تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۴۲۱۱۷

دکتر سیدمحمد اصغری
"قالا انا امرنا ان نکون مع العقل حیث کان!"
تعبیر شگفت و شیرینی است،‌ روایت از مولا علی(ع) است در اصول کافی. می‌گوید: "جبرئیل بر آدم نازل شد و گفت ای آدم، من مأمور شده‌ام که تو را در انتخاب یکی از سه چیز مخیر سازم، پس یکی را برگزین،‌ و دو تا را واگذار. آدم گفت چیست آن سه چیز؟ گفت: عقل و حیاء و دین. آدم گفت: عقل را برگزیدم. جبرئیل به حیاء و دین گفت بازگردید و او را واگذارید، آن دو گفتند: این جبرئیل، ما مأموریم، هر جا که عقل باشد، با او باشیم. گفت: خود دانید و بالا رفت."
در روایت بلند دیگری می‌خوانیم: خداوند خطاب به عقل فرمود: "به عزت و جلالم سوگند، مخلوقی محبوب‌تر از تو نیافریدم... امر و نهی و کیفر و پاداشم متوجه تو است." (کافی کتاب العقل و الجهل).
روایات در توصیف و تأیید "عقل" بسیار پرشمار است و شاید متجاوز از هزار باشد. توصیف امام علی باز هم شگفت‌تر است. فرمود: .... "لیثیروا دفائن العقول!" رسالت عظیم پیامبران بیدار کردن و شوراندن گنجینه‌های خرد و دفیقنه‌های عقول مردم است.
... و چنین است که مقام معظم رهبری می‌فرمایند: "اتهام بی‌توجهی اسلام به عقلانیت، مانند انکار کردن نور خورشید است،‌ چرا که در هیچ کتاب آسمانی به اندازه قرآن بر تعقل و تدبر تاکید نشده است."
بیش از پنجاه مرتبه در قرآن کریم به عقل و ده‌ها بار به واژه‌هایی چون تفکر، تدبر، اولی‌الالباب (صاحبان خرد)، حجر، نهی، اولوالابصار و نظایر این‌ها تأکید شده است. و عجیب‌تر آنکه قرآن کریم، عقل و سمع را در یک ردیف و با یک منزلت آورده است و از زبان تبهکاران می‌فرماید: لو کنا نسمع او نعقل، ما کنا من اصحاب السعیر!" اگر گوش جان به مردان خدا می‌سپردیم، یا تعقل و اندیشه می‌کردیم از دوزخیان نبودیم (!؟)
بی‌توجهی به اندیشه و تعقل، و تعارض عقل و ایمان هم، همواره در تاریخ کلام مسیحی مسئله‌ساز بوده است، وگرنه ا‌ز همان آغاز و پیش‌تر از شیخ مفید و سید مرتضی، عقل در فقه و کلام اسلامی، نه تنها در کنار دین و همراه با معارف ژرف اسلامی، بلکه یکی از منافع احکام و قوانین در حقوق دیرپای اسلام بوده است؛ و روشن است که پایه و مایه این همه توجه به عقل و اندیشه همواره از قرآن کریم سرچشمه گرفته است.
شریف مرتضی در همان آغاز تکوین مکاتب فقهی و کلامی، به نکته عمیق و بلندی پرداخته. می‌گوید: اگر بپذیریم که خداوند پیامبران را فرو فرستاده است که بر مقتضای عقول تاکید کنند، به هیچ وجه دور و ممتنع نیست. عبارت سید چنین است: "و غیر ممتنع آن یبعث‌الله تعالی الرسول، لتاکید ما فی العقول!" (الذخیره فی علم الکلام).
کلام حکیمانه مقام رهبری، بر همین مبانی است،‌ ایشان در ادامه می‌فرمایند:" تمدن درخشان علمی امت اسلام نیز بر پایه توجه به توصیه‌های اسلام در باب اهمیت تعقل و علم و تدبر شکل گرفت... چگونه است که با وجود این آیات صریح و متعدد، اسلام به برخورد خشونت‌آمیز متهم می‌شود "و بی‌توجه به عقلانیت به شمار می‌آید.
