تاریخ انتشار : ۱۳ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۴۲۰۳۷
ورزش درانحصار استعمارگران

محسن حلاج نیشابوری
آنها با وجود اینکه ظاهراً دارای فرهنگ انگلیسی هستند برای شمارش اعداد و ارقام بزرگ شیوه نامگذاری اعداد و ارقام انگلیسی در ازای هر شش صفر را رها کرده و شیوه فرانسویان، نامگذاری در ازای هر سه صفر را که ظاهراً ساده تر است، پیروی می کنند، همچون:
شیوه انگلیسی (207)شیوه آمریکایی (فرانسوی)
1012 109 بیلیون (Billion)
1018 1012 تریلیون (Trillion)
1024 1015 کادریلیون (Quadrillion)
اگرچه شیوه های آمریکایی ظاهراً بر ساده تر نمودن متکی است، اما نتیجتاً انسان های کم عمق تری را پرورش داده اند که خصوصاً در امور سیاسی برای زیاده خواهان گرداننده پشت صحنه ابزار مطلوب تری هستند. شیوه انگلیسی ها بیشتر بر خودبزرگ بینی و بزرگنمایی استوار بوده است، مثلاً مستعمرات و قدرت امپراتوری خود را به رخ بکشند. با ورود ایالات متحده آمریکا زیاده خواه و تازه نفس به جمع استعمارگران انگلیسی ها برای جلوگیری از توجه این بچه غول استعماری شیوه توطئه سکوت را پیشه خود نمودند.
مدیران آمریکایی که به لحاظ وسعت سرزمین و منابع فراوان در محدوده ملی، عادت به دیگران را کوچک تر دیدن یا ساده تر اینکه عادت خود را بزرگتر از واقعیت دیدن (Paranoia) پیدا کردند. به تبعیت از این عادت خودبزرگ بینانه، فرهنگی را مرسوم نمودند که این عادت بیمارگونه را در آن می توان دید! چون نام کشورشان از ایالات متعددی شکل گرفته بود به جای کلمه موجود کشور (Country) در زبان انگلیسی برای کشورهای دیگر کلمه ایالات (State) را که می توان معادل استان که قطعاً ارزش ژئوپولیتیکی کمتری از کشور دارد را به کار می برند، تا اولاً بزرگی ایالات متحده به منظور بزرگنمایی معلوم شود ثانیاً فرهنگ آمریکایی را به عنوان فرهنگ مسلط آینده جهان معمول نمایند. انگلیسی ها که حداقل زبان خود و جنبه های سیاسی و حقوقی کلمات را بهتر از آمریکایی ها می شناختند بار دیگر بر موج ایجاد شده توسط آمریکاییان سوار شدند و با کاربرد عنوان پادشاهی متحده (United Kingdom) به بزرگنمایی خود اقدام نموده تا همچنان قدرت برتر استعماری جلوه نمایند.
نکته جالب دیگر اینکه در مطبوعات آمریکایی که غالباً در اختیار صهیونیست ها هستند علی رغم ساده نویسی معمول جامعه آمریکایی، واژه های نه چندان معمول و بعضاً قدیمی را به کار می برند تا بدینوسیله سلطه خود را بر آمریکاییان غالباً سهل انگار و ساده نویس تحمیل و تثبیت نمایند، همچون:
به جای Haunt ملاقات - دیدار Visit
به جای Parlous خطرناک Dangerous
به جای Peril خطر Danger
تعجب در این است که واژه های این چنینی ضمن کمتر معمول بودن بیشتر آنها دامنه محدودتری داشته و حالت خاص را معرفی می کنند! شیوه کاربرد واژه های عجیب و غریب یکی از شگردهای مطبوعات صهیونیستی در آمریکا شده است! دو شیوه کاربرد واژه های غیرمعمول توسط مطبوعات صهیونیستی به موازات شیوه ساده انگاری معمول آمریکاییان که در آغاز برای جذب نخبگان ملل دیگر در جهت تأمین نیازهای تخصصی صنایع آمریکایی با سرمایه ملل دیگر تربیت یافته بودند، آغاز شده بود. سبب معمول شدن زمینه نگرش های دوگانه و غالباً دلخواهانه در مدیران خودبزرگ بین آمریکایی شد! اوج بروز این بیماری مدیریتی، تفسیر و حتی بیان مطالب مطابق خواست و منافع ایالات متحده شده است به طوری که موارد متعددی از ناراحتی و اختلاف نظر با هم پیمان های غربی و سبب برانگیختن مقاومت هایی نیز در میان آنان شده است. آمریکاییان که روحیه کشتار تا حد نابودی سرخپوستان و تصاحب سرزمین هایشان و به زنجیر کشیدن زجرآور سیاهپوستان در میانشان نهادینه شده، امروزه به کمک قدرت موشکی و اتمی برای شرقیان خصوصاً مسلمین خواب مشابهی دیده اند.
