با آغاز رقابتهای انتخابات مجلس خبرگان رهبری یک دغدغه در بین مسوولان خودنمایی میکند و آن تبیین اهمیت این انتخابات در بین مردم است.
علیاکبر ناطق نوری هم دغدغه مشابهی دارد چنانکه در همایش ائمه جمعه غرب کشور در کرج آگاهی بخشی به جامعه درباره انتخابات خبرگان را خواستار شد و گفت: انتخابات خبرگان را مردم خوب لمس نمیکنند. برای انتخابات مجلس مردم میگویند؛ نماینده بیاید که لوله کشی ده و آسفالت را پیگیری کند، خبرگان برای انتخاب رهبر است. یکی میگفت؛ حالا که رهبر داریم نقش خبرگان چیست؟ گفتم اینها مثل ماشینهای آتشنشان هستند که باید آماده باشند اگر موقعی حادثهای رخ داد، آژیر را بکشند و به میدان بیایند.
مثل زمان فوت امام(ره)، اگر ما خبرگان نداشتیم، آنطور صریح آژیر کشیده نمیشد و رهبر انتخاب نمیشد. معلوم نبود با توجه به دشمنیهای آمریکا، بعد از فوت امام(ره) کار به کجا میکشید. این برای مردم ملموس نیست، شما باید اهمیت خبرگان را برای مردم تبیین کنید. تیرک خیمه رهبری است و همه وصل به آن جاست، اگر تیرک بیفتد چادر هم میافتد.
با دقت و تشویق مردم و تبیین اهمیت خبرگان برای مردم تبلیغ کنید که هر چه رای بالاتر باشد، دشمن مایوستر و دوستان امیدوارتر و انقلاب تثبیتتر خواهد شد. این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره «چگونگی تشخیص صلاحیت کاندیداهای خبرگان» پرسید: حال صلاحیت خود خبرگان را چه کسی تشخیص میدهد؟ چرا فقهای شورای نگهبان این تشخیص را بدهند که چه کسی فقیه و چه کسی برای این کار صالح است؟ و چرا از حوزهها نپرسیم؟ شماها اکثرا در حوزهها بوده و هستید اگر از حوزه بپرسند که زید ابن عمر صلاحیت دارد یا نه، بنده شاید 10 سال پای درس یک استاد رفته باشم، استاد میبیند که کلاس درس را رفتهایم، اما با او مباحثه کردهایم یا نه؟ محتوا داریم؟ ممارست داریم؟ بنده 30 سال است درس خواندهام و متارکه کردهام، الان حضور ذهن دارم؟ آن وقت هم ما علما اکثرا در رودربایستی گیر میکنیم.
ایسنا که سخنان این عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز را منتشر کرده، نوشته است؛ وی افزود: 300 سال است در این حکومت مدیر و مجری بودهایم اما در عین حال رو دست میخوریم؛ یکی با قیافه زینالعباسی میآید پهلوی ما، با قیافه خیلی دینی و مذهبی میگوید؛ حاج آقا به ما ظلم شده است. گریه هم میکند. ما آخوندها هم ـ با این که فکر میکنند از همه کمتر گریهمان میگیرد و از همه قسیالقلبتر هستیم، در حالی که اینطور نیست و از همه رقیقالقلبتر هستیم زودی با گریه او را تایید میکنیم و نمیدانیم با این تایید چه میکند؟ بعد تقش درمیآید؛ میروند قم پهلوی علما و میگویند؛ شما میدانید ما پای درس شما میآییم، او هم تایید میکند، در حالی که رویش نمیشود بگوید؛ تو کی میآمدی؟ میگوید؛ این (تاییدیه) را لطفا بنویسید آن هم بدون امتحان و سوال آن را مینویسند.»
ناطق نوری در بخش دیگری از سخنان خود به دورانی که باید به سربازی میرفت اشاره کرد و گفت: «من نمیخواستم به سربازی بروم و میدانستم اگر لیسانسم را بگیرم فردایش باید به سربازی بروم و برای همین یک سال پایاننامه را به تاخیر انداختم و در آن یک سال، رفتم و آمدم تا از 2 نفر از مراجع قم امضا گرفتم که فلانی بلغ مرتبهالاجتهاد اینچنین و آنچنان است و زیرش نوشتند صدق من اهله و وقع فی محله. رفتیم سربازی مان را درست کردیم، حالا بنده آن را نشان دهم که مجتهد هستم؟ در حالی که آن را نوشتند تا من به سربازی نروم.»