بسماللهالرحمنالرحیم
اعدام صدام این روزها در کانون توجهات بینالمللی قرار دارد. ملتها از مرگ این جنایتکار اظهار شادمانی میکنند. حامیان صدام از اینکه با اعدام او فرصت چندانی برای پیگیری نقش «شرکای جرم» او باقی نمانده، احساس آرامش مینمایند و برخی دیگر از اینکه ممکن است چنان سرنوشتی در انتظار آنها نیز باشد، اظهار تاسف کردهاند و حتی در کشورشان عزای عمومی اعلام نمودهاند.
موضع ما و دیگران در قبال اعدام صدام هر چه باشد، در این نکته نمیتوان تردید کرد که سرنوشت صدام از پدیدههای عبرتآموز دنیای معاصر است. اگرچه صدام بمدت یک ربع قرن بعنوان حاکم بلامنازع عراق، هر آنچه در توان داشت به انجام رسانید و از هیچ جنایتی فروگذار نکرد ولی سرنوشت تلخ او برای همیشه در تاریخ، بعنوان عبرتی برای حال و آینده به ثبت خواهد رسید.
این پدیده از جهات فراوانی قابل بررسی است و لازم است همچنان در کانون توجه قرار گیرد. برخی از نکات ناگفته که شاید کمتر مورد نظر بوده، عبارتند از:
1- رسوائی صدام بخاطر آنهمه جنایت و کشتار، حتی از مرگش نیز اهمیت بیشتری دارد. ماهیت صدام و رژیم خونریزش بقدری آشکار شده است که حتی حامیان دیروزش برای سرپوش گذاشتن بر همکاریهای جنایتکارانهشان سعی کردند از او فاصله بگیرند و حتی علیه او وارد عمل شوند تا بلکه بتوانند افکار عمومی جهان را در این زمینه منحرف سازند و خود را پرچمدار مبارزه با دیکتاتوری صدام، معرفی کنند. اینکه بوش کوچک در نخستین روزهای پس از سقوط صدام اعتراف کرد که دنیای بدون صدام دنیای بهتری خواهد بود، دقیقاً از همین تلاش واشنگتن حکایت میکند که آمریکا میخواست و هنوز هم میخواهد خود را دشمن صدام معرفی کند و حال آنکه همه میدانند صدام مزدور سازمان جاسوسی سیا بوده است.
2- تمامی اهداف و مأموریتهای صدام با شکست مواجه گردید و این تجربهای ارزشمند برای دنیای معاصر است که دریابند حتی میتوان در برابر جنایتکاری همچون صدام هم ایستاد و اهدافش را ناکام ساخت. فراموش نکنیم که صدام از جانب آمریکا مأموریت داشت انقلاب اسلامی را به شکست بکشاند و تهران را ظرف 3 روز، فتح کند. رژیمهای مرعوب عرب در این زمینه بیش از 90 میلیارد دلار برای تقویت ماشین جنگی صدام سرمایهگذاری کردند. البته صدام به تمامی دستورات دیکته شده از واشنگتن عمل کرد ولی هر چه بیشتر تلاش کرد، کمتر نتیجه گرفت و سرانجام با اشغال کویت و حملات موشکی به عربستان، زهر خود را به جان حامیان خود هم ریخت.
3- اکنون پس از گذشت یک ربع قرن از آن روزها، از صدام بجز یک «بدنامی مطلق» و از رژیم بعث عراق بجز یک رسوائی تاریخی، چیزی باقی نمانده و حامیانش از آن همه سرمایهگذاری بدفرجام، هیچ سودی نبردند.
در واقع هیچکس از سرمایهگذاری علیه انقلاب اسلامی سودی نبرده است. صدام و رژیمش به زبالهدان تاریخ فرستاده شدند. کویت و شیوخ بیافتخار عرب و شاهحسین اردنی و حسن مراکشی و حسنی نامبارک مصری و شاه فهد و برادرانش ناکامی و شکست را در ذائقههایشان چشیدند.
اتحاد جماهیر شوروی به موزههای تاریخ سپرده شد و حال آنکه صدام به قرارداد همکاری 2 ساله با مسکو افتخار میکرد و با کمک میگهای روسی و موشکهای اسکاد، از هیچ جنایتی فروگذار نکرد. از یوگسلاوی بعنوان مسئول مستقیم تعمیر و نگهداری و تأمین سلاحهای سنگین عراق، بجز یک ویرانه در قلب اروپا باقی نماند. میراژها و سوپراتاندارهای فرانسوی، بازار فروش خود را از دست دادند و فرانسه هنوز هم مطالباتی بابت آن جنگافزارهای فوق مدرن دارد که بایستی آنرا به فراموشی بسپارد!
آن دسته از مطبوعات و رنگیننامهها و رسانههای عربی که از صدام، «سردار قادسیه» ساخته بودند و او را «فخر عرب» معرفی میکردند، امروزه علیه او قلم میزنند تا بدنامیهای دیروزشان از ذهن و خاطره ملتها زدوده شود.
