* رژیم صهیونیستی هم اینک روشهای دهههای پیشین خود را در لبنان مورد آزمایش قرار داده که شکست آنها در گذشته به اثبات رسیده بود. به نظر شما تکرار این تجربه، بر اساس چه رویکردهایی انجام میشود؟
** حملات اسراییل به لبنان اگرچه همواره با بهانههای واهی همراه بوده، اما به نظر میرسد که در تجاوزات اخیر این رژیم، دو هدف عمده دخالت داشتهاند. هدف و بهانه اول این تجاوز، به شکست فاحش اسراییل در غزه برمیگردد. در این اقدامها، یک سرباز اسراییلی برای نخستینبار به اسارت فلسطینیها درآمد که این موضوع برای صهیونیستها بسیار ناخشویاند بود. این مساله بهانهای برای اقدامهای خشن و فراگیر این رژیم تلقی شد.
زمینه دوم این اقدام را میتوان در موقعیت ضعیف و شکننده کابینه «اولمرت» به لحاظ ترکیب احزاب تشکیل دهنده دولت وی جستجو کرد و به لحاظ همین شکنندگی سیاسی بود که «اولمرت» تلاش کرد با تدارک این حملات وحشیانه، خود را ادامه دهنده راه «شارون» جلوه دهد و نوعی اجماع داخل اسراییل را به نفع خود جلب کند. اشتباه استراتژیک اولمرت این رود که چنین اقدامهایی در شرایط کنونی، هیچ کدام از دستاوردهای مدنظر را برای وی و دولتش به ارمغان نیاورده است.
* تلاش برای مقصر جلوه دادن جنبش حزبالله در ایجاد رخدادهای اخیر در این حوادث، مورد تحلیل قرار دارد. در اینباره چه نظری دارید؟
** اگر حملههای هوایی و شکستن دیوار صورتی بر فراز لبنان و نیز حملات محدود آنها در نقاط مختلف جنوب لبنان را در کنار طرح ترور و رهبران حزبا... که شبکه آن کشف گردید، قرار دهیم، خواهیم دید که این اسراییل است که پیوسته تحریک کننده و آغازگر حملات بوده است.
این نکته مهمی است که باید مورد تأکید قرار گیرد. نکته دوم این است که با وجود همه تلاشهای آمریکا و اسراییل برای تضعیف موقعیت حزبا... در لبنان، میبینیم که این جنبش به عنوان یک نیروی مقاومت همچنان مورد حمایت همه جناحها و طوایف لبنان قرار دارد. اتفاقاً این سخن حزبا... برای چندمین بار در حوادث اخیر به اثبات رسید که سلاح مقاومت همچنان باید در دست باشد و امروز آنچه اهمیت دارد، هوشیاری حزبا... است نه بر زمین گذاشتن سلاح.
حرکت اخیر رژیم صهیونیستی بار دیگر آشکار کرد، این رژیم از خوی تجاوزگری خود دست برنداشته و هر لحظه ممکن است به تجاوزات جدیدی دست بزند و پاسخهای اخیر حزبا... هم نشان داد که این جنبش در موقعیت مناسبی قرار داشته و از آمادگی خوبی برخوردار است. در واقع، تجاوز اخیر اسراییل هر گونه بهانهجویی را از دست مخالفان مقاومت اسلامی گرفت.
* سانسورهای خبری و جنگهای تبلیغاتی که اسراییل در برابر شکستهای خود در پیش گرفته، آیا تأثیری در افکار عمومی ملتها دارد؟
** اسراییلیها به خوبی دریافتهاند، وضعیت اطلاعرسانی در جهان امروز، فرصت اقدامهای پنهان و قتل عامهایی شبیه اردوگاه «صبراو شتیلا» را از آنها گرفته و امکان تکرار چنین فجایعی را به آنها نمیدهد. تردیدی نیست که شبکه گسترده اطلاع رسانی جهان، هر چقدر هم که بخواهد بر جنایتها و حتی شکستهای این رژیم جعلی سرپوش بگذارد، باز هم موفق نخواهد بود و هرگز نمیتواند آن ترس و اضطرابی را که هم اینک بر مناطق صهیونیستنشین حاکم شده، از بین ببرد.
