اداره موفق 8 سال جنگ تمامعیار با دشمنان کاملاً خطرناک و تا بن دندان مسلح، ذهن هر کنجکاوی را متوجه خود میکند که به راستی مدیریت بسیجی چیست که توانست بدین گونه معجزهآسا اسلام و ایران اسلامی را از این تجاوز هولناک پیروزمندانه حفظ کند و به صورت یک فرهنگ خود را در تاریخ جاودانه سازد.
اگرچه مدیریت بسیجی در دفاع مقدس ابداع شد ولی بدیهی است که اگر این الگوی مدیریتی در هر عرصهای با ویژگیهای خاص خود به کار گرفته شود، میزان موفقیت و کارآمدی آن، مثل زمان جنگ و حتی بیشتر از آن بالا خواهد رفت. اگر امروزه تفکر مدیریتی بسیج از مجرای جنگ عنوان میشود به این دلیل است که جلوهگاه ظهور و بروز و به کارگیری این نوع مدیریت در جنگ بود و سرآغاز رسمی شکلگیری فرهنگ بسیجی در کشور با فرمان حضرت امام(ره) در 5 آذر 1358 مبنی بر تشکیل بسیج مستضعفین صورت گرفت و پس از آن به سرعت مدیریت بسیجی با همان ویژگیهای آغازین که حضرت امام(ره) برای بسیجی برشمرد در سرتاسر جبهههای جنگ شکل گرفت، از جمله آن ویژگیها «شجره طیبهای که هر لحظه فراخوانی شود حاضر باشد، مکتب شهیدان و شاهدان گمنام، مدرسه عشق، پیشگامان رهایی، میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی، لشکر مخلص خدا، مصداق کامل ایثار و فداکاری، غبطه خوردن آن پیر فرزانه به خلوص و صفای بسیجیان، دعا برای محشور شدن با بسیجیان، افتخار به بسیجی بودن، پاسدار اصول تغییرناپذیر نه شرقی و نه غربی و...» را میتوان نام برد که حقیقتاً با این پیام که خود پیامی معجزهگونه بود، نوای دلنشین تفکر بسیجی در ایران اسلامی و هستههای مقاومت اسلامی در سراسر جهان طنینانداز شد و به این خاطر بود که از آن پس تاکنون چشم طمع دشمنان و جهانخواران و مزدوران داخلی و خارجی آنها از این کشور دور شده است و بسان مار زخمی در خود میپیچند.
اگرچه حتی به تصویر کشیدن مدیریت بسیجی در دفاع مقدس کار سترگی است که از بضاعت علمی ما فاصله کهکشانی دارد، اما حداقل میتوان برخی از بارزترین و عامترین شاخصهای مدیریت بسیجی در دوران جنگ را در قالب مفروض مدل ساختاری اندیشههای مدیریتی مورد بررسی قرار داد و آن را تبیین نمود تا بتوان از این الگوی مدیریتی که تنها الگوی مدیریتی کارآمد و مبتنی بر اندیشه اسلامی است در مدیریت اجرایی کشور استفاده کرد وگرنه تا مدیریت بسیجی در این کشور حاکم نشود ما همچنان از ضعف مدیریتی در رنج و سختی هستیم.
بررسی مدیریت بسیجی در چهارچوب مدل ساختاری اندیشههای مدیریتی
1- مدیریت بسیجی و مبانی اندیشه:
مدیریت بسیجی، مدیریتی مبتنی بر معنویت و فرهنگ اسلام ناب و ارزشهای والای انسانی است. اولین وظیفهای که حضرت امام(ره) در تفکر و مدیریت بسیج مشخص کردند، بحث ادای تکلیف بود. آنچه یک بسیجی را به میدان عمل (هر میدانی که باشد) میکشاند، قبل از نتیجه کار، ادای تکلیف است، لذا بندگی خدا و عشق به ذات احدیت جوهره تفکر و مدیریت بسیجی است. در زمان جنگ بسیجیان با شناخت هدف به ادای تکلیف پرداختند و قبل از نتیجه به دنبال حفظ حاکمیت اسلامی برای دستیابی به سعادت دنیا و آخرت بودند. رهبران بسیجی هم در بیانات خود به طور دقیق و واضح و ظریف تلاش نمودهاند تا تفکر بسیجی را در ذهن مخاطبان خود به تصویر بکشند. برای مثال این بیان حضرت امام(ره) در مورد بسیج که «بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است...» و یا این فرمایش مقام معظم رهبری که «بسیجی یعنی علی (ع) که تمام وجودش وقف اسلام بود...» الگوی عینی و شاخص کاملی را برای تفکر بسیجی در ذهن مخاطب تداعی میکند.
2- مدیریت بسیجی و اصول مدیریت:
مدیریت لشکریان مخلص خدا در جنگ به دنبال عمل صالح بود، چرا که جنگ برای پیروزی، عمل صالح میخواست. مدیر در تفکر بسیجی، مدیریت را برای خود تکلیف میداند نه حق.
مدیریت بسیجی خودباور است و به دنبال استقلال و خودکفایی در تمام زمینهها میباشد و یا به عبارت دیگر مدیریت بسیجی حاضر به وابستگی نیست و او سعی میکند استعدادها و پتانسیلهای خود را برای ابداع کارهای خارقالعاده تشویق کند و زمینه را برای شکوفایی استعدادهای موجود فراهم نماید و مدیریت بسیجی در پی تحقق شعار «ما میتوانیم» میباشد و در موارد متعددی نیز این شعار را عملی ساخته است (ساخت سلولهای بنیادی، فناوری چرخه سوخت در نیروگاههای هستهای و ابداعات و اختراعات ذیقیمت و جهانی جوانان ایران اسلامی و مسلمان، نمونه کوچکی از این نوع تفکر و مدیریت است.) در زمینه روحیه قناعت و خدمترسانی، مدیریت بسیجی هزینههایی را که برای انقلاب و نظام ایجاد میکند اندک، و خدمتی که به انقلاب میرساند زیاد است. کسی میتواند در انقلاب جلودار باشد که بهرهگیری دنیاییاش از انقلاب کمتر از بقیه باشد و وضع زندگیاش را طوری سامان ندهد که از محرومترین اقشار جامعه فاصله بگیرد، در عین حال ممکن است دکتر، مهندس و عهدهدار هر سمتی باشد. این پیشتازی در زمینههای تقوا و تواضع و بصیرت هم وجود دارد. در خصوص مدیریت بسیجی درمورد منابع مالی و نحوه استفاده از بیتالمال، نمونههای بسیاری از فرماندهان جنگ و مدیران دوران طلایی اوایل انقلاب و دفاع مقدس، قابل شمارش است، یکی از اصولیترین مبانی این مدیریت، تقدم سطوح پایین بود، به گونهای که اگر در هنگام توزیع امکانات کمبودی بود، مدیران و فرماندهان کمبودها را برای خودشان میخواستند و میگذاشتند تا به بقیه برسد. اصل کارآمدی در تفکر بسیجی همواره مورد توجه است و قطعاً مدیری که بر مبنای تکلیف عمل میکند و بر خداوند متعال توکل دارد، موفق خواهد بود. مدیریت بسیجی محافظهکار نیست بلکه به شدت از این روحیه بیزار است، مدیر بسیجی یک مدیر انقلابی و اصلاحگر میباشد.
3- مدیریت بسیجی و سیستم مدیریتی:
توصیفات زیر را میتوان درباره یک مدیر یا فرمانده بسیجی صادق دانست، کما این که از زبان راویان دفاع مقدس و انقلاب، مدیران بسیجی چنین ویژگیهایی را در سیستم مدیریتی بسیجی چنین ویژگیهایی را در سیستم مدیریتی خود دارا بودند: سادهترین لباس را میپوشیدