قاسم غفوری
دولت سینیوره در حالی به رغم خواست مردمی به کار خود ادامه میدهد که حمایتهای غرب و آمریکا از آن بر بحران ایجاد شده در لبنان دامن میزند تا نشانهای باشد بر عدم صداقت گفتههای غرب در حمایت از دموکراسی مبتنی بر خواست ملتها.
با پایان یافتن جنگهای 33 روزه که با شکست سنگین رژیم صهیونیستی همراه بود. لبنان در کنار آغاز روند بازسازی بار دیگر فعالیت گروههای سیاسی برای تشکیل دولت وحدت ملی را در دستور کار قرار داد. در کنار رایزنیهای صورت گرفته، به رغم خواست و تصمیم اکثریت گروههای سیاسی (گروه 8 مارس) مبنی بر کنارهگیری سینیوره از پست نخستوزیری و ایجاد دولتی کارآمد با ترکیبی جدید، گروه موسوم به 14 مارس (هواداران دولت کنونی) حاضر به اجرای این مهم نگردیدند. سیاستهای غلط و ناکارآمد دولت و تاکید مخالفان بر دگرگونی در ساختار سیاسی، سرانجام سبب شد تا مخالفان دولت وعده خویش برای اجرای رفراندوم و مردمی جهت سرنگونی دولت را اجرایی نمایند.
حضور میلیونی مردم در بیروت و حمایت آنها از خواستههای مخالفان حکایت از تلاش ملی ـ مردمی برای تشکیل دولتی ملی دارد که برکناری سینیوره را خواستار میباشد. آنچه در خلال تحولات کنونی لبنان حائز اهمیت است نقش و عملکرد قدرتهای غربی میباشد که سئوالات بسیاری را مطرح میسازد. غربیها که در جنگ 33 روزه با متحد خود رژیم صهیونیستی شکست را متحمل گردیدهاند، در اظهارات و مواضع اتخاذ شده (بویژه در دیدارهای مکرری که با مقامات لبنانی داشتهاند)، بر این امر تاکید کردهاند که برای خواست ملت لبنان تلاش میکنند، اکنون حقوق ملت لبنان را در حمایت از سینوره تعبیر میکنند در حالی که خواست ملت لبنان امری مغایر با این کارکرد میباشد.
بررسی تحولات لبنان و سیاستهای غرب آشکار میسازد که چرا این کشورها که از دموکراسی و مردمسالاری دم میزنند و حتی ملتها را به انقلابهای رنگین تشویق میکنند، در برابر خواست ملت لبنان ایستادگی و حتی آن را سرکوب مینمایند.
1) سیاستهای غرب در خاورمیانه بر اصل ایجاد تفرقههای داخلی برای ایجاد شرایط مناسب جهت مداخله در امور داخلی کشورها استوار میباشد. سیر تحولات خاورمیانه بویژه گرایش ملتهای منطقه به دوری از غرب و پایان دادن به مداخلات آمریکا و نیز تشکیل دولتهای ملی و مردمی در منطقه میرود تا پایان چند دهه نفوذ غرب در خاورمیانه باشد. اکنون آمریکا و اروپا، تشکیل دولت ملی در لبنان را حلقهای دیگر از ناکامیهایشان در خاورمیانه میدانند لذا برای جلوگیری از تحقق آن به هر اقدامی متوسل میگردند که حمایت از سنیوره و گروه چهارده مارس بخش اصلی آن است.
2) در طول جنگ 33 روزه که آمریکا و غرب از دو بعد به رژیم صهیونیستی یاری رساندند، اولا سلاحهای پیشرفته و شامل تجهیزات نظامی، پمپهای هوشمند، سلاحهای غیرمتعارف هستهای در اختیار صهیونیستها قرار دادند ثانیا با همکاری گروههای داخلی لبنان که در ترکیب دولت قرار داشتند برای این مهم گام برداشتند. اکنون غربیها تشکیل دولت ملی و خروج متحدانشان از دولت را عاملی برای برملا شدن جنایاتشان در جنگ 33 روزه و نیز پایان نفوذشان در لبنان میدانند، لذا برای عدم تشکیل آن فعالیت میکنند.
