تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۷ - ۱۳:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۴۲۸۵۴

ترجمه: سعید کرامت

او به مام جلال مشهور است. مام در زبان کردی معنای عمو را می‌دهد. این عبارت هم می‌تواند برای احترام به کار برده شود هم برای رعایت یک فاصله احتیاط‌آمیز. طالبانی 74 ساله، کمی‌ چاق و خوش برخورد است. از خیلی جهات رفتار و شیوه زندگی طالبانی شبیه روش زندگی رهبر یک حزب مخفی و چریکی است. او طوری در عمارتش زندگی می‌کند که انگار در یک کمپ موقت بسر می‌برد. محل زندگیش پر است از میزهای انباشه از انبوه سیم‌ای درهم و برهم تلفن‌های ستلایت. چیزهای لوکس او مواد خوراکی فراوان و افراد بیش از حدی است که دور و بر خود دارد. طالبانی مرتب در آشپزخانه می‌لولد و هر چیز که دم دست آشپزها است را مزه می‌کند و طرح درست کردن غذا را برای مهمانان ویژه می‌ریزد. طالبانی و خلیل‌زاد، سفیر سابق آمریکا در عراق مرتب با هم کله پاچه می‌خوردند. خلیلزاد به من گفت: «درست است. من کله پاچه را دوست دارم. طالبانی هر ماه دوبار مقداری ماست کردی، پنیر، عسل، و شیرینی دست ساز را برای سفرای خارجی و رهبران احزاب می‌فرستد.»

وی به خاطر مهارت سیاسی، علاقه وافر به غذا، خوش مشربی و خوش‌بینی بیش از حد مشهور است. زنده ماند او در سیاست عراق به درجه زیادی مدیون فریب دادن مخالفین و بعضی اوقات، متحدینش است. در طول سال‌ها او با همه از صدام حسین گرفته تا مسوولان قبل و بعد انقلاب ایران و هر دو بوش پدر و پسر معامله کرده است. او تنها کسی است که می‌تواند ادعا کند که از صمیم قلب صورت وزیر خارجه آمریکا و رییس‌جمهوری ایران را بوسیده است. طالبانی به عنوان دوست خوبش از جورج بوش یاد می‌کند و مائو تسه دونگ را به عنوان الگوی سیاسی خود معرفی می‌کند.

عدنان مفتی، دوست دیرین طالبانی و رییس کنونی پارلمان محلی کردها در اربیل به من گفت که هیچ کس مثل او نیست. مام جلال می‌تواند دو سیاست را همزمان در پیش بگیرد؛ او می‌تواند در یک زمان هم جنگ کند و هم پیمان صلح ببندد.

موافق‌الربیعی، سیاستمدار شیعه و مشاور امنیت ملی طالبانی به من گفت، خیلی مشکل است که او را شناخت. اگر شما یک مسلمان هستید او آیه قرآن برایت می‌آورد، اگر مارکسیست هستید، از مارکس و لنین و ماتریالیسم دیالکتیک برایت حرف خواهد زد. او قدرت جالبی در صحبت کردن به چندین زبان بعضی وقت‌ها – با خنده – با لغات محدود دارد. ضرب‌المثل‌ها و جوک‌های فراوانی می‌داند. او شخصی فوق‌العاده بخشنده است و وقتی که خرج می‌کند انگار فردایی وجود ندارد.

الربیعی می‌گوید، طالبانی در دهه 60 میلادی حتی با صدام آشتی کرده بود و بعد به دشمن سرسخت او تبدیل شد. در واقع طالبانی دو بار دیگر با صدام حسین لاس زده است. به نظر الربیعی این سیاست‌ها با هم تناقضی ندارند، اکنون نیز. پس از چندین دهه جنگیدن برای خودمختاری کردستان، طالبانی اکنون خود را در موقعیت مدافع یکپارچگی عراق یافته است.

هنگام سفرش به پاریس طالبانی برای همه شخصیت‌هایی که قرار بود با آن‌ها ملاقات داشته باشد هدیه آورده بود. الربیعی می‌گوید: «طالبانی اعتقاد عمیقی به هدیه دارد. فکر نمی‌کنم که با کسی دیدار داشته باشد اما به او هدیه نداده باشد. یک گلیم دستباف کردی و دو مجسمه درخت خرما که پایه‌هایش نقره‌ای بود به سگولن رویال، نامزد سوسیالیست انتخابات ریاست‌ جمهوری فرانسه داد.» طالبانی خطاب به رویال گفت، قبل از صدام حدود 30 میلیون از این درخت‌ها در عراق موجود بودند اما اکنون تنها 10 میلیون از آنها مانده است. رویال گیج و متعجب به نظر رسید اما هدایا را با تشکر پذیرفت.

طالبانی بعد از اینکه دیدارهای رسمی‌اش به پایان رسید، به دیدار دوست قدیمی‌اش، دانیل میتران، بانوی اول سابق فرانسه و مدافع مساله کرد رفت. میتران که در یک خانه قدیمی ‌با سقف کوتاه زندگی می‌کند، طالبانی را به منزلش دعوت کرد و او و همراهانش را به اتاق غذاخوری که در آن جا یک دیس کوچک غذای خوشمزه بر روی یک میز روستایی گذاشته شده بود راهنمایی کرد. طالبانی پس از این که به سختی خودش را روی یک صندلی جا داد شروع به تعریف از تحولات کردستان کرد. خطاب به او می‌توان گفت، اکنون تنها در سلیمانیه 20 نفر میلیاردر و 200 میلیونر زندگی می‌کنند. در تاریخ هشتم نوامبر رییس دفتر طالبانی صورت حساب هتل را امضا کرده که گزارش شده بیش از نیم میلیون دلار بوده است. (تنها کرایه سوئیت طالبانی شبی 31 هزار دلار بود.)

طی سفر به تهران در 27 نوامبر نیز وقتی که به آسمان تهران رسیدیم یکی از دستیاران رده پایین طالبانی به هر نفر یک فرم داد. فرم به عربی نوشته شده بود. من تصور کردم که فرمی‌ در رابطه با فرود و مقررات فرودگاه است آن را امضا کردم. اما بعد از اندکی همان دستیار یک پاکت نامه کلفت به دستم داد و رفت. پاکت مذکور محتوی دو هزار دلار بود. بعد از این که ما از هواپیما پیاده شدیم از دستیار پرسیدم چرا آن پول را به من داده است. وی جواب داد که هدیه رییس‌جمهور بود. پس از تشکر، پول را به او برگرداندم و گفتم من نمی‌توانم به عنوان یک خبرنگار چنین پولی را بگیرم اما او از این گفته من‌ هاج و واج شده بود. سپس این دستیار پاکت خودش را باز کرد و شروع کرد به شمردن، با کشیدن سوت، 50 صد دلاری را شمرد. سپس با تعجب گفت، تصور می‌کنم که به اندازه یک وزیر به من داده است و اضافه کرد که طالبانی این پول را از جیبش می‌دهد، می‌دانید؟ دستیار مذکور یادآور شد، طالبانی در هر سفری به همه همراهانش و حتی گاردهای محافظ، مهماندار و خدمه هواپیما هدیه می‌دهد. ما سپس حساب کردیم و متوجه شدیم که در طول آن سفر یک سعته، طالبانی حدود 100 هزار دلار بخشیده بود.

روز بعد طالبانی صبح زود بیدار شد، ابتدا به زیارت آرامگاه آیت‌الله خمینی رفت و سپس با احمدی‌نژاد و آیت‌الله خامنه‌ای دیدار کرد. در راه برگشت به عراق، یکی از گاردها محافظ رییس‌جمهوری هدیه‌ای که به طالبانی داده شده بود را حمل می‌کرد. هدیه یک قالی قالب گرفته شده بود که عکس طالبانی در آن بافته شده بود.

در بغداد، طالبانی در یک عمارت که با آجر زرد ساخته شده و در ساحل شرقی رودخانه فرات، خارج از منطقه سبز زندگی می‌کند. تا آوریل 3200، زمانی که صدام سقوط کرد، این عمارت متعلق به بارزان التکریتی، برادرناتنی صدام و رییس سابق پلیس مخفی عراق بود دفتر ریاست‌ جمهوری در جوار همان عمارت، در کاخی که قبلا متعلق به ساجده همسر صدام بود قرار دارد. در سمت جنوب اقامتگاه طالبانی، منزل متحد سیاسی‌اش عبدالعزیز حکیم، رهبر مجلس اعلای اسلامی ‌قرار دارد که زمانی متعلق به طارق عزیز، معاون صدام بود.

همسر طالبانی، هیرو در بغداد زندگی نمی‌کند. او در سلیمانیه زندگی می‌کند و در آن جا یک بنیاد، یک تلویزیون و موسسه انتشاراتی و روزنامه‌ای را اداره می‌کند. او و طالبانی دو پسر دارند. یکی از آن‌ها، پافل شرکت انتفاعی حزب پدرش را اداره می‌کند و دیگری، قباد، نماینده منطقه کردستان در آمریکا است.

