تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۴۲۲۳۱
از رابرت مورداک چه می‌دانید؟

 علیرضا سلطانشاهی
همه افرادی که با عملکردهای واقعی و کیفیت انواع رسانه های نوشتاری، دیداری و شنیداری درعرصه بین الملل آشنا هستند، روپرت مورداک را شناخته و با روشهای کاری او دراین زمینه آشنا هستند. این شهرت او بیشتر از آنجا نشأت می گیرد که او در روند کار خود برای کسب موفقیت از هر طریقی وارد و به هرکاری دست یازیده و این روش او به قدری به مذاق برخی خوش و شیرین آمده است که قصد دارند برای رسیدن به موفقیت از آن بهره برده و حتی آن را ترویج نمایند.
سؤالی که مطرح است اینکه آیا شخص مورداک و روشهای اختصاصی وی برای کسب و کار و موفقیت از مقبولیت لازم برخوردارند و یا صرف موفقیت تجاری او، ما را به نشان دادن عکس العمل واداشته است؟ و مهمتر اینکه هدف مورداک چیست که دستیابی به آن را به عنوان یک موفقیت مطرح می‌نمائیم؟
به هرحال عده ای هم روش و هم اهداف او را می پسندند. پیش از آنکه بخواهیم در این مورد اظهارنظری بنمائیم، از اثری پیرامون روپرت مورداک ذکری ولو مختصر به میان می آوریم که حاکی از مقبولیت و شاید مشروعیت روش و هدف مورداک و شاید به گونه ای حتی درصدد ترویج موقعیت او نیز می‌باشد.
«کسب و کار به شیوه مورداک» عنوان کتابی است که درسال 1380 توسط مؤسسه ایزایران منتشر شده و در آن به تشریح 10 راز موفقیت بزرگترین معامله گر جهان پرداخته است. 10 رازی که به ترتیب عبارتند از:
1- جریان را همراهی کنید.
2- دلرحمی را کنار بگذارید.
3- شرط بندی کنید.
4- در رهبری پیشقدم باشید.
5- بر جزئیات و ریزه کاری ها اشراف داشته باشید.
6- بازاریابی یک مسئله ژنتیک است.
7- برای بردن عجله کنید.
8- از امروز به فکر فردا باشید.
9- افزون طلبی نهایتی ندارد.
10- در شرکت حرکت و شوق بوجود آورید.
صرف نظر از چند راز مثبت این دستورالعمل، می توان به شیوه اجرایی و درعین حال غیراخلاقی مورداک در رسیدن به موفقیت پی برد و اگر با اندکی درنگ درصدد تطبیق این شیوه با اصول صحیح مدیریت که منطبق بر علم حقیقی و اخلاق سالم است برآئیم، نتیجه ویرانگر خواهدبود. البته مخرب بودن این فرایند، برای ما معنی پیدا می کند، و نه مورداکی که برهمین اساس رشد کرده و امپراتوری رسانه ای خود را بنا نهاده است. و عده ای نیز در ایران آن را می‌ستایند.
حال چگونه باید با روش ها و اهداف مورداک در استقرار امپراتوری رسانه ای اش در دنیای امروز آشنا شد؟
شاید بتوان پاسخ این سؤال را در متن کتاب ویلیام شاوکراس نویسنده شهیر بریتانیایی، تحت عنوان «امپراطوری رسانه ای روپرت مورداک» یافت که توسط آقای امیرحسین بابالار ترجمه و در انتشارات نشر ساقی منتشر شده است. البته پیش از تهیه و مطالعه این اثر باید به چند نکته توجه خاص داشت. چرا که در صورت عدم توجه به این موارد امکان دستیابی به اهداف ناشی از انتشار کتاب بسیار مشکل خواهد بود.
1- متن اصلی کتاب مزبور درسال 1993 و حدود 13 سال پیش از انتشار ترجمه آن در ایران، در انتشارات Pan Book منتشر گردیده است. پرواضح است که این امپراتوری رسانه ای ظرف مدت 13 سال گذشته دستخوش تحولات بسیاری از حیث گستردگی قلمرو و یا ثروت و دارایی خود شده است. در واقع هرچند مترجم محترم تلاش کرده است با الحاق بخشی به نام «سخن پایانی» محصول تحقیقات خود را برای پرکردن این فاصله در اختیار خواننده ایرانی قرار دهد اما در هرصورت بسیاری از فعالیتهای مورداک درطول این 13 سال به طور کامل به چشم نمی‌آید.
