ایرج جمشیدی
اگر چه در یک نگاه کلی میتوان گفت نتیجه انتخابات 24 آذر غلبه گفتمان اعتدالگرایی و اصلاحطلبی برافراطگرایی بود اما تحلیل محتوایی آرای ریخته شده به سه انتخابات شوراها، خبرگان و میان دورهیی با توجه به امکانات و فرصتهای تبلیغاتی که در اختیار دو جریان اصلاحطلب و اصولگرا بود نتایج جالبتری را نشان میدهد. برای پیبردن به ابعاد تحولات مهمی که در روز 24 آذر ماه اتفاق افتاد باید به نتایج هر یک از این انتخابات جداگانه پرداخت:
مجلس خبرگان: در انتخابات خبرگان مهمترین حادثه در استان تهران رخ داد. در تهران دو لیست اصلی انتخابات وجود داشت. یکی از لیست حامیان محمد تقی مصباح یزدی بود که به لیستمنهای هاشمی و روحانی مشهور شد و دیگری لیستهای انتخاباتی جامعتین و برخی از اصلاحطلبان بودند که در آن نام هاشمی و روحانی گنجانده شده بود. اما هاشمی رفسنجانی در این انتخابات بیش از یک و نیم میلیون رای کسب کرد.
این در حالی بود که رقیب ایدئولوژیک او یعنی محمد تقی مصباح یزدی حدود 50 در صد آرای کسب شده توسط هاشمی را به دست آورد. ضمن اینکه فاصله آرای هاشمی رفسنجانی با آرای نفر دوم لیست یعنی آیت الله مشکینی حدود نیم میلیون رای است. رایی که اختصاصا به هاشمی رفسنجانی به عنوان شناسنامه جریان اعتدالگرایی تعلق گرفته است. به عبارت روشنتر هاشمی رفسنجانی علاوه بر اینکه توانسته است به عنوان نماینده اصلی اعتدالگرایان به سختی نماینده اصلی رادیکالها را شکست دهد در عین حال موفق شده است تک رایهایی را بالغ بر نیم میلیون رای تهرانیها است کسب کند.همین مساله به خوبی نمایانگر اقبال افکار عمومی پایتخت و به تبع آن کل کشور به جریان اعتدال گرایان و شاخص این جریان یعنی هاشمی رفسنجانی است؛ جریانی که مورد حمایت طیفهای اصلاح طلب از جمله حزب اعتماد ملی، کارگزاران خانه کارگر و چند تشکل دیگر اصلاحطلب نیز قرار دارد. اما در رده دوم رقابت اعتدالگرایی و رادیکالیسم در استان تهران حسن روحانی و خوشوقت قرار داشتند.
حسن روحانی موفق شد با آرای قابل توجهی به مجلس خبرگان راه پیدا کند و در مقابل خوشوقت به عنوان نزدیکترین یار ایدئولوژیک مصباح یزدی اساسا از راهیابی به مجلس خبرگان بازماند. نتایج انتخابات خبرگان در استانهای کشور به خصوص خراسان رضوی هم گویای غلبه گفتمان اعتدالگرایی بر رادیکالیسم بود. در این استان لیست منهای واعظ طبسی و هاشمی شاهرودی از سوی طرفداران مصباح یزدی ارائه شد اما در این استان هاشمی شاهرودی در صدر لیست خبرگان قرار گرفت و واعظ طبسی هم چهارم شد اما این در حالی است که حتی یک نفر از لیست مصباح یزدی در استان خراسان رضوی موفق در مجلس خبرگان نشد. در سایر استانها هم وضعیت به همین منوال است.
انتخابات شوراها: در انتخابات شوراها هم در کل کشور نتایج قابل توجهی به دست آمده است. لیست مشهور به طرفداران دولت در اکثریت شهرهای ایران شکست سنگینی را متحمل شدهاند و در برخی از شهرستانها از جمله کرج و اسلامشهر که گفته میشود طرفداران دولت برنده شدهاند تجمعات کاندیداهای اصلاح طلب مستقلها در اعتراض به نتایج انتخابات شکل گرفته است و آنان معتقدند نتیجه انتخابات دستکاری شده است. با این وجود حتی اگر اکثریت یافتن لیست رایحه خوش خدمت را در برخی شهرها بپذیریم اولا درباره آن شائبههای جدی وجود دارد و دیگر اینکه در اکثریت قریب به اتفاق شهرها آنان شکست خوردهاند. لیست رایحه خوش خدمت به عنوان نمایندگان جریان رادیکالیسم در برابر اصلاحطلبی و اعتدالگرایی شناخته میشدند. این رقابت به خصوص در شورای شهر پایتخت مشهود بود و البته نتیجه هم به همان میزان عبرتانگیز. چرا که تا پیش از برگزاری انتخابات طرفداران دولت با اطمینان نسبت به پیروزی قاطع خود حتی از ائتلاف با شاخه دیگر اصولگرایان سر باز زدند و نام مهدی چمران سرلیست اصولگرایان را هم از فهرست انتخاباتی خود حذف کردند. اما نتیجه بسیار قابل توجه است. زیرا لیست رایحه خوش خدمت که با شناسه پروین احمدینژاد شناخته میشوند، تنها موفق به کسب چند کرسی شدهاند و بقیه کرسیها به اصلاح طلبان و سایر اصولگرایان تعلق گرفت. در واقع رایحه خوش خدمتیها در شهر تهران سنگینترین و آشکارترین شکست را متحمل شدهاند. این در حالی است که اصلاحطلبان دست کم چهار کرسی اصلی و سه کرسی علی البدل شوراها را دراختیار گرفتهاند. نگاهی به ترکیب آرای کسب شده از سوی اصلیترین کاندیداهای هر لیست هم حاوی نکات قابل توجهی است. مهدی چمران، محمد علی نجفی و پروین احمدی نژاد شناسههای سه لیست انتخاباتی محسوب میشوند که پروین احمدینژاد در جایگاه سوم قرار گرفته است.
میان دورهیی مجلس: در انتخابات میان دورهیی مجلس شورای اسلامی در تهران هم دو نامزد مورد حمایت طرفداران دولت اساسا از راهیابی به مجلس بازماندند و این در حالی است که سهیلا جلوهدارزاده تنها کاندیدای اصلاح طلبان بدون حمایت جدی تشکلهای اصلاح طلب راهی مجلس شد و نجفقلی حبیبی دیگر کاندیدای مورد حمایت اصلاح طلبان در کمال شگفتی رد صلاحیت شد. اگر نتیجه سه انتخابات یاد شده را تجمیع کنیم بدون در نظر گرفتن برخی جزئیات به سادگی میتوان دریافت جریان مصباح یزدی و حامیان دولت که عموما تحت عنوان رادیکالها شناخته میشوند، بازندگان اصلی انتخابات 24 آذر بودند. در سوی دیگر این انتخابات اصلاحطلبان قرار داشتند که تقریبا توانستند به اهداف پیشبینی شده خود و در برخی موارد به خصوص در انتخابات خبرگان به بیشتر از این اهداف دست پیدا کنند.
تریبونهای تبلیغاتی: اما یکی از مهمترین ویژگیهای این انتخابات میزان دسترسی جریانات مختلف به تریبونهای تبلیغاتی بود. پر تیراژترین روزنامههای کشور و در کنار آن برخی روزنامههای دیگر به طور کامل در اختیار اصول گرایان قرار داشت. ویژهنامه انتخاباتی یکی از روزنامهها تحت عنوان عملکرد یک ساله شهردار درست در آستانه انتخابات منتشر شد. از همه اینها مهم تر صدا وسیما بود که به گفته برخی از سیاسیون کلا در راستای تبلیغ برنامههای انتخاباتی اصولگرایان و حامیان دولت حرکت میکرد. اوج آن در برنامه خبری بعد از اخبار بیست و دوم صدا و سیما بود که علی احمدی یک مسئول انتخاباتی وزارت کشور به تبلیغ مستقیم برای لیست رایحه خوش خدمت پرداخت و از همه مردم خواست به این لیست رای بدهند. در کنار اینها تریبون مجلس بود که آن هم به نوعی در اختیار اصولگرایان و حامیان دولت قرار داشت. انبوه سایتهای اینترنتی آخرین خلا رسانههای تبلیغاتی اصولگرایان و حامیان دولت را پر کرد و در کنار همه این رسانهها امکانات مالی فراوانی هم به کار گرفته شد. اما شرایط بررسی اصلاح طلبان کاملا وارونه بود. آنان نه رسانه موثری داشتند و نه از امکانات مالی قابل توجهی برخوردار بودند. تنها اینکه صدا وسیما هم یا اخبار آنان را پخش نمیکرد یا اینکه اخبار اختلافی جریان اصلاح طلب را منتشر میکرد. به گونهای که بارها صدای اعتراض سران اصلاحطلب را درآورد. به همین دلیل اصلاح طلبان بدون تریبون تبلیغاتی و به اصطلاح از طریق تبلیغات سینه به سینه به تشریح برنامههای انتخاباتی خود پرداختند. به طور کلی شرایط انتخاباتی به گونهیی بود که تقریبا هیچ نوع برابری رقابتی وجود نداشت و اصلاحطلبان در محدودترین شرایط ممکن در انتخابات 24 آذر حضور پیدا کردند؛ حضوری که اگر اقبال عمومی مردم به برنامههای انتخاباتی آنان نبود هرگز امکان فتح حتی یک کرسی از کرسیهای انتخاباتی 24 آذر مقدور نبود. با این وجود اصلاحطلبان توانستند از همین یک روزنه کوچک هم نهایت استفاده را بکنند و تقریبا به تمام اهداف پیشبینی شده دست پیدا کنند.
خیز اصلاحطلبان برای مجلس هشتم
از همین جا میتوان به تاثیر برنامهها و شخصیتها به تبلیغات کاذب برای پیروزی در انتخابات پی برد. اصلاح طلبان که اولین پیروزی را با ائتلاف گسترده بین خود گام برداشتند و ثمره آن را هم در انتخابات 24 آذر گرفته به خوبی دریافتهاند در انتخابات مجلس هشتم تداوم ائتلاف و به میان آوردن چهرههای سرشناس به همراه برنامه قوی میتواند راه برای پیروزی به رغم محدودیت مطلق در دستیابی به رسانههای تبلیغاتی باز کند. در واقع پیروزی چهرههای سرشناس هر کدام از لیستهای ائتلاف اصول گرایان و اصلاحطلبان نشان دهنده این مساله است اگر چه احزاب خود نتوانستهاند به یک لیست کامل از شخصیتهای مقبول و شناخته شده دست پیدا کنند اما این رای دهندگان هستند که وظیفه ناتمام احزاب را تمام کردهاند و با وسواس عجیبی به گلچین شخصیتهای شناخته شده هر لیست دست یازیدهاند؛ گلچینی که در انتخابات مجلس هشتم هر کدام از احزاب و جریانات سیاسی موفق شوند آن را پیش از برگزاری انتخابات انجام دهند از شانس قویتری برای پیروزی برخوردارند.