تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۴۲۴۶۳

صالح اسکندری
فرد هالیدی استاد دانشگاه اقتصاد لندن در نشریه اپن دموکراسی نوشته است: “ایران در حال حاضر برای اولین بار پس از تمدن هخامنشیان موفق شده است حوزه نفوذ خود را به حاشیه دریای مدیترانه برساند.”
امروز به اعتراف بسیاری از تحلیلگران مسائل سیاسی گستره نفوذ سیاسی و معنوی جمهوری اسلامی ایران یادآور پهنای امپراتوری های بزرگ ایرانی در گذشته های دور است. شاید بخشی از احساس خطری که جرج بوش رئیس جمهور آمریکا از امپراتوری بزرگ اسلامی ابراز داشته است، متوجه همین موضوع باشد. چندی پیش رئیس جمهور آمریکا تشکیل امپراتوری بزرگ اسلامی از اندونزی تا دروازه های اسپانیا را خطری جدی برای غرب تلقی کرده بود.
قدرت و نفوذ روبه گسترش ایران در هزاره سوم که منبعث از موج دوم انقلاب اسلامی است بر بسیاری از معادلات منطقه ای و جهانی تاثیر گذاشته است. امروز آمریکا و متحدانش به این نتیجه رسیده اند که کلید حل بسیاری از مشکلات آنها در خاورمیانه در مذاکره مستقیم با جمهوری اسلامی ایران یافت می‌شود.
نشست مکه و حل بحران فلسطین، تاثیر غیرقابل انکار ایران بر تعدیل و تصحیح برون داد اجلاس پاکستان، نفوذ معنوی جمهوری اسلامی در میان مردم لبنان اعم از شیعه، سنی و حتی مسیحی، نقش مثبت ایران برای ایجاد آرامش در افغانستان، ... و در نهایت حضور پررنگ جمهوری اسلامی در کنفرانس امنیتی بغداد به منظور کمک برای برقراری امنیت در این کشور، آمریکایی ها را متقاعد ساخته است که برای برون رفت از بحران کنونی راهی جز مذاکره با ایران ندارند.
حسینی سخنگوی وزارت خارجه در نشست این هفته خود با خبرنگاران گفته است: “در دوره های اخیر آمریکایی ها از کانال های مختلف درخواست مذاکره با ایران را پیرامون عراق و امنیت آن مطرح می کنند.” اما وی در پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه آیا مذاکره ایران و آمریکا در حاشیه کنفرانس امنیتی بغداد محقق خواهد شد، گفته: “فعلا چنین دیداری در دستور کار نیست.” اگرچه ایران بارها اعلام کرده که حاضر است بدون پیش شرط با تمامی طرف های 1+5 مذاکره کند اما گفتگو و مذاکره مستقیم با آمریکا را مشروط و منوط به درخواست رسمی این کشور برای مذاکره کرده است. در واقع اگر داستان بر سر ناز و نیاز باشد فعلا این ایران است که ناز می‌کند.
چند سال پیش در همین کشور وقتی صحبت مذاکره با آمریکا می شد همه دلسوزان نظام گفتگو از موضع ضعف را فراموش کردن آرمان های انقلاب اسلامی می دانستند. اما امروز این درک عمومی در کشور به وجود آمده است که آمریکا محتاج ایران است و جمهوری اسلامی از موضع قدرت درخواست رسمی آمریکا برای مذاکره را بررسی می کند. بخش قابل توجهی از این وضعیت مرهون پیگیری دیپلماسی مبتنی بر سه اصل عزت، حکمت و مصلحت جمهوری اسلامی در سال های اخیر است.
اما کنفرانس امنیتی بغداد مجال مناسبی برای دولتمردان آمریکایی است تا مسیر اشتباهات 27ساله خود را در قبال ایران تغییر دهند و حسن نیت خود را برای حل بحران امنیتی عراق و در کل مسائل خاورمیانه به جمهوری اسلامی به عنوان یکی از کنشگران اصلی و قدرتمند منطقه و همچنین سایر همسایگان عراق نشان دهند.
ابتکار کنفرانس امنیتی بغداد که در دیدار بشار اسد با مقامات ایرانی مطرح شد در صورت عزم و اراده شرکت کنندگان می تواند بخشی از زخم ها و آلام ملت عراق را بکاهد. زخم هایی که تنها با خروج کامل اشغالگران آمریکایی و انگلیسی التیام می یابند. شیعیان و اهل تسنن در عراق برای قرن های متمادی در کنار هم همزیستی مسالمت آمیزی داشته اند و در هیچ دوره ای به اندازه امروز اختلاف میان آنها پررنگ نشده بود. در واقع مسبب اصلی تفرقه افکنی میان ملت عراق اجانب اشغالگر هستند که برای مطامع سیاسی خود از هیچ جنایتی تاکنون فروگذار نکرده‌اند.
دولتمردان آمریکایی باید بدانند که با چنین پیشینه شرم آوری پا به کنفرانس امنیتی بغداد می گذارند. حافظه مردم عراق و سایر ملت های خاورمیانه مشحون از خاطره جنایات چکمه پوشان اشغالگر است. آقای بوش و همکارانش باید درک کنند که برگ بازنده آنها در هر کنفرانسی، احساسات فزاینده ضدآمریکایی در میان ملت های منطقه است و برگ برنده آنها زمانبندی برای خروج هرچه سریع تر سربازانشان از عراق. این تصور که با تشدید تحریم ها علیه فعالیتهای صلح آمیز هسته ای ایران، آمریکایی ها امتیاز مثبتی را در کنفرانس بغداد به دست می آورند، به شدت موهوم است.
آمریکا نمی تواند معادله عراق را دور بزند. مسئله عراق با خروج اشغالگران حل می شود، نه با تشدید تحریم های ایران. از سویی اشتباه استراتژیک در گزینش راه حل بحران، فرصت کنفرانس امنیتی بغداد را از آمریکا می گیرد. آمریکا به ایران احتیاج دارد و برون رفت از باتلاق عراق با خروج هرچه سریع تر اشغالگران حاصل می‌شود.