"جهاد" را خشونت شمردن، با تمام تاسف جز اقرار به عدم آگاهی و جهل نیست، و از آقای پاپ بندیکت رهبر مسیحیان جهان، آن هم در عصر جهانی شدن و ارتباطات، که روزگار "تراکم زمان و فضا" لقب گرته است،‌ بسیار اسف‌انگیز و جاهلانه می‌نماید. در سخنان آقای پاپ، انصافا هیچ نشانی از معنویت و محبت و وحدت و اصلاح و حقوق بشر و همزیستی مسیحائی نیست،‌ و راست گفت معاون طیب اردوغان نخست‌وزیر ترکیه که: "این ذهنیت تاریک، میراث همان ظلمات قرون وسطاست!"
رهبر انقلاب در ادامه،‌ یا هوشمندی و حکمت اضافه می‌کنند: "البته گمان می‌رود پاپ در این زمینه فریب خورده و توجه نکرده است که پشت سر اینگونه سخنان چه مقاصد و اهدافی دنبال می‌شود. جنبه مهمتر سخنان بسیار تاسف‌انگیز پاپ، سیاست‌های استکباری پشت پرده اینگونه اظهارات، یعنی کمک به بحران آفرینی مذهبی، قرار دادن پیروان مذاهب مختلف در مقابل یکدیگر و جلوگیری از همکاری ملت‌ها و پیروان مذاهب الهی است."
آنچه بسیار قابل توجه و دقت است، تاکید اسلام و فقه اسلامی، بر "عدالت و علم "در مقوله بسیار عظیم و حساس رهبری است. دو عنصر یا دو رکنی که بفرموده شیخ انصاری از عقل خالی از "شوایب" و از "عقلانیت" مورد تاکید رهبر انقلاب اسلامی سرچشمه می‌گیرد، عدالت و علم بی‌گمان عبارت اخرای عقل و عقلانیت خالی از غرض و جهل و هواست. آیا واقعاً آقای پاپ بندیکت نمی‌داند:
- پرچمدار خشونت و تجاوز، در عصر حاضر، کدام دولت یا دولت‌ها هستند؟
- ملت‌های مظلوم افغانستان، عراق، لبنان و... قربانی کدام جاهلیت و خشونتند؟
- عَلََم ستم و تجاوز و تبعیض، در روزگار جهانی شدن(!) در دستان کدام یا کدامین قدرت‌ها است؟ و... که "جهاد" مقدس را خشونت می‌داند؟
صد البته، عقل و حکمت مقتضی همان نکته ظریفی است که در کلام رهبری بدان اشاره رفت که:  "پاپ در این زمینه فریب خورده است"!
و زورگویان جهان،‌ ادامه حیات خود را در گرو بحران‌آفرینی مذهبی در جامعه بین‌المللی می‌دانند و پاپ با سخنان خود عملاً به این سیاست‌ها کمک کرده است.
... هر چند حضرت پاپ، از سخنان خود اظهار تاسف کرده است، اما از این اشتباه محاسبه، از کسی که بر کرسی رهبری دین مسیح(ع) که منادی وحدت و محبت است تکیه زده، نباید بی‌تامل و بی‌درنگ گذشت و سخنان پاپ را اظهاراتی آکادمیک و بی‌پشتوانه به حساب ‌آورد، آن هم در سالگرد فاجعه شوم و یازدهم سپتامبر که تمهیدی حساب شده و شیطانی برای یورش به ملت‌های مظلوم و ستمدیده بود، وگرنه خشونت هرگز به نام دین پذیرفتنی نیست، و این شعار پیامبرانه هرگز کهنه نمی‌شود که فرمود: "هل الدین الا الحب"!!