تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۴۲۲۷۷

ابراهیم رئیسی
علی‌رغم تلاش‌های بسیار زیاد، کماکان مصرف انرژی در جهان همه ساله رو به افزایش است.
از زمانی که بهره‌برداری از منابع نفتی در ایران آغاز شد تا زمانی که شرکت ملی گاز ایران در سال 1342 تاسیس گردید همه گازهای همراه که بیش از 130 میلیارد متر مکعب بودند، بدون هیچ‌گونه استفاده‌ای به هدف می‌رفت. به عبارت دیگر بیش از نیم قرن این گازها بلا استفاده و سوزانده شده و فرصت‌ها از بین رفت. متاسفانه در حال حاضر نیز در بخش بالادستی بویژه د میدان‌های نفتی، گازهای همراه بدون استفاده سوزانده می‌شود که میادین خشکی اهواز (بنگستان)، کوپال (بانگستان)، کارون،‌ آب تیمور،‌ هفتگل، پر سیاه، قلعه کنار، لالی، منصوری، مسجد سلیمان،‌ زیلوئی، مارون (بنگستان)، رامشیر و در سایر مناطق دهلران، بوشهر و مناطق دریائی از مصادیق آن می‌باشند.
سیاست‌های بعد از انقلاب کمتر متوجه مقوله صادرات گاز بود بلکه بیشتر به توسعه شبکه‌های داخلی و مصارف داخلی ناشی از آن ختم می‌گردید. به نظر می‌رسد گاز طبیعی یکی از عوامل تولید و شاید بتوان گفت همانندن نیروی انسانی و سرمایه قابل توجه باشد در سال‌های اخیر رشد حدود 11 درصدی مصرف گاز طبیعی در بخش خانگی/ تجاری، صنعتی و نیروگاهی سبب شده است که سهم گاز در سبد حامل‌های انرژی تا حدود 70 درصد افزایش یابد.
طبق آمار موجود در سال 1384 حدود 4/107 میلیارد متر مکعب گاز در کشور مصرف شده است که از این میان سهم بخش خانگی/ تجاری حدود 2/37 میلیارد مترمکعب، بخش نیروگاهی حدود 9/34 میلیارد متر مکعب، بخش تزریق حدود 6/3 میلیارد متر مکعب، سوخت پالایشگاه‌ها و ایستگاه‌های تقویت فشار حدود 56 میلیارد متر مکعب، بخش واردات حدود 52 میلیارد متر مکعب و بخش صادرات حدود 7/4 میلیارد متر مکعب بوده است.
پیش‌بینی می‌شود که مصرف گاز طبیعی در سال 1388 به حدود 157 میلیارد متر مکعب در سال برسد،‌ به عبارت دیگر در سال‌های آتی بخش اعظم گاز تولید شده به مصارف داخلی خواهد رسید.
بررسی‌ها نشان‌ می‌دهد که جنس کربناتی مخازن نفتی کشور به گونه‌ای است که تزریق گاز به آن مفیدتر از سایر مواد خواهد بود. در سال 1384 حدود 6/3 میلیارد متر مکعب گاز به میادین نفتی تزریق شده است و پیش‌بینی می‌شود که در پایان برنامه چهارم توسعه میزان تزریق به 78 میلیارد متر مکعب برسد.
میزان ازدیاد برداشت از مخازن نفتی که به آنان گاز تزریق شده است نشان می‌دهد که اکثر مخازن نفتی کشور در دوران پیری خود بسر می‌برند و میزان گاز تزریق شده نیز متناسب با نیاز واقعی آنان نمی‌باشد. میادین لبه سفید، هفتگل، بی‌بی حکیمه، پازنان، کرنج، مارون،‌ گچساران و آغاجاری از نمونه‌های بارز آن می‌باشند. صرف نظر از آن گاهی هزینه‌های ناشی از احداث خط لوله، ایستگاه‌های تقویت فشار جهت انتقال و تزریق، احداث چاه‌های تزریق، موضوع تزریق گاز به مخازن را غیر اقتصادی می‌نمایاند. زیرا تامین مالی این‌ گونه موارد نیز صرفاً باید از طریق منابع داخلی صورت پذیرد.
در میان حلقه‌های تزریق و توسعه شبکه‌های داخلی گازرسانی، صادرات فراموش شده است، حلقه‌ای که می‌تواند زمینه‌ساز رفاه اجتماعی و ثبات و امنیت سیاسی و منطقه‌ای گردد. جدول زیر میزان صادرات و ظرفیت‌های مورد تقاضا برای گاز را نشان می‌دهد. با توجه به موقعیت ژئوپلتیک (Geopolitics) ترکیه و پیوستگی این کشور به اتحادیه اروپا عملا ایران از طریق ترکیه با اروپا هم مرز می‌شود و می‌تواند حضور مهم و استراتژیک خود در اروپا را تثبیت و توسعه دهد.
