با کنکاش در تسلسل حوادث و بررسی روند شکلگیری این بحران، ردپای مداخله واشنگتن در تکوین و گسترش دامنه این بحران و روند مذاکرات طرفهای درگیر و زمینهچینی دخالت اتحادیه آفریقا و توافقات اخیر ابوجا هویداست.
آگاهان به مسائل سودان و منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا برخی انگیزهها و اولویتهای سیاستهای مداخلهجویانه واشنگتن را در منطقه دارفور چنین بر میشمارند:
1ـ سودان دارای ذخایر غنی از معادن استراتژیک همچون نفت، اورانیوم و بوکسیت است. در منطقه دارفور بزرگترین ذخایر معدن بوکسیت در جهان کشف شده است. بحرانی شدن منطقه و همراهی و همگرایی شورشیان محلی و پذیرش آفریقاییها شرایط مناسبی برای حضور و مداخله واشنگتن در این منطقه فراهم کرد.
2ـ گروهها و سازمانهای امداد رسانی آمریکاییها و اروپاییها و میسیونرهای مذهبی کاتولیکی و پروتستانی به بهانه جلوگیری از نسلکشی آفریقاییهای مسلمان منطقه دارفور به کاخ سفید فشارهای گوناگونی وارد کردند و انگیزههای مذهبی سیاست خارجی آمریکا را برای دخالت در این منطقه تحریک نمودند. این فشارها از سوی صهیونیستها و گروههای وابسته به نئو محافظهکاران پیش از انتخابات کنگره که در نوامبر2006 برگزار میشود در حال افزایش است. این گروهها تشکلی به نام ائتلاف برای نجات دارفور ایجاد کردند که میتواند در سرنوشت انتخابات اعضای کنگره تاثیرگذار باشد. این ائتلاف شامل 150گروه مذهبی، حقوق بشری و انسان دوستانه است که از فوریه امسال نجات دارفور به راهانداخته است. چارلز کولسون(از مسیحیان افراطی) و خاخام دیوید سالبرستاین «از مدافعان نئولیبرالییسم آمریکا» رهبری این ائتلاف را به عهده دارند.
3ـ به اعتقاد صادق المهدی، رهبر حزب امت سودان و از سیاسیون بارز این کشور در اندیشه راهبردی آمریکاییها این احتمال وجود دارد که منطقه شاخ افریقا به طور اعم و سودان به طور اخص به عنوان منطقه بدیل و آلترناتیو برای تمرکز و انتقال نیروهای نظامی آمریکا از منطقه خلیجفارس باشد. این اندیشه زمانی طرح میشود که نفر عمومی از آمریکا در منطقه خاورمیانه و خلیجفارس به سطح غیرقابل تحملی رسیده است.
4- موفق نشدن آمریکا در جلوگیری از برگزاری نشست سران اتحادیه آفریقا و سران اتحادیه عرب در خارطوم، هژمونی جهانی و غرور ملی آمریکاییها را جریحهدار کرده است. لذا این امر انگیزههای غیر اخلاقی آمریکا را برای توسعه دامنه مداخله در امور داخلی سودان تحریک تشدید کرده است.
5ـ استراتژیستها و طراحان سیاستهای کاخ سفید، شرایط بحرانی دارفور را برای حضور القاعده مناسب میدانند و دستگاه امنیتی و اطلاعاتی آمریکا و برخی کشورهای امنیتی و اطلاعاتی آمریکا و بری کشورهای اروپایی این امر را تایید کرده است این دادهها و پیشبینیها دولت آمریکا بستری را برای آمادگی دخالت ناتو در منطقه دارفور فراهم کرد. اظهارات اخیر ایمن ظواهری، نفر دوم القاعده مبنی بر این که «دارفور را گورستان آمریکاییها خواهیم کرد»، انگیزههای بوش را برای مداخله در امور داخلی سودان به بهانه مبارزه با تروریسم بشدت تحریک کرده است.
در فوریه امسال، رسانههای غربی به تفصیل درباره هارون فاضل (فاضل عبدالله محمد) یا ابوسیف سودانی(بنلادن آفریقایی) گزارشهایی منتشر کردند.
3- سایت استرتیجی بیج به جایزه 5 میلیون دلاری کاخ سفید برای دستگیری وی اشاره کرده.
گروههای درگیر در بحران دارفور
در بحران دارفور که از3 سال گذشته وارد مرحله خطرناک شده بود، گروههای مختلف قومی و نژادی درگیر هستند و در عرصه نظامی و سیاسی منطقه 3 گروه مهم فعالند که عبارتند از:
1ـ جنبش عدالت و مساوات: در سال2003 تاسیس شده و دکتر خلیل ابراهیم از قبیله زغاوه و از اعضای بارز حزب جبهه اسلامی سودان به رهبری حسن ترابی بوده است. این جنبش توافق ابوجا را امضاء نکرده و رهبر آن اظهار کرده است باید مفاد توافقنامه را امضاء کند. این گروه خواهان اتحاد3 ایالت دارفور و یک حکومت خودگردان است.
2ـ جنبش آزادیبخش سودان: این حرکت به عنوان یک سازمان مسلح در فوریه 2003 تشکیل شده .و در حوادث خونین جبل مره نقش کلیدی داشته است. این جنبش در2 سال اخیر دچار انشعاب و اختلاف میان رهبران شده است.
