محمدرضا عسگری
تاریخ حل و فصل مناقشات بینالمللی، نشانگر نقش موثر میانجیها در این عرصه است. بر این اساس شاهد هستیم که در شیوههای موجود برای حل و فصل مسالمتآمیز دعاوی، میانجیگری یک عامل اثربخش بوده است.
منطقه خاورمیانه به عنوان مهمترین منطقه بحرانخیز و چالشزا در صحنه گیتی که همواره مناقشات و بحرانهای متعددی را تجربه کرده است، خاطرات خوبی از نقش میانجیها خصوصا بازیگران فرامنطقهای در ذهن تاریخی خود ندارد. کتابچه عملکرد میانجیها در حل و فصل مناقشات خاورمیانه در دل خود نکتهای قابل تعمق و مشترک دارد. به عبارت دیگر هنگامی که قدرتهای فرامنطقهای پا به عرصه حل منازعات میگذارند، بیش از آن که حل و فصل مبتنی بر عدالت نسبی را دنبال کنند، تلاش دارند تا در این رهگذر منافع ملی و منطقهای خود را تحقق بخشند.
مناقشه فلسطینی، اسرائیلی به عنوان اصلیترین مناقشه موجود در خاورمیانه همواره در چارچوب این تئوری مفهوم یافته است. به عبارت دیگر قدرتها بزرگ یا بازیگران فرامنطقهای از جمله ایالات متحده که متحد استراتژیک تل آویو به شمار میرود، سعی میکنند تا کمترین امتیازدهی از سوی اسرائیل در قبال فلسطینیان صورت گیرد.
در یکسال گذشته که جنبش حماس به عرصه قدرت در فلسطین دست یافته، دولت آمریکا و متحدان غربی آن در چارچوب کمیته چهار جانبه بیشترین فشارها را بر دولت حماس برای پذیرش دیدگاههای خود اعمال کردهاند، اما هنگامی که اختلاف فلسطینی ـ اسرائیلی به اختلاف فلسطینی ـ فلسطینی تغییر وضعیت پیدا میکند، امتیازدهی مردم فلسطین در قبال طرف مناقشه یعنی اسرائیل، بشدت افزایش مییابد. این در حالی است که ضرورتا در قبال دشمن مشترک اختلاف نظر درون فلسطینی به تقویت موضع حریف منجر میشود. در شرایط فعلی که اختلاف فتح و حماس با چاشنی خشونت نیز عجین شده، شاخصها نشان میدهد که طرف مناقشه فلسطین یعنی تل آویو با سیاستهای تهاجمی عمیقتری در عرصه حضور مییابد.
در حال حاضر که کفه اختلاف فلسطینی ـ اسرائیلی از اختلاف فلسطینی ـ فلسطینی سبکتر شده، قدرتهای فرامنطقهای شرایط موجود را فرصتی مناسب برای فشار بر دولت حماس و جذب نسبی جنبش فتح میدانند. امروز که ریاض میزبان خالد مشعل و ابومازن به عنوان رهبران جنبشهای حماس و فتح برای پایان دادن به اختلافات داخلی فلسطین و بروز بسترهای تشکیل دولت وحدت ملی است باید توجه داشت که در این شرایط همسو شدن نیروهای فتح با دیدگاههای آمریکا و متحدین غربی و عربی آن، تنها حاصل آن تحدید منافع مردم فلسطین خواهد بود.
نکته حائز توجه این که همواره گروههای سازشکار با اسرائیل در جریان مذاکرات و امضای توافقنامههای صلح، مغبون اصلی بودهاند. اسرائیل نشان داده که پایبند به توافقهای خود با فلسطینیان نیست و با هرگونه امتیازدهی به آنان مخالف است. به نظر میرسد، در نشست امروز مشعل و ابومازن، نگاه دولتهای عربی و غربی، بیش از آن که معطوف به حل اختلافات فلسطین باشد، معطوف به کیفیت بخشی به فشارهای داخلی و خارجی بر جنبش حماس برای به رسمیت شناختن اسرائیل است.
این سخن وزیر خارجه اسرائیل در دیدار با ابومازن در حاشیه اجلاس داووس که فلسطین باید تنها در محدوده نوار غزه شکل یابد، باید فراروی گروههایی باشد که به سراب صلح با اسرائیل در پرتو عدم تمایل به واگذاری حقوق فلسطینیان، امید بستهاند.