تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۴۲۵۶۶

اسماعیل همدانلو
به نقل از یک سیاستمدار آمریکایی می‌خوانیم که ایران سه ویژگی دارد:
1- 60 میلیون جمعیت دارد که یک درصد جهان است.
2-‌ این یک درصد جمعیت ده درصد انرژی جهان را داراست.
3- ساختار تکنولوژیک ( منابع، ماشین‌آلات و...) در ایران وجود دارد.
او اضافه می‌کند در کنار این سه ویژگی خاص و مثبت سه علت زیر، ایران را با عدم توفیق در اجرا مواجه می‌سازد:
اول- ایران پروژه‌های زیادی شروع می‌کند و هرگز به موقع نمی‌تواند تکمیل کند و‌ این امر اعتماد مردم را از دولت سلب می‌کند و باید مورد توجه قرار گیرد.
دوم-‌ ایران در برنامه‌ریزی همیشه ضعف دارد اگر برنامه‌ای تنظیم کرد چیز دیگری اجرا می‌کند و به بیان دیگر اعتقادی به برنامه‌ریزی ندارد.
سوم- سوء مدیریت مالی در افکار ایرانی وجود دارد. او می‌گوید فساد مالی در فکر‌ ایرانی لانه کرده است. به همه بدبین و خود را مبری از هر بدی می‌داند.
او با وصف آن ویژگی‌ها و‌ این نقاط ضعف به قدرتمندان آمریکا توصیه می‌کند هر وقت دیدید مشکلی در‌ ایران حل می‌شود یک مشکل دیگر برایشان‌ ایجاد کنید. صرف‌نظر از‌ این که‌ این موارد را، کی گفته و چرا گفته با کمی ‌تامل در ویژگی‌ها و نقاط ضعف و نحوه‌ ایجاد بحران‌ها در کشور با تاملی به فرمایش رسول اکرم که بشارت دهید مومنان را که همه را می‌شنوند و بهترین‌ها را انتخاب می‌کنند ملاحظه می‌شود هر سه ویژگی واقعا ویژگی خاصی است که می‌تواند عامل مؤثری در تولید، حرکت و پیشرفت باشد و سه ضعف هم انصافا همیشه با ما یار بوده است. بزرگترین مشکل دولت‌های گذشته و فعلی وجود پروژه‌های نیمه‌ تمام و به دیگر سخن پروژه‌های زخمی ‌شده گسترده در سطح شهر و روستا است و به رغم‌ این همه پروژه نیمه تمام به زمین چسبیده فشار برای شروع پروژه‌های جدید بسیار بالاست. طرح خواسته‌های عمرانی نمایندگان محترم مجلس در سخنان پیش از دستور نمونه آشکاری از این گستردگی‌هاست. پرواضح است به خاطر طولانی شدن مدت اجرای پروژه‌ها چند برابر اعتبار برآورده شده برای تکمیل پروژه صرف می‌شود که هم مخارج دولت را بالا می‌برد و هم بی‌اعتمادی و ناتوانی دولت در اجرا را به صورت یک امر عادی درآورده است.
نیروگاه بوشهر و فرودگاه امام خمینی نمونه‌های بارز از این دست به شمار می‌روند. ضعف در برنامه‌ریزی و یا اجرای غیر منطبق با برنامه و ارایه متمم برای بودجه‌های سالانه در طول برنامه‌های دوم و سوم و چهارم کاملا مشهود است. برنامه‌ریزی کشور در سه دهه گذشته برای حل معضلات و مشکلات گذشته مطرح بوده تا راه‌یابی در آینده برای توسعه و پیشرفت کشور و‌ این نقص همچنان وجود دارد.
سوء مدیریت و منابعات مالی ناسالم نیز از آمارهایی که هر ساله با عنوان ضریب شفافیت در سطح کشورهای جهان منتشر می‌شود دیده می‌شود. در سال 2005 میلادی رشوه و فساد مالی‌ ایران را در ردیف 93 قرار داده بود و در سال 2006 به ردیف 106 تنزل داد که برای کشوری با اعتقادات اسلامی‌ غیر قابل تصور است.
نتیجه‌ای که می‌شود گرفت‌ این است که:
اول - با اصلاح شیوه مدیریت و کوچک‌سازی دولت و شفاف‌سازی قوانین و مقررات در جایگاه مناسبی قرار گیریم.
دوم – در هر مقام و مسئولیت و جایگاهی که قرار داریم سعی کنیم از ‌ایجاد تنش و درگیری و روی در رویی‌ها پرهیز کنیم و با ‌اندکی گذشت به منابع ملی و عمومی ‌کشور بیندیشیم و تفهم و همسویی و همدلی را تمرین کنیم.
سوم – با‌ ایجاد فضای مناسب و امنیت لازم برای سرمایه‌گذاری اقتصاد را از اعتیاد نفتی رها سازیم و فرصت کار و تلاش و تولید را با اصلاح افکار و‌ اندیشه‌هایمان بازیابیم و با مصرف‌ این همه کالای وارداتی اشتغال را صادر و بیکاری را وارد نکنیم تا بدخواهان امیدوار نگردند.
چهارم – نگرش‌هایمان را اصلاح کنیم.