تاریخ انتشار : ۱۱ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۴۲۵۹۵

علی شاملو
در اصفهان، گروهی از تجار با تشکیل «شرکت اسلامی » نخستین شرکت سهامی‌سرتاسری را پدید آوردند. هدف آنان «حفاظت از استقلال کشور با تقویت صنایع جدید مانند نساجی و حمایت از صنایع دستی سنتی به خصوص مینیاتورسازی ملک زاده، تاریخ، یک، 175) ترجمه کاظم فیروزمند، حسن شمس آوری، محسن مدیر شانه‌چی (ایران بین دو انقلاب از مشروطه تا انقلاب اسلامی ‌یرواند آبراهامیان، فصل 2، انقلاب مشروطه)
در تبریز محفلی از روشنفکران جوان که به دلیل دانستن ترکی می‌توانستند جریان‌های فرهنگی قفقاز و امپراطوری عثمانی را تقویت کنند، روزنامه فارسی زبان با نفوذی با عنوان گنجینه فنون انتشار دادند(م. مجتهدی، تاریخ زندگانی تقی‌زاده (تهران 1321)، ص 18)
دو مرد در کانون این معضل وجود داشتند که نقشه‌های مهمی‌ در انقلاب آینده ایفا کردند: میرزا محمد علی‌خان تربیت صاحب کتابفروشی متجردی که میعادگاه اعضای این گروه بود و سیدحسن تقی‌زاده که از محیط روحانیت محافظه‌کار خود قطع رابطه کرده بود تا شوق سوزانش به شیخی گری را دنبال کند و سپس با کشف غرب به زبان‌های اروپایی و علوم جدید فیزیک، طب و شیمی ‌عملی روی آورده بود. (تقی‌زاده، زندگی من، راهنمای کتاب، 13 اردیبهشت ـ خرداد 1349، 243 تا 266) گروه مشابهی از روشنفکران در تهران «انجمن معارف» را برپا کردند و کتاب‌هایشان را روی هم گذاشتند تا نخستین کتابخانه ملی کشور را به وجود آوردند. انجمن معارف با پشتیبانی دربار در برابر روحانیت محافظه‌کار افراطی توانست در دوره کوتاهی از بدو تشکیل تا زمان انقلاب [مشروطه] 55 مدرسه متوسطه خصوصی در تهران تاسیس کند. شخصیت پیشگام هر دو نهاد کتابخانه و انجمن واعظ مشهور حاج میرزا نصرالله ملک المتکلمین بود.
مظفرالدین شاه امیدوار بود در رویه آزادمنشی وی مخالفان سیاسی را راضی سازد، اما لیبرالیسم همزمان با نفوذ شدید غرب صرفا مخالفان را به تشکیل سازمان‌های نیمه مخفی ترغیب ساخت. از این سازمان‌ها پنج نمونه زیر در انقلابی که در راه بود، نقشه‌های مهمی‌ ایفا کردند، مرکز غیبی، حزب اجتماعیون عامیون؛ جامع آدمیت، کمیته انقلابی و انجمن مخفی. مراکز غیبی را 12 تن رادیکال جوان وابسته به روزنامه گنجینه فنون در تبریز تشکیل دادند. رئیس گروه تاجری شیخی بنام علی کربلایی بود که به علت علاقه اش به ادبیات فرانسه و فلسفه سیاسی فرانسوی به «مسیو» شهرت داشت. یارانش عبارت بودند از برادر کوچکتر تربیت، سه تاجر که به دلیل کارشان مرتب به باکو سفر می‌کردند، دو دباغ، یک کارمند، چندجوان که زبان‌های روسی، آلمانی، انگلیسی و نیز فرانسه را در مدرسه میسیونرهای فرانسوی محل، تحصیل کرده بودند.) اطلاعات مربوط به مراکز غیبی از منابع زیر فراهم شده است. س. جاوید، فداکاران فراموش شده (تهران، 1345)، ع اقبال، شریف زاده، یادگار 3 (اردیبهشت - خرداد 1326)، صص 58 - 73؛ ک. طاهرزاده و کاظم فیروزمند، محسن مدیر شانه چی فصل دوم، انقلاب مشروطه.
حزب اجتماعیون عامیون (سوسیال دموکراتیک) ایران را در اواخر سال 1283 در شهر باکو جمعی از مهاجران که مدتی در حزب سوسیال دموکراتیک روسیه فعال بودند، تشکیل دادند.حزب با تاسیس باشگاهی به نام همت، فعالیت‌هایش را در میان حدود یکصد هزار نفر کارگر مهاجر ایرانی ـ اغلب از آذربایجان ایران - شاغل در تاسیسات نفتی باکو متمرکز کرد. رئیس حزب، نریمان نریمانف، معلمی ‌آذربایجانی بود که بعدها رئیس‌جمهور شوروی سوسیالیستی آذربایجان شد. تقریبا همه دیگر بنیانگذاران حزب، روشنفکران آذربایجان ایران بودند.
برنامه آنان که اصولا اقتباس خواسته‌های اقتصادی سوسیال دموکرات‌های روسیه بود، مطالبه حق تشکیلات و اعتصاب برای کارگران، روزی هشت ساعت کار، مستمری ایام پیری، مالیات بر درآمد عادلانه، تقسیم زمین بین کسانی که روی آن کار می‌کنند، مسکن برای همه افراد بی مسکن، آموزش رایگان، کاهش مالیات مصرف کنندگان، آزادی بیان و اجتماعات و مدارا با کلیه مذاهب در مورد قبول شریعت» بود.
(درباره حزب سوسیال دموکرات ایران، دنیا 5 (تابستان 1345)، 103ـ 99؛ اساسنامه حزب سوسیال دموکرات ایران، دنیا، 3 (زمستان 1341( 80 – 76)
مرکز غیبی که به زودی روابط نزدیکی با اجتماعیون عامیون برقرار کرد، برنامه حزب را در داخل ایران اشاعه داد.
در عین حال آنان که این دو سازمان متاثر از سوسیالیسم انقلابی مارکسیسم روسی بودند، جامع آدمیت در تهران از پوزیتیویسم رادیکال سین سیمون و اومانیسم لیبرال اگوست کنتی الهام می‌گرفت. بنیانگذار جامعه، میرزا عباسقلی خان قزوینی که بعدها شهرت آدمیت را نیز بر نامش افزود. دوست نزدیک ملکم خان و از کارمندان عالیرتبه وزارت دادگستری بود.
پسرش فریدون آدمیت، مورخ مشهور نهضت مشروطه می‌نویسد که جامعه سه هدف اصلی داشت:
انجام مهندسی اجتماعی برای نیل به توسعه ملی، حصول آزادی فردی به منظور شکوفایی فرد انسانی و کسب مساوات قانونی برای همگان بی‌توجه به دین و نژاد به خاطر تضمین منزلت کلیه آحاد جامعه.(ف. آدمیت، فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت ایران)
سوگندنامه مخفی عضویت جامعه اعلام می‌کرد که «مساوات در حقوق و وظایف تنها بنیاد راستین مناسبات بشری است. مساوات به تنهایی می‌تواند علائق محکم وحدت ملی را فراهم آورد. مساوات به تنهایی می‌تواند حقوق و تعهدات راستین فرد را تضمین کند.» جامعه اعضای خود را عمدتا از بین رده‌های بالا، اما نه درباری حکومت مرکزی انتخاب می‌کرد، چرا که درخواست مساوات قانون برای کارمندان منزجر از مزایای موروثی، گیرا بود، مفهوم مهندسی اجتماعی، نقش حیاتی برای آنان و روند توسعه ملی وعده می‌داد، امید آزادی، مشوق آنان به مصونیت فردی از تصمیمات مستبدانه بود و مخفی بودن مراسم که از تصمیمات مستبدانه بود و مخفی بودن مراسم که از فراماسون‌های اروپایی اقتباس شده بود، آنان را از مقام‌های محافظه‌کار و عوام متعصب مصون می‌داشت. جامع آدمیت در فعالیت‌های روزانه‌اش احتیاط می‌کرد، اما کمیته انقلابی، هم در تاکتیک و هم در استراتژی رادیکال بود. به گفته ملکزاد که پدرش ملک المتکلمین رئیس این گروه بود، کمیته از 57 «روشنفکری رادیکال» که از مراجعان کتابخانه ملی بودند، تشکیل شده بود. (49) این عده در جلسه‌ای مخفی در اطراف تهران در اردیبهشت 1283 طرحی برای «سرنگونی استبداد» و برقراری «حکومت عدل و قانون» تهیه کردند.