رسانه‌های جمعی و بین‌المللی است (منظور از رسانه، هر‌گونه رسانه مکتوب، دیداری و شنیداری و الکترونیکی از قبیل مطبوعات، رادیو و تلویزیون، رسانه‌های اینترنتی و ماهواره‌ای است).
تأثیر رسانه‌ها در پیشبرد سیاست خارجی به قدری است که کارشناسان علوم سیاسی از اصطلاح دیپلماسی رسانه‌ای استفاده می‌کنند که دیپلماسی رسانه‌ای از دو منظر می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد:
1- کارکرد دپیلماتیک رسانه‌ها که منظور آن دسته از کارکردهای رسانه‌ای است که ابعاد بین‌المللی پیدا کرده و بر عملکرد دولت‌ها و بازیگران جهانی تأثیر می‌گذارند.
2- عملکرد و استراتژی‌ رسانه‌ای دولت‌ها که منظور سیاست‌هایی است که دولت‌ها در بخش رسانه‌ای اتخاذ می‌کنند و از طریق آن بر افکار عمومی کشور خود یا سایر کشورها تأثیر می‌گذارند.
حال باید بررسی شود که عملکرد دیپلماسی رسانه‌ای ایران در قضیه بحران هسته‌ای ایران چگونه بوده است؟ و نقش رسانه‌ها در برون‌رفت از این بحران در سطح بین‌المللی چیست؟
همان‌طور که قبلاً نیز اشاره شد ، غرب با آگاهی کامل از این مطلب و بهره‌گیری بسیار وسیع از رسانه‌ها در مسیر اهداف خود گام برمی‌دارد. استفاده از رسانه‌ها به حدی است که می‌توان به نمایشگاهی که در حاشیه اجلاس شورای حکام برگزار شد اشاره کرد.
در این همایش که هیچ سنخیتی با موضوع آژانس یا مسئولیت و مأموریت ویژه این نهاد بین‌المللی نداشت و تنها در راستای مخالفت با اظهارات رئیس‌جمهوری ایران در رابطه با تحقیق و تفحص در هولوکاست طراحی شده بود، نمایندگان غربی به کمک تبلیغات عظیم در کنار فعالیت‌های دپیلماتیک خود سعی می‌کردند به توجیه سیاست‌های مورد نظر بپردازند. سیاستمداران غربی با استفاده از رسانه‌ها سعی می‌کنند تا ایران را جنگ‌طلب و ستیزه‌جو در عرصه معادلات بین‌المللی و افکار عمومی قلمداد کنند. مثلاً «‌مرکل» صدراعظم آلمان با مقایسه ایران کنونی با آلمان نازی قبل از جنگ جهانی دوم به کمک رسانه‌ها به دنبال جلب افکار‌عمومی کشورش، در اجرای سیاست‌های خود گام برمی‌دارد.
اقدام دیگری که سیاستمداران غربی به کمک رسانه‌های مختلف در پی تحقق آن هستند، تلاش برای معرفی ایران به عنوان برهم زننده امنیت و ثبات مطلوب منطقه است، به گونه‌ای که سیاستمداران غربی مثل دیک چنی، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا و کاندولیزا رایس با سفرهای پی‌درپی به کشورهای مخلتف منطقه ضمن فعالیت‌های دپیلماتیک در بین سیاستمداران منطقه و گفت‌وگو با زمامداران منطقه برای جلب حمایت آنها در پیشبرد اهداف شوم بین‌المللی، تلاش‌ می‌کنند تا به کمک امواج گسترده تبلیغاتی و رسانه‌ای، افکار‌عمومی را با خود همسو کند.
به بیان ساد‌ه‌تر اگر چه جای کوچکترین تأملی نسبت به حقانیت خواسته‌ منطقی ملت شریف ایران در دستیابی به تکنولوژی هسته‌ای وجود ندارد، اما با یک نگاه اجمالی به رسانه‌ها در سطح بین‌المللی می‌توان شاهد هجوم عظیم تبلیغاتی علیه ایران بود، به گونه‌ای که افکار‌عمومی با تبلیغ «‌نگرانی از مقاصد غیرصلح‌آمیز برنامه‌های ایران» در حال هدایت به سمت وسوی مورد هدف غرب هستند. این در حالی است که حتی وقتی غربیان به صراحت تهدید به استفاده از سلاح هسته‌ای می‌کنند به راحتی رسانه‌‌ها و سیاستمداران با کمترین عکس‌العمل‌ها از کنار آن می‌گذرند. نمونه بارز آن مربوط به اظهارات تهدید‌آمیز اخیرا شیراک (‌رئیس جمهور فرانسه) یا وزرای دفاع و خارجه برخی از کشورهای غربی است.
از سوی دیگر در سطح تعاملات بازیگران بین‌المللی با یکدیگر، یک اصل مهم در سیاست خارجه توجه به این نکته است که هر دولتی با هر رتبه‌ای از نظر قدرتمندی سعی می‌کند از سایر بازیگران بین‌المللی مانند کشورها، سازمان‌ها، و حتی نهادهای اقتصادی و اجتماعی و حتی جنبش‌های آزادی بخش در راستای منافع خود بهره ببرد. به عبارت دیگر سعی می‌کند تا جایی که مقدورات اجازه می‌دهد بازیگر فعالی در عرصه بین‌المللی باشد.
در این راستا باید سیاست خارجی به گونه‌ای طراحی شود که ضمن افزایش توان و آمادگی برخورد با انواع بحران‌ها، امکان بهره‌گیری از قدرت رسانه‌ای را نادیده‌ نگیرد تا بتواند به سمت تحقق منافع ملی نزدیک شود، زیرا بسیج رسانه‌ها می‌تواند در جذب افکار بازیگران بین‌المللی از قبیل دولت‌ها، سازمان‌ها، نهادها و جنبش‌ها در سطح بین‌المللی مؤثر باشد.
به این ترتیب باید به کمک دیپلماسی فعال و رسانه‌های جمعی، علاوه بر تقویت تفاهمات فرهنگی و مشترکات موجود، عامل اصلی بی‌ثباتی و ناامنی در منطقه یعنی حضور نظامیان بیگانگان که هم اکنون در سایه تبلیغات و جنگ روانی نادیده گرفته می‌شود، بیش از پیش محسوب شود. لذا تنویز افکار‌عمومی در سطح منطقه‌ای بین‌الملی به این مطلب که مهمترین عامل برهم زننده ثبات و امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی حضور نظامی بیگانگان در منطقه بوده است، می‌تواند نقش بسزایی در کاهش اثرات منفی تبلیغات غرب ایفا کند.
مطلب دیگری که در بحث فعالیت‌های رسانه‌ای باید مدنظر قرار گیرد، تلاش برای جلب توجه افکار‌عمومی برای ایجاد یک اجماع در سطح کلان برای مبارزه با توسعه آشکار سلاح هسته‌ای توسط رژیم غاصب اسرائیل است تا ضمن مقابله با افزایش خطر تسلیحاتی صهیونیزم در منطقه، اهداف غربی در پرده‌پوشی نسبت به سیاست‌ توسعه تسلیحات کشتار جمعی اسرائیل و سیاست‌های دوگانه غرب آشکارتر شود.