محمد مقصود علی
شناخت امامت در عصر ما، به ویژه از آن جهت که مبانی حکومت دینی را نیز در بطن خود دارد، دارای ضرورتی مضاعف است. منکران حقیقت امامت، با تبر انکار، رابطه میان انسان با معنویت و دیانت را قطع کرده، انسان را در نمک زار حس و تجربه، رها می کنند تا استحاله یافته، به وجودی زمینی مبدل شود. آنان که از شناخت حقیقت معارف و حقایق اسلامی عاجزند می کوشند، عنقای امامت و سیمرغ هدایت بشر را در صید ظن و گمان و شکار وهم و خیال اسیر کنند.
نوشتار “نبوت و حکومت” (1) تالیف آقای حبیب الله پیمان، نارسایی های مهمی در این راستا دارد که در نوشتار حاضر بدانها اشاره می شود. ایشان با تمایز قائل شدن میان سه شان پیامبری (نبوت)، امامت و زمامداری، هشدار می دهند که غفلت از این تمایز، بسیاری را در تشخیص موضع حقیقی اسلام نسبت به امر سیاست و حکومت، به دشواری یا کژفهمی روانه می سازد. ایشان سپس، با استناد به بعضی از آیات قرآن و سیره رسول خدا (ص) انتصابی بودن امامت را به گمان خویش رد می کنند.
ایشان در بخشی از مقاله چنین می نویسند: “رابطه پیامبر و مردم، رابطه ای آزاد و عاری از هر تعهد و میثاق و مسئولیت متقابل است. در این مرحله، مخاطبان متعهد و ملزم به پیروی از فرامین او نیستند و به همین خاطر پیامبر هم حق بازخواست، حسابرسی و داوری اعمالشان را ندارد. اینها همه برعهده خدا است که در درون و با واسطه وجدان و شعور خودآگاه آدمی عمل می کنند.” ایشان تلاش می کنند با استناد به برخی از آیات، هدف اصلی بعثت پیامبران را در دو عنوان کلی جای دهند که عبارتند از: الف) روشنگری و دعوت به تفکر آزاد در آیات و نشانه های الهی، ب) بشارت به یک هستی خلاق و متعالی و بالنده و زندگی آزاد و پایدار.
مشهود است که ایشان با فروکاستن رابطه پیامبر و امت به یک رابطه عاری از هرگونه تعهد، بسیاری از وجوه و اهداف بعثت انبیاء را نادیده گرفته اند و پیامبر را در حد یک تبشیر و تنذیردهنده صرف خلاصه کرده اند.
اهداف بسیاری بر بعثت انبیاء مترتب است که بعضی از آنها عبارتند از:
1- هدایت تشریعی مردم: در قرآن کریم آیاتی داریم که از همان زمان هبوط حضرت آدم و حوا به زمین به ایشان وحی شد که وقتی هدایتی از طرف خدا به سوی شما آمد باید آن را بپذیرید، اگر پذیرفتید و عمل کردید به سعادت خواهید رسید و اگر مخالفت کردید به شقاوت می رسید. مثلا آیه 39 سوره مبارکه بقره را ملاحظه فرمایید و نیز آیه “ای فرزندان آدم، هرگاه پیامبرانی از خود شما بیایند و آیات مرا بر شما بخوانند، کسانی که پرهیزگاری کنند و صلاح آیند بیمی بر آنها نیست و خود غمگین نمی شوند و آنها که آیات ما را به دروغ نسبت داده و از آن سر بر تافته اند اهل جهنم اند و جاودانه در آن خواهند بود” (2.)
بر این اساس، خداوند برای هر امتی، پیامبری فرستاده است و هیچ گاه زمین خالی از حجت نبوده است: “هیچ امتی نیست مگر اینکه پیامبری داشته باشد” (3.)
خداوند در سوره نساء آیه 165 می فرماید: “ما پیامبرانی را مژده دهنده و بیم دهنده فرستادیم تا مردم را بر خدا حجتی نباشد و خداوند پیروز و حکیم است.” توجه به این نکته لازم است که در ذیل این آیه می فرماید: “وکان الله عزیزا حکیما.” روشن می شود که اتمام حجت که لازمه حکمت الهی است یکی از مقاصد تبشیر و تنذیر پیامبر است. اتمام حجت با بندگان که در صورت سرپیچی عذاب الهی بر آنان خواهد بود. حال از این هدف که به نظر هدفی فردی و مربوط به فرد فرد انسانها است نه مربوط به جامعه بشری، می توان اهداف اجتماعی و سیاسی استنباط کرد. اگر اجتماع بشری تحت سلطه استکبار و مشرکین استثمارگر باشد که مجال دینداری و سلوک به سوی خداوند را برای انسانها باقی نمی گذارند آنگاه ظهور پیامبری که صرفا مردم را به سوی خدا دعوت کند و هیچ اصلاحی در بدنه حکومت و جامعه انجام ندهد، آنگاه کار او عبث و بیهوده و فاقد عنصر اتمام حجت خواهد بود.
