سیاوش رضایی
حرکت به سوی توسعه، عدالت و آزادیخواهی همواره در کشور ما با فراز و فرودهای بسیاری همراه بوده است. هرگاه حرکتی در جهت نیل به اهداف بلند توسعهخواهانه شکل گرفته است، با حرکتی متضاد و خائنانه منحرف یا فرو شکسته است. جنبش ملی شدن صنعت نفت به عنوان یک حرکت ملی که در دهه 1320 شکل گرفت نیز جزو این حرکتها محسوب میشود که با کودتای 28مرداد 1332 یعنی تنها پس از 3سال از ملی شدن صنعت نفت ایران، این جریان متوقف و به عقب برگشت.
زمانی که این جنبش توانست با خودباوری و اعتماد به نفس جلوی چپاول ثروت ملی کشور را بگیرد، خواب بسیاری از سوء استفاده کنندگان از شرایط نابسامان کشور در آن دوره، پریشان شد. هنگامی که دکتر مصدق با برخورداری از حمایت مردم و آیتالله کاشانی لایحه ملی شدن صنعت نفت را در مجلس به تصویب رساند، تمام کشورهایی که به نوعی چشم طمع بر این خوان گسترده دوخته بودند به تکاپو افتادند. این جریان پس از خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس وارد مرحله تازهای شد و به دنبال خود بسیاری از چالشها و خصومتها را به همراه آورد. خروج شرکت نفت انگلیس از ایران تنها خروج یک شرکت یا یک کشور نبود، بلکه تمام بهانههایی که کشورهای ثالث با تمسک به آن تقاضای امتیازی مشابه میکردند را بر باد داد.
اتحاد جماهیر شوروی که تا قبل از آن مصرانه به دنبال کسب امتیاز نفت شمال کشور بود و در استدلالش دائما بر امتیاز نفت جنوب که در دست انگلیسیها بوده اشاره میکرد؛ اینک همه چیز را از دست رفته میدید. به همین دلیل ناصر وابسته آن کشور یعنی حزب توده علم مخالفت با نهضت ملی شدن نفت را برافراشتند و در جهت تضعیف آن گام نهادند.
این کشور در اوج مشکلات مالی دولت مصدق که از صدور نفت محروم شده بود از تحویل دادن 11 تن طلای متعلق به این سرباز زد. نفت ایران رقابت سختی را بین سه کشور انگلیس، آمریکا و شوروی ایجاد کرده بود.
آمریکا نیز که در آن زمان تازه وارد عرصه سیاسی کشورمان شده بود به انحاء مختلف درصدد به دست آوردن امتیازی ویژه بود تا بدین وسیله ولع اقتصاد تازه شکوفای خود را پاسخ دهد. هنگامی که در دی ماه 1329 ماکس تورنبرگ، رئیس موسسه مشاوران ماوراءبحار آمریکا که تا آن زمان به عنوان مشاور سازمان برنامه در ایران خدمت میکرد، اعلام کرد« شرکت نفت ایران و انگلیس حقوق قانونی ایران را نمیپردازد، بن برانس مسوول قسمت عمده نارضایتیهایی است که در حال حاضر مردم درباره نفت و عدم ثبات اقتصادی کشور ایجاد شده است.»، ولی تنها نظر کارشناسانه خود را در مورد اقتصاد ایران اعلام نمیکرد بلکه به فکر بازکردن پای شرکتهای آمریکایی بود که در آن زمان مترصد حضور در بازاری وسیع و بکر به نام ایران بودند ولی رقیبی سرسخت به نام انگلیس فضا را چنان برای رقبای دیگر تنگ کرده بود که به محض مذاکرهای در مورد نفت، به سرعت در آن مداخله کرده و آن را بر هم میزد.
