تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۴۲۵۰۶

حسن رنجبر
نفت، جنگ، جنگ نفت، اعراب و اسرائیل و فلسطین، انقلاب اسلامی، طالبان و تروریسم، القاعده عراقی و ایران و ده‌ها واژه و نام تاریخ ساز دیگر متبادرکننده خاورمیانه در چند دهه اخیر است. هیچ منطقه‌ای پس از جنگ جهانی دوم به اندازه خاورمیانه این همه تحولات عمیق و خشونت بار به خود ندیده است.
چالش‌ها و بحران‌های مهم خاورمیانه
1ـ بحران فلسطین و اسرائیل؛ از مهمترین مسائل خاورمیانه می‌باشد که بیش از 50 سال ادامه دارد و هر روز ابعاد جدیدی یافته و بازیگران بیشتری را با منافع گوناگون و بعضا متضاد درگیر نموده، به طوری که حل موضوع منوط به تامین منابع بازیگران بین‌المللی، منطقه‌ای و ملی متعددی است که خود بر پیچیدگی بحران افزوده و حل اساسی آن را بسیار مشکل نموده است.
2ـ حمله نظامی‌ آمریکا و متحدان آن به افغانستان پس از 11 سپتامبر با ادعای سرنگونی حکومت طالبان و متعاقب آن استقرار دولت جدید مورد حمایت آمریکا در این کشور و سقوط حکومت طالبان.
3ـ حمله نظامی ‌آمریکا و متحدان به عراق بدون مجوز شورای امنیت به بهانه وجود سلاح‌های کشتار جمعی درا ین کشور و سقوط حکومت دیکتاتور و استبداد خشن حزب بعث به رهبری صدام حسین و استقرار دولت جدید و تدوین قانون اساسی. تحولات پس از سقوط صدام اعم از دستگیری دیکتاتور عراق، ظهور گروه‌های تروریستی و افراطیون بعثی، جنبش‌های مذهبی اعم از سنی و شیعه و درگیری‌های خونین در این کشور.
4ـ حالت نه جنگ و نه صلح در روابط ایران و عراق و امضا نشدن قرارداد صلح و در نتیجه عدم اجرای کلیه بندهای قطعنامه 598 از جمله پرداخت غرامت به کشوری که مورد تجاوز قرار گرفته و دست برداشتن عراق از ادعاهای مرزی خود. علاوه بر این، تحولات پس از سقوط صدام و حضور بسیاری از گروه‌ها و شخصیت‌های مخالف ایران در سیستم حکومتی پس از صدام و موضع‌گیری‌های خصمانه ایشان در قبال ایران.
5ـ بحران هسته‌ای ایران: توجه جدی آمریکا و اروپا به پرونده هسته‌ای ایران و متهم نمودن این کشور به تلاش در جهت ساخت تسلیحات هسته‌ای و نهایتا ارجاع پرونده به شورای امنیت و تمدید مقدمات برای برخورد، محاصره اقتصادی و منزوی ساختن ایران از مهمترین چالش‌های نظام بین‌الملل فعلی می‌باشد.
در این شرایط بسیار حساس، هوشمندی، واقع‌گرایی و اعتمادسازی متقابل و پرهیز از شتابزدگی می‌تواند به حل منطقی بحران کمک کند و از فاجعه پیشگیری نماید.
6ـ ظهور گروه‌های تروریستی ملی و فراملی در خاورمیانه همچون القاعده و طالبان که منبعث از افراطی‌گری مذهبی و عربی و عکس‌العملی در برابر رژیم‌های وابسته و سیاست‌های دوگانه و چندگانه قدرت‌های بزرگ در برابر مسائل مختلف می‌باشد، موضوعی که بهانه لازم را برای قدرت‌های بزرگ فرامنطقه‌ای در لشکرکشی به خاورمیانه فراهم نموده است.
ادعای مبارزه با تروریسم خلأ تئوریک مبارزه با کمونیسم پس از فروپاشی شوروی را برای ابرقدرت آمریکا پر نموده و بیشترین تاثیرگذاری را بر تحولات چند سال اخیر خاورمیانه داشته است.
7ـ سوریه و اسرائیل: جنگ اعراب و اسرائیل و نقش سوریه در مقابله با این دولت چه در زمان اتحاد با مصر و پس از آن مخصوصا بعد از قرارداد کمپ دیوید و صلح مصر و اسرائیل سوریه خط مقدم اعراب در مقابله با اسرائیل می‌باشد. اشغال بلندی‌های جولان، آرایش جنگی دو کشور مقابل یکدیگر، مخصوصا نقش سوریه در لبنان و تلاش آمریکا و اسرائیل برای بیرون راندن آن کشور از لبنان و نهایتا خروج ارتش سوریه از این کشور متعاقب ترور مشکوک رفیق حریری و قرارگرفتن لبنان در آستانه یک جنگ داخلی و متهم نمودن سوریه به قتل حریری و تشکیل گروه حقیقت یاب به استناد مصوبه شورای امنیت و حتی بازجویی از بشار اسد و فعال نمودن اپوزیسیون خارج از سوریه به رهبری عبدالحلیم خدام مرد تا چندی پیش‌شماره 2 حاکم بر سوریه در جهت فشار بر این کشور و وارد نمودن آن به عقب نشینی از مواضع خویش و پیوستن به طرح صلح خاورمیانه و پذیرش اسرائیل.
8ـ حقوق بشر در خاورمیانه: تقریبا تمامی ‌کشورهای خاورمیانه متهم به نقض حقوق بشر و عدم رعایت آن می‌باشند. این اتهام دستاویزی است برای غرب و بویژه آمریکا بالاخص در ساختار جدید نظام بین‌الملل و روند دموکراتیزاسیون خاورمیانه.
9ـ اختلافات مذهبی، قومی، نژادی، زبانی و مرزی از دیگر چالش‌های مهم خاورمیانه بوده که بسیاری از کشورها مخصوصا عراق، ایران، افغانستان، ترکیه، پاکستان و لبنان را آبستن تحولات داخلی و منطقه‌ای نموده و زمینه دخالت خارجی را فراهم نمود.
10ـ کشورهای خاورمیانه به شدت از فساد اقتصادی، اداری، بی‌سوادی، بیکاری، عدم توسعه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، میل به مهاجرت به غرب، فرار نخبگان، فقر و عقب‌ماندگی، نبود آزادی‌های اجتماعی، عدم وجود احزاب قدرتمند، انتخابات آزاد، حضور کمرنگ زنان در عرصه سیاسی، مدیریتی، حکومتی‌های وابسته، پایین بودن سطح درآمد (به استثنای چند کشور عربی) در رنجند.
11- تجاوز اسرائیل به لبنان، هرچند جنگ لبنان با اسرائیل و بحران میان این دو کشور در حال نه جنگ و نه صلح بیش از 20 سال است که ادامه دارد که آخرین مرحله این جنگ حمله اخیر اسرائیل به لبنان و جنگ تمام عیاری که برای مدت یک ماه جریان داشت.
ریشه‌های جنگ اخیر میان اسرائیل و مقاومت حزب‌الله لبنان را نمی‌توان در گروگان گرفتن دو سرباز اسرائیلی خلاصه نمود، این جنگ نتیجه تحولات سیاسی نظامی‌و امنیتی میان اسرائیل و حزب‌الله، اتفاقات پس از خروج سوریه از لبنان، طرح خاورمیانه بزرگ و تحولات مرتبط با آن، برخی بحران‌های مهم در خاورمیانه و نقش کشورهای مهم منطقه در این بحران‌ها می‌باشد که اتفاقات پس از آن نیز بر جغرافیای سیاسی خاورمیانه بسیار تاثیرگذار خواهد بود.
