تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۴۲۷۹۰

دکتر مهدی مطهرنیا، عضو هیأت علمی ‌دانشگاه
توسیدید در اثر کم نظیرش «تاریخ جنگ پلوپونزی» با استفاده از بازآفرینی عالمانه جنگ‌های اسپارت و آتن بر این عقیده تأکید می‌ورزد که: «خدایان اثری در فرایند تاریخ ندارند، بلکه جریان تاریخ را طبیعت انسانی و مخصوصاً اشتیاق به قدرت ـ و گاهی تصادف ـ معین می‌کند.»
شاید این بیان توسیدید، بسیار خشک بنماید؛ ولی باید قبول کنیم که اگرچه تمام هستی در ظل فرمان الهی است؛ اما در چارچوب اراده الهی این انسان و طبیعت انسانی است که سازنده تاریخ است؛ این معنا را در مفهوم «پراکسیس» مارکس هم به گونه‌ای دیگر می‌توان یافت آنجا که می‌گوید: تاریخ محصول کار بشر است. این معنا را که مرور می‌کنیم؛ کشتار انسان‌های بیگناه در «بحران لبنان»، را نه خواست الهی، بلکه نمایانگر طبیعت قدرت‌طلب آدم‌هایی می‌یابیم که در عرصه رقابت بین‌المللی بر سر قدرت، هزینه می‌شوند.
آنچه که امروز «اسرائیل» خوانده می‌شود «حرمسرای قدرت» است. صهیونیسم بین‌المللی امروز نماینده قدرت اقتصادی‌ای است که در مرزهای تحمیلی اسراییل محدود نمی‌شود. اسرائیل، «ستاد نظامی ‌و امنیتی» سرمایه‌داری جهانی است. من با سرمایه‌داری در معنای اصیل آن مخالف نیستم؛ اما با سرمایه‌داری سلطه‌مدار منحرفی که از آغاز تاریخ با انحراف در آیین موسی کلیم‌الله؛ «اشتیاق به قدرت» را در کالبد «دین» به «انحصار اقتصادی» پیوند زد؛ مخالفم.
ماجرای لبنان و فلسطین امروز با حدود پنجاه سال گذشته از این نظر تفاوت ندارد؛ اما از این رو که در آستانه «یالتا۲» و تقسیم قدرت بین‌المللی قرار داریم متفاوت است. حزب‌الله لبنان در یک سو، و ارتش رژیم صهیونیستی از سوی دیگر، خط مقدم برخورد بین‌المللی بر سر قدرتند. درحالی که هشت قدرت صنعتی جهان در سنت پطرزبورگ جمع شده‌اند و رؤسای جمهوری دو قدرت بزرگ نظامی ‌جهانی در کاخ کنستانتین در شهرک «استرلنا» واقع در حومه این شهر به گفت‌وگوی دوستانه مشغولند؛ رقابت اصلی میان این قدرت‌های بزرگ در فلسطین و لبنان در حال انجام است. سران با یکدیگر جلسه دارند و ابدان با یکدیگر در حال ستیزش‌اند؛ درحالی که صحنه اصلی نبرد آنها در خاورمیانه است و هرکدام به قدر همتشان در آن درگیرند و آنچه که این نبرد را به تراژدی تبدیل می‌سازد چیزی جز قتل‌عام انسان‌های آزاده نیست.
امروزه صهیونیست‌های آمریکایی هستند که «صهیونیست‌های آسیایی» مقیم در پادگان نظامی ‌ـ امنیتی سرمایه‌دار سلطه‌مدار را به جنگی فرستاده‌اند که هدفش در لایه زیرین؛ در انفعال قرار دادن رقبای بین‌المللی و تضعیف مقاومت‌های منطقه‌ای است. بسیار ساده‌لوحانه است که فکر کنیم این حمله به دلیل گروگان گرفتن جعلان شالیت رخ داده باشد و از قبل برنامه‌ریزی نشده باشد و بسیار ساده‌لوحانه‌تر آن که فکر کنیم ابعاد و پیامدهای شدید حاصل از آن تنها به محدوده لبنان و رژیم صهیونیستی؛ محدود می‌شود. خاورمیانه «جغرافیای هدف استراتژیک» آمریکا در نظم نوین جهانی است.
به همین دلیل جنگ کنونی اگرچه در لایه زیرین خود نمایانگر برخورد حزب‌الله با رژیم صهیونیستی است؛ اما در لایه میانی، برخورد قدرت‌های مستقل منطقه با آمریکا و در لایه درونی‌تر آن رقابت سخت قدرت‌های بزرگی را حمل می‌کند که چندی پیش در سنت پطرزبورگ گردهم آمدند و حتی در قالب متحدین غربی با ادبیاتی هماهنگ سخن گفتند. این تنها حزب‌الله است که در این میان مردانه ایستاده است و چون خاری در چشم این جریان قدرت؛ فرو رفته است. باید مراقب بود که در کجای این منطقه مهم قرار است اتفاقاتی تأثیرگذار در شکل‌گیری یالتای ۲ رخ دهد! آمریکایی‌ها عادت دارند نارنجک شان را در این منطقه می‌اندازند ولی از جای دیگر حمله می‌کنند.