در این زمان آمریکا با بازی کردن نقش میانجی در حال اختلاف ایران و انگلیس، سعی میکرد در موقع مناسب سهمی از نفت ایران را نصیب شرکتهای نفی خود کند. این سیاست حتی پس از شکست دمکراتها در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در پاییز 1331 و روی کارآمدن آیزنهاور نیز ادامه داشت. در این زمان قطع مناسبات سیاسی ایران و انگلیس با دستور دکتر محمد مصدق، آمریکاییها را تنها رابط حل مسائل کرده بود. اما پس از پیشنهاد هندرسن سفیر آمریکا در ایران به مصدق در مورد ایجاد یک کنسرسیوم بینالمللی برای خرید نفت از شرکت ملی نفت ایران و مخالفت شدید دولت ایران با این پیشنهاد و خواندن آن با عنوان «غارت از نوعی دیگر» شرایط را به کلی تغییر داد. این تغییر با ارسال پیام دکتر مصدق به آیزنهاور در خصوص عواقب خطیر اوضاع فعلی ایران، وارد مرحله تازهای شد. انگلیسها به آنچه میخواستند رسیدند و رقیب خود را متقاعد کردند که ادامه حیات دولت فعلی ایران به سود هیچ یک از آنها نیست و باید در براندازی آن با یکدیگر همکاری کنند.
عوامل داخلی
اقدامات دولت در موارد داخلی کشور که تا آن زمان جامعهای کاملا رانتی بود نیز بسیاری از افراد بانفوذ که منافع خود را در خطر میدیدند به اپوزیسیون تبدیل کرد. اولین بخشنامهای که دولت خطاب به شهربانی صادر کرد، تاکید بسیاری بر آزادی بیان داشت، از کار برکنار کرد. هرچند این بخشنامه مترقیانه بود ولی موجبات فعالیت بیحد و حصر حزب توده که در آن زمان متشکلترین و بزرگترین حزب مخالف دولت بود را فراهم کرد. این حزب که سررشته آن در دست همسایه شمالی ایران بود با انتشار چندین روزنامه رسمی و غیر رسمی نقش مخربی را علیه دولت و نهضت مردمی باز کرد.
این حزب که قبل از وقوع کودتا از آن مطلع شده بود، برخلاف روزهای گذشته که در مورد هر مسالهای واکنش نشان میداد و طرفداران خود را بر خیابان میفرستاد در روز 28مرداد1332 هیچ دستوری به طرفداران خود نرساند. در آن روز همه تودهایها در خانه ماندند تا کودتاگران به راحتی کار خود را به سرانجام برسانند.
تصویب قانون افزایش 20درصدی بهره زارعان که طبق آن سهم رعایا 10درصد افزایش مییافت و10 درصد باقی از بهره مالکان به عمران و آبادی روستاها اختصاص مییافت، چالش دیگری در مناسبات اجتماعی پدید میآورد جامعه ایران که در آن زمان جامعهای شبه تئورئالی بود از این قانون به شدت متاثر میشد و باعث صفآرایی و مخالفت ملاکین که در دربار نفوذ زیادی داشتند، علیه دولت میشد.
لایحه قانون انتخابات مجلس را در دستور کار خود قرار داد که با کارشکنیهای فراکسیون اقلیت در فرصت کوتاه و پرنشیب و فراز دولت به جایی نرسید.
در این زمان مثلث کودتا با سه راس قدرتهای خارجی، شاه و نیروهای مخالف داخلی شکل گرفته و تاریخ کشور آبستن حوادث تلخ بیشماری بود. همانطور که گفته شد انگلیس که توانسته بود نظر مساعد آمریکا را در مورد لزوم سقوط دولت ایران جلب کند به صورت اشتراکی طراحی عملیات براندازی را آغاز کرد. رونالدو ویلبر مشاور مخفی خاور نزدیک سازمان سیا و نورمان ماتیو دارابیشر افسر سرویس اطلاعات مخفی انگلستان در نیوکوزیا که زمانی مسوول شاخه ایران بود، مامور طراحی این عملیات شدند که با رهبری کرمیت روزولت رئیس خاور نزدیک و آفریقای سازمان، سیا، با نام عملیات تیپیآژاکس یا چکمه ارائه شد. کرمیت روزولت نوه تئودور روزولت بیست وششمین رئیسجمهور آمریکا بود و از ابتدای کار خود در سازمان سیا در 25سالگی درباره ایران تحقیق میکرد وی که در زمان غائله آذربایجان در سال 1324 هم در ایران حضور داشت در این ماجرا نقش موثری ایفا کرد. روزولت در آستانه کودتای 28 مرداد1332،12 سال سابقه پژوهش و کار در مسائل ایران داشت. بر همین اساس با اشراف کامل بر اوضاع و احوال ایران، برای درگیر کردن هر یک از اقشار و افراد خاص در فرایند کودتا سناریویی جداگانه نگاشت.