آمریکا و طرح خاورمیانه بزرگ
با فروپاشی شوروی و تلاش آمریکا در استقرار نظام نوین جهانی و هژمونی مسلط آن کشور بر نظام بین‌الملل و زیرمجموعه‌های این نظام، به جرات می‌توان گفت رفتار کشورهای خاورمیانه چه دوستان و چه دشمنان آمریکا (به جز اسرائیل) دفاعی و انفعالی می‌باشد. حتی سیاست خارجی ایران به عنوان انقلابی‌ترین کشور منطقه آمریکا را شیطان بزرگ می‌نامد به شدت تحت تاثیر رفتار آمریکا تعریف شده است. پس از 11 سپتامبر و تغییر رویکرد سیاسی و امنیتی آمریکا طرح خاورمیانه بزرگ یا جدید در دستور کار این کشور قرار گرفت. هر چند هنوز ابعاد مختلف این طرح بیان نگردیده اما از رفتار و گفتار سیاستگذاران کاخ سفید می‌توان استنباط نمود که خاورمیانه بزرگ چه مناطقی و چه ویژگی‌هایی را در بر می‌گیرد. شاید بتوان گفت این طرح شامل:
الف: قفقاز و آسیای مرکزی که از غنی‌ترین مناطق گاز و نفت جهان است و خطوط انتقال انرژی مهمی‌در این منطقه جریان دارد، همانند خط لوله نفتی باکو ـ جیهان و آسیای مرکزی در کانون کشورهای اتمی‌منطقه قرار دارد.
ب: کلیه کشورهای حوزه خلیج فارس که بزرگترین کشورهای صادرکننده نفت بوده و از حساسیت مذهبی بالایی برخوردار می‌باشند و از نظر آمریکایی‌ها تولیدکننده اندیشه‌های تروریستی هستند.
ج: شمال آفریقا و حتی مصر را می‌توان در این منطقه جای داد.
اهداف آمریکا از طرح خاورمیانه بزرگ
1ـ اعمال کنترل بر منابع غنی انرژی و تامین منافع اقتصادی آمریکا و تضمین صدور نفت: آمریکا با این حرکت هم می‌تواند بر منطقه کنترل داشته و هم رقبای خود مخصوصا اتحادیه اروپا، چین، هند، ژاپن و... را تحت تاثیر قرار دهد. در طول چند دهه گذشته، آمریکا از انرژی خاورمیانه به عنوان ابزار کنترل اروپا و سایر رقبا استفاده نموده است.
2ـ تضمین امنیت اسرائیل: اسرائیل مهمترین اولویت آمریکا و برج دیده‌بان این کشور برای اعمال قدرت و کنترل بر منطقه حساس خاورمیانه می‌باشد. امنیت اسرائیل با امنیت آمریکا در خاورمیانه گره خورده است. با توجه به تغییرات نظام بین‌الملل، امروزه اسرائیل به دنبال تبدیل شدن به یک قطب اقتصادی و صنعتی و به دست آوردن بازار منطقه و عبور از فاز امنیتی به فاز اقتصادی بوده و لذا ضرورت دارد امنیت این کشور تضمین گردد. اسرائیل مجری بسیار خوبی برای سیاست‌های خاورمیانه ای آمریکا است و این کشور در هر شرایطی خود را پشتیبان اسرائیل و حامی ‌این رژیم می‌داند و حاضر است برای آن هزینه نماید.
3ـ مبارزه با تروریسم: از دیدگاه آمریکا، خاورمیانه خواستگاه بنیادگرایی مذهبی و تروریسم سازمان یافته و دولتی است. القاعده، طالبان، حماس، حزب‌الله و گروه‌های کوچک و بزرگ دیگر و همچنین وجود کشورهایی همچون ایران و سوریه، مهمترین مصادیق این طرز تفکر می‌باشند. هر چند قراردادن گروه‌های فوق در کنار یکدیگر به هیچ وجه توجیه منطقی ندارد و دو کشور اخیر نیز به عنوان مخالفان سیاست‌های آمریکا در حالی محکوم به تروریسم دولتی هستند که آمریکا با مجهز نمودن دولت یهود به آخرین ابزارآلات مدرن جنگی و آخرین سلاح‌های روز از جمله بمب‌های هوشمند وتوی بیش از 30 قطعنامه علیه این رژیم در شورای امنیت قصد دارد به هر طریق ممکن از آن حمایت نماید.
