تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۴۲۴۸۱

بهزاد حمیدیه
گروه سیاسی
مالکوم واترز توضیح می دهد که در عصر مدرن، ادیان بزرگ جهانی عموما با تهدیدات مدرنیسم یا ظهور کاپیتالیسم روبرو شده و یا تحت الشعاع آن قرار گرفته اند اما ظهور دولت لیبرال دموکرات و نظام اقتصاد کاپیتالیستی نیز ارزش های عام جهانی را نظیر دموکراسی، حقوق شهروندی، وطن پرستی، رفاه، عقلانیت ابزاری، مال اندوزی، زندگی خصوصی، مالکیت و... به همراه آورده است.(1)ارزش های مزبور، به طرق مختلف ارتباطی به کل جهان پمپاژ می شوند. یکی از پدیده های شدیدا مرتبط با جهانی شدن را آنچنان که مک لوهان یاد می کند “انفجار اطلاعات” باید دانست.
مقصود او از این امر آن است که از این طریق تمام جنبه های تجارب انسانی در یک مکان جمع می شود و هر انسانی می تواند به طور همزمان حوادث و مناظری را که بسیاردورتر از وی هستند احساس و لمس کند. دهکده جهانی نیز واژه ای دیگر از مک لوهان است که وضعیت ارتباط اعضای جامعه جهانی و تمامیت و یکپارچگی این جامعه را در پرتو مدارهای الکتریکی که نظام زمان و مکان را در نوردیده اند تبیین می کند.(2)
گیدنز، با الهام از همین نظر به جدایی زمان از مکان اشاره نمود. جهانی شدن به اعتقاد او مستلزم پدیده شناسی انقباض است، یعنی به نظر می رسد (نه در واقعیت فیزیکی) که جهان کوچک تر شده است زیرا مکان از طریق زمان اندازه گیری می شود و تا حدی که زمان میان نقاط جغرافیایی کوتاه تر می شود، به نظر می رسد که مکان نیز منقبض شده است. وقتی ارتباط بین نقاط دور از هم به صورت آنی در می آید فاصله ها روی هم رفته محو می شوند.(3)اما نکته قابل توجهی که شاید از نظر مک لوهان و گیدنز، مغفول مانده است ماهیت دو گانه و متضاد جهانی شدن است. شاید کاملا ملموس باشد که جهانی شدن، اطلاعات را در اختیار همگان می نهد. بسیاری از نهادهای سیاسی و مدنی و اقتصادی امروزه به اتاق شیشه ای تبدیل شده اند و چیزی از انظار مخفی نمی ماند. شبکه ارتباط قوی به یکسان سازی فرهنگها دامن می زند و اموری از این دست.
اما در کنار همه این وقایع، پیچیدگی و چند لایه شدن دسیسه های سیاسی و روابط نخبگان اقتصادی و سیاسی امروزه آنچنان افزایش یافته است که حقیقت را در میان اخبار و اطلاعات مخفی می کند. “فراواقعیت” که امروزه در رسانه های جمعی ایجاد شده است، جای واقعیت سنتی را گرفته است. اگر کسی از اسامه بن لادن، تخریب برج های دوقلو توسط او و کارکردهای این تخریب سخن بگوید تا آنجا که به فراواقعیت رسانه ای اشاره می کند سخنش قابل استماع است، اما همین که پا فراتر نهاد و سخنان و تحلیل های خود را ناظر به واقع و حاق واقع برشمرد، نمی توان چندان از او حمایت کرد. امروزه اطلاعات مربوط به القاعده و بن لادن، در عین انفجار اطلاعات آن چنان پوشیده و مخفی و آمیخته با مطالب نادرست است که تفاوت چندانی با گذشته (دوران محدودیت اطلاعات) ندارد.
در گذشته سامانه ای جهت انتقال اطلاعات برون مرزی به یک مملکت وجود نداشت اما تدلیس های خبری و ارتباطی، خود مانع تشخیص حقایق از اباطیل شده اند. پیتر برگر به مسئله آمریکایی شدن فرهنگ جهانی اشاره می کند و می نویسد: “درحقیقت یک فرهنگ جهانی هم اکنون در حال تبلور یافتن است که ریشه و متن آمریکایی دارد”(4.) فرهنگ آمریکایی مزبور به اوصاف اخلاقی نظیر صداقت، عدم دسیسه، عدم استثمار دیگران برای منافع خود و احترام به دارایی ها و مواریث دیگران پایبند نیست بلکه آزادی از قید و بندهای سنتی را سرلوحه خویش قرار داده است. در چنین فضای فرهنگی جهانی شونده ای اعتماد، ساده ترین چیزی است که از میان می رود.
هنگامی که مخاطبین و توده مردم در سراسر نقاط جهان از سویی اخبار و اطلاعات مورد مصرف خویش را قابل اعتماد ندانستند و از سوی دیگر، راهها را به سوی اطلاع یافتن از حقیقت عینی خارجی مسدود دیدند، به زندگی در جهان مجازی و فراواقعی رسانه ای خو می کنند. آنان اخبار بی. بی.سی و سی.ان.ان را چونان یک واقعیت می پذیرند هرچند اگر از تک تک آنان سوال شود دلیل موجهی برای این امر نخواهند داشت. بنابراین جهان امروز هر چند در شبکه عظیم ارتباطی، انقباض یافته به دهکده تشبیه می شود اما این را باید صرفا یک تصویر مقعر از جهان دانست. شاید به جرات بتوان از دور شدن نقاط جهان از یکدیگر و انبساط جهان از بسیاری جهات سخن گفت وانقباض را نه به خود جهان واقع بلکه به تصویر مجازی و فراواقعیت شده آن نسبت داد.