تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۴۲۵۳۵

زهرا شجاعی/مشاور خاتمی در امور زنان
از 38 سال پیش که کتاب «مسئله حجاب» استاد مطهری ـ مجموعه بحث‌ها و درسهایی که در طول چهار سال در جلسات انجمن اسلامی پزشکان بیان شده بود ـ و به رغم تغییر ماهوی نظام شاهنشاهی به نظام جمهوری اسلامی حجاب همچنان به عنوان یک مسئله و نه یک اثر با موضوع مطرح است.
نگاهی اجمالی و تاریخی به این موضوع ما را در درک دقیق‌تر و منطقی‌تر از اینکه چرا حجاب همچنان یک مسئله است کمک می‌کند. سیاست‌های خشن و زورمدارانه رضاخان در کشف حجاب زنان در 17 دیماه 1314 بعد از مدتی با شکست مواجه شد تا حدی که فرزندش در کتاب انقلاب سفید آن را مورد نقد قرار داده و اظهار داشت: «پدرم اشتباه کرد که با زور حجاب را از سر زنان برداشت. ما باید زنان را به حدی از رشد و آگاهی برسانیم که خود این مانع پیشرفت را کنار بگذارند.» (نقل به مضمون)
در عصر پهلوی دوم سیاست‌های فرهنگی و روشهای غیر مستقیم در مقابله با حجاب از قبیل ممنوعیت اخذ گواهینامه رانندگی یا ... و تحقیر و توهین‌هایی که از طریق دستگاههای فرهنگی چون مطبوعات، سینما و تلویزیون صورت می‌گرفت نتوانست اعتقاد و پایبندی زنان مسلمان و دختران جوان تحصیلکرده و دانشگاهی را نسبت به حجاب متزلزل کند. آزادی انتخاب در حجاب و جریان روشنفکری اسلامی که با اندیشه‌های بزرگانی چون استاد مطهری و دکتر شریعتی در جامعه تضج گرفته بود باعث شد روزبه‌روز بر تعداد زنان محجب که حجاب را نه به عنوان سنت خانوادگی و دینی بلکه به عنوان یک انتخاب و گاه در تعارض با فرهنگ خانوادگی انتخاب می‌کردند، افزوده شود.
انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. عکسها و فیلم‌های سانسور نشده از صحنه تظاهرات و راهپیمایی‌ها نشانگر حضور زنان ایرانی (اعم از باحجاب و بی‌حجاب) در کنار یکدیگر و در معارضه با نظام سلطه شاهنشاهی و در حمایت از حرکت و جریان انقلاب بود. توضیح اینکه در آن سالها پدیده‌ای تحت عنوان بدحجابی وجود نداشت. یا زنان دارای حجاب بودند با اختیار و انتخاب و یا بی‌حجاب بودند. آن هم با اختیار و انتخاب و الزامات و اجبارات پیرامونی و محیطی برای «امر بین‌الامرین» موجود نبود.
در زمان دولت‌های اولیه انقلاب بخشنامه‌ای صادر شد تا در محیط‌های دولتی بانوان با پوشش اسلامی حاضر شوند و حد و مرز آن هم به لحاظ کف و فرم تا حدودی مخفی شد. رنگ‌های تیره مثل مشکی، سرمه‌ای و طوسی. صدور این بخشنامه با اعتراض جمع محدودی از زنان مواجه شد که در محل نخست‌وزیری با لباس سیاه جمع شدند و اعتراض خود را نسبت به این امر اعلام داشتند و این‌گونه برخورد سیاسی با حجاب بعضاً طی سال‌های بعد از سوی برخی از افراد به اشکال مختلف بروز و ظهور پیدا کرد.
خواست عمومی در رعایت حجاب اسلامی و حفظ شعائر مذهبی در اماکن عمومی تا بدانجا رسید که طبق قانون مجازات اسلامی و در تبصره ماده 638 آن قانون «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه و یا از 50 هزار تا 500 هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.» (قانون مجازات اسلامی مصوب 7/9/70 مجمع تشخیص مصلحت) در این مرحله رعایت حجاب از امر خصوصی و شخصی به یک امر اجتماعی و حکومتی تبدیل شد. طبیعی است که اکثریت مردم خواستار حفظ امنیت اجتماعی و رعایت شئونات اخلاقی در محیط‌های عمومی باشند.
اما آیا قانون به تنهایی و بدون بسترسازی فرهنگی و توجیه افکار عمومی می‌تواند به عنوان یک رفتار عمومی و هنجار اجتماعی موجب پایبندی مردم و الزام جامعه به رعایت آن باشد؟ مضافاً بر اینکه عدم انسجام و ناهماهنگی در سیاست‌های فرهنگی و آئین‌نامه‌های اجرایی این قانون چه نتیجه‌ای به بار خواهد آورد؟
طی سال‌های بعد از انقلاب اسلامی درباره حجاب و البته «مسئله حجاب» زیاد صحبت شده است. سمینارها، همایش‌ها، نمایشگاه‌ها، جشنواره‌ها و ... گوناگون با عناوین پر طمطراق برگزار شده است و اشخاص صاحب‌نظر برای مخاطبین با حجاب خود سخنرانی‌ها کردند و از ارزش و اهمیت و فضیلت حجاب سخن‌ها گفتند و جالب آنکه ورود زنان بدحجاب به این محافل ممنوع بوده است و قطعاً فرصت طرح سئوال و بیان دیدگاه و گفت‌وگو فراهم نبوده است. بخش‌های مختلف دستگاه‌های حکومتی به تناسب شرایط و تحت تأثیر فشارهای سیاسی و اجتماعی این موضوع را در دستور کار خود قرار داده‌اند.