فلسطین در واقع آزمایشگاهی برای بررسی روش تجاوز تدریجی و برآورد میزان حساسیت و مقاومت مسلمانان و دیگر حقیقت جویان جهان و نمودی از سیاست زیاده خواهان آنگلوصهیونیزم است. نظام آمریکایی که برای تسلط درون مرزی تحت عنوان آزادی، برنامه درسی را چنان تنظیم نموده اند، که محصل آزاد است «که از تعقیب درسی که مایل نیست مانند تاریخ، جغرافیا، حساب، حتی زبان انگلیسی خودداری کند»(208) با چنین نگرشی آیا استعمار ملل دیگر چندان تعجبی دارد؟ دروس سیاسی تاریخ و جغرافیا، درس زیربنایی حساب و درس انگلیسی لازم برای ارتباط اجتماعی چندان اهمیتی ندارند!
2- سوءاستفاده کردن
چون استعمار براساس زیاده خواهی و خودبزرگ بینی شکل می گیرد و تنها هدف آن سود هرچه بیشتر است در نتیجه حتی زیر پا گذاشتن معیارهای اخلاقی برای استعمارگران امری عادی است!! لذا آن انسان های صرفاً منافع طلب تلاششان را در جهت سود بیشتر متمرکز می نمایند. از دست دادن اصول اولیه و سقوط اخلاق و ایمان چنان شدت می یابد که زیر پا گذاشتن تمام ضوابط نیز امری عادی می شود.
البته این شیوه های ضداخلاقی سرانجام سبب بیداری استعمارزدگان و مقاومت، نهایتاً واکنش همگانی می شود، لذا زیاده خواهان ستمگر برای هرچه بیشتر ایمن ماندن از بیداری و مقاومت مردمی به تضعیف نیروهای مردمی و حتی تخدیر اجتماعی آنان اقدام می کنند. تجربه نشان داده هرچه عوامل فرهنگی اقوام و ملل بیشتر باشد، پیوستگی آنان قوی تر و تسلط بر آنها مشکل تر و بعضاً ناممکن است. علاوه بر آن هرچه ایمان به خدا بخش بیشتری از فرهنگ مردمان را تشکیل دهد امکان تسلط بر آنان نیز مشکل تر است.
ازاین رو زیاده خواهان که مطامع را بر هر چیزی ترجیح می دهند با روش های پیگیرانه و مستمر به تخریب و نابودی ارزش های دینی که سدی در مقابل مطامع استعماری آنها می باشد اقدام می نمایند. استعمار، دین را ظاهری و بدون محتوا و موضوعی صرفاً فردی عنوان نمی نماید تا از پیوستگی مردم و مسئولیت آنان در مقابل یکدیگر کاسته و سرانجام جامعه ای متفرق و پراکنده را در مسیر اهداف خود قرار دهد.
همچنان که در عربستان سعودی به کمک وهابیت چنین کردند و به دست عده ای مسلمانان ظاهراً نوگرا قلب جهان اسلام را چنان از جوامع مبارز اسلامی دور نمود که اختلاف آنان وسیله ای برای استعمار نوین شده و تحت عنوان القاعده دستاویز بدنامی مسلمانان را به دست آنگلوصهیونیزم داده است. همه می دانیم هر عاملی که دین را ظاهری و خالی از محتوا نماید خصوصاً اگر همراه آن درگیری جوامع اسلامی را نیز سبب شود همان نفاق است. نیروهای مؤمن و صاحب عقیده و اصولی با واکنش های درست و به هنگام، تحت هدایت و رهبری یکپارچه از افتادن به دام اشتباهات و سربرآوردن از دامن نفاق مصون و محفوظ می مانند.