درحال حاضر بنابر اطلاعاتی که در سایت رسمی شرکت تحت اختیار جناب مورداک وجود دارد یعنی سایت wwwnewscorpcom داراییهای مورداک در امپراتوری رسانه ای اش دربرگیرنده موارد ذیل می‌باشد:
شبکه‌های تلویزیونی
1. Fox Broadcasting Company
 Fox Sports Australia .2
 Fox Televison Station .3
 FoxteI .4
  Star .5
خبرگزاریهای ماهواره‌ای
1. Bsky B
Directv .2
  Foxtel .3
  Sky Italia .4
شبکه‌های کابلی
1. Fox Movie Channel
  Fox News Channel .2
Fox College Sport .3
  Fox Sports Enterprises .4
  Fox Sports en Spanol .5
  Fox Sport Net .6
  Fox Soccer Channel .7
  Fox Reality .8
  Fuel tv .9
Fx .10
  National Geographic Channel .11
  Speed .12
Stats Inc .13
  Sun Sports .14
  Tuner South .15
روزنامه هادر استرالیا:
1. Daily Telegraph
  Fiji Times .2
  Gold Coast Bulletin .3
herald sun .4
  Newsphotos .5
  Newspix .6
  Newstext .7
  NT News .8
  Post-courier .9
  Sunday Herald Sun .10
Sunday Mail .11
  Sunday Tusmania .12
  Sunday Territorian .13
  Sunday Times .14
  The Australian .15
  The Advertiser .16
  The Courier Mail .17
  The Mercury .18
 The Sunday Mail .19
  Weekly Times .20
در انگلستان:
1. News International
News of the World .2
  The Sun .3
  The Sunday Times .4
  The Times .5
  Times Literary Supplement .6
در ایالات متحده آمریکا:
1. New York Post
شرکتهای انتشاراتی:
1. harper Collins Publishers
Australia
Canada
Childrenصs Books
United States
United kingdom
  Regan Books .2
  Zondervan .3
مجلات:
1. Big League
  Inside Out .2
donna hay .3
  ALPHA .4
  News American Marketing .5
  Smart Source .6
  The Weekly Standard .7
Gem Star-tv Guid International Inc .8
شرکتهای فیلمسازی:
1. 02th Century FOX
02th Century FOX Spanol .2
  02th Century FOX Entertainment .3
  02th Century FOX International .4
  02th Century FOX Television .5
  Blue Sky Studios .6
  FOX Searchlight Picture .7
  FOX studios Sustralia .8
  FOX Studios baja .9
  FOXStudios La .10
  FOX Television Studios .11
آنچه در فهرست بالا آمد دارائیهای مورداک است که در سایت رسمی شرکت عظیم او ذکر شده اند. اطلاعات موجود درباره نوع عملکرد، ثروت کنونی و حتی وضعیت خانوادگی مورداک تا حدی ضد و نقیض بوده و عمدتا در پرده ای از ابهام قرار دارند. برای نمونه درحالیکه مورداک در ردیف ثروتمندترین مردان جهان قرار دارد، اعداد و ارقامی که از میزان ثروت وی ذکر می شوند کاملاً متفاوت است. چراکه عده ای میزان سهام او در هر یک از شرکتهای مطرح را در افت و خیز دائمی می دانند که البته خود این نیز می تواند از شگردهای حرفه ای او باشد و یا اطلاعات واصله از آخرین تحولات زندگی شخصی مورداک حاکی از ازدواج سوم او با زنی از آسیای دور است که تعجب بسیاری را برانگیخته است و اینکه او حتی در سنین کهولت دارای دو فرزند از همسر جدید خود شده است.
2- تأسف از به روز نبودن کتاب مذکور زمانی برای خوانندگان و علاقمندان فزونی می یابد که بدانیم (چنانچه مترجم محترم نیز با زبانی گلایه آمیز در مقدمه خود بدان اشاره نموده است)، بیش از نیمی از اثر ویلیام شاوکراس درعین اینکه ترجمه نیز شده است توسط ناشر و بدلیل تنگناهای تجاری موجود در عرصه نشر حذف شده و کتابی که پیش روی خواننده قرار می گیرد درواقع خلاصه ای از یک مجموعه با دوبرابر حجم موجود است.
شاید ناشر محترم این اثر دلایلی برای این اقدام خود داشته، اما حتی خود آنها نیز برا ین مهم که از ارزش کیفی کار کاسته اند معترفند. و مخاطب را از مطالعه بسیاری از نکات تأثیرگذار اثر شاوکراس محروم کرده اند، بویژه اینکه آن نکات بطرز چشمگیری ما را در شناخت یک امپراتور بلامنازع رسانه ای که شدیدترین اقدامات را علیه جهان اسلام و حتی ایران اسلامی داشته، کمک می کردند.
3- ویلیام شاوکراس که در ایران با کتاب «آخرین سفر شاه» شناخته می شود در این اثر بجز چند کد بسیار ظریف، کوچکترین اشاره ای به یهودی بودن مورداک نکرده و حتی برای او اصل و نسبی مسیحی درست کرده است.
دقیقاً نمی دانیم شاوکراس به چه دلیلی از یهودی بودن مورداک طفره رفته و از آن سخن نمی گوید، حال آنکه عموماً به یهودی بودن شهرت دارد و بسیاری از منابع نیز بر آن صحه گذارده اند و حتی حمایتهای بی دریغ و سخاوتمندانه وی از صهیونیسم جهانی بر همگان آشکار است.
شاید اگر ناشر محترم نسبت به انجام تحقیقی گسترده در همین خصوص وجهه همت می گمارد و آن را در ابتدا و یا انتهای کتاب درج می نمود به هدف واقعی از نشر چنین کتابی کمک شایان توجهی می شد. ولی متأسفانه این ضرورت مهم در عین تذکرات مکرر بی پاسخ ماند. شاید دوستان ما در این انتشارات، ذکر روشهای ضداخلاقی مورداک را برای نشان دادن تصویر زشت او در این اثر کافی دانسته اند و دیگر نخواسته اند با اثبات ادله ای مبنی بر صهیونیست بودن او، نکته منفی دیگری بر این چهره زشت بیافزایند. و شاید هم اصراری بر این نداشته اند که حتماً مورداک یک یهودی معرفی شود و شاید هم حجیم شدن کتاب، دلیل اصلی آنها بوده که در این صورت تأسف افزون تر می‌گردد.
به هر دلیل به نظر می رسد لازم باشد در این کتاب با این حجم که برای نخستین بار در ایران و درمورد یک شخصیت معروف رسانه ای، منتشر گردیده است، برخی نکات مبهم پاسخی بیابند. و اینکه این امپراتوری عظیم رسانه ای از چه طریق و با چه ارتباطاتی میان مورداک و محافل پنهان و آشکار یهودی و صهیونیستی برپا شده و همچنان اداره می شود. آیا دستی در کار است تا مورداک یهودی تصویر نشود؟ و یا اینکه اساساً مورداک یک یهودی نیست؟ دیدگاه خود او در این مورد چیست؟ آیا از یهودی بودن خود دفاع کرده، بدان می بالد و یا به دلایل معلوم و نامعلوم از انتساب به این وجه احتراز کرده، منکر آن می‌شود؟
پیش از ارائه پاسخی به سؤالات فوق شاید مرور و بررسی چند واژه کلیدی و بازخوانی معانی و تعابیر مرتبط با آنها در این مقال خالی از فایده نباشد.
1- آنوسیم، واژه‌ای از فرهنگ و آداب رایج در یهودیت است که براساس آن به یک فرد یهودی اجازه داده می شود تا درعین پذیرفتن اجباری یک دین دیگر همچون اسلام و مسیحیت، همچنان در خفا بر دین خود باقی بماند. مارانوها در اسپانیای مسیحی، دونمه ها در ترکیه و عثمانی گذشته، جدیدالاسلام ها در ایران و اشکال دیگر در جای جای جهان از واقعیات انکارناپذیر وضعیت فعلی آنوسها در جوامع غیریهودی است.
2- پروتستان، شاخه ای از دین مسیحیت است که عمدتاً با قیام کالون و مارتین لوتر علیه دستگاه مسیحیت و زمانی که شاخه ای دیگر از مسیحیت یعنی کاتولیک ها در اروپای مسیحی حاکم بودند، شکل گرفت و اساساً باعث ایجاد بدعتهای نامقبولی در مسیحیت گردید و آنگونه که عده ای بر آن اذعان دارند، شباهتهای عجیبی با یهودیت دارد. بویژه تشابه آنها در زمینه های پولی و مالی همچون ربا، بسیار سؤال برانگیز و تعجب آور است. این بدعتها در مسیحیت همچنان ادامه داشته و دارد و طبیعی است که اعترافات مارتین لوتر که حاکی از تأثیرپذیری از یهودیت است را در این راستا ارزیابی نمائیم تا مفری از این فضا برای ادامه حیات خود بویژه در قرون وسطی بیابد.
3- یهودیت؛ قومیت یا دین؟
آنچه از رویه فعلی یهودیت می توان دریافت این است که تا کسی از والدین یهودی متولد نشود، نمی تواند پیرو حقیقی دین یهود باشد. درواقع یهودیت تنها برای یهودیان معنا دارد. گرچه طرح واژه ای همچون «گرصدق» برای یهودیان توجیهی فراهم نموده است که براساس آن می توان به یهودیت گرایش داشت ولی خود نیز می دانند که این توجیه تنها یک واژه بدون کاربرد است. با این اوصاف اگر یهودیت در وضعیت فعلی را بعنوان یک قوم بدانیم تا دین، چندان به خطا نرفته‌ایم.
در ادامه باید به این اصل توجه داد که ارث بردن یهودیت از والدین با محوریت مادر اصالت بیشتری دارد و عده ای از خاخامها برای اینکه فردی را یهودی بنامند، تنها به پدر یهودی فرد اکتفا نکرده و آن را شرط لازم می دانند و نه شرط کافی که زاده شدن از مادری یهودی است.
با مرور این تعاریف در فرهنگ و آداب یهود می توان چند حدس و گمان را بر یهودی بودن مورداک وارد دانست.
1- ممکن است که او یک آنوسی باشد که به ظاهر خود و یا والدینش از یهودی خواندن خود امتناع ورزیده، مایل بوده و هستند که حداقل مسیحی تصویر شوند.
2- ممکن است پیرو مذهبی از شاخه های مسیحیت باشد که قرابت نزدیکی با یهودیت دارد. و یا حداقل از یهودیان کاتولیک دور است، آنچنان که شاوکراس بر وابستگی جد مورداک به کلیسای ایونجلیک اسکاتلند و استرالیا که با شیوخ کلیسای اروپا مشکلات و اختلافاتی دارد تأکید می‌کند.
3- ممکن است که مورداک دارای مادری یهودی و پدری غیریهودی باشد. چنانکه عده ای همچون کریستوفر بولین در مقاله ای برا ین حقیقت اذعان می کنند که الیزابت مادر بسیار قدرتمند1 و الهام بخش مورداک یک یهودی بوده است. بولین در
1- تأثیرپذیری مورداک از مادر یهودی اش آن چنان برجسته و چشمگیر است که حتی شاوکراس نمونه هایی از آن را به ویژه در دوران قدرت مداری مورداک ذکر می کند. شاوکراس معتقد مقاله خود که در سایت www rumormillnewscom در مورخ 13 اکتبر سال 2003 درج گردیده است می گوید: «به گفته ریچارد اچ. کیورتس، سردبیر نشریه واشینگتن ریپورت درباره مسائل خاورمیانه، مردوخ (مورداک) به دلایل تجاری، تبعه ایالات متحده امریکا شد. کیث روپرت در 11 مارس سال 1931 در ملبورن استرالیا به دنیا آمد. کیورتس می نویسد پدر روپرت، سرکیث مردوخ (مورداک)، ناشر روزنامه و مادرش یک یهودی ارتدکس بود. اما مردوخ (مورداک) هیچ وقت چنین مطالبی را در داستان زندگی خود ابراز نکرد. پدر او با الیزابت جوی گرین، دختر روپرت گرین در سال 1928 ازدواج کرد که حاصل آن یک پسر بنام کیث روپرت و 3 دختر بود. کیث روپرت بعدها تصمیم می گیرد که از نام اول پدربزرگ مادری اش که یهودی بود استفاده کند.» 2
بولین در ادامه می افزاید در سال 1984 مجله کندور خاطر نشان می سازد که سرکیث مردوخ (مورداک)، پدر روپرت از طریق ازدواج با میمنت خود با دختر یک خانواده یهودی ثروتمند یعنی نئی الیزابت جوی گرین، شهرت و اعتبار زیادی را در جامعه استرالیایی کسب کرد.
و این در حالی است که شاوکراس در مورد روپرت گرین، پدر الیزابت به گونه ای این چنین سخن می گوید:«او در دوران جوانی آدم لاابالی و بی هدفی به نظر می رسید وچندان هم نتوانسته بود در مدرسه به تحصیل بپردازد، او به اداره استقراضات نیوزلند و به آژانس مرسنتایل که کارش صدور پشم بود راه یافت و در آنجا مورد علاقه بسیار زیاد همکارانش قرار گرفت. در زندگی شخصی اش متهور و بی باک و آدمی قمارباز و ولخرج و همیشه بدهکار بود. او با خانم مری دولانسی فورث ازدواج کرد. مری زنی باکلاس، متین و فهمیده بود. بدهی هایی که روپرت گرین بر سر قمار و شرط بندی بالا می آورد، گاهی آنقدر زیاد بود که همسرش مجبور می شد خانه را اجاره داده و بچه ها را دربدر کند.»
در حالیکه در نوشته شاوکراس حول شخصیت و جایگاه خانواده مادری روپرت مورداک از بزرگی و شان یک خانواده متمول ردپایی نمی بینیم. از سوی دیگر شاوکراس نحوه ازدواج پدر و مادر مورداک را به گونه ای بیان می کند که اختلاف خانواده های طرفین و یا عدم موافقت خانواده مادر مورداک در ازدواج با پدر او، تنها وجود سنی زیاد بین آنها بوده است. به گونه ای که الیزابت 18 ساله می بایست با مردی 47 ساله ازدواج نماید.
شاوکراس به نقل از خود الیزابت در این باره می افزاید:«نامزدی او با روزنامه نگاری میانسال سر و صدای زیادی به پا خواهد کرد.» 3 و البته شاید علت به پا شدن سر و صدا در این مورد را به ازدواج یک مسیحی با یک زن یهودی نسبت داد!
علاوه بر مطالب دیگر حول یهودی بودن مورداک و ابهام هایی که در این خصوص عده ای هر چند محدود مطرح می کنند، حقایقی از صهیونیست بودن مورداک وجود دارد که انکار آن براحتی انکار یهودی بودن او نیست. 4
جورج پتاکی، فرماندار نیویورک، یکبار گفته است هیچ روزنامه ای در ایالات متحده بیش از نیویورک پست (متعلق به مورداک) حامی و پشتیبان اسراییل نیست. 5 در جای دیگر می خوانیم که مردوخ (مورداک) عضو فعال بسیاری از سازمان های صهیونیستی از جمله لیگ ضد افترا، اتحادیه استیناف یهودی و موزه یهود در نیویورک، مرکز یادبود کوره های آدمسوزی است .6 و حتی در برخی از آنها همچون اتحادیه استیناف یهود موفق به کسب جایزه بشردوست سال از دست افرادی مثل هنری کیسینجر یهودی شده است.
به هر حال ضمن ابراز خوشنودی ازانتشار چنین آثاری، لزوم معرفی و شناخت دقیق تر شخصیت هایی نظیر مورداک بیشتر احساس می شود چرا که وسایل و ابزارهایی که توسط آنها علیه بشریت بکار می رود بسیار خطرناک و اهداف مستتر در پس آنها بسیار هولناک‌تر است.