* از نکات برجسته در رخدادهای اخیر، مانند همیشه، چشمپوشی آمریکا از واقعیات منطقه و حمایت آشکار از رژیم صهیونیستی است. برآیند این حمایتها را چگونه ارزیابی میکنید؟
** جوامع عربی و اسلامی متوجه این نکته هستند که جنایتهای رژیم صهیونیستی، بدون حمایتهای همه جانبه و علنی آمریکا، امکان تحقق نداشت. خشم ملتهای منطقه و سایر آزادیخواهان دنیا علیه آمریکا و متحدان او نیز از همین زاویه است.
تردیدی نیست که آمریکاییها امروزه در داخل و خارج از کشورشان با مشکلات فراوانی مواجه هستند. حمایت علنی و آشکار آمریکا از تجاوزات رژیم صهیونیستی، در کنار مشکلاتی که دولت آمریکا با آن دست به گریبان است، موجب میشود که سران کاخ سفید، هزینه سنگینی را در این مسأله متحمل شوند.
به نظر میرسد که دولت ایالات متحده، هنوز هم نتوانسته بین منافع خود و حمایت از تجاوزگریهای رژیم صهیونیستی، تفکیکی قایل شود. بر همین اساس، هزینه اشتباههای خود را نیز به طور پیوسته نزد افکار عمومی و حتی دولتهایی که در منطقه به آمریکا نزدیک هستند، پرداخته است.
* در شرایط حاضر، چه گزینههایی پیش روی دنیای اسلام قرار دارد؟
** به نظر میرسد، در این شرایط، ایجاد تحرک سریع و فوری در سطح محافل بینالمللی و نیز ایجاد انسجام در موضعگیریهای کشورهای عربی و اسلامی، امری است که ضرورت آن به شدت احساس میشود.
ضرورت دیگر، اعمال فشار بیشتر بر اسراییل و قطع هر گونه ارتباط با رژیم صهیونیستی است که باید در دستور کار کشورهای مسلمان قرار گیرد.
فعال کردن کارها و تماسهای دیپلماتیک با سازمان ملل، شورای امنیت و سایر سازمانها مانند غیرمتعهدها، اتحادیه آفریقا و اتحادیههای آسیایی و حتی را مراکزی چون واتیکان، از تحرکاتی است که میتواند در این زمینه مد نظر قرار گیرد.
در کنار همه این اقدامها، لازم است اعمال فشار سیاسی بر دولتهای حامی اسراییل از جمله آمریکا و اتحادیه اروپا، شدت یابد و بدیهی است که روسیه و چین هم میتوانند، نقش مثبتی را ایفا کنند. بخصوص اینکه روسیه عضو ناظر سازمان کنفرانس اسلامی هم هست.
* به نظر میرسد، اقدامهای اخیر حزبالله ، انجام یک باز تعریف در نوع رویارویی جهان اسلام با رژیم اشغالگر قدس را در پی دارد. آیا این نظریه را میپذیرید؟
** هم اینک با دو خط مشی مواجهیم خط مشی اول، استراتژی آمریکا و اسراییل است که قصد داشتند، خاورمیانه را بر حسب خواستههای خود، بازسازی کرده و مورد باز تعریف قرار دهند. استراتژی آنها بر اساس جنگها، ترورها و اعمال زور استوار بود.
استراتژی دوم هم استراژی مردم مسلمان منطقه است که نمونه آن حزبالله لبنان است.
این استراتژی مبتنی بر بازدارندگی و مقاومت است. میتوان گفت که ملتها بر پایه همین خط مشی، وارد روش جدیدی از رفتارها شدهاند که خواستار استیفای حقوق خود از طریق سازماندهی و تحرک گسترده مردمی هستند.
این تحرکها، بیتردید برخی سؤالات جدی را پیش روی سازمانهای بینالمللی مانند اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی قرار داده کما اینکه این سؤال بزرگ در برابر دولتهایی که با رژیم صهیونیستی ارتباط برقرار کردهاند نیز وجود دارد. این پرسشها در نهایت به تعریفی جدید از نوع تعامل و مقابله جهان اسلام با رژیم صهیونیستی میانجامد.