تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۴۲۹۵۴

مترجم: حسن پویان
چین به راحتی می‌تواند ما را با هیپنوتیزم‌هایش به خواب مصنوعی فرو برد: رشد اقتصادی سالانه دو رقمی، برنامه‌ فضایی بلند پروازانه، ایجاد شهرهای جدید پر زرق و برق در کرانه‌هایی که قبلا بایر و متروک بودند و دورنمای فروش کالاهایی که تولید می‌کند،‌ در گسترده‌ترین (و شاید به زودی غنی‌ترین) بازار جهان.
همچنین به همان اندازه طبیعی است که جهان،‌ هر شیوه رفتار، از چاپلوسی گرفته تا تهدید را به امید سهیم کردن رهبران چین در مبارزه با توریسم، گسترش تسلیحات اتمی، قاچاق انسانها، صدور گاز کربنیک و عدم توازن در اقتصاد کلان، بیازماید. بدون شک این مسائل در سفر چندی پیش هو جینتائو، رئیس‌ جمهوری چین به واشنگتن، رهبران آمریکا را وسوسه می‌کرد که در مذاکرات با او مطرح کنند؛ ولی خطری در اینجا هست. فهرست آنچه که آمریکا به خاطر خود از رهبران چین می‌خواهد تا‌کنون آن قدر بالا بلند بوده که بیم آن می‌رود چیزهای دیگری که برای مردم چین می‌خواهد،‌ چندان جالب توجه نکنند.
باری،‌ تا جایی که به فهرست دوم مربوط می‌شود،‌ عمده‌ترین خواست از دولت چین رعایت اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر بوده و بخش اعظم این خواست در قانون اساسی خود چین نیز پیش‌بینی شده است. مساله اما عدم رعایت آن اصول از سوی حاکمان چین است.
دست است که در زمان حاضر زندگی شخصی مردم چین از بسیاری جهات آزادتر شده است و در مقایسه با سابق،‌ دولت کمتر در امور شخصی و اقتصادی مردم دخالت می‌کند و آزادی بیان و مطبوعات کمتر از گذشته مورد کنترل قرار می‌گیرد. اما با این حال، حکومت در چین همچنان عمیقاً‌ خودکامه باقی انده است و هیچ گونه مخالفت سازمان یافته‌ای با حزب کمونیست را تحمل نمی‌کند. کنترل رسانه‌ها که در طول چندین سال رفته رفته کاهش یافته بود، از هنگامی که هو جینتائو به ریاست جمهوری رسیده،‌ سختگیرانه‌تر شده است. آزادی حق رای در انتخابات به صورت فردی وجود دارد، ولی نمی‌تواند شکل جمعی و سازمان‌یافته به خود بگیرد،‌ دستگاه قضایی هنوز دستخوش نارسایی‌های بی‌شمار است. اشخاصی که به ارتکاب جرایم گوناگون متهم می‌شوند،‌ گاهی ماه‌ها در زندان باقی می‌مانند، بی‌آنکه حتی مورد تفهیم اتهام قرار گیرند. کمتر از نیمی از احکام محکومیتی که در دادگاه‌ها صادر می‌شود، در مرحله استیناف، بخت شکستن و مورد تجدید نظر قرار گرفتن دارند. مجازات بسیاری از محکومان با ضربات چوب و باتوم‌های برقی کماکان به طور وسیع اجرا می‌شود. دست کم 50 تن از کسانی که سالها پیش در تظاهرات مسالمت‌آمیز در میدان تین آنمن شرکت داشتند، هنوز در زندان به سر می‌برند.
گروه‌های حقوق بشر وابسته به سازمان ملل گزارش داده‌ادن که تعداد اعدام‌ها در چین بالغ بر ده هزار (10000) مورد در سال است. در دو منطقه تبت و سین‌کیانگ که دولت کمونیستی چین آنها را با قوه قهریه تصرف کرده، بدرفتاری با معترضین بسیار بدتر و بی‌رحمانه‌تر از آنی است که حتی در ناحیه‌ی مخوف «هان»،‌ جریان دارد. اینها که گفته شد،‌ البته همان قدر جزیی از واقعیات موجود در چین امروز هستند که وجود کلوب‌های شبانه برای افراد خوشگذرانی که در هنگ‌کنگ به سر می‌برند.
گاهی ادعا می‌شود که این روزها چندان کاری از آمریکا برای در فشار گذاشتن چین با هدف ترویج رعایت حقوق بشر برنمی‌آید. یک استدلال کسانی که چنین نظری دارند این است که آمریکا در سال 2000 با قرار دادن چین در جرگه دول کامله الو داد،‌ تنها اهرمی را که سالی یک بار برای تحت فشار قرار دادن چین در اختیار داشت،‌ سهل‌انگارانه از دست داده است. یک اهرم فشار ثانوی ناشی از خواسته دولت پکن برای میزبانی بازی‌های المپیک جهانی 2008 بود که آن نیز در سال 2001 از دست آمریکا به در رفت و تقاضای چین در آن باره مورد قبول قرار گرفت. از اینها گذشته،‌ آبروریزی‌هایی که خود آمریکا در گوانتانامو و زندان ابوغریب مرتکب شد، آخرین بقایای نفوذ اخلاقی دولت واشنگتن را تباه کردند. دو فضیحت اخیر در واقع آبرویی برای آمریکا باقی نگذاشتند تا برای تبلیغ حقوق بشر بالای منبر برود و به موعظه‌ کردن بپردازد.
با این حال کسان دیگری نیز وجود دارند که دعاوی ضد آمریکایی فوق را نابجا می‌دانند. اینها معتقدند که آمریکا هنوز هم انواعی از دستاویزها را برای اعمال فشار بر چین در اختیار دارد.
برای مثال به عقیده اینان رئیس‌جمهوری کنونی چین خواستار احترام است. او بسیار مشتاق است که جهان با چین به عنوان یک عضو متساوی‌الحوق با اکابر دنیا و مورد احترام جامعه جهانی رفتار کند.
غرب در هر حال می‌تواند برای هوجینتائو روشن کند که به رغم مقاصد دوستانه‌ای که نسبت به چین دارد،‌ قبول به کم و کاست انتظارات آن دولت تنها در صورتی میسر است که حقوق بشر را کاملاً جدی بگیرد. مطابق معمول، ‌سهم بیشتر در این رفتار، متعلق به آمریکاست.