مردم کشورهای مختلف امریکای لاتین در4 سال اخیر با انتخاب رهبران چپگرا و ضدامریکایی خیزشی قوی و جدی را برای ریشهکنی سیاستهای توسعهطلبانه و امپریالیستی دولت واشنگتن در این منطقه آغاز کردهاند.
نتایج انتخابات مختلف، فعالیتهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و اصلاحاتی که دولتهای چپگرای امریکای لاتین در میان خود و در داخل کشورهای خود انجام داده و میدهند دال بر تداوم جدی حرکتهای ضدامریکایی و حرکت به سمت همگرایی و یکپارچگی در این کشورهاست بویژه همسوییای که در این زمینه میان ملتها وجود دارد بسیار محسوس است.
انتخابات رافائل کورنا نامزد چپگرا و ضدامریکایی اکوادور برای ریاستجمهوری این کشور که اتحاد و پیوستن به سایر کشورهای جهان به منظور مقابله با قدرتهای سلطهطلب جهان یکی از استراتژیهای اصلیاش به شمار میرود، اردوگاه سایر رهبران ضدامریکایی را برای تشکیل ائتلافی از رهبران چپگرا به منظور مقابله با نفوذ ایالات متحده امریکا در منطقه تقویت کرد.
ناگفته نماند که طی این سالها دولت واشنگتن همواره سعی کرده در پروسههای انتخاباتی کشورهای امریکای لاتین از جمله برزیل، اروگوئه، بولیوی، نیکاراگوئه، ونزوئلا و سایر موارد دخالت کند تا نامزد موردنظر خود را به ریاستجمهوری برساند اما مردم همواره با انتخاب رهبران ضدامریکایی، به سیاستهای واشنگتن «نه» گفتند.
کاخ سفید همچنین با اختصاص دادن میلیونها دلار به نام دموکراسی، برگزاری سمینارهای حقوق بشر، آموزش رهبران جدید و ارائه خطمشی به طرفهای سیاسی در کشورهای امریکای لاتین سعی در پیشبرد اهداف توسعهطلبانه خود داشته است.
امریکای لاتین متشکل از 19 کشور آرژانتین، برزیل، بولیوی، شیلی، کلمبیا، کاستاریکا، جمهوری دومینیکن، اکوادور، السالوادور، گواتمالا، گویان، هندوراس، مکزیک، نیکاراگوئه، پاناما، پاراگوئه، پرو، اروگوئه و ونزوئلا است.
هر کدام از این کشورها با اتخاذ سیاستی و نیز حمایت از سیاست سایر رهبران چپگرا خشم واشنگتن را برانگیختهاند.
کورنا در اکوادور با ارائه طرحهای مخالف با توافق تجارت آزاد امریکا، مخالفت با یک پایگاه نظامی امریکا در کشورش و تهدید برای کاهش پرداختبدهیهای خارجی برای تامین برنامههای اجتماعی اکوادور خشم واشنگتن را برانگیخته است.
وی همچنین با اعلامن این که به سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) خواهد پیوست، همگرایی را عامل حمایت کشورهای صادرکننده نفت خواند؛ عمده صادرات نفتی اکوادور با تولید روزانه بیش از 540 هزار بشکه، به کشور امریکا میباشد.
چاوز در ونزوئلا نیز با اجرای طرح پتروکارائیب که براساس آن نفت خود را با قیمت ارزان و وامهای بلندمدت کمبهره در اختیار کشورهای حوزه کارائیب قرار میدهد، تقویت و توسعه مرکوسور (بازار کشورهای امریکای لاتین) و تشکیل اتحادیه قدرتمند امریکای لاتین، واشنگتن را با چالش کشیده و آن را در اجرای طرح تجارت آزاد قاره امریکا ناکام ساخته است.
همچنین ارائه طرح اقتصادی البا از سوی کشورهای امریکای لاتین در برابر طرح الکای امریکا از دیگر اقداماتی است که موجب به چالش کشیده شدن سیاستهای امریکا شده است.
دولت امریکا با هر مخالفتی که با دولتهای امریکای لاتین انجام میدهد زمینه نزدیکی بیشتر آنها را به یکدیگر فراهم میآورد و در سالهای اخیر میتوان به روابط نزدیک فیدل کاسترو با چاوز و مورالس و اکنون با کورنا و نیز رهبران گروههای سیاسی در امریکای مرکزی از جمله گروه بانفوذ دانیل اورتگا در نیکاراگوئه و شافیک هاندل در السالوادور اشاره کرد.
اگر به انتخابات 4 سال اخیر در امریکای جنوبی نگاه کنیم متوجه میشویم که هیچ گاه تا این حد امکان بروز نظامهای متمایل به مردم وجود نداشته است.
در میان کشورهای امریکای لاتین حتی متحدان قوی آمریکا نیز شروع به مقابله با سیاستهای واشنگتن کردهاند چنان که کلمبیا در سیزدهمین دور مذاکرات تجاری با آمریکا درخصوص الکا به خاطر وجود شرایط نابرابر در طرح مذکور، بدون امضای موافقتنامهای میز گفتگو را ترک کرد.
تحولات حاکم در کشورهای آمریکای لاتین و تداوم این همگرایی و یکپارچگی در زمینههای مختلف در مدت زمان طولانی، سیاستهای امپریالیستی و توسعهطلبانه مقامات آمریکایی را با چالشی جدی و حتی شکست کامل در این منطقه مواجه خواهد کرد. گمان میرفت که در پیش گرفتن سیاستهای ضدامپریالیستی با این شدت صرفا در میان کشورهای مسلمان و بویژه با رهبری جمهوری اسلامی ایران در حال صورت گرفتن است، اما نگاهی به انتخابات کشورهای آمریکای لاتین که کشورهایی غیرمسلمان هستند، نشان داد که ایستادن در مقابل سیاستهای امپریالیستی آمریکا دیگر مسلمان و غیرمسلمان برنمیتابد.