هم اکنون 2 گروه به نام جنبش آزادیبخش سودان در صحنه دارفور فعال هستند. گروه منی ارگو مناوی، دبیر سابق زبان ادبیات انگلیسی از قبیله فور(بزرگترین قبیله آفریقایی دارفور) که در سال 1968 در شمال دارفور چشم به دنیا گشوده و در شکلگیری شورشهای اخیر نقش کلیدی داشته است. این گروه دارای تشکیلات نظامی است و از پایگاه قبیله قوی برخوردار است. این گروه توافق ابوجا را امضا کرد و بر اساس این توافق، در آینده به سمت دستیاری رئیس جمهوری سودان در امر دارفور تعیین خواهد شد. این گروه خواهان تقسیم عادلانه ثروت و قدرت است.
گروه عبدالواحد محمدنور که در سال 1969 در جنوب دارفور متولد شد و از قبیله زغاوه است. او در گذشته به وکالت و قضاوت مشغول بوده و رهبری سیاسی جنبش آزادیبخش سودان را به عهده داشته است. در سال 2005، در پی اختلافات بر سر تعیین خطمشی جنبش در قبال روند مذاکره با دولت مرکزی خاطوم از مناوی جدا شد و در مذاکره ابوجا توافقنامه صلح را امضاء نکرد ولی احتمال دارد بزودی در پی تشویق آمریکا و اروپا به روند صلح با دولت مرکزی بپیوندد.
از میان گروههای مخالف و فعال در دارفور، گروه مناوی از لحاظ نظامی و پایگاه گروه مناوی از لحاظ نظامی و پایگاه قبیله قویتری گروه است؛ لذا امضای توافقنامه ابوجا از سوی این گروه بسیار اهمیت و چشمگیر است مهمترین بندهای این توافق به شرح ذیل است:
1ـ خلع سلاح میلشیاهای وابسته به جنجوید (گروههای مسلح عرب وابسته به دولت مرکزی خاطوم) مهلت خلع سلاح اکتبر امسال است. همچنین دولت مرکزی سلاحهای سنگین خود را از منطقه به داخل سودان منتقل و امنیت گروههای سیاسی و نظامی و قبایل دارفوری را تضمین میکند.
2ـ دولت مرکزی نیروی شبه نظامی خود را در منطقه محدود میکند و کاهش میدهد و نیروهای مسلح گروههای درگیر به ارتش نظامی سودان ملحق خواهند شد.
3ـ دولت مرکزی برای حمل ونقل و امدادرسانی به اردوگاههای آوارگان و قربانیان حوادث دارفور، تسهیلات فراهم خواهد کرد.
4ـ دولت مرکزی از لحاظ سیاسی و تقسیم قدرت جایگاه چهارم را به رهبران گروههای مخالف دارفوری اعطاء میکند و رهبر جنبش آزادیبخش سودان را به عنوان دستیار رئیس جمهوری و رئیس موقت قدرت محلی در دارفور منصوب میکند.
5ـ دولت مرکزی فضا و زمینهها را برای برگزاری انتخابات فراگیر در منطقه دارفور در ژوئیه خواهد کرد.
6ـ دولت مرکزی زمینهها را برای برگزاری انتخابات فراگیر در منطقه دارفور در ژوئیه 209 بر اساسی قانون اساسی موقت فراهم خواهد کرد.
7ـ دولت مرکزی صندوقی برای بازسازی منطقه دارفور ایجاد خواهد کرد که سرمایه اولیه آن 300 میلیون دلار است و در2 سال بعد جمعا دولت 200 میلیون دلار دیگر به این صندوق واریز میکند.
8ـ دولت مرکزی کمیته ویژهای برای جبران خسارتها و زیانهای رسیده به مردم این منطقه تاسیس خواهد کرد.
9ـ کشورها و سازمان ملل کمکهای مالی خود را به صندوقهای ویژه برای کمکرسانی و توسعه منطقه واریز خواهند کرد.
آینده سودان و منطقه پیرامون
با کشف نفت اهمیت سودان در راهبرد منطقهای و جهانی آمریکا در 2دهه اخیر افزایش یافته است. طرحهای آمریکا در برابر سودان از دوران ریاست کلینتون تا کنون یکی پس از دیگری فاش شده است.
در دوران کلینتون و دموکراتها، آمریکا به گروهها و سازمانهای جداییطلب و استقلالخواه جنوب، شرق و غرب سودان کمکهای مالی و لجستیکی میکرد تا دولت مرکزی خارطوم از درون فرو ریزد. در دوران یونش و جمهوریخواهان راهبرد واشنگتن تغییر یافت و تقسیم سودان از طریق انعقاد قراردادهای صلح میان دولت مرکزی خارطوم و گروههای مخالف جنوب به شرق و غرب سودان در برنامههای راهبردی آمریکا قرار گرفت. ایجاد تنش میان سودان و همسایگان آن بویژه اریتره و اتیوپی نیز در دستور کار کاخ سفید بوده است. بسیاری از آگاهان به مسائل سودان، امضای توافق، ابوجا برای تقسیم سودان دانستهاند و صلح جنوبیها و دولت مرکزی را گام اولیه این روند قلمداد موافقتنامه صلح ابوجا موفقیتی در راه جلوگیری از جدایی کامل دارفور و حضور نیروهای ناتو بوده؛ ولی از نظر آگاهان سیاسی سودان با امضای این توافق یا بدون آن هنوز در دایره عملیاتی کاخ سفید قرار گرفته و واشنگتن توافق ابوجا را یک پیروزی برای رسیدن به مقاصد راهبردی خود در منطقه میداند. تشدید مداخله آمریکا در منطقه دارفور همزمان با افزایش توجه واشنگتن به منطقه شمال افریقا (مغرب عربی) بوده و هر دو تحرک در چارچوب سیاست راهبردی آمریکا در تسخیر منابع نفتی آفریقا و توسعه هژمونی جهانی این کشور بوده است.