تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۴۲۷۰۶

قاسم روان‌بخش
معیار اول: ایمان و هویت اسلامی و انقلابی و پایبندی به آن

نخستین معیار اصول‌گرایی، ایمان و هویت اسلامی و انقلابی است که مقام معظم رهبری با بیان حدود و ثغور آن، راه افراط و تفریط را سدّ و معیار اول را دقیقاً مشخص کردند، که مرادشان از این معیار موارد ذیل نیست:
الف) اخم کردن در مقابل هر حرف و فکر نو
برخی چنین می‌پندارند که «اسلام» و «ایمان» به معنای جزم‌اندیشی و مقابله با هر فکر و سخن جدید است. باید چشم‌ها را بست؛ همه کس را نفی کرد و در مقابل هر حرف و فکری با اخم فراوان وارد شد مانند گروه طالبان در افغانستان که هنوز تصویربرداری را از انسان حرام می‌داند و مردان را به دلیل نداشتن ریش در اندازة مورد نظر خود گردن می‌زد و مردم مظلوم عراق به دلیل نپذیرفتن اندیشه‌های باطل آن‌ها با بمب و مواد انفجاری در مسجد و در حال نماز به خاک و خون می‌کشد. این جریان فکری شعار حفظ هویت اسلامی، اسلام و قرآن سر می‌دهد ولی روشن است که اصول‌گرایانه نیست و به همین دلیل روزبه‌روز از چشم مردم دنیا افتاده و به رغم کمک‌های مالی و حمایت‌های سیاسی و تبلیغی غرب از آنها، جایگاه خود را در میان مردم از دست داده‌اند.
ب) ولنگاری فکری به نام نوآوری
در مقابل، برخی دیگر با سوءاستفاده از عنوان «اصلاح‌طلبی» به یک نوع وادادگی فکری دچار شده و به نام نوآوری و تجدّدخواهی تا آن جا پیش رفته‌اند که از اسلام و مسلمانی جز نامی باقی نگذاشته‌اند؛ در مسائل اعتقادی به پلورالیزم دینی ملتزم شده و گفته‌اند همه ادیان و فرق اعم از الهی و غیر الهی، به حق هستند و حق مطلقی در هیچ دینی یافت نمی‌شود! از نظر این‌ها تفاوتی میان اسلام، یهودیت، مسیحیت، بودایی و بت‌پرست نیست! در حوزه اخلاق نیز با نسبی خواندن مسائل اخلاقی، آن را در حدّ یک مسائل عادی و عرفی قابل تغییر پایین آورده‌اند که گذشت زمان و عادات و رسوم جوامع می‌تواند آن را تغییر دهد. درباره احکام اسلام نیز تصریح کرده‌اند دیگر دوران اجرای حدود و قصاص به سرآمده و به عبارت دیگر تاریخ مصرف آنها گذشته است، دربارة احکام بانوان نیز با ناعادلانه خواندن آنها! به تساوی کامل زن و مرد می‌اندیشند و مفاد اعلامیه حقوق بشر را بر احکام اسلام ترجیح می‌دهند! در مسائل اقتصادی نیز به لیبرالیزم اقتصادی ملتزم شده، از دموکراسی اقتصادی دم می‌زنند و در نهایت رسماً اعلام می‌کنند که پایبند به لیبرالیزم بوده و حزبشان یک حزب لیبرال- دموکرات مسلمان است. در این تفکر، انسان به جای خدا می‌نشیند و خواست او محور همه احکام و قوانین فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و... قرار می‌گیرد. و سرانجام از دین جز نامی باقی نمی‌ماند. طبیعی است که این نوع تجدد و نوگرایی 180درجه با اصول‌گرایی فاصله دارد.
مقام معظم رهبری با بیان معیار نخست، تلاش کرده‌اند تا دامن اصول‌گرایی را از هر دو دسته فوق، پیراسته و روشن کند که اصول‌گرایی واقعی آن است که در عین پایبندی به اصول و ارزش‌های اسلامی نوآوری کرد. «گنجینه‌های منابع اسلامی و دینی ما بی‌پایان است. ما به قدر وسع خودمان فقط چند سطل آب از این چشمه جوشان برداشته‌ایم؛ تلاش کنیم و فکرهای نو در زمینه‌های مختلف تولید کنیم. این قرآن یک اقیانوس بی‌پایان است. خیلی حقایق هست و نه «خیلی» بلکه بیش‌تر حقایق عالم را که ما از قرآن می‌توانیم بفهمیم هنوز نفهمیده‌ایم. فکر کردن، استخراج کردن، نوآوری کردن و سخن نو را در مقابل افکار عمومی متفکران و اندیشمندان مسلمان قرار دادن، یکی از کارهای ماست.» ولی باید توجه داشت که هرکسی نمی‌تواند نوآوری داشته باشد، نوآوری اسلوب و متد می‌خواهد و خارج از متد می‌توان آن کار را انجام داد. از این روست که معظم له تصریح می‌کنند «این کار کسانی است که واردند، مطلعند، با کتاب و سنت و قرآن آشنایند، فنان این فن‌اند.» ایشان مهم‌ترین الگو برای این مدل را حضرت امام(ره) می‌دانند که با حفظ اصول، افکار نو، روشن و با نوآوری در همۀ بخش‌ها، حتی در فقه، اسلامی را به جهان را عرضه می‌کند که مانند قند در دل ملت‌ها شیرین می‌آید و همه جا پخش می‌شود.