کمیسیون فرهنگی مبارزه با مفاسد اجتماعی در وزارت کشور ساعت‌ها به بحث و تبادل نظر پرداخت، الگوها و مدل‌های مختلف حجاب عرضه شد. شورای فرهنگ عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ساعت‌ها به بحث و گفت‌وگو پرداخت. شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان به عنوان اولین نهاد سیاستگزار و برنامه‌ریز در مسائل فرهنگی و اجتماعی زنان طرح توسعه فرهنگ عفاف را تهیه کرد و به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رساند.
مجلس شورای اسلامی طرح ساماندهی مد و لباس را در دستور کار دارد و نیروی انتظامی طی تحولات و تطورات مدیریتی خود هر ساله در آستانه فصل گرما مانوری از برخورد با بدحجابی یا حفظ امنیت اجتماعی را با شیوه‌های نو و بدیع عرضه می‌کند، از قیچی کردن مانتوهای بلند خانم‌ها در دهه 70 تا گشت ارشاد و هدیه دادن و لبخند زدن بر روی تصاویر زنان از تنها رسانه ملی طی سال‌های گذشته حاکی از تغییرات و حرکت‌های رفرمیستی در این رسانه است.
تغییر لباس و آرایش زنان، روابط و دیالوگ‌های زنان و مردان همه و همه حاکی از یک جریان متغیر و متحول در این زمینه است. طیف وسیع و گسترده و البته متنوع نظرات و فتاوی علما و مراجع را در این مقوله نمی‌توان نادیده گرفت، از حرمت رانندگی زنان و وجوب ستر وجه و کفین تا اباحه نمایش سر بدون موی زنان.
تصمیمات سلیقه‌ای و اجتهادهای شخصی برخی از مدیران دستگاه‌ها را که نه در حوزه مسائل داخلی بلکه در مسائل حاکمیتی اعمال می‌شود از وجوه دیگر این مسئله است. به رغم این شعار حکومتی که «چادر حجاب برتر است اما حجاب در چادر متعین نیست» هنوز ورود زنان محجبه بدون چادر به برخی اماکن آموزشی، درمانی و حتی تفریحی ممنوع است. این در حالی است که در سال‌های گذشته در امر تبلیغ چادر آنچنان بد دفاع کردیم که نیاز به حمله نبوده است.
نقش‌های منفی زنان سطحی و کوته‌فکر، بداندیش و بدرفتار با حجاب چادر در فیلم‌ها و سریال‌ها ظاهر شدند. زنان بزهکار و مجرم برای مصاحبه‌های تلویزیونی مجبور به استفاده از چادر شدند، خاطره مصاحبه دو دختر منافق که در کشتن کشیش اصفهانی دست داشتند و با چادر مشکی در تلویزیون ظاهر شدند فراموش‌نشدنی است. این تلقی در ذهن دختران جوان و زنان این مرز و بوم به وجود آمد که شرط ارتقا به مسئولیت‌ها و پست‌های بالای اجرایی داشتن چادر به عنوان حجاب است و اگر عملکرد سه تن از بانوان نماینده مجلس ششم در حفظ کامل حجاب اسلامی اما بدون چادر نبود، این تلقی نادرست همچنان ادامه می‌یافت.
سیاسی کردن امر حجاب طی سالهای گذشته وجه دیگری از این مسئله است. گروههای فشار و ذی‌نفوذ در دولتهای گذشته از این اهرم به خوبی استفاده ابزاری کردند. همان زنانی که فساد و ابتذالشان مشام جامعه را آزار می‌داد در یک استحاله سیاسی به عفیف‌ترین و پاکترین زنان جامعه تبدیل شدند تا آنجا که حضور آنها در ورزشگاهها می‌توانست موجب تضمین امنیت اجتماعی اخلاقی در آن محیط باشد. راستی چگونه است که حجاب همچنان به عنوان یک «مسئله» در کشور ما یعنی در جمهوری اسلامی باقی مانده است؟
در حالیکه روزبه‌روز بر تعداد زنان محجبه در کشورهای مصر، سوریه و لبنان و حتی کشورهای اروپایی افزوده می‌شود و گرایش زنان به اسلام و طبیعتاً حجاب در حال رشد است. در سال 83 در اجلاس جهانی زن در سازمان ملل هشت رئیس هیأت زنان با حجاب در پشت تریبون مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کردند در حالیکه در سال 76 تنها دو کشور (ایران و برونئی) با حجاب بودند. بالاخره باید روشن شود که آیا حجاب یک امر اعتقادی است یا یک امر حکومتی است؟ بر حسب اینکه چگونه و از چه منظری به این موضوع بنگریم نتیجه متفاوت می‌شود. آیا مراکز دینی و دستگاههای مذهبی باید در جهت تقویت باورهای اعتقادی جامعه تلاش کنند و یا اینکه مکانیسم‌های الزام‌آور اجتماعی و قانونی باید در جهت حفظ و رعایت آن بکوشند؟
آیا باید فرهنگ عمومی جامعه نسبت به این موضوع اصلاح شود و یا تعزیرات حکومتی بر اساس تبصره ماده 638 قانون مجازات اسلامی اجرا شود؟ آیا با وضع قوانین و مقررات باید به این موضوع پرداخت و یا تشدید مجازات را در دستور کار قرار داد؟ انتظار ما از جامعه اسلامی چیست؟ چه درصدی از زنان جامعه با چه نوع حجابی مطلوب است؟ آیا در این زمینه وحدت نظری وجود دارد؟ از این فراتر آیا در رابطه با حد حجاب وحدت نظر موجود است؟ کلی گویی و استفاده از واژه‌های ابهام‌آمیز کفایت نمی‌کند. این چنین است که حجاب همچنان به عنوان یک «مسئله» باقی مانده است.