یکی از ویژگیهای عرصه سیاسی کشور ما که آن را از سایر کشورها متمایز میکند، حاکمیت نوعی رودربایستی افراطی میان سیاستمداران ـ به ویژه کسانی که در عرصه حاکمیت حضور دارند ـ میباشد. البته این افراط پس از کنار رفتن یا کنار گذاشتن شدن افراد از حاکمیت، معمولاً با افراط دیگری جبران میشود که گاه به صورت بیانصافی در ارزیابی عملکرد دوره مسئولیت آنان بروز مییابد.
مصاحبه اخیر مهندس باهنر نایب رئیس مجلس و ارزیابی او از عملکرد دولت نیز از همین زاویه قابل ارزیابی است؛ اگر چه اظهارات او نسبت به دو رئیسجمهور قبلی، مشمول بیانصافیهای رایج نسبت به «حکام از زین افتاده» نمیباشد.
آقای باهنر در این مصاحبه ظاهراً به بیان نقاط مثبت و منفی دولت نهم پرداخته است اما به نظر میرسد براساس همان اصل رودربایستی، برخی تمجیدها را نسبت به دولت بیان کرده تا بتواند انتقادات خود را نیز مطرح نماید. مهمترین ویژگیهای مثبت دولت که در مصاحبه نایب رئیس مجلس به آن اشاره شده است، «پرکاری، تلاش برای حاکمیت ساده زیستی و هزینه کم» میباشد و در مقابل، همین دولت مورد انتقاد قرار گرفته زیرا به تعبیر آقای باهنر «این که آیا سیاستها مبتنی بر تدبیر و حقگرایی است، شاید بتوانیم در بعضی جاها، بحث و نقد کنیم.» نقد دیگری که توسط باهنر به عملکرد دولت نهم وارد شده بسیار جدیتر از نقد اول اوست:
«اینکه آیا در رفتار دولت، یک استراتژی مشخص و روشنی هست یا نه، من هم نقد دارم و فکر میکنم نیست.»
در واقع به نظر میرسد شاه بیت مصاحبه اخیر مهندس باهنر، همین جمله اوست و تقریباً میتوان گفت که همه تعریفهای او از دولت را خنثی میکند؛ اگر چه تمجیدهای او از دولت نیز محل تأمل است. از جمله برای «کم هزینه بودن دولت» که مورد اشاره باهنر قرار گرفته است، هیچ معیاری تعریف نشده است: آیا مثلاً صبحانه ساده اعضای هیأت دولت در سفرهای استانی و عدم استفاده از پنیر، یا استقرار در دفتر پاستور به جای سعدآباد، نشانه کم هزینه بودن دولت است؟ آیا مجموع هزینههایی که به این طریق صرفهجویی میشود یا هزینه ناشی از برخی اقدامات مانند اعلام تعطیلات غیرمترقبه برای کشور قابل مقایسه است؟ نایب رئیس مجلس لابد به یاد دارند که چندی قبل در این خصوص اظهار داشتند: «تعطیلات بدون برنامه، ضرر اقتصادی به همراه دارد... اما به خاطر رئیس جمهور باید کوتاه آمد.»
سوال اصولیتر که میتواند مورد توجه قرار گیرد این است که نشانه کم خرج بودن دولت، تنها هزینههایی است که مستقیماً به رئیس و اعضای دولت مربوط میشود یا هر نوع هزینهسازی آنان برای کشور نیز باید برای مشخص کردن «پرهزینه» یا «کمهزینه بودن» آنها مدنظر قرار گیرد؟
البته فرقی هم نمیکند که این هزینه ناشی از یک تصمیم ناگهانی ـ عدم تغییر ساعت رسمی کشور ـ باشد یا هزینههای مربوط به برگزاری کنفرانس هولوکاست. آقای باهنر به دلیل مسئولیت عالی خود در مجلس، لابد از گزارش مرکز پژوهشهای مجلس اطلاع دارند که به موجب آن عدم تغییر رسمی ساعت کشور، موجب افزایش مصرف انرژی در حدی خواهد شد که تامین آن میزان از انرژی، هزینهای معادل سیصد میلیون دلار دارد.
گزارش مرکز پژوهشها در واقع تاییدکننده اظهارات کارشناسی پژوهشکده نیرو بود که هزینه عدم تغییر ساعت را معادل سیصد میلیارد تومان برآورد کرده بود. در خصوص هزینههای ناشی از کنفرانس هولوکاست نیز قاعدتاً اطلاع آقای باهنر از ادعاها و اعتراضات نمایندگان مجلس، بسیار بیشتر از اطلاعاتی است که در اختیار نگارنده میباشد.
در مورد مهمترین امتیاز دولت نهم نیز که آقای باهنر آن را پرکاری و تلاش فوقالعاده دانستهاند به نظر میرسد اگر این ویژگی را با دو خصوصیت دیگر یعنی «فقدان استراتژی مشخص» و «نبودن تدبیر کافی در بعضی موارد» تلفیق کنیم بیش از آنکه امتیاز برای دولت باشد، نوعی ضعف خواهد بود. زیرا در غیاب هدفگذاری مشخص و بدون وجود تدبیر کافی پرکاری، گاه میتواند به دور شدن هر چه بیشتر از اهداف اصلی و برنامههای کلان و حتی جزئی و کوتاهمدت بینجامد.
آنچه توسط آقای باهنر مطرح شده قبلاً نیز در قالبهای دیگری بر زبان اصولگرایان و اصلاحطلبان جاری شده بود. از جمله دکتر احمد توکلی رئیس مرکز پژوهشهای مجلس نیز در ارزیابی عملکرد دولت عجولانه بودن و عدم کارشناسی در برخی تصمیمات را نقطه منفی دولت نهم دانسته بود. اما بیان این اظهارات توسط آقای باهنر ـ به عنوان نزدیکترین یار دولت در مجلس هفتم ـ و نیز در مقام یکی از پرسابقهترین و با نفوذترین چهرهها در جناح محافظهکاران یا اصولگرایان باید دولتمردان نهم را به اندیشه وادارد و ادای این سخنان را مصداق انجام وظیفه آینهوار یک سیاستمدار مومن تلقی نمایند.
قاعدتاً دوستان ما در دولت نهم، نمیخواهند و یا نخواهند توانست باهنر را نیز با القایی که به اصلاحطلبان منتقد، نسبت میدهند توصیف کنند. همچنین قادر نخواهند بود که هدف باهنر از این اظهارات را تلاش برای رسیدن به قدرت تلقی نمایند. چون باهنر در حال حاضر قدرتی به مراتب بالاتر از اکثر دولتمردان نهم دارد. پس بهتر است این هشدارها را جدی بگیرند و در برخی روشها تجدیدنظر کنند.
آنها همچنین میتوانند برای تعیین استراتژی مشخص و هدفگذاریهای بلندمدت ـ که به نظر نایب رئیس مجلس از پاشنه آشیلهای دولت نهم است ـ از چهرههای با نفوذ مجلس و نیز نخبگان سایر گرایشهای سیاسی مددخواهی کنند.