*بروز اختلافات اخیر در فلسطین را چگونه ارزیابی کرده و ریشههای اختلاف را در کجا میبینید؟
**ریشههای اختلاف به دو دستگی سیاسی در فلسطین معطوف است که ازدهه هشتاد میلادی شروع شده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، یک جریان اسلامی تحت عنوان جهاد و حماس شکل گرفتند و با استفاده از خلا، سیاسی در نتیجه خروج سازمان آزادیبخش فلسطین از لبنان و تبعید به کشور تونس. این نیروها ابتکار عمل سیاسی را درست گرفتند و فرآیند تصمیمگیری از برون به درون انتقال یافت و به دنبال آن انتفاضه نخست در سال 1987 شکل گرفت.
با توجه به این که اسرائیل متضرر چننین فرآیندی بود. در جریان یک پاتک، گفتگویی را با ساف که نقش کمتری در انتفاضه داشت. شروع کرد و در سال 93 سازش اسلو را امضاء کرد. پس از این که توافق اسلو با مشکل روبهرو شد و اسرائیل به تعهدات خود عمل نکرد و عملاًاین توافق به بن بست رسید. لذا یکبار دیگر ابتکار عمل به دست جریان اسلامی افتاد و انتفاضه مسجدالاقصی در سال 2000 آغاز شد.
در این انتفاضه بخشی از نیروها به سمت جریان مقاومت تغییر وضعیت دادند پیروزی حماس در انتخابات اخیر و به دست گرفتن اکثریت پارلمان یکی از نتایج رویارویی بین جریان مقاومت و سازش بود که مردم راهکار مقاومت را انتخاب کردند که تاکنون کارنامه درخشانی نیز داشته است که از جمله آنها عقبنشینی اسرائیل از غزه بود. پس از به قدرت رسیدن حماس، گروه ساف نیز در کنار عناصر غربی برای فشار بر حماس قرار گرفت که سعی میکند جریان مقاومت را به چالش کشاند. این تقابل در مدت اخیر در جنگ لبنان شدت بیشتری یافته چرا که با پیروزی حزبالله جریان مقاومت حقانیت بیشتری یافته است ریشه بخشی از حوادث اخیر در فلسطین مربوط به عوامل داخلی است و بخش دیگر معطوف به تحریک خارجی و دخالت کشورهای غربی است.
*پس از شکست اسرائیل در لبنان، اعتماد به نفس برای مبارزه با اسرائیل در میان فلسطینیان نیز قوت گرفته است. آیا اختلافهای اخیر به موقعیت اسرائیل کمک نمیکند؟
**نتیجه جنگ لبنان، شکست اسرائیل بود که قطعا تل آویو درصدد است تا آبروی از دست رفته خود را بازسازی کند. به این دلیل اسرائیل سعی میکند این اعاده حیثیت را در جنگ علیه فلسطینیان ساماندهی کند. تهدید تل آویو در احتمال اشغال مجدد غزه و ساقط کردن دولت حماس، مهمترین شاخصهای موجود در این زمینه است. اسرائیل تلاش میکند با دخالت مستقیم در فلسطین جریان مقاومت را به شکست کشاند و عملا از بروز پیروزی جدید متاثر از مدل حزبالله در فلسطین اشغال جلوگیری کند.
*آیا تکثر دیدگاه در موضوع منافع ملی در بین گروههای فلسطینی باعث نوعی از هم گسیختگی در وحدت ملی آنان نمیشود؟
**میتوان گفت پایه تعیین هدفها در فلسطین چندان با منافع ملی آنان همخوانی ندارد. درخواست ابومازن از حماس برای به رسمیت شناختن اسرائیل و پذیرش توافقهای قبلی ساف به معنای بازتولید مشروط امریکا و اسرائیل در چارچوب فلسطین است. ظاهرا ابومازن در نظر نمیگیرد که توافق اسلوبا وجود داشتن افق 5 ساله، به شکست کشیده شده و در حال حاضر به رسمیت شناختن اسرائیل مخدوش کننده منافع ملی فلسطین به شمار میرود. چرا که این موضوع نه محاصره غربی ها علیه فلسطین را پایان میدهد و نه به اتمام جنگ اسرائیل علیه فلسطین منجر میشود.