تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۴۲۶۹۲
گفت‌وگو با مهندس پرویز کاظمی؛ وزیر رفاه و برادر شهید ناصر کاظمی‌
شهرزاد محمدی «مقدمه»: شهید ناصر کاظمی ‌در خرداد ماه سال 1335 در خانواده‌ای مذهبی در تهران متولد شد. پس از گذراندن دوران ابتدایی و با گذشت ایام، خصوصیات اخلاقی و انسانی وی آشکارتر شد و هنگامی ‌که دوران دبیرستان را می‌گذراند، شور و شوق بیشتری نسبت به اسلام در وی ایجاد گردید. او علاوه بر توجه به دانش‌اندوزی و مطالعات مذهبی، به تیم‌های فوتبال جوانان نیز راه یافت و عضو باشگاه ایرانا هم شد. پس از اتمام دوران دبیرستان، برای ورود به دانشگاه نام نویسی کرد و در رشته تربیت بدنی پذیرفته شد. او پس از ورود به دانشگاه، تنها به درس خواندن اکتفا نکرد و شغل شریف معلمی ‌را در کنار تحصیل برگزید. ناصر، فعالیت خود را متوجه مناطق محروم تهران نمود و به خاطر عشق و علاقه به محرومین جامعه، با درآمد مختصری که داشت برای شاگردانش کتب و جزوه‌های دینی تهیه می‌کرد. شهید کاظمی، مجاهدی نستوه، فرمانده‌ای لایق و برادری دلسوز و مهربان برای مردم و معلمی‌نمونه برای همرزمانش بود. ناصر، فردی هوشمند، شجاع، قاطع و محبوب دل‌ها بود. اینک پس از گذشت سال‌ها، هنوز مردم کردستان از شهید بروجردی به عنوان مسیح کردستان و از شهید ناصر کاظمی ‌به عنوان مالک اشتر کردستان یاد می‌کنند. به همین منظور با فرارسیدن بیست و چهارمین سالگرد سردار همیشه جاوید کردستان، ناصر کاظمی ‌گفت‌وگویی را با آقای پرویز کاظمی‌ برادر وی و وزیر رفاه و تامین اجتماعی انجام داده‌ایم که شرح آن در پی می‌آید:

* آقای کاظمی ‌آیا ایشان قبل از انقلاب فعالیت سیاسی داشتند؟
** بله. در سال 1356 که اوج فعالیت‌های انقلابی بود ایشان به اتفاق دیگر همکلاسی‌هایش هنگام ورود تیم فوتبال آمریکایی‌ها به دانشگاه تربیت بدنی، پرچم آمریکا را آتش زدند و با این کار، مخالفت خود را با رژیم پهلوی اعلام کردند.
بعد از جریان آتش زدن پرچم آمریکا در دانشگاه، ناصر شناسایی شد و توسط ساواک دستگیر و به زندان قصر برده شد اما چون ناصر روحیه خیلی شادی داشت، همین مسئله باعث شد بر زندانیان دیگر نیز اثرگذار شود و فضای زندان را تغییر دهد.
* بعد از آزادی از زندان چه کرد؟
** او بعد از آزادی، در اکثر فعالیت‌ها مانند پخش اعلامیه، تصاویر و نوارهای حضرت امام(ره) حاضر بود و ما به اتفاق دیگر دوستانمان از صبح تا عصر فقط مشغول همین کار بودیم.
* چه موقع وارد سپاه پاسداران شد؟
** ایشان جزو اولین کسانی بود که هنگام تشکیل سپاه، به مدت دو هفته آموزش نظامی ‌دید. بعد شش ماه در زابل و بعد هم دو ماه در خرمشهر فعالیت کرد.
* در چه سالی و به چه علت به منطقه کردستان و پاوه رفت و در آنجا ماند؟
** ایشان پس از ورود به سپاه با شهید بروجردی آشنا شد. در این هنگام شهید بروجردی از ایشان خواست که برای مبارزه با گروهک‌های ضدانقلاب در کردستان راهی این خطه شود و به همین دلیل در هفدهم دی ماه سال 1358 فعالیت خود را با سمت فرمانداری پاوه و مسئول روابط عمومی‌ سپاه آغاز کرد.
