سیدحسین موسوی
رئیس مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه
پس از 33 روز جنگ ویرانگر اسرائیل علیه لبنان قطعنامه 1701 شورای امنیت از صبح روز دوشنبه 23 مرداد به اجرا گذشته شد و عملیات جنگی از سوی اسرائیل و مقاومت اسلامی لبنان متوقف شد. همزمان با پایان یافتن عملیات جنگی ارزیابیهای گوناگونی در مورد این جنگ و عناصر پیروز و بازنده آن آغاز شد.
در اسرائیل و بلافاصله پس از توقف جنگ، اختلاف نظر میان احزاب سیاسی در مورد انگیزهها و هدفهای جنگ33 روزه اسرائیل آغاز شد. شدت این اختلافنظرها به حدی است که به گفته یکی از تحلیلگران اسرائیلی جنگ میان ژنرالها و سیاستمداران اسرائیل ممکن است به سقوط دولت ایهود اولمرت بینجامد. در این نوشتار کوشش میشود پارهای از خطاهای استراتژیک اسرائیل از اجرای عملیات دامنهدار علیه لبنان مورد بررسی قرار گیرد. به نظر میرسد خطاهای اسرائیل در این جنگ به زودی در میان محافل سیاسی این رژیم به عنوان سرفصل بحران سیاسی آینده اسرائیل مطرح خواهد شد.
1- پیش از هر چیز باید به موضوع بازندگی اسرائیل در این جنگ اشاره کرد و آن را قطعی به شمار آورد. دلایل این داوری قطعی فراوان است اما اشاره به یکی از آنها که از زبان اولمرت نخستوزیر اسرائیل بیان شد کفایت میکند. ایهود اولمرت در سخنان عصر روز دوشنبه خود یعنی چند ساعت پس از متوقف عملیات جنگی که در کنست ایراد شد به نکته مهمی اشاره کرد که از دید بسیاری از ناظران سیاسی به ویژه آنها که بر سر طرف پیروز و بازنده این جنگ داوریهای متناقضی ابراز کردند پنهان ماند. اولمرت به عنوان نخستوزیر رژیم تلآویو و فرمانده نیروهای مسلح گفت: «شخصاً مسئولیت جنگ علیه لبنان را به تنهایی به عهده میگیرم و این مسئولیت تجزیهپذیر نیست.» بر آگاهان امور سیاسی پوشیده نیست که رهبران سیاسی کشورها فقط هنگامی مسئولیت پیامدهای یک جنگ را شخصاً به عهده میگیرند که در آن شکست خورده باشند. این اظهارنظر رسمی نخستوزیر اسرائیل شباهت فراوانی به سخنرانی معروف جمال عبدالناصر رهبر فقید مصر پس از شکست ارتشهای عرب در جنگ شش روزه ژوئن1967 دارد که مسئولیت فاجعه جنگ را شخصاً به عهده گرفت. با این تفاوت که عبدالناصر در آن زمان از مقام خود به عنوان رئیسجمهور مصر استعفا کرد و اگر تظاهرات وسیع مردم مصر در12 ژوئن 1967 و خواست میلیونها جمعیت مصر نبود، جمال عبدالناصر از تصمیم خود مبنی بر کنارهگیری از مقام ریاست جمهوری صرفنظر نمیکرد. ایهود اولمرت نه تنها مسئولیت جنگ را شخصاً به عهده گرفت، بلکه در برابر افکار عمومی جهان که سخنان او را از شبکههای تلویزیونی تعقیب میکردند، رهبران حزبالله را تهدید کرد که اسرائیل یکایک آنها را تعقیب و مجازات خواهد کرد و به صورت آشکار سیاست تروریسم دولتی رژیم تلآویو را مورد تایید قرار داد. از اینرو اعتراف ضمنی نخستوزیر اسرائیل به شکست در جنگ علیه حزبالله لبنان و پذیرش مسئولیت آن دیگر جایی برای شک و تردید نسبت به شکست قطعی اسرائیل و نیروهای مسلح آن باقی نمیگذارد.