دیدارهای مکرر مقامات آمریکایی و اروپایی با گروه14 مارس و طراحی استراتژیهای آنها در این راستا صورت میگیرد (مردم لبنان بحرانهای کشورشان را ناشی از سیاستهای سفارتخانههای آمریکا و کشورهای اروپایی میدانند).
3) وابستگی دولتهای غربی به رژیم صهیونیستی و نفوذ گسترده صهیونیستها در عرصه سیاسی کشورهایی نظیر فرانسه، آلمان، انگلیس و آمریکا سبب گردید تا اراده سیاسی این کشورها عمدتا در چارچوب رژیم صهیونیستی اجرا گردد. این کشورها که امروز بیشترین مداخله را در امور لبنان دارند اولویت کاری خود را به حفظ منافع رژیم صهیونیستی مبذول داشتهاند.
بر این اساس آنها با حمایت از دولت سینیوره و جلوگیری از تشکیل دولت مردمی برای منافع صهیونیستها تلاش میکنند در حالی که در این میان خواست چندین میلیون لبنانی را نادیده میگیرند. در همین حال این نکته قابل ذکر است که کشورهای غربی با تبلیغات تفرقهافکنانه و اعلام خطر تشکیل هلال شیعه در منطقه (ایران، سوریه و دولت آینده لبنان) برآنند تا کشورهای عربی را نیز با اهداف خود همسو نمایند، در حالی که ملتهای منطقه تحولات لبنان را نه انحصارطلبی شیعه بلکه خواست ملت این کشور میدانند و از آن حمایت میکنند.
براین اساس میتوان گفت که دولتهای غربی و آمریکا با زیر پا نهادن شعارهای همیشگی خود مبنیبر دموکراسی، حق مردم برای تعیین سرنوشت، همکاری دولتها با ملتهایشان برای اجرای خواست آنها، حذف دولتهای غیرمردمی، در برابر خواست مردم لبنان مقاومت نموده و به حمایت از دولت سینیوره و گروه 14 مارس که از نظر مردم مشروعیت ندارند میپردازند. اکنون غرب چهرهای دیگر از دموکراسی ساختگی و گزینشی خود را به نمایش گذاشت، که در کنار مواضع آنها در قبال دولت مردمی فلسطین، عراق اثبات نمود که غرب صرفا برای منافع خود و متحدش رژیم صهیونیستی گام بر می دارد و دولتهایی را که به رغم غیرمردمی بودن در این چارچوب باشند حمایت و مانع از تشکیل دولتهای مردمی و دموکراتیک میگردند.
بر این اساس تحولات لبنان را میتوان درس دیگر برای ملتهایی مانند عراق و فلسطین دانست ک همچنان به تحقق اهدافشان با اتکا به خویش و دوری از غرب ادامه دهند چرا که دموکراسی گزینشی غرب مانع اصلی تشکیل دولت ملی در این کشورها میگردد چنانکه اکنون غرب و آمریکا در برابر اراده لبنان ایستادگی نموده و مانع اجرای خواست ملی آنها برای سرنگونی دولت سینیوره و تشکیل دولت وحدت ملی مستقل میگردند.
اینگونه مواضع دوگانه را در مخالفت آمریکا و اروپا با تشکیل دولت ملی در فلسطین، بلاروس، کشورهای آفریقایی، عراق و حمایت آنها از انقلابهای رنگین در آسیای مرکزی و قفقاز، حوزه بالکان و شرق آسیا میتوان مشاهده نمود، چنانکه با گذشت یکسال از تشکیل دولت در فلسطین همچنان با آن مخالفت میکنند اما در بسیاری از نقاط جهان برای سرنگونی دولتها تلاش میکنند که نمونه آن مداخله آنها در تحولات آمریکای لاتین است که با شکست مواجه گردید. بر این اساس دموکراسی غیرمردمی غرب در لبنان با اتحاد ملی حاکم بر این کشور محکوم به شکست است که تزلزل بیشتر ادعای دموکراسی غربیها در عرصه بینالملل را به نمایش میگذارد.