تاریخ انتشار : ۱۰ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۴۲۰۴۰

پس از فتح مسالمت‌آمیز «اورشلیم» یا «ایلیا» بوسیله نیروهای اسلامی، بحکم قداستی که قرآن مجید درباره ابن سرزمین قائل شده و آنجا را پربرکت نامیده‌ بود و بعلت آنکه نخستین قبله مسلمانان در آنجا قرار داشت؛ مسلمانان نام آن شهر را «بیت‌المقدس» گذاشتند.
هنگامیکه مسلمانان امور بیت‌المقدس را در دست گرفتند، این شهر ویرانه‌ای بیش نبود. ایرانیان در طول تصرف آن از 614 تا 728 میلادی، ویرانی‌هایی در سراسر شهر بوجود آوردند و حتی معابد و کلیساهای مسیحیان نیز از خرابی بی‌نصیب نماندند ولی با ورود مسلمانان، آبادی کامل شهر آغاز گشت و بر روی ویرانه‌های یک معبد قدیمی که صدها سال بود بحالت زباله‌دانی درآمده ‌بود، مسجد کوچکی ساخته شد که بعدها تجدید ساختمان گردید. مسیحیان هم که از آزادی‌های همه‌جانبه در سایه حکومت اسلامی برخوردار شده‌ بودند، همدوش مسلمانان به تعمیر خرابی‌های «کلیسای قیامت» و «کلیسای عذرا» پرداختند و بدین‌ترتیب می‌توان بیت‌المقدس را یک شهر تجدید بنا شده در دوران اسلامی نامید.
در سال 75 هجری، خلیفه وقت ساختمان مسجد اقصی را تجدید و تکمیل نمود و تا آنجا با مسیحیان خوش‌رفتاری کرد که آنان را در ساختمان مسجد شرکت داد.
«عبدالله طاهر» نماینده حکومت «ماموران» در شام و مصر، به تزیین مسجد الصخره اقدام نمود و حتی کتیبه‌های مربوط به آن دوران، هنوز در دیوارها و سقف آنجا جلوه‌گر است، در آن قرون بیت‌المقدس، بعنوان جزیی از قلمرو شام و فلسطین در اختیار «عباسیان» بود تا آنکه «فاطمیان» بر آنجا چیره شدند. بعد از این مدت، «آلب ارسلان سلجوقی» بر فلسطین مستولی شد و تقریبا پس از چهار قرن و نیم، بار دیگر بیت‌المقدس بدست ایرانیان افتاد، ولی طولی نکشید که در اثر سوءسیاست فرمانداران سلجوقی، ساکنیم بیت‌المقدس همراه دیگر مردم شام و فلسطین به «فاطمیان» مصر پناه آوردند. فاطمی‌ها که اختیاردار بیت‌المقدس شده ‌بودند، به علت ضعف و انحطاط داخلی، نتوانستند در مقابل تجاوز خارجی مقاومت بخرج دهند و «پاپ اوربن سوم» با مساعدت معنوی «پترس» راهب «جنگ مقدسی!!» را بر ضد مسلمانان برانگیخت و در ماه ژانویه 1099 میلادی، لشکرکشی از «غرب» مسیحی بسوی بیت‌المقدس آغاز گردید.
جنگ‌های صلیبی
«آلبرماله» و «ژول ایزاک» در تاریخ عمومی خود می‌نویسند: مقصود از اردوکشی‌های مسیحیان در طی قرن 11 و 12 و 13 نجات بیت‌المقدس و تربت عیسی از دست مسلمانان بود... پاپ اوربن دوم، با حضور جمع کثیری از روحانیون و امنای دین! نصاری را دعوت نمود که اسلحه بردارند و تربت عیسی را نجات دهند. پاپ در مرکز و جنوب فرانسه بگردش پرداخته، مردم را به جنگ ترغیب می‌کرد و ضمنا به عموم اساقفه نامه نوشت و آنها را دعوت نمود که برای جنگ «صلیب» بوعظ پردازند و دیگران را نیز بوعظ وادارند و وعده داد که هرکس در اردوکشی شرکت کند، آمرزیده خواهد شد. روز حرکت قشون صلیب به حکم پاپ اعلام گردید. گویی تمام اروپا از جا کنده شد. عده افراد قشون به یک میلیون نفر می‌رسد ولی مرد جنگی بیش از سیصد هزار نفر از افراد قشون باقی نمانده و بقیه در راه تلف شده ‌بودند.