اختصاص یک میلیون دلار که صرف عناصر خود فروخته داخلی شد اولین گام کودتا محسوب میشود. همچنین عوامل کودتا در تهران مجوز هزینه یک میلیون ریال در هر هفته را نیز دریافت کرده بودند. صرف دلارهای آمریکایی در جهت اهداف کودتا تا حدی بود که نرخ ارز از 128ریال برای هر دلار آن دوره به کمتر از 80ریال کاهش یافت.
با ربودن و ترور سرتیپ افشار طوس، رئیس کل شهربانی توسط عاملان، کودتا وارد مرحله جدیدی میشود. اقدامات کودتاگران با رهبری روزولت و عوامل انگلیسی در تمام حوزهها برنامهریزی شده بود تا در نهایت به نتیجه مطلوبی برسند. آنان برای تخریب شخصیت مصدق و ایجاد سوءظن میان وی و آیتالله کاشانی برنامهریزی وسیعی به عمل آورند که در یک شبکه مخفی به نام«بدمن» و جنگ روانی علیه دولت ساماندهی شده بود. حوزه کار این شبکه، انتشار مقالات، اعلامیه و کاریکاتور علیه دولت و ایجاد باندهای اوباش در واقع ضروری بود. نکته جالب توجه این که بسیاری از کاریکاتورهای چاپ شده در مطبوعات آن زمان به صورت مستقیم توسط پیک دیپلماتیک از واشنگتن ارسال میشد. دادن رشوه به نمایندگان مجلس نیز از اولویتهای طراحان کودتا بود که پس از استعفای فراکسیون ملی در مجلس دفتر مرکزی سیا در واشنگتن از نمایندگان مخالف خواست که بست بنشینند تا دولت مصدق نیز مزید بر علت شد به طوری که مصدق با جداکردن خود از آیتالله کاشانی اقداماتی که موجب روگردانی اقشار مذهبی مردم از نهضت و دولت شد در واقع تیر خلاص را بر نهضت مردمی وارد کرد.
پس از امضای حکم سپهبد زاهدی توسط شاه مبنی بر جایگزینی وی به جای دکتر مصدق و انتشار آن در سطحی بود. عوامل اجرایی انگلیس و آمریکا که با هدایت لحظه به لحظه جریان ایجاد شده به دست هنر دوران خود فروخته داخلی زمام امور پروژه براندازی را در دست داشتند، پس از ناکامی و شکست اولیه در25 مرداد سال 1332 ناامید نشده و با جبران اشتباهات خود در شکست ابتدایی پس از سه روز دولت حاکم را ساقط کردند و با دستگیری، محاکمه و تبعید مصدق به دولتی که برخاسته از نهضت مردمی بود و با حمایت آیتالله کاشانی به عنوان رهبری سیاسی، مذهبی و دیگر اقشار مردمی ایجاد شده بود پایان دادند.
با روی کار آمدن دولت زاهدی قرارداد کنسرسیوم نفتی با حضور انگلیس، آمریکا، فرانسه، هلند و ایران منعقد شد. در این قرارداد سهم ایران تفاوتی با گذشته که شرکت نفت انگلیس آن را به غارت میبرد، نداشت.