4ـ دموکراتیزاسیون خاورمیانه: در نظر آمریکا، خاورمیانه متشکل از دولت‌های خودکامه و اقتدارگرایی هست که بدون رعایت قواعد دموکراسی و حکومت مردمسالار و با استفاده از قدرت نظامی ‌و امنیتی و راه‌های غیرقانونی آزادی‌های اساسی و مشروع مردمان خویش را نادیده گرفته و مخالفان را سرکوب، زندانی و به قتل می‌رسانند. لذا حرکت به سمت دموکراسی و به نوعی تحمیل دموکراسی به این کشورها را رسالت خود می‌داند، از نظر آمریکا این کشورها ناچار به پذیرش تفکر لیبرالیستی و پذیرش دموکراسی و رعایت حقوق بشر هستند.
5ـ مبارزه با رژیم‌های مخالف و مزاحم هژمونی مسلط این کشور: آمریکا با متهم نمودن برخی کشورها به تروریسم دولتی و شرارت به دنبال بهانه لازم برای مبارزه و برخورد است. سرکوب این کشورها یعنی حذف مهمترین موانع تحقق خاورمیانه جدید. در این رابطه پس از رژیم طالبان و سقوط حکومت بعث حاکم بر عراق، ایران در درجه اول و سوریه در مرحله بعدی موردنظر خاص آمریکا می‌باشد. آمریکا بدون تردید در فکر تغییر رژیم در این کشورهاست و شاید بتوان گفت شاه بیت خاورمیانه بزرگ قبل از هر چیز حذف دولت‌های مزاحم و گروه‌های مخالف آمریکا در منطقه در راستای هژمونی مسلط این کشور می‌باشد، برخورد با پرونده هسته‌ای ایران را نیز می‌بایست در همین راستا تحلیل نمود.
6ـ مدیریت بحران به جای حل بحران: در راستای اهداف فوق‌الذکر و در توجیه ضرورت حضور در منطقه، آمریکایی‌ها بیش از آنکه به دنبال حل بحران‌های موجود در خاورمیانه باشند، شیوه مدیریت بحران را دنبال می‌نماید. به عبارت دیگر حداقلی از جنگ، درگیری و فعالیت برخی گروه‌های مشکوک در این استراتژی ضرورت دارد. مدیریت بحران می‌تواند حضور بلندمدت و با برنامه آمریکا در خاورمیانه را توجیه نماید و مخالفان آمریکا را منزوی سازد.
7ـ غیراتمی ‌شدن منطقه و به تعبیر جامع تر جلوگیری از اتمی ‌شدن کشورهای غیردوست: آمریکا در حالی از تلاش‌های اتمی ‌ایران نگران و به دنبال اجماع جهانی برای برخورد همه جانبه با این کشور است که منطقه خاورمیانه به شدت اتمی ‌شده است. اسرائیل هسته‌ای فقط با کمک آمریکا و غرب به وجود آمده. پاکستان از مهمترین قدرت‌های اتمی ‌آسیا و منطقه بوده و آمریکا با هند در زمینه مسائل اتمی‌ و ارائه تکنولوژی هسته‌ای قرارداد همکاری امضا نمود.
امروزه ایران در محاصره قدرت‌های هسته‌ای همچون اسرائیل، پاکستان، هند و قزاقستان قرار دارد.
مشکلات و تعارضات آمریکا در خاورمیانه
آمریکا در پیشبرد اهداف خود و طرح خاورمیانه بزرگ با مشکلات و تعارضات بسیار اساسی مواجه است، به طوری که موفقیت آن کشور را در رسیدن به اهداف خویش به شدت در برابر علامت سوال قرار داده و عملا غیرممکن نمود.
1ـ اعمال سیاست‌های دوگانه در قبال موضوعاتی همچون حقوق بشر، تروریسم و مراجعه به آرای عمومی ‌و انتخابات و عدم پذیرش پیروزی احزاب و گروه‌های مخالف آمریکا در انتخابات‌های آزاد و دموکراتیک.
2ـ روحیه ضدآمریکایی مسلمانان بر اثر سیاست‌های افراطی و حمایت از دولت‌های استبدادی طرفدار غرب، دخالت‌های نظامی ‌در کشورهای اسلامی ‌و به خاک و خون کشیده شدن هزار غیرنظامی، حمایت‌های افراطی و همه‌جانبه از اسرائیل و بیداری عمومی ‌در میان مردمان کشورهای اسلامی ‌باعث شده سیاست دموکراتیزه کردن خاورمیانه مطابق میل آمریکا پیش نرفته و در بسیاری از کشورها باعث پیروزی نیروهای مخالف آمریکا با گرایشات مذهبی گردد.