طالبانی به نظر می‌رسد که حامی ‌مالکی، نخست‌وزیر باشد. در زمستان گذشته خبرنگاران شایعه‌ای پخش کرده بودند که گویا آمریکایی‌ها از عملکرد مالکی راضی نیستند و تمایل دارند مردی مثل ایاد علاوی را به جای او بگذارند. در این مورد نظر طالبانی را پرسیدم. وی در جواب گفت: علاوی! او حتی نمی‌تواند خانواده خودش را هم کنترل بکند. مالکی می‌تواند مرد قوی‌ای باشد اگر ما حمایتش بکنیم.

زمانی که در منزل طالبانی به سر می‌بردم، او با سفیر روسیه دیدار داشت. یادداشت این دیدار به دستم افتاد. بیش‌تر بحث بر سر خرید اسلحه و دیدار یک هیات عراقی از روسیه بود. اما طالبانی به روس‌ها گفته بود که شما بایستی شرکت‌هایتان را تشویق کنید که بیایند در اینجا سرمایه‌گذاری کنند. فرانسوی‌ها دارند می‌آیند. آن‌ها در اربیل دفتر باز می‌کنند شما هم این کار را بکنید. طالبانی گفته‌اش به پوتین را تکرار کرده بود، ما همه تخم مرغ‌هایمان را در یک سبد نمی‌گذاریم. ما تخم مرغ‌هایمان را میان سبدهای امریکا، روسیه و فرانسه توزیع می‌کنیم.

یک منبع قدرت طالبانی ثروتش است. تصور می‌رود که همراه با رقیب سابقش مسعود بارزانی، رییس کنونی منطقه کردستان، میلیون‌ها دلار از راه فروش نفت از طریق خاک کردستان از 1991 تا 1993، دورانی که عراق تحت محاصره اقتصادی بود به دست آورده باشد و طالبانی بر مبنای این فرضیه در عراق که ثروتمندترین خواستگار بهترین شانس برای برنده شدن عروس را دارد، سخاوتمندانه هدیه می‌بخشد و سبیل اطرافیان را چرب می‌کند تا وفاداری آن‌ها را بخرد.

در سال 1994 یک جنگ داخلی میان جلال طالبانی و مسعود بارزانی درگرفت. یکی از دلایل عمده این جنگ اختلاف بر سر درآمد نفت بود. در جریان این جنگ، طالبانی یک پایگاه در اختیار نیروهای C.I.A و احمد چلبی قرار داد و حمله‌ای را بر علیه نیروهای صدام سازمان داد اما شکست خورد. در آن عملیات صدها نفر کشته شدند. طالبانی در همان حال برعلیه بارزانی جنگید اما بارزانی در یک اقدام خیره کننده، نیروهای صدام حسین را به منطقه دعوت کرد.

پس از این که کلینتون رییس‌جمهور وقت آمریکا لایحه آزادی عراق را امضا کرد و قول داد که به اپوزیسیون عراق در مقابل صدام کمک کند، بارزانی و طالبانی به آمریکا دعوت شدند و بر سر اختلافاتشان به توافق رسیدند. تا آن هنگام 10 هزار یا بیش تر از طرفین کشته شدند. الربیعی می‌گوید: «آن‌ها جنگیدند، جنگی سخت با تلفات فراوان اما اکنون دوست هستند.»

تعدادی از دستیاران نزدیک طالبانی به صورت خصوصی به من گفتند که تعدادی از دوربری‌های او سوء‌استفاده‌های زیادی از قراردادهای دولتی کرده‌اند. در این مورد محفل طالبانی تنها نیست. محمود عثمان، یک نماینده کرد پارلمان، به طالبانی نزدیک است اما از شدت ولخرجی، فساد و بی‌اخلاقی کل دولت می‌سوزد. عثمان می‌گوید، چطور دولت می‌تواند مورد احترام مردم باشد وقتی که درهایش روی مردم بسته است. رهبران در کاخ‌های صدام در منطقه سبز زندگی می‌کنند و هیچ وقت بیرون نمی‌روند. نخست‌وزیر و رییس‌جمهور اختیار دسترسی نامحدود به پول دارند و ماهانه هر کدام بیش از یک میلیون دلار خرج می‌کنند؟ به نظر من فساد همه گیر و سیستماتیک است و از بالا می‌آید. این فساد وقتی شروع شد که رهبران سیاسی، از جمله احزاب کرد به بغداد آمدند و بهترین کاخ‌ها را برای خود تصرف کردند. همه اینها در تناقض است با واقعیتی که خانواده سربازان و پلیس‌های کشته شده ماهانه 100 دلار دریافت می‌کنند.