2- پرستش خدا و پرهیز از طاغوت: از اهداف بنیادین و زیربنایی بعثت انبیاء (ص) و نبی بزرگوار اسلام (ص) فراخوانی مردم به پرستش خدای یگانه و دوری از طاغوت و مظاهر اجتماعی و سیاسی آن است. “ما در میان هر امتی، پیامبری را مبعوث کردیم تا به آنان بگوید: خداوند یکتا را پرستش کنید و از طاغوت بپرهیزید” (4.)
3- داوری و رفع اختلافات: در قرآن می خوانیم: “مردم، امتی یگانه بودند پس خداوند پیامبران را نویدآور و بیم دهنده برانگیخت و با آنان کتاب خویش را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف می ورزند، داوری کنند” (5.)
داوری قضاوت می تواند مفهومی عام باشد که شامل تمامی ابعاد حکومت باشد، چرا که اصولا فلسفه حکومت، ایجاد نظم و ممانعت از اختلاف و کشمکش میان مردم جامعه است.
4- تشکیل حکومت: یکی از اهداف نبوت برچیدن مکاتب باطل و درهم کوبیدن تجاوز و طغیان طواغیت است. “اوست خدایی که رسول خدا را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا بر همه ادیان عالم تسلط و برتری دهد هرچند مشرکان و کافران ناراضی و مخالف باشند” (6.) چنین انگیزه ای بدون حکومت و چنین هدفی بدون سیاست هرگز ممکن نیست.
از سوی دیگر، قرآن کریم حاوی آیات متعددی است که مسئله اطاعت از اوامر و نواهی پیامبر (ص) را مطرح کرده اند، از جمله:
1- “اطیعوا الله و الرسول فان تولوا فان الله لایحب الکافرین” (7.) در این آیه، اعراض و روگرداندن از اطاعت رسول اکرم (ص) کفر تلقی شده است. یعنی اگر کسی از جهت اعتقادی روبرگرداند، کفر عقیدتی دارد و اگر کسی معتقد باشد ولی در مقام عمل اعراض کند، کفر عملی دارد و در هر دو حال از کافران (به معنای جامع) به شمار می رود.
2- “اطیعوا الله و الرسول لعلکم ترحمون” (8.) این رحمت خاصه است که در پرتو اطاعت از خدا و پیامبر (ص) نصیب مردم می شود.
3- “و من یطع الله و رسوله یدخله جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها و ذلک الفوز العظیم” (9.) این آیه بیان می کند فوز عظیم بهشت جاودان در پرتو پیروی از خدا و رسول اکرم (ص) حاصل می شود.
4- “و من یعص الله و رسوله و یتعد حدوده یدخله نارا خالدا فیها و له عذاب مهین( )10.) سرپیچی و نافرمانی در برابر خدا و پیامبر (ص) مایه عذاب دردناک و ذلت و خواری است.
5- “یا ایها الذین امنوا اطیعوالله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شیء فردوده الی الله و الرسول ان کنتم تومنون بالله و الیوم الآخر ذلک خیر و احسن تاویلا” (11) خداوند بعد از دستور پیروی از خود و رسول گرامی و ائمه اطهار (ع) چنین می فرماید که برای فصل خصومت و حل نزاع های علمی و عملی به خدا و رسول او رجوع کنید. ارجاع مورد نزاع به خدا و رسول، بازگشت خوبی برای شما دارد.
6- “و من یطع الله و رسوله فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا” (12.)
7- “و اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و احذروا فان تولیتم فاعلموا انما علی رسولنا البلاغ المبین” (13.)
8- “و اطیعوا الله و رسوله ان کنتم مومنین” (14.)
9- “و یطیعون الله و رسوله اولئک سیرحمهم الله” (15.)
10- “و من یطع الله و رسوله و یخش الله و یتقه فاولئک هم الفائزون” (16.)
11- “اطیعوا الله و اطیعوا الرسول فان تولوا فانما علیه ما حمل و علیکم ما حملتم و ان تطیعوه تهندوا و ما علی الرسول الاالبلاع المبین” (17.)
12- “و ما کان لمومن و لامومنه اذا قضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیره من امرهم و من یعص الله و رسوله فقد ضل ضلالا مبینا” (18.)
از آنجا که عزت از آن خدا و رسول و مومنان است کسانی که از پذیرش رسالت و تبعیت رسول اکرم سرپیچی کنند و منحرف شوند، ذلت، دامنگیر آنها می شود.
خدای سبحان در بیان بخشی از وظایف مومنان نسبت به رسول اکرم (ص)، مومنان واقعی را کسانی بر می شمارد که به خدا و پیامبر ایمان آورده و در امور اجتماعی که حضور همگان را در صحنه می طلبد، هرگز پیامبر را تنها نمی گذارند و بدون اجازه پیامبر از صحنه خارج نمی شوند (19.) در حقیقت، پیامبر اکرم (ص) محور مسائل اجتماعی هستند و تبعیت از ایشان بر همگان واجب است. چرا که به بیان قرآن کریم، آنان که در مسائل اجتماعی از فرمان الهی سرپیچی و بدون اذن پیامبر (ص) صحنه های اجتماعی را ترک می کنند باید برحذر باشند که مبادا در دنیا فتنه ای دامنگیرشان شود یا در آخرت به عذاب دردناک دچار شوند (20).