تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۴۲۷۳۶

دکتر فرهاد کلینی
از امروز ناوهای جنگی آمریکا، انگلیس، فرانسه، استرالیا، ایتالیا و بحرین رزمایش جدیدی را در خلیج فارس آغاز می‌کنند. برنامه‌ریزی این رزمایش که از ماهها پیش تدارک دیده شده است، تلاش ویژه تیم نو محافظه‌کاران آمریکا در کاخ سفید و وزارت دفاع آمریکا را نشان می‌دهد، تلاشی برای انتخاب زمان مناسب و مانور قدرت قبل از انتخابات میان دوره‌ای آمریکا تا توجه افکار عمومی و منطقه را از شکست‌های متعدد در تاکتیک‌های متوالی در موضوع خاورمیانه و خصوصا عراق و لبنان به سمت توانایی و حضور آمریکا و دیگر متحدان او سوق دهند.
اگرچه این مانور به بهانه افزایش امنیت برگزار می‌شود لیکن به نظر می‌رسد این اقدام از جانب تیم حاکم بر کاخ سفید در جهت افزایش محبوبیت و اقتدار صورت گرفته است.
جمهوریخواهان در صحنه داخلی آمریکا به علت عملکرد نادرست تیم نو محافظه‌کاران رادیکال در وزارت دفاع بشدت تحت فشار هستند و بر طبق نظرسنجی‌های مختلف، حتی از منابع طرفدار حزب جمهوریخواه، در مجموع بین 8 الی 13 درصد از دموکرات‌ها عقب هستند. همچنین انجام این مانور در نزد سیاستمداران آمریکایی با این هدف صورت می‌پذیرد تا همزمان با تلاش کاخ سفید برای صدور قطعنامه علیه ایران در شورای امنیت توجه ایران را به حضور نظامی آمریکا نیز جلب کنند. لیکن با توجه به اختلاف نظرها در مجموعه 1+5 و خصوصا مخالفت روسیه عملا همزمانی این رزمایش با صدور قطعنامه میسر نشد و به همین علت بود که خانم رایس دائما اصرار می‌کرد تا قطعنامه فوری و بموقع به تصویب برسد.
البته «امنیت‌سازی» و «باز تولید امنیت منطقه‌ای» با شیوه‌های توصیه شده «چنی» و «رامسفلد» امکان‌پذیر نیست. ایجاد و تولید «امنیت خودساز» و یکجانبه‌گرا در منطقه شکست خورده است و بایستی دید آیا نسخه امنیتی جدید بیکر و اشاره جدید بوش مبنی بر تغییر تاکتیک‌ها می‌تواند بسط امنیتی از مرکز خاورمیانه تا خلیج‌فارس را پیوندسازی کند و اهمیت دسته جمعی در خلیج فارس معنایابی جدید شود. اما ایران و عربستان و عراق جدید و دیگر کشورهای خلیج فارس در یک خانواده و در خانه خلیج فارس سالهای سال است که زندگی می‌کنند و از تلاش جهت ایجاد شکاف و فروش تسلیحاتی و کنترل قیمت نفت توسط جریان بین‌المللی بخوبی اطلاع دارند.
اقدام و ترغیب نومحافظه‌کاران رادیکال در ایجاد تشویش در جریان انرژی و تغییر قیمت نفت از حالت نزولی به شرایط صعودی طی هفته جاری خود می‌تواند نزد طرفداران جمهوریخواهان نیز شکاف ایجاد کند و در صحنه داخلی آمریکا جریان فروش اسلحه و جریان دریافت نفت ارزان به عنوان دو محور اصلی محافظه‌کاران در یک پارادوکس جدید قرار می‌گیرند و در میان جمهوریخواهان میانه‌رو و سنتی با سوالات جدیدی در برابر نو محافظه‌کاران روبه‌رو خواهند شد.
همکاران غربی آمریکا در این شرایط بایستی هوشیاری خود را افزایش دهند و در مقابل این نظریه که «آمریکا قوی ولی عجول و نادان است لیکن چاره‌ای جز همکاری نداریم» طرحی نو در اندازند. تغییر شرایط در آمریکا و ضعیف و مصنوعی شدن استدلال سیاست دفاعی در آمریکا نبایستی شریک شدن در یک سیاست خارجی ماجراجویانه را ورق بزند. وزیر خارجه آمریکا خود بر هزاران اشتباه تاکتیکی اعتراف کرده است و براستی هزینه این اشتباهات را نباستی منطقه و جامعه بین‌الملل بپردازد.
آمریکا هنوز توانایی لازم را برای تعریف ایجاد چارچوب امنیت منطقه‌ای بدست نیاورده است و در تلاش است تا بتواند براین مسئله پیروز شود. بهمین دلیل است که واشنگتن هر بار هنگام ورود به صحنه مذاکره با ایران پیش شرط ظاهر شده است. این موضوع در خصوص عراق و همچنین مذاکرات هسته‌ای خود را نشان داده و اصولا تلاش جریان نو محافظه‌کار رادیکال عمدتا بر این خلاء در چرخه تصمیم‌سازی حاکمیت آمریکا متمرکز است. در این میان تجویز و برگزاری رزمایش با هدف تثبیت فرض‌های غلط و جلوگیری از ورود جامعه جهانی به یک سیاست متعادل در منطقه خواهد بود. در اصل «عدم تعادل ژئوپلتیک» بعنوان زیربنای«بی‌ثباتی» و به ضرورت رسیدن حضور نظامی آمریکا دریک چرخه و پیامد تعریف می‌شود.
اخیرا فلینت لوورت که هم اکنون از نظریه پردازان بنیاد آمریکایی ژئوپلتیک و امنیت انرژی است و نقش مشاور در مسائل منطقه‌ای را در شورای امنیت آمریکا داشته در رسانه‌های خبری چنین می‌گوید:
«دستگاه آمریکا فرصت خوبی برای همکاری با ایران داشت. ایران بعد از 11 سپتامبر همکاری خیلی خوبی در افغانستان و کنفرانس بن داشت. لیکن بعد از 6 هفته «برچسب محور شر» خورد. فرصتهای جدیدی پیش آمد متاسفانه بصورت جدی پیگیری نشد. به نظر من آمریکا بایستی راهکار لازم را با ایران برای شرایط بهتر پیدا کند» وی در قسمت دیگر از مصاحبه خود با رادیو آزادی در پراگ مشکل و مانع را وجود بازیگران مختلف در دستگاه سیاسی آمریکا می‌داندو در ادامه، آنرا بخشی از واقعیت شکاف نگاه در آمریکا می‌داند.
به هرحال با توجه به این اظهارات این وظیفه سیاستمداران و نخبگان آمریکا است که سیاست دفاعی و خارجی آمریکا را از مسیر جاده تاریک خارج سازند و «جریان دیپلماسی» را به منطق بدون تهدید تبدیل سازند.