این مهم نیازمند بنیه علمی نیرومند و قدرت استنباط بالا است که به زیور شجاعت نیز آراسته باشد. در جوامع مسئول و درست شکل گرفته، تلاش به پرورانیدن چنین چهره های توانایی از وظایف مراکز تربیت دینی است. استعمارگران که جوامع را یله ورها و غیرمسئول می خواهند چنین شخصیت هایی که به جوامع دوام و قوام می بخشند را مانعی برای مطامع و اهداف استعماری خود می بینند، لذا برای از میان برداشتن این موانع، استعمار با به کار گرفتن تجربیات ستمگران تاریخ که به شیطنت های نوینی هم آمیخته شده روش آسان و غیراخلاقی تهمت و افترا را به خدمت می گیرند تا از طریق حذف «هدایت جمعی و هماهنگ» در بازار آشفته فقدان رهبری اخلاقی، مطامع خود را تأمین نماید.
علاوه بر سهولت تخریب که از هر گروه فاقد مسئولیت و اخلاق برمی آید، به جهت نداشتن محدودیت ناشی از تعهد دینی، دست زیاده خواهان برای انجام هر کاری باز است. در میان مسلمانان مراکزی برای تربیت افراد آراسته به اخلاق و عرفان و متقی شکل گرفته تا از میان دانش آموختگان آن مراکز علمی افرادی با ویژگی های زیرین و مقبولیت افراد صاحب شناخت بیرون آیند:
1- داشتن توانایی علمی - اجتماعی بالا، همراه سعی و خستگی ناپذیری.
2- فراگیری و شناخت درست برای انجام واکنش به هنگام به منظور حفظ فضیلت و اخلاق جامعه.
چه بسا از دست دادن موقعیتی سبب پرداختن بهای گزافی در آینده شود که به آسانی قابل جبران نباشد، بویژه در این زمانه که زیاده خواهان برای رسیدن به هدف، حتی از فرهنگ، ورزش و هنر یا هر چیز پسندیده دیگری سوءاستفاده می نمایند، زیرا تخدیر جوامع نیز ابزاری و شیوه ای در خدمت استعمار درآمده است.
ورزش استعماری
مطابق رسوم گذشته استعمار انگلیس، ورزش از حقوق اشراف بود و مردم حق انجام آن را نداشتند. بارون دوکوبرتن(209) فرانسوی به جهت رقابت سیاسی در سال 1892 به عنوان نهضت المپیک به ورزش جنبه عمومی داد تا یکی از امتیازات اشراف انگلیسی را از انحصار آنان خارج کند. بدینوسیله فرانسویان که خود آغازگر استعمار فرهنگی نوین هستند با احیای یکی از رسوم کهنه یونانی به مبارزه سیاسی با رقیب دیرین پرداختند. غربیان که نمایش برتری فرهنگ اروپایی برایشان اهمیت زیادی داشت مراسم بازی های یونانیان را که هر چهار سال یک بار در پای کوه المپ (کوه خدایان) انجام می شد، دوباره احیا نمودند.
ساده تر اینکه رسمی جدید را به تقلید مراسم بزرگداشت دوران اساطیری بسیار خدایی (Polytheism) یونان قدیم هر چهار سال یک بار تجدید نمودند. هم اکنون مراسم المپیک را با افروختن مشعل محل افتتاح بازی ها با آتشی که با هزینه گزاف و سفری طولانی ولی غیرضروری از اقیانوس ها و قاره ها می گذرانند با مشعلی که در کوه المپ به رسمی ابتدایی با تابش خورشید افروخته می شود، دست به دست به محل مسابقات رسانده و بازی ها را آغاز می نماید! تمام این هزینه های صرفاً نمایشی و غیرضروری فقط برای حفظ یک رسم بسیار کهنه و قدیمی اروپاییان است. حال آنکه رسوم مصر، چین، هند، بین النهرین (عراق کنونی) و ایران با تمدن هایی کهن و ریشه دار جایی و مکانی مشخصی ندارند.
