تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۴۲۶۷۴
در حاشیه‌ ضرب‌ و شتم‌ دانشجوی‌ ایرانی‌ توسط‌ پلیس‌ ایالا‌ت‌ متحده‌

علی‌اکبر عالمیان
پخش‌ تصاویر غم‌انگیز ضرب‌ و شتم‌ دانشجوی‌ ایرانی‌ توسط‌ پلیس‌ کالیفرنیا احساسات‌ همۀ‌ انسان‌های‌ با وجدان‌ را جریحه‌دار کرد و بار دیگر دروغین‌ بودن‌ ادعای‌ بشردوستی‌ دولت‌های‌ غربی‌ به‌ سرکردگی‌ آمریکا را به‌ اثبات‌ رساند. این‌ عمل‌ وحشیانه‌ توسط‌ نیروهای‌ انتظامی ‌و امنیتی‌ کشوری‌ صورت‌ پذیرفت‌ که‌ داعیۀ‌ رهبری‌ جهان‌ را دارد، ژست‌ انساندوستی‌ و طرفداری‌ از حقوق‌ بشر را می‌گیرد، حفظ‌ حرمت‌ انسان‌ها را از اندیشه‌های‌ بنیادین‌ نظام‌ حکومتی‌ خویش می‌داند، و هر از چند گاهی‌ با ریختن‌ اشک‌ تمساح، خود را به‌ مادری‌ تشبیه‌ می‌کند که‌ نسبت‌ به‌ فرزندانش ـ یعنی‌ کشورها و ملت‌ها ـ احساس‌ مسئولیت‌ می‌نماید. اما جالب‌ است‌ که‌ ماسک‌ انسانیت‌ دولتمردان‌ آمریکایی‌ هر بار پس‌ از ابراز احساسات‌ انساندوستانه‌ (!!) نسبت‌ به‌ بشریت، پاره‌ می‌شود و چهرۀ‌ واقعی‌ سردمداران‌ ترور و آدم‌ کشی‌ جهان‌ نمایان‌ می‌گردد.
یک‌ بار برای‌ نجات‌ مردم‌ افغانستان‌ از شر طالبان، به‌ این‌ کشور حمله‌ برده‌ و در جهت‌ استقرار آنچه‌ آنان‌ حاکمیت‌ دموکراسی‌ می‌نامند، حکومت‌ متصلب‌ طالبان‌ را ساقط‌ می‌کنند، اما با این‌ حال‌ پاسخی‌ به‌ این‌ پرسش‌ نمی‌دهند که‌ اصلاً چه‌ دولت‌ یا دولت‌‌هایی، این‌ گروه‌ خشن‌ و عاری‌ از هر گونه‌ تفکر و رأفت‌ و انسانیت‌ را بر روی‌ کار آوردند وانگهی! مردم‌ بیگناه‌ افغانستان‌ چه‌ کرده‌اند که‌ باید تقاص‌ بشر دوستی(!) آمریکایی‌ها را با کشته‌ شدن‌ هزاران‌ انسان‌ پس‌ دهند؟ و بار دیگر به‌ بهانه‌ انهدام‌ تسلیحات‌ کشتار جمعی‌ در عراق‌ و همینطور نجات‌ (!) مردم‌ این‌ کشور از شر دیکتاتور بغداد، این‌ کشور را به‌ اشغال‌ خویش در می‌آورند و بشردوستی‌ خود را با کشتار مستقیم‌ و یا غیر مستقیم‌ ده‌ها هزار عراقی‌ به‌ اثبات‌ می‌رسانند اما با این‌ همه‌ در مقابل‌ این‌ پرسش‌ که‌ چه‌ کسی‌ صدام‌ را روی‌ کار آورده‌ و این‌ همه‌ تسلیحات‌ خطرناک‌ را به‌ این‌ جانی‌ بین‌المللی‌ داده، مهر سکوت‌ بر لب‌ می‌زنند. اکنون‌ نیز باضرب‌ و شتم‌ وحشیانه‌ دانشجوی‌ ایرانی‌ نمایی‌ دیگر از انسان‌ دوستی، رعایت‌ دموکراسی‌ و حقوق‌ بشر، رأفت‌ و محبت‌ خود را به‌ جهانیان نشان‌ دادند و معنای‌ دقیق‌ «انسانیت» را برای‌ جهانیان‌ ترجمان‌ کردند(!) البته‌ ملت‌های‌ آزاده‌ جهان‌ پیش‌ از این‌ نیز ابعاد بشر دوستی‌ آمریکا و اذناب‌ را دیده‌ بودند.