تشنگی باقیمانده افراد را تهدید می‌کرد، لذا دیوانه‌وار حمله کردند و وارد شهر شدند و خونرزی سختی برپا کردند. «گود فرو آدوبویون» به پاپ نوشت: اگر می‌خواهید بدانید با دشمنانی که در بیت‌المقدس بدست ما افتادند چه معامله شد، همینقدر بدانید که کسان‌ها، در رواق سلیمان و در معبد، در لجه‌ای از خون مسلمانان می‌تاختند و خون تا زانوی مرکب می‌رسید فقط ده هزار مسلمان در معبد؛ قتل‌عام شد و هرکس در آنجا راه می‌رفت تا بند پایش را خون می‌گرفت... از کفار (مراد مسلمانان است) هیچکس جان سالم بدر نبرد و حتی زنان و اطفال خردسال را هم معاف ننمودند؛ پس از کشتار نوبت به غارت رسید و کسان ما چون از خونریزی سیر شدند، به خانه‌ها ریختند و هر چه بدستشان افتاد غارت کردند...» آری! پس از یک ماه محاصره، صلیبی‌ها، توانستند بیت‌المقدس را اشغال کنند (492 هجری ـ ژوئیه 1099م) و پس از اشغال آن، چنانکه از قول مورخان غربی خواندید بوحشیانه‌ترین اعمال دست زدند.
در این جنگ مقدس!!! که بدستور مستقیم پاپ و پدران روحانی برپا شده‌بود صدها هزار مسیحی ساده‌دل در طول راه از تشنگی و گرسنگی تلف شدند، و 70 هزار مسلمان مقیم شهر قتل‌عام گشتند و یهودیان نیز از کشتار و آزار و آتش مسیحیان بی‌بهره نماندند و تنها عامل این بدبختی‌ها در آن تاریخ، این بود که زمامداران کشورهای اسلامی بعلت اختلافات داخلی و انحطاط اخلاقی نتوانستند در مقابل هجوم نیروهای متجاوز، عکس‌العمل مهمی از خود نشان دهند.
مدتی تسلط جابرانه مسیحیان ادامه یافت و در مدت، نه مسلمانان و نه یهودیان از هیچگونه آزادی برخوردار نبودند تا آنکه در ماه جمادی‌الثانیه سال 853 هـ ـ (1187م) صلاح‌الدین ایوبی برای نجات بیت المقدس اردوکشی نموده و آنجا را به محاصره انداخت و درست پس از یک هفته محاصره بیت‌المقدس را تصرف نمود، اما او مانند صلیبی‌ها رفتار نکرد و از هرگونه اعمال خشونت‌آمیز و کشت و کشتاری، خودداری نمود و به مسیحیان اجازه داد که یا به شهرهای خود برگردند و یا آزادانه در آنجا زندگی کنند. او به مسلمانان اجازه نداد که به معابد مسیحیان اهانتی روا بدارند ولی مساجدی را که صلیبیان تغییرشان داده‌بودند، به صورت نخستین در آورد.
اشغال مجدد بیت‌المقدس
فردریک دوم امپراطور آلمان بدستور پاپ هونوریوس سوم، به نیروهای مسیحیان بسیج داد تا بیت‌المقدس را از نو از دست مسلمانان خارج سازند، زیرا پس از مرگ صلاح‌الدین اختلافات موجود در بلاد اسلامی پیروزی صلیبی‌ها را امکان‌پذیر ساخته بود.
در سال 625ه ـ سپتامبر 1228م فردریک دوم بسوی مصر رهسپار شد و «کامل» پادشاه مصر، طی قراردادی که با امپراطور آلمان بست. بیت‌المقدس را به صلیبی‌ها تحویل داد، بشرط آنکه مسجد القصی و قبه‌الصخره در دست مسلمانان باقی بماند و فرماندار دهات اطراف، از مسلمانان انتخاب گردد. این سازش در مورد رضایت مسلمانان و صلیبی‌ها قرار نگرفت و در زمان حکومت صالح ایوبی پسر کامل ایوب صلیبی‌ها نیروهای جدیدی برای اشغال کامل و همه‌جانبه بیت‌المقدس فرستادند ولی نیروهای مسلمان مردانه جنگیدند و در سال 642 هـ ـ 1244ـ م بیت‌المقدس را از سیطره صلیبی‌ها خارج ساختند و به ساکنان آن اجازه دادند که با کمال آزادی در کنار مردم مسلمان زندگی کنند. از سال 1517 میلادی بیت‌المقدس تحت اداره حکومت عثمانی درآمد و همچنان در دست آنان قرار داشت تا آنکه در 1917 میلادی 1337 هجری، امپریالیسم انگلیس با هم کاری نیروهای متفقین و سربازان انقلاب عربی آنجا را تصرف کردند.