تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۴۲۹۷۵
نوشته‌ای از مصطفی معین

آقای خاتمی ‌در ایران اگر فقط توانسته باشد با روحیه مدارا و نقدپذیری خود آستانه تحمل حاکمیت را در برخورد با انتقادهای مخالفان افزایش دهد، همین به تنهایی دستاوردی است که باید مورد ستایش قرار گیرد. خاتمی ‌و بسیاری از مسوولان دولت اصلاحات در دوران مسوولیت خود هرچند در معرض دشنام‌ها و اتهام‌های بسیاری بودند اما هرگز در قبال همه این بی‌مهری‌ها و کارشکنی‌ها دستاویزی چون استفاده از ابزار قدرت را مورد استفاده قرار ندادند و هرگز مخالفانشان را حتی در آنجا که کارناوال عصر عاشورا درست می‌کردند و «چراغ» و «هویت»، در معرض برخورد قرار ندادند.
تاریخ اصلاحات که از سال 76 آغاز می‌شود مملو از همین اتهام‌های بسیار علیه اصلاح‌طلبان است؛ شخص خاتمی ‌بارها با کلماتی زشت و سخیف توصیف شد و دولت و بعد از آن هم مجلس ششم از این متاع بازار رقبای سیاسی شان بی‌نصیب نماندند. اما نه شخص خاتمی ‌و نه دولت او و نه مجلسی که تجسم آرمان‌های اصلاح‌طلبی بود هیچ کدام قصد نداشتند وارد اینگونه بازی‌های غیراخلاقی شوند؛ آنها خوب می‌دانستند که اخلاق بزرگان نه اخلاق مجادله و دشنام است و نه با شب‌نامه‌ها و نوشته‌ها و گفته‌های سازمان‌یافته محفلی سازگار است.
اصلاحات و آینده پیش روی ایران مبتنی بر دموکراسی، عدالت، آزادی، اخلاق و توسعه است و این ممکن نمی‌شود مگر آنکه سازوکارها و ابزارهایی چون نقد همواره پیش روی تمام جریان‌های سیاسی قرار گیرد، حال اگر در این بین، اصلاح‌طلبان قربانی این دعوا می‌شدند و با حریفی که قواعد بازی را مراعات نمی‌کرد در این بازی شرکت می‌کردند، هر چند آسیب‌ها و ضربه‌های فراوان می‌دیدند اما به نتیجه‌ای می‌رسیدند که بسیار ارزنده بود و آن بالا بردن قدرت تحمل و نقد در جامعه بود.
امروز هم اگرچه می‌بینیم امکان نقد عملکرد کسانی که مسوولیت‌های رسمی‌ دارند به مانند قبل نیست و فضای سوال و جواب روزبه‌روز سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود، اما در ذهن انسان‌های منصف و در برابر کسانی که خودشان را در آینه خویش می‌بینند به خوبی مشخص است که بازگشت به گذشته بی‌نقد، نه ممکن و نه مصلحت است.
راهی که خاتمی ‌و دولت پیشین در تحمل مخالف پیش روی خود داشت دولت جدید و هر دولت دیگر را هم ناگزیر از پذیرش بخشی از آن خواهد کرد؛ اما به رغم این زمینه، رویه‌ای که امروز به خصوص در برابر خاتمی ‌پیش گرفته شده است، از آن جنس نیست.
غرض اصلی مملوک کردن سرمایه‌هایی است که در میان مردم خریدار فراوان دارند. کسانی که برای طرد مخالف و از میدان به در کردن ستون‌های حاکمیت آزادانه مردم، از هر امکان رسمی‌ و هر دستاویزی مستمسک می‌سازند و برای آنها استفاده بی‌رویه از دین و شرع و امام و انقلاب و مردم به راحتی آب خوردن است، سوداهای دیگری در سر دارند. حد «اصولگرایی» کسانی را که روزی خاتمی ‌و اصلاح‌طلبان دیگر را از هم جدا می‌کردند و خود را تنها حامی‌ خاتمی ‌می‌دانستند امروز می‌توان دید که با چه حدی از پایبندی به اخلاق و انصاف و حقیقت، شخص خاتمی ‌را مورد تخریب قرار می‌دهند.
البته خاتمی ‌نیاز به دفاع در میان مردم و نخبگان جامعه ندارد، چون همان‌طور که او آن روزها تحمل کرد و مردم خود داوران منصف آن همه بی‌انصافی هستند امروز هم عملا خود را در معرض قضاوت افکار عمومی ‌قرار داده است.
ولی یک نکته نیاز به توجه دارد و آن اینکه چوب حراج بر سر سرمایه‌های یک ملت زدن چه چیزی برای هویت‌دار بودن نسل‌های بعد باقی می‌گذارد، بعید به نظر می‌رسد با رویه‌ای که در پیش گرفته شده، دیگر سرمایه‌ای از نسل اول انقلاب برای نسل‌های بعدی باقی بماند.
چو پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را / کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند