تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۴۲۹۳۶
روز جهانی ارتباطات:

بسیاری بر این باورند که عصر حاضر ارتباطات است، زیرا در هیچ زمانی به میزان دوره کنونی وسایل ارتباط جمعی بین انسانها توسعه نیافته است. عده‌ای دیگر معتقدند که اساساً یکی از ممیزه‌های دوران فعلی بشر با گذشته او در همین پدیده پیشرفت تکنولوژی ارتباطات، رقم خورده است. اگر عصر حاضر ار عصر پسامدرنیسم بنامیم، یکی از شاخصه‌های آن تکامل مادی انسان در عرصه توسعه ارتباطهای جمعی است. اما سؤالی که ذهن برخی از فیلسوفان و جامعه‌شناسان معاصر را به خود مشغول کرده،‌ فهم این توسعه و میزان هماهنگی آن با هداف و غایت انسانی ماست. آیا توسعه تکنولوژی به خودی خود افساری بر آزادی انسان نیست؟ آیا انسانها قدرت کنترل آفریده خویش را خواهند داشت؟ و یا اینکه اساساً این انسان است که به دنبال مخلوق خود دوان است؟
در نگاهی ناامیدانه به آینده این توسعه، باید گفت که تکنولوژی تیغی به دست زنگی مست دادن است. انسان در دام آفریده خود گرفتار آمده است؛ پدیده‌ای که در جهت فاصله گرفتن از طبیعت اولیه او یعنی «آزادی» است. اگر تکنولوژی این قدرت را دارد که بر طبیعت سلطه یابد، دور نیست تا انسان را هم به دام اندازد؛ فرایندی که توانایی دارد تا با زندانی کردن انسان، از او بگریزد. تلفن، تلگراف، رادیو، تلویزیون، سینما، ویدئو، ماهواره، رایانه، تلفن همراه، پیام کوتاه، همه و همه ضمن ساده کردن ارتباطهای ظاهری جمعی، ارتباطهای روحی انسانی را کاهش داده‌اند. هدف اصلی، کمک به بقای روح انسانی در جهان مادی بود، اما گویی امروزه بنده فراری قدرتمندتر از ارباب، قصد جان او را کرده است. تکنولوژی امروزه به مثابه غول چراغ جادوی علاءالدین است که دیگر بازگرداندن او به درون چراغ، امکان‌پذیر نیست. ترس از سلطه توسعه سریع ماشینی که ارمغان قرن بیستم میلادی است، همگان را به تأمل وا داشته است. هر چه این قدرت ارتباطی افزایش می‌یابد، امید بشر در دسترسی به اهداف انسانی‌اش کمتر می‌گردد. اگر مارکس معتقد بود که ماشین باعث شده تا کار فکری از کار یدی فاصله گیرد،‌ «هانا آرنت» می‌گوید همین چرخه مداوم تولید هم باعث شده تا انسانها خود را مطابق حرکت و تولید ماشین تنظیم کنند. فیلم «عصر جدید» چارلی چاپلین به خوبی گویای این واقعیت است که انسان امروز به دنبال آفریده خود در حرکت است. در این میان فیلسوفان مکتب فرانکفورت چون «آدرنو» و «هابرماس» هم چندان بی‌دلیل سخن نگفته‌اند. آنان معتقدند تکنولوژی و ماشین حتی به جای انسان بر اریکه قدرت نشسته و انسانها را از کار بازنشست کرده است. بحران بیکاری در جهان امروز تحفه‌ای است از این خوان تکنولوژی انسانی، این نه تنها تخریب طبیعت زیستی بشر را به دنبال دارد، بلکه در صدد تخریب طبیعت درونی او نیز هست، چرا که عملاً در خلاف جهت او در جریان است. جورج فریدمن نیز به نوبه خود در این نوحه‌خوانی شریک شده و اشاره می‌کند که ما در شرایطی غیرانسانی به سر می‌بریم، چون این روند به خارج شدن بشر از اسلوب طبیعی زندگی‌اش منجر خواهد شد و این به معنای تهی شدن از روح انسانی است که جایگزینی برای آن قابل رصد کردن نیست. نتیجه آنکه، تکنولوژی انسان را کنار می‌زند، بر او سلطه می‌یابد و بیش از آنکه بدهد، می‌ستاند.
اما ماشین، تکنولوژی و ابزارهای ارتباط جمعی نیز در این میان قابل دفاعند. به دیگر سخن، امیدواران به آینده بشری و توسعه تکنیکی او بر این باورند که اگر این ابزارهای مخلوق بشری زبان داشتند، به تمامی اتهامهای فوق جوابی نیکو می‌دادند. اما افسوس که هنوز به این توانایی دست نیافته‌اند. زیرا به واسطه همین تکنولوژی است که انسان به افقهای جدیدی در عرصه‌های مختلف حیات خود دست می‌یابد،‌ آزادی او افزون می‌گردد و سرمایه مادی و معنوی‌اش توسعه می‌یابد،‌ آزادی او افزون می‌گردد و سرمایه مادی و معنوی‌اش توسعه می‌یابد. بسیاری از فلاسفه‌– از ارسطو گرفته تا اسپینگلر‌– بر این باورند که تکنولو‍ژی انسان را از شرایط برابر با حیوانات نجات داده و آزادی‌اش را افزون ساخته است. این ابزار جدید به انسانها امکان استفاده از قابلیتهایش را گوشزد می‌کند. با یک نگاه تاریخی متوجه می‌شویم که بزرگترین دوره‌های بشری مواقعی بوده که بیشتر مقارن به پیشرفت، کشف و توسعه تکنیکی بوده است. به وسیله این ابزارها،‌ هر مرحله انسان بیش از گذشته آزادی به دست آورده است. به عنوان مثال،‌ عصر پارینه سنگی را در نظر بگیرید که باید از انقلابی در آن عصر سخن گفت که به کشف صنعت کشاورزی، ایجاد راه، ابداع کاغذ و... منجر گردید. بر این اساس، تکنولوژی با ایجاد تحول در زندگی بشر، او را آزادتر می‌کند. این آزادی بدین معناست که انسان از برخی کارهای طاقت‌فرسا رهایی می‌یابد و آنها را به ماشین می‌سپارد. فرصت بیشتری را به دست می‌آورد تا آسوده بیندیشد، تفریح نماید، عبادت کند و از زندگی لذت ببرد. ماشین باعث افزایش تولید شده، وسایل ارتباطی باعث تسریع انتقال اطلاعات شده‌اند و رسانه‌ها همدردی انسانی را در سطح جهان فراگیر ساخته‌اند. در نتیجه، آزادی به دست آمده برای هر شخص، مساوی با فرصتی است که به برکت حضور تکنولوژی در زندگی بشری صرفه‌جویی شده.
جان کلام آنکه نمی‌توان یکباره توسعه تکنولوژی و فراورده‌های ارتباطی آن را به باد انتقاد گرفت. هر چند این احتمال که تکنیک روزی بر ضد انسان قیام خواهد کرد، به دلیل طبیعت انسان و نوع استفاده از این ابزار همیشه وجود دارد. لذا در برابر این پرسش که فی‌نفسه تکنولوژی و توسعه ارتباطات زشت یا زیباست، باید گفت توسعه به خودی خود یک ارزش است. در عین حال، بستگی دارد به اینکه اساساً کاربر چه هدفی را از استخدام این ابزار دنبال می‌کند. هر میزان که تکنولوژی به پیش می‌رود، تیغه آن تیزتر و آسیب‌پذیری بشر بیشتر می‌شود. تنها در سایه تمسک به اخلاق انسانی است که می‌توان از افتادن این تیغ در دست زنگی مست ممانعت کرد.