آن‌ها تبلور عینی‌ انسان‌دوستی‌ آمریکایی‌ها را در جنگ‌ نا برابر علیه‌ مردم‌ بیدفاع‌ ویتنام‌ و کشتار هزاران‌ زن‌ و کودک‌ ویتنامی‌مشاهده‌ نمودند. آن‌ها معنای‌ بشردوستی‌ را درقتل‌ عام‌ وحشیانه‌ مردم‌ هیروشیما و ناکازاکی‌ توسط‌ بمب‌های‌ اتمی‌آمریکایی‌ها فهمیدند، آن‌ها مفهوم‌ حقوق‌ بشر را در سرنگون‌ کردن‌ هواپیمای‌ مسافربری‌ ایران‌ فراگرفتند و ترجمۀ‌ آن‌ را در بدن‌های‌ پاره‌ پاره‌ کودکان، بر پهنۀ‌ آب‌های‌ خلیج‌ فارس‌ دیدند، آن‌ها مصداق‌ دموکراسی‌ را در تلاش‌ جهت‌ سرنگون‌ کردن‌ دولت‌ها و نظام‌های‌ مشروع‌ و مردمی‌از جمله‌ ایران‌ مشاهده‌ نمودند و بالاخره‌ آن‌ها آیینۀ‌ تمام‌ نمای‌ رعایت‌ اخلاق، اصول‌ انسانی‌ و جوانمردی‌ را از قبیل‌ تجهیز و تحریک‌ رژیم‌ صدام‌ بر ضد جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ و کشتار مظلومانه‌ هزاران‌ تن‌ از بهترین‌ انسان‌های‌ این‌ سرزمین، اهدای سلاح‌های‌ ممنوعه‌ و کشتار جمعی‌ به‌ صدام‌ جهت‌ استقرار دموکراسی‌ و انساندوستی‌ (!) در ایران، توطئه‌ علیه‌ کشورهای‌ مستقل، تحریم‌ اقتصادی‌ کشورهایی‌ نظیر ایران، تجهیز رژیم‌ تروریست‌ پرور و غیر قانونی‌ اسرائیل‌ به‌ مدرن‌ترین‌ سلاح‌های‌ کشتار جمعی، اقدام‌ جهت‌ تثبیت‌ رژیم‌ غاصب‌ صهیونیستی‌ و تروریست‌ خواندن‌ گروه‌های‌ جهادی‌ و مردمی‌از قبیل‌ حزب‌الله؛‌ اشغال‌ غیرقانونی‌ و خودسرانه‌ کشورهایی‌ نظیر پاناما، عراق، افغانستان، و... دیده‌اند و به‌ خوبی‌ بر ابعاد بزرگ‌ منشی‌ (!) آمریکایی‌ها‌ واقف‌ شده‌اند.