3ـ خاورمیانه آبستن تحولات و جریانات سیاسی، امنیتی و نظامی ‌ملی و منطقه‌ای بسیار همراه با بحران‌های دامنه‌دار و طولانی مدت است که برخی از این بحران‌ها دهه‌های طولانی ادامه داشته و منافع قدرت‌های متعددی به این بحران‌ها گره خورد که حل یک جانبه از طرف آمریکا به هیچ‌وجه میسر نیست.
4ـ افزایش روزافزون قدرت نیروهای مخالف آمریکا و اسرائیل و همراهی افکار عمومی ‌با این کشورها و گروه‌ها که نمونه آن را می‌توان در جنگ اخیر میان حزب‌الله و اسرائیل ملاحظه نمود. علی‌رغم کمک‌های بی‌دریغ و آشکار آمریکا و وجود یک ارتش کارآزموده برای اولین بار اسرائیل و مردمان ساکن در آن طعم شکست و موشک باران و ناامنی را چشیدند و پس از یک ماه مقاومت حزب‌الله این رژیم به ناتوانی خود در برابر این نیروی جدید اعتراف نمود. این جنگ سرآغاز دوران جدیدی در مبارزه میان آمریکا و اسرائیل و مخالفان این دو کشور در منطقه خواهد بود.
5ـ ظهور گروه‌ها و احزاب ملی و فراملی در منطقه بر اساس استراتژی مبارزه با آمریکا و اسرائیل: گروه‌هایی همچون القاعده، حزب‌الله، جیش المهدی، طالبان، حماس و ده‌ها نیروی کوچک و بزرگ دیگر هرچند با تفکرات مذهبی متفاوت، به طوری که آمریکا در مدت کمتر از یک ماه توانست بر ارتش منظم، آموزش‌دیده و جنگجوی عراق غلبه نماید، اما در برابر مقاومت نیروهای عراقی، ابتکار عمل را از دست داده و تحولات عراق خارج از حد انتظار آمریکا و شیوه این کشور در مدیریت بحران می‌باشد.
6ـ مقاومت سایر کشورهای قدرتمند و تاثیرگذار بر تحولات جهانی و منطقه‌ای در برابر افزون‌طلبی‌های آمریکا در جهان و از جمله در خاورمیانه باعث ناکامی ‌آمریکا در رسیدن به اهداف خویش خواهد بود.
نکته پایانی
در این فضای پیچیده و بحرانی بر سیاستگذاران ما فرض است که با پرهیز از شعارزدگی و بحران آفرینی و براساس خردورزی سیاسی و واقع‌گرایی، منطبق با روش‌های کارشناسانه و رعایت قواعد بازی سیاسی و استفاده از همه ظرفیت‌های انسانی و اقتصادی و کنار گذاشتن توهم در قدرت خویش و ضعف حریف منافع ملی کشور را مدنظر قرار داده و بر آن اساس سیاستگذاری نمایند. به خاطر داشته باشیم دیپلماسی خردمندانه ظرفیت‌های بسیاری برای حل بحران در اختیار کشورها قرار می‌دهد، به طوری که هیچ یک از طرف‌های بحران خود را شکست‌خورده ندانند. هوشمندی سیاسی ایجاب می‌نماید پیروزی خود را شکست دیگران تعریف نکنیم.
ایران باید بداند که بحران‌های موجود در منطقه همچنان که می‌تواند باعث جنگ و درگیری و تهدید باشد، فرصتی است برای تعامل و تبدیل تهدید به فرصت و ورود سازنده به جامعه جهانی و نظام بین‌الملل و حل مناسب مشکلات با غرب و قدرت‌های بزرگ. باید توجه داشت پیشرفت عمومی ‌جمهوری اسلامی ‌بدون هماهنگی با قدرت‌های بزرگ امکان‌پذیر نیست. ایران برای پیشرفت باید پارادوکس خود را با غرب حل کند.