بدین ترتیب اروپاییان قواعد و رسومشان بر بازی ها حاکم شد تا آسانتر پیروز شوند و این نشانه و نمایش تازه ای از برتری اروپاییان باشد، هنگامی که غیر اروپاییان توانستند بر اریکه قهرمانی دست یابند برای حفظ برتری به تغییر مقررات و بالاخره بدتر از همه به کاربرد داروهای نیروزا(210) رو آوردند که مرگ چند ورزشکار زشتی این شیوه قهرمان شدن را آشکار نمود و مقرراتی برای نفی آن برقرار شد. با وجود مقررات بازدارنده، کشورهای نیازمند بهره برداری تبلیغاتی از پیروزی های کاذب نتایج آزمایش های مثبت این کار غیراخلاقی را آنقدر دیر اعلام می کنند که کشورهای قلدر و متنفذ بهره تبلیغاتی خود را به عنوان نشانه برتری و قدرتمندی به دست آورده باشند، تا مراسم به نوعی بزرگداشت آنان باشد.
شکست تاریخی یونانیان از خشایارشاه را از طریق گنجانیدن دو ماراتن، (211) بزرگداشت فردی قرار دادند که دشت ماراتن را برای رسانیدن خبر حمله به شهر دویده بود! همچنین در حالی که ده ها رشته از مبارزات ورزشی تن به تن آسیایی نادیده گرفته شده بود، کشتی فرنگی (Greco-Roman) را چنانکه نامش نشان می دهد چون مربوط به اروپاییان بود از جمله ورزش های مورد قبول قرار داده بودند! مشت زنی نیز با وجود خشونت چون ریشه در آمریکا و اروپا داشت در زمره بازی ها قرار گرفت! با وجود انواع مسابقات اسب سواری در مجموعه مسابقات، چوگان را که یک بازی ایرانی بود نادیده گرفته بودند.
البته چون ملل دیگر به دلیل پایین بودن توان اقتصادی و نداشتن سازمان لازم، خصوصاً اینکه المپیک های اولیه غالباً در اروپا انجام می شد. ملل دیگر نمی توانستند در بیش از یک یا دو رشته شرکت داشته باشند لذا تماشاگران غالباً شاهد پیروزی اروپاییان بودند تا هرچه بیشتر برتری اروپاییان امری پذیرفتنی شود. این شرکت کنندگان که بیشتر شاهد پیروزی اروپاییان بودند معمولاً در رشته ای ورزیدگی داشتند که رقیبشان در گرفتن مدال از کشورهای همسایه بود که خود سبب تشدید رقابت و ایجاد کینه جوانانشان نسبت به یکدیگر می شد، از آن جمله می توان رقابت های ایران و ترکیه در رشته کشتی آزاد و رقابت های هندوستان و پاکستان را در رشته هاکی روی چمن و بالاخره رقابت های ملل آسیای جنوب شرقی را می توان یادآوری نمود! بازی فوتبال هم وسیله تخدیر مردم آمریکای لاتین شد، زیرا در حالی که آمریکای لاتین در بسیاری از تولیدات کشاورزی همچون: شکر، قهوه، کائوچو و میوه های گرمسیری مانند موز صادر کنندگان اصلی جهان بوده و هستند بالاترین بدهکاران جهان به بانک های غربی نیز به شمار می آیند، اما به قهرمانی فوتبال دلخوش هستند!
نمونه جالب توجه کشور برزیل، وسیع ترین کشور آمریکای جنوبی با جمعیتی بیش از 150 ملیون نفر و داشتن رود آمازون، یعنی پرآب ترین رود جهان و جنگل های بسیار وسیع، از کشورهای آلمان، فرانسه و انگلیس عقب تر و در ضمن مقروض ترین کشورها به بانک جهانی است! اما دلخوشی به ورزش خصوصاً فوتبال چنان مردم را سرمست نموده که شکست در فوتبال را تلخ تر از شکست شدید و آشکار اقتصادی می پندارند! آرژانتین همسایه برزیل و رقیب سرسخت برزیل در فوتبال نیز وضع چندان بهتری از آن ندارد!