ضرب‌ و شتم‌ دانشجوی‌ ایرانی‌ که‌ بنابر تصاویر ارائه‌ شده،‌ از بیماری‌ و ضعف‌ مزاج‌ نیز رنج‌ می‌برده‌ است، حلقۀ‌ دیگری‌ از نمایش‌ «حقوق‌ بشر آمریکایی» بود که‌ در منظر همگان‌ قرار گرفت. باید از سران‌ کاخ‌ سفید پرسید که‌ ضرب‌ و شتم‌ یک‌ جوان‌ بیمار، چه‌ توجیه‌ اخلاقی‌ دارد؟ آیا این‌ مسئله‌ نشاندهنده‌ اوج‌ سبوعیت‌ و بداخلاقی‌ نظامی ‌که‌ داعیۀ‌ رهبری‌ جهان‌ را دارد نیست؟ نکتۀ‌ جالب‌ توجه‌ آن‌ که‌ همزمان‌ با پخش‌ این‌ تصاویر، قطعنامه‌ای‌ بر ضد ایران‌ صادر و طی‌ آن‌ جمهوری‌ اسلامی‌ بار دیگر به‌ نقض‌ حقوق‌ بشر محکوم‌ شد! جالب‌ است‌ که‌ نقض‌کنندگان‌ حقوق‌ انسان‌ها و مرتکبین‌ فجیع‌ترین‌ جنایت‌ها بر ضد بشریت، اکنون‌ بر کرسی‌ قضاوت‌ قرار گرفته‌ و نظامی ‌را متهم‌ به‌ نقض‌ حقوق‌ بشر و ترویج‌ تروریسم‌ می‌کنند، که‌ ملت‌ آن‌ خود بزرگ‌ترین‌ قربانی‌ تروریسم‌ و «حقوق‌ بشر صادراتی» غربی‌ها بوده‌ است. آنان‌ جمهوری‌ اسلامی‌ را ناقض‌ حقوق‌ بشر می‌دانند، اما به‌ این‌ پرسش‌ پاسخ‌ نمی‌دهند که‌ آیا حقوق‌ بشر صادراتی‌ آن‌ها همان‌ قتل‌ عام‌ هزاران‌ مردم‌ بیگناه‌ در اقصی‌ نقاط‌ جهان‌ توسط‌ همین‌ دولت‌‌هاست؟! آنان‌ ایران‌ را به‌ عدم‌ رعایت‌ حقوق‌ اقلیت‌های‌ دینی‌ متهم‌ می‌کنند، اما به‌ این‌ پرسش‌ که‌ آیا رعایت‌ حقوق‌ اقلیت‌های‌ دینی، در ایجاد محدودیت‌ برای‌ مسلمانان‌ مقیم‌ اروپا و آمریکا و محکوم‌ کردن‌ آنان‌ از ابتدایی‌ترین‌ حقوق‌ شهروندی، ترجمه‌ می‌شود، پاسخی‌ نمی‌دهند. آنان‌ کشور ما را به‌ حمایت‌ از تروریسم‌ محکوم‌ می‌کنند، اما در مقابل‌ این‌ پرسش‌ که‌ حمایت‌ از بزرگ‌ترین‌ دولت‌ آدمکش‌ زمان‌ یعنی‌ رژیم‌ صهیونیستی‌ که‌ آشکارا همگان‌ را به‌ «شکار انسان‌ها» تهدید می‌کند به‌ چه‌ معنی‌ است، سکوت‌ اختیار می‌کنند.
خوشبختانه‌ امروزه‌ بسیاری‌ از ملت‌ها به‌ دروغین‌ بودن‌ ادعای‌ انسان‌ دوستی‌ غربی‌ها پی‌ برده‌اند چرا که‌ نمایش‌ مضحک‌ رعایت‌ حقوق‌ بشر توسط‌ غربی‌ها امروزه‌ در اقصی‌ نقاط‌ جهان‌ در منظر همگان‌ قرار گرفته‌ است. آخرین‌ حلقه‌ این‌ نمایش، ضرب‌ و شتم‌ دانشجوی‌ ایرانی‌ بود که‌ بر حس‌ انسان‌ دوستی‌ و رعایت‌ حقوق‌ بشر آمریکایی‌ها صحه‌ گذاشته‌ است‌.