صنعت گاز کشور طی 20 سال آینده زمینه‌ای بالغ بر 260 میلیارد دلار برای سرمایه‌گذاری دارد. از آنجایی که سرمایه‌داری ملی صنعتی در کشور با شکست روبرو شده است و در کشور‌‌ کلان سرمایه نیز وجود ندارد، به نظر می‌رسد که صنعت نفت برای جلوگیری از ورشکستگی بایستی با سرمایه‌گذاری خارجی joint شود، در غیر این صورت نمی‌توان را اقتصادی اداره کرد و به تبع آن همه چیز آسیب می‌بیند،‌ حتی امنیت ملی. نقش قدرتمند سیاسی نفت و گاز در تحولات سیاسی و اقتصادی و بین‌المللی جهان انکارناپذیر است و در دیپلماسی اقتصادی نقش محوری را دارا می‌باشند. ترسیم استراتژی در بخش نفت و گاز با توجه به سند چشم‌انداز 20 ساله با تعامل وزارتخانه‌های نفت و امور خارجه می‌تواند کشور را به شکوفائی اقتصادی برساند. هنوز که هنوز است والری بازوف رئیس کمیته انرژی مجلس دوما و رئیس انجمن گاز روسیه سعی دارد که بین جمهوری‌های تازه استقلال‌یافته خود نظیر قزاقستان، ترکمنستان،‌ آذربایجان و سایر جمهوری‌های اقمار خود اوپک گازی ایجاد نماید، زیرا تامین منافع ملی ‌آن کشور در گرو تدوین چنین استراتژی در بخش گاز می‌باشد در سطح منطقه‌ای و جهانی نیز اگر کشورهای قطر، الجزایر، لیبی و حتی کشورهای آسیای مرکزی به توافق نسبی در زمینه تشکیل سازمان کشورهای تولیدکننده گاز دست یابند می‌توانند نفوذ خود در اروپا را افزایش دهند.
شرکت نفت هم به لحاظ منابع، مخازن، ساختار و نیروی انسانی دوران پیری خود را طی می‌کند در حالی که صنعت گاز در دوران بلوغ به سر می‌برد. نرم‌افزارها و سخت‌افزارها در شرکت نفت موج دومی است به عبارت دیگر حدود سی سال است که انتقال تکنولوژی صورت نگرفته است و ما پالایشگاه‌هایی با عمر پنجاه ساله داریم. راه نجات نفت در گروه گره زدن آن به گاز است، ولی نباید گاز را با دیدگاه‌های سنتی و منسوخ شده و تحمیل هزینه‌های گزاف برداشت از مخازن نفتی از مزیت نسبی بیندازیم.
توسعه نامتوازن بخش‌های مختلف، از صنعت خودروسازی، آموزش عالی و... سب شده است که برای کشور مشکلات عدیده‌ای بوجود آید که تاوان همه اینها را نیز صنعت نفت باید پرداخت نماید. حتی برای صنعت برق نیز، بایستی صنعت نفت ایجاد مزیت نسبی و ارزش افزوده نماید. گرچه عدم توجه و سرمایه‌گذاری جدی در زیرساخت‌های صنعت برق، کشور را در سال‌های آتی دچار خاموشی‌های پی‌درپی و به تبع آن خسارات مالی فراوانی خواهد نمود.
محدودیت‌های بین‌المللی و مالی، تحریم‌های اقتصادی، مهاجرت نیروهای متخصص خود به تنهایی مشکات عدیده‌ای را برای صنعت نفت بوجود آورده است، ولی به نظر می‌رسد که آینده متعلق به گاز است و در تعاملات بین‌المللی نقش محوری خواهد داشت.
تشکیل سازمان کشورهای صادرکننده گاز (O.G.E.C) با همکاری کشورهای ایران، قطر، الجزایر، روسیه،‌ عربستان،‌ امارات‌، نیجریه، ونزوئلا سبب می‌شود که حدود %70 از ذخایر گازی جهان در اختیار این سازمان که عمدتا کورهای اسلامی هستند قرار گیرد.
ایران می‌تواند با توسعه منابع گازی به یکی از عمده‌ترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان گاز در جهان با ارزش افزوده‌ای زاید الوصف تدل شود نه اینکه برای توسعه شبکه گازرسانی داخلی کشور آن را وام‌دار صندوق ذخیره ارزی نماییم. هنوز نهادهای مطاعاتی و تحقیقاتی و حتی مدیریتی، یکپارچگی لازم در پیش‌بینی نیازهای تزریق، مصرف، صادرات و برنامه‌ریزی در جهت تولید گاز را ندارند و به مقوله جذب دانش فنی و تکنولوژی توجه چندانی نمی‌شود و مدیریت زمان در بکارگیری و توسعه منابع مشترک گازی بطور جدی و ضربتی اعمال نمی‌گردد.
نفت و گاز سرمایه هستند نه درآمد، پس باید آن را صرف افزایش سرمایه‌گذاری‌هی بنیادی و زیربنایی و ایجاد زیرساخت‌ها نماییم و آن را صرف هزینه‌های دوره‌ای نکنیم. اجرائی کردن نقطه‌نظرات پیرامون تشکیل و عضویت در سازمان کشورهای صادرکننده گاز، در گرو توجه به ماهیت و نوع عملیات و حفظ یک‌پارچگی خط تولید از ابتدا تا انتها در شرکت ملی گاز بعنوان یگانه متولی صنعت گاز کشور می‌باشد، تا در آن صورت بتوان برنامه‌ریزی و استراتژی جامع بلند مدتی برای آینده صنعت گاز مشور ترسیم نموده و آهنگ رشد قیمت جهانی گاز و هم سویی با ارزش‌ ذاتی آن را تداوم بخشید. بی‌تردید چالش بین‌المللی انرژی در دهه‌های آینده بیشتر خواهد شد و در این راستا گاز لای‌دار این نیاز جهانی خواهد بود، بعنوان مثال در سال 1975 میزان مصرف انرژی در امریکا در بخش‌های نفت %47، گاز %30،‌ زغال‌سنگ %18 و سایر منابع انرژی %5 و توزیع مصرف آن در بخش‌های مختلف به شرح زیر بوده است. امید است که مسوولان ذیربط با الهام از فرامین مقام عظمای ولایت که در دیدار با دبیر شورای عالی امنیت ملی روسیه مطرح فرمودند،‌ راه را برای ایجاد سازمان کشورهای صادرکننده گاز (O.G.E.C) هموار نموده و تهدیدهای بین‌المللی را به فرصت تبدیل نمایند انشاءالله.