دشمن شمارۀ یک اسلام
اگر به حوادث صدر اسلام به ویژه 23 سال نبوت پیامبر عظیمالشأن اسلام توجه نماییم، درمییابیم که بیشترین ضربهها از سوی قدم یهود و یا تحریکات آنان صورت میگرفت و برنامه حیاتی پیامبر اکرم(ص) را با چالش جدی مواجه مینمود. جنگ خیبر، جنگ احزاب و... از جمله مواردی است که شدت کینه این قوم را با پیامبر(ص) اسلام میرساند تا جایی که یهودیان بنیالنضیر تصمیم به قتل رسول خدا(ص) گرفتند که در نقشه خود ناکام ماندند. این قوم نامبارک و مدّعیان دروغین حضرت موسی(ع)، با هر ابزار ممکن همچون قلم، زبان، اختلافافکنی، تهییج مشرکان مکه و قشر نفاق، اسباب تفرقه و ایجاد ناامنی را در میان مسلمانان فراهم میآوردند، چنانکه خود پیامبر(ص) چنین فرمودند: «هیچ کس مانند یهود مرا آزار نداد.» قرآن کریم به صراحت بدترین دشمنان را یهودیان معرفی میکند: (2) و حتی در ضدّیت قوم یهود، همین بس که خداوند متعال، دشمنی آنان را تا حدّ نابودی اسلام و تبعیّت از آنان بیان میکند.(3)
تاریخچۀ جعلی و دستنویس یهود
بیشک حضرت موسی(ع) از پیامبران بزرگ الهی بوده است که با دستورات دینی و سعادت بخش خویش، برای هدایت بشریت مبعوث شده بود؛ امّا پیامها و سفارشهای توحیدی او مورد تحریف شدید یهودیان قرار گرفت و مطالبی که به نفع آنان و در راستای اهداف شیطانی و متکبرانه آنان بود را ابقا کردند که البته اکثر این مطالب نیز خالی از تحریف نیست و از آن طرف، تورات حقیقی را که در آن از ظهور حضرت عیسی(ع) و پیامبر اسلام(ص) و سایر مواردی که پرده از حقایق دینی برمیداشت، دستخوش تحریف و تغییر نمودند، چنانکه قرآن کریم میفرماید: «آیا امید دارید که یهودیان به شما ایمان آورند در حالی که گروهی از آنان، کلام الهی را بعد از آنکه شنیدند و تدبّر نمودند، تحریف کردند و جابجا نمودند»(4). کشتار انسانهای بیگناه، تجاوز به حقوق دیگران و هزاران جنایت دیگر که در پیشانی صهیونیستها ثبت است از شرایع هیچ پیامبری حکایت نمیکند و کارهایی است که بیشک جزو بزرگترین گناهان بشری به شمار میآید. بعضی از خاخامهای یهودی طی سالهای متمادی به شرح و تفسیرهای خودسرانه تورات پرداختند که همه آنها را خاخام «بوخاس» در سال 1500 م جمعآوری نمود و چند کتاب آداب و تعلیم یهودیت که «تلمود» نامیده میشود، بدان اضافه نمود و شاید بتوان گفت که مبنای سیاسی و عملکرد سران یهود متأثر از چنین لاطائلاتی میباشد.(5) حال با چنین توضیحاتی، چگونه میتوان از چنین قوم متمرّد که عصاره آن در صهیونیست، جلوهگری میکند، دفاع نمود؟
فتنههای عالم با محوریّت یهود
براساس اعتقادات خاص این قوم، آنان خود را بهترین نژاد و برترین بندگان خدا قلمداد مینمایند(6) و از سوی دیگر، به فرموده قرآن کریم حریصترین افراد و مستکبران واقعی عالم را باید در قوم یهود جستجو نمود:(7). با چنین روحیاتی اگر مجال بدانها داده شود، درصدد فتح و زیرسلطه کشیدن عالم برمیآیند و تمام جهان را فدای خواستهها و هوسهای شیطانی خویش مینمایند. با جرأت میتوان گفت که هر دینستیزی و تجاوز به کشورهای مستضعف بویژه اسلامی، از امالفساد عالم یعنی صهیونیسم سرچشمه میگیرد. اگر این روزها شاهد حمله نظامی آمریکا به عراق و افغانستان و... میباشیم، باید دانست که حدود %60 کرسیهای پارلمانی آمریکا تحت نظارت و سرپرستی اسرائیل و یهود قرار دارد و با تمام قدرت و توان از فعالیتهای جنایتکارانه آمریکا و کشورهای مستکبر غربی که ماهیّت صهیونیستی دارد، دفاع مینمایند و از هرگونه حمایت مالی و نظامی و... ابایی ندارند. طرح خاورمیانه بزرگ و فرضیه نیل تا فرات، منزوی کردن و محاصرۀ انقلاب اسلامی ایران در زمینههای مالی و ایدئولوژیکی و کشیدن انقلاب به سمت کشمکش، تقویت راهبردی با ایالات متحده و اعمال سیاستهای درهای باز اقتصادی در جهان، ایجاد اسرائیل بزرگ در چارچوب مرزهای دینی یهود، به کارگیری شیوه تفرقه در منطقه و گسترش آشوب و بیثباتی سیاسی و... همگی از قصدهای پلیدانه چنین قومی حکایت دارد و باید گفت: اسرائیل، نظامی است که بنای موجودیّت خود را در حفظ و برتری قدرت جنگی و نظامی جستوجو میکند. هولوکاست و کارخانههای آدمسوزی هیتلر که به داستان کمدی و خیالی بیشتر شباهت دارد، داستانی است که یهودیان برای مظلومیّتنمایی و حمله به کشورهای دنیا بویژه مسلمانان به وجود آوردند و سعی کردند با این بهانه، دستاویزی برای جنایات خود در عالم به وجود آورند که نمونۀ عینی آن را در فلسطین اشغالی شاهد هستیم و این قسمتی است که روشنفکران و اندیشمندان واقعبین غربی به صراحت تمام بدان معترفند. با چنین توضیحاتی، بایست صهیونیسم یهود صفت را، کانون فتنه و جنایت جهان نامید و با تمام قدرت و اراده، در راه محو کامل چنین زائدۀ سرطانی، کوشش نمود چنانکه امام خمینی(ره) فرمودند: «اگر تمام امّت اسلام، هر کدام یک ظرف آب روی اسرائیل بریزد، اسرائیل را آب میبرد»(8).