2- مهمترین خطای اسرائیل در جنگ علیه لبنان، بالا بردن سقف مطالبات خود از لحظه شروع آن بود. بازگرداندن بیقید و شرط دو سرباز اسرائیلی، خلع سلاح حزبالله و اجرای قطعنامه1559 شورای امنیت در راس لیست مطالبات اسرائیل قرار گرفت. اسرائیل بر این باور بود که در سایه همراهی و بلکه همکاری همه جانبه ایالات متحده آمریکا و سکوت رضایتمندانه رهبران برخی کشورهای عربی میتواند در فاصله هفت تا ده روز زیرساخت نظامی مقاومت اسلامی لبنان را منهدم کرده و حزبالله این کشور را برای همیشه از نقشه سیاسی لبنان حذف میکند. خوشبینی نهاد نظامی اسرائیل در این زمینه تا آنجا بود که به گمان ژنرالهای ارشد، «گردان گولانی» یعنی ورزیدهترین واحد نظامی اسرائیل پس از یک هفته بمباران بیسابقه هوایی و در یک فرصت48 ساعته ماموریت پاکسازی منطقه جنوب لبنان را از مقاومت اسلامی لبنان با موفقیت به اجرا میگذارد. این گمانهزنی ژنرالهای ارتش اسرائیل نه تنها تحقق نیافت بلکه ارتش اسرائیل در هفته سوم جنگ ناگریز شد30هزار نیروی پیاده نظام را به صدها تانک و پوشش بینظیر آتش هوایی همراه با پشتیبانی وسیع نیروی دریایی وارد میدان جنگ کند. با خاتمه یافتن عملیات جنگی در روز دوشنبه23 مرداد نه تنها دو سرباز اسرائیلی آزاد نشدند و نه تنها زیرساخت نظامی حزبالله لبنان آسیب جدی ندید بلکه تلفات ارتش اسرائیل در این جنگ به گونهای بیسابقه افزایش پیدا کرد و توان شلیک موشک به وسیله مقاومت اسلامی تا آخرین ساعات پیش از توقف عملیات جنگی محفوظ ماند و بالاخره موضوع خلع سلاح حزبالله حداقل از دستور کار نظامیان اسرائیل در هفته سوم جنگ خارج شد. خانم لونی وزیر خارجه اسرائیل در روزهای پایانی جنگ در یک اعتراف کمسابقه گفت: «نه ارتش اسرائیل و نه هیچ ارتش نیرومند جهانی قادر به خلع سلاح حزبالله نیست.» بنابر این ارتش اسرائیل در رویارویی نظامی نتوانست حتی یکی از مطالبات خود را تحقق دهد. این گفته ایهود اولمرت در کنست اسرائیل که «با اجرای قطعنامه1701 شورای امنیت معادله جنوب لبنان به کلی دگرگون خواهد شد» آشکارترین اعتراف اسرائیل به پذیرش شکست در جنگ ششم خود با یک نیروی مقاوم غیرکلاسیک به شمار میرود. یکی از تحلیلگران نظامی تلویزیون اسرائیل در اشاره ضمنی به این شکست اسرائیل گفت که ارتش اسرائیل باید برای همیشه با جنگ کلاسیک وداع کند.
3- خطای دیگر اسرائیل در این جنگ که به لحاظ پیامدها و مفاهیم آن استراتژیک محسوب میشود، این بود که در روزهای اولیه جنگ و هنگام بروز نشانههای اولیه دشواریهای ماشین جنگی اسرائیل در مقابله با جنگجویان حزبالله تبلیغات خود را روی این نکته متمرکز کرد که ارتش اسرائیل در واقع با دو نیروی مهم این نکته متمرکز کرد که ارتش اسرائیل در واقع با دو نیروی مهم منطقهای یعنی سوریه و ایران در حال جنگ بوده و حزبالله لبنان به نیابت از دمشق به تهران میجنگد. طرح این مسئله در میان نظامیان آن هم به منظور بالا بردن روحیه جنگی و دست کم نگرفتن نیروی مقابل مقولهای شناخته شده در جنگها بوده و قابل درک است. حتی ترویج این معادله به وسیله ماشین تبلیغاتی اسرائیل برای کاهش تاثیر منفی روانی ناتوانی «ارتش شکستناپذیر» در مقابله با یک نیروی کوچک متخاصم، قابل فهم است، اما طرح این معادله به وسیله سیاستمداران ارشد رژیم تلآویو آن هم به صورت رسمی چیزی جز سرایت ناتوانی ارتش اسرائیل در مقابله با حزبالله لبنان به بدنه سیاسی و حکومتی اسرائیل در هدایت و مدیریت راهبردی جنگ معنا نمیدهد، زیرا مطابق این معادله ترویجی رهبران تلآویو، اسرائیل پیشاپیش و به طور ضمنی به شکست خود در برابر ایران و سوریه اعتراف کرده است. البته ترویج معادله مزبور به وسیله رهبران اسرائیل توجیه و علت دیگری هم دارد و آن اینکه رژیم صهیونیستی با هیچ منطق و معیار اخلاقی و ابتداییترین اصول حاکم بر جنگهای متعارف، قادر نبود دامنه وحشیگری نظامیاش را علیه غیرنظامیان و زیرساختهای کشور کوچک لبنان آن هم در یک جنگ کاملاً نابرابر (در سه عنصر توان هوایی، دریایی و زمینی) در میان افکار عمومی خانواده بینالمللی توجیه کند. از اینرو و با کشاندن شبح سوریه و ایران به جنگ 33 روزه خود قصد داشت به صورت مجازی هم که شده وجود نوعی موازنه قوا را در اذهان عمومی القا کند. خطاهای یاد شده در کنار دهها خطای محاسبه دیگر اسرائیل، روند و نتایج جنگ را به کلی دگرگون کرد و حزبالله لبنان را به یک معادله دشوار تبدیل کرد. از این پس باید صحنه سیاسی اسرائیل را زیرنظر گرفت که چگونه و با چه سازوکاری با پیامدهای این جنگ و معادلات جدید منطقهای دست و پنجه نرم خواهد کرد. سایه جنگ اخیر اسرائیل و شاید آخرین جنگ اسرائیل در خاورمیانه تا سالها گریبان دو نهاد سیاسی و نظامی اسرائیل را خواهد گرفت. در میان مدت سقوط دولت اولمرت و بازگشت جناح راست افراطی به رهبری نتانیاهو به قدرت یکی از احتمالات جدی است، اما در بلندمدت اسرائیل در جستوجوی یک فرصت برای دستیابی به یک پیروزی سیاسی حتی به صورت مجازی و جبران شکست استراتژیک خود در جنگ لبنان خواهد بود. یکی از کارشناسان مرکز مطالعات استراتژیک الاهرام مصر گفته است: وقتی آمریکا در جنگ لبنان بمبهای هوشمند را به دست آدمهای غیرهوشمند اسرائیلی میسپارد، نتیجهای جز آنچه میبینیم به دست نخواهد آمد.