* در آن منطقه چه اقداماتی را انجام داد؟
** ناصر در ابتدا به بررسی و مطالعه وضعیت سیاسی و اجتماعی منطقه پرداخت. وقتی به این نتیجه رسید که اکثر قریب به اتفاق مردم منطقه، مخالف ضدانقلاب هستند، سعی کرد مردم منطقه را که اسلحه در اختیار داشتند آموزش نظامی ‌دهد چون معتقد بود برای پاکسازی منطقه باید از مردم منطقه استفاده کرد. علاوه بر این، ایشان بحث مناظره بین مردم و رؤسای ادارات را مطرح کرد. او در محل، مردم را با مسئولین روبه‌رو می‌کرد تا نشست پرسش و پاسخی صورت گیرد و از این طریق مشکلات منطقه و مردم حل شود. او علاوه بر این، موفق شد تمام مناطق نوسود، نودشه، گردنه شمشیر، نوریان و قشلاق را از چنگ ضدانقلاب خارج کند.
ناصر در این مسئولیت‌ها شایستگی و لیاقت خوبی از خود نشان داد و به همین دلیل علاوه بر مسئولیت فرمانداری، به فرماندهی سپاه پاوه نیز منصوب شد.
* خودش شخصاً در عملیات‌ها شرکت می‌کرد؟
** بله، او در عملیات‌ها در خط مقدم حضور داشت. حتی یک بار در بازگشت از عملیاتی که در پاوه صورت گرفت مجروح شد. به خاطر دارم که او و چند تن دیگر از همرزمانش در حالی که ناصر از ناحیه ستون فقرات مجروحیت داشته، مجبور می‌شوند از عرض رودخانه سیروان که بسیار خروشان و عمیق است عبور کنند؛ به طوری که مردم آن منطقه، این عمل را یک معجزه تلقی کردند. شهید ناصر، بسیار مردم دار بود و مردم هم علاقه بسیاری به او داشتند. او معتقد بود که باید حساب ضدانقلاب از مردم منطقه جدا شود. با ضدانقلاب با قاطعیت و با مردم محروم با مهربانی رفتار شود.
* چه موقع ایشان به سمت فرماندهی سپاه کردستان منصوب شد؟
** ناصر پس از یک سال و نیم فعالیت در پاوه به پیشنهاد شهید بروجردی به سمت فرماندهی سپاه کردستان منصوب شد و به سنندج رفت و در آنجا به پاکسازی مناطقی چون جاده بانه ـ سردشت، مریوان، تکاب، بوکان و... پرداخت.
* نحوه شهادت او چگونه بود؟
** در عملیاتی که برای آزادسازی جاده پیرانشهر ـ سردشت در روز ششم شهریور سال 1361 صورت گرفت ایشان در خط مقدم جبهه از پشت سر مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد و بعد از انتقال به بیمارستانی در ارومیه به فوز شهادت نائل شد.
* آیا ازدواج هم کرده بود؟
** بله. او می‌گفت دو سال است که آماده شهادت هستم اما می‌خواهم ازدواج کنم تا نسلی از من باقی بماند. به همین خاطر در اسفند ماه سال 1360 ازدواج کرد و حدود پنج ماه از ازدواجش نگذشته بود که شهید شد. در اسفند سال 1361 نیز پسرش به دنیا آمد.
* همکاری ایشان با شهید همت به چه نحو بود؟
** هنگامی ‌که ناصر، فرماندار پاوه بود شهید همت مسئول روابط عمومی‌ بود. بعد از اینکه ناصر، فرماندهی سپاه کردستان را پذیرفت، شهید همت را به سمت فرماندهی سپاه پاوه منصوب کرد. به هر حال علاقه این دو شهید به هم وصف‌ناپذیر بود و می‌توان گفت: شهید همت فرماندهی را در کنار ناصر آموخت. البته گفتنی است که ناصر به شهید رجایی هم علاقه بسیاری داشت.