حتی آمریکا و انگلیس هم که سعی داشتند با پیشدستی در اقدام علیه صدام، آبروئی کسب کنند و پرچمدار دمکراسی در خاورمیانه معرفی شوند، امروزه بجز ناکامی و شکست و کابوس، نصیبی نبردهاند. آمریکا و انگلیس در دوران جنگ 8 ساله تمامی توان و ظرفیت اطلاعاتی، اقتصادی، سیاسی و تکنولوژی نظامی خود را در خدمت ماشین جنگی صدام قرار داده بودند تا بلکه صدام در این جنگ به پیروزی برسد. این آمریکا و اروپا بودند که با تجهیز صدام به سلاحهای شیمیائی سعی داشتند با پدیده انقلاب اسلامی به مقابله برخیزند و انقلاب را در نطفه خفه کنند ولی نتوانستند.
حتی اسرائیل هم امیدوار بود از دستاوردهای جنگ صدام علیه ایران بهرهمند بشود و خود را برنده اصلی جنگ تحمیلی 8 ساله علیه ایران میدانست. تصادفی نبود که اسرائیل با حمله به لبنان و اشغال سه چهارم خاک لبنان سعی داشت از انحراف افکار عمومی در منطقه بهرهبرداری کند ولی همان پدیده هم باعث شد که نهضت مقاومت اسلامی لبنان با تشکیل هستههای کوچک مقاومت شکل بگیرد و سرانجام باعث شکست ارتش صهیونیستی بشود. نهضت مقاومت اسلامی لبنان اگرچه هرگز یک ارتش منظم نبود ولی توانست با الگوبرداری از مقاومت رزمندگان اسلام در جنگ تحمیلی، پوزه صهیونیستهای اشغالگر را به خاک بمالد. در واقع، علیرغم آنکه ارتش لبنان و فالانژهای بدنام در خدمت اشغالگران صهیونیست بودند، ولی مقاومت اسلامی لبنان باعث شد که اسرائیل برای اولین بار در تاریخ موجودیت نامشروعش مجبور به فرار از لبنان شود. حتی ارتشهای مداخلهگر «ناتو» که برای کمک به اسرائیل وارد لبنان شده بودند، در برابر ضربات مرگبار نیروهای مقاومت اسلامی لبنان غافلگیر شدند و ژنرالهای آنها برای فرار از لبنان، از نفرات تحت امرشان، سبقت میگرفتند.
در واقع صدام و اربابانش برای نابودی انقلاب اسلامی وارد عمل شدند ولی مظلومیت انقلاب اسلامی، تأثیرات منطقهای و جهانی خود را با خود به همراه داشت و باعث شد که امروزه دنیای اسلام از وجود نهضت جهانی اسلام و بیداری اسلامی احساس سربلندی و افتخار کند.
از معصوم(ع) روایت است که میفرماید «لا یزال یوید هذا الدین بالرجل الفاجر» تا دنیا برپاست، دین اسلام توسط خطاهای عناصر فاجر و بدکاره، و آگاهی مردم بر اثر مشاهده آن دشمنان کینهتوز، مورد تأیید قرار میگیرد.
بیداری اسلامی در دنیای امروز را بایستی نمود عینی این کلام معصوم(ع) بدانیم که باعث احیای دین در عصر حاکمیت کفر و الحاد شد.
این مظلومیت پیروان انقلاب اسلامی بود که پرونده نکبتبار مارکسیسم را برای همیشه بست. این مظلومیت پیروان امام خمینی بود که پرونده منافقین و گروههای محارب را بست و این خونهای به ناحق ریخته شهدای مظلوم ما بود که جبهه کفر و الحاد را در موضع انفعالی قرار داد.
این یک سنت الهی است که پیروان جبهه حق حتی اگر از توان چندانی برخوردار نباشند، به برکت حقانیت و مظلومیتشان به پیروزی برسند.
امروز اگر چه شهید بهشتیها، شهید چمرانها، شهید رجائیها و شهید دستغیبها در میان ما نیستند ولی راهشان پر رهرو و پیامشان نافذ و مرامشان پیروز است. و این رمز پیروزی مکتب شهادت است که ما آنرا از حماسه عاشورا فرا گرفتهایم و بعنوان الگویی همیشگی به نسل امروز و فردای مسلمانان جهان تقدیم کردهایم و این مصداق عینی و عملی این پیام است که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا».
انقلاب اسلامی با الهام از فرهنگ حسینی به پیروزی رسید و راه بقای خود را هموار کرد و دشمنان این انقلاب علیرغم بهرهمندی از تمامی امکانات و سرمایهها، هرگز از آنهمه سرمایهگذاری علیه این انقلاب، بهرهای نبردند و نخواهند برد و این یک سنت الهی است.