یک موسسه مطالعاتی آمریکایی نوشت: ایران قدرت تعیینکنندهای در قفقاز جنوبی و بخشی از آرایش قوا در این منطقه است.
موسسه مطالعاتی PINR در تلحیلی نوشت: طی ماههای اخیر روابط بین گرجستان و روسیه تیره شده است؛ مناقشه میان این دو کشور تنها نشانهای از موضعگیری گستردهتر استراتژیک غرب و روسیه در اطراف قفقاز جنوبی است. در این سناریو، در سطوح منطقهای و جهانی، کشورها و سازمانها در تلاش برای قدرت و امنیت انرژی مشارکت میکنند. با توجه به این دو مسئله وضعیت کنونی در قفقاز جنوبی چگونه است و انتظار میرود که این وضعیت در آینده چگونه باشد؟.
«مارکل هاس» نویسنده این تحلیل خاطر نشان میکند: عوامل تاثیرگذار برمنطقه، سیاستهای امنیتی و سیاسی– نظامی بازیگران شرکتکننده است. این بازیگران شامل گرجستان، ارمنستان، آذربایجان و درگیری آنها بر سر «آبخازیا»، اوستیای جنوبی و ناگورونو– قرهباق است. علاوه براین، اهرم قدرتهای منطقهای از جمله ترکیه و ایران و قدرتهای جهانی از جمله آمریکا، روسیه و چین بخشی از آرایش قوا در منطقه است.
در ادامه این مطلب آمده است: علاوه بر این کشورها، سازمانهای بینالمللی نیز در این بازی مشارکت میکنند. در سطح منطقهای، سازمان همکاری اقتصادی دریای سیاه، نیروی دریای سیاه، نیروی دریای خزر، همکاری بین گرجستان، اوکراین، آذربایجان و مولداوی و دیگر سازمانهاست. در سطح جهانی نیز سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و اتحادیه اروپا نیز در قفقاز جنوبی وزن سیاسی خود را اعمال میکنند.
در بخشی از این تحلیل با عنوان «امنیت انرژی» آمده است: علاوه بر ترکیب قدرت مسئله امنیت انرژی است. امنیت انرژی از اولویتهای دستورالعمل بینالمللی است و این در حالی است که آمریکا، اتحادیه اروپا و ناتو نگرانی خود را در مورد تهدیدها در مسئله امنیت انرژی ابراز کردهاند. کشورهای اتحادیه اروپا در حال حاضر 50 درصد از نیازهای انرژی خود را وارد میکنند. علاوه بر این وابستگی رو به افزایش، این مسئله روشن شده که ابزار انرژی بخش مهمی از سیاست امنیتی خارجی و امنیتی روسیه است.
نویسنده میافزاید: اهمیت ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی براساس وجود منابع انرژی در آنجاست. اهمیت این منطقه همچنین در نتیجه سیاستهای انرژی کشورهای مصرف کننده در غرب که میخواهند وابستگی خود را به روسیه و خاورمیانه کاهش دهند، افزایش یافته است. واشنگتن نیز خواهان یک منطقه باثبات قفقاز جنوبی به خاطر سرمایهگذاری در بخش انرژی و همچنین به علت منافع ژئواستراتژیک آن در منطقه است. مناطق جداگانه در گرجستان – آبخازیا و اوستیای جنوبی– به مناطقی تبدیل شدهاند که منافع بازیگران مهم را در منطقه تامین خواهند کرد. روسیه نقش بسیار خنثایی را در این درگیریها ایفا نکرده و از این درگیریها به عنوان اهرم سیاسی با غرب استفاده کرده است. هدف از این کار هم روشن است: آمریکا و روسیه آرزوی بازیگر مهم بودن در قفقاز جنوبی و منطقه دریای خزر به عنوان یک دهلیز از اروپا تا آسیای میانه، به عنوان یک پایگاه برای کنترل و اعمال فشار بر ایران و همچنین به علت منابع انرژی و جنگ علیه تروریسم دلایل اصلی برای حضور آمریکا در منطقه است. آمریکا با مشارکت نظامی خود در عراق افغانستان به دنبال نقاط قوت در منطقه قفقاز در حمایت از ژئواستراتژی جهانی خود است.
PINR میافزاید: به نظر میرسد که همکاری نظامی آمریکا در قفقاز جنوبی و دریای خزر توسعه پیدا کند. اگر چه آمریکا اینگونه وانمود میکند که تمایلی برای علنی کردن حضور نظامی و فعالیتهای خود ندارد، اما این مسئله روشن است که از منافع خود در منطقه دفاع میکند که شامل مسئله امنیت انرژی است. در پایان این مطلب آمده است: با توجه به اینکه قدرت نظامی آمریکا، ناتو، روسیه و نیروهای دریایی منطقهای برای امنیت انرژی در این منطقه قلمداد میشوند، به نظر میرسد که نتیجه اینگونه باشد که در آینده نزدیک ترکیب توان نظامی و انرژی ابزار اصلی قدرت در قفقاز جنوبی را تشکیل خواهد داد. به علت اهمیت رو به افزایش منابع انرژی، ترکیب هر چه بیشتر این دو ابزار سیاسی میتواند در هر جایی از جهان هم مورد انتظار باشد. این گفته در تناقض با این تفکر است که ابزار نظامی جایگزین ابزار اقتصادی شده است. بنابراین کشورها و سازمانها به تقویت درست و هماهنگی ابزارهای انرژی به منظور هدایت یک سیاست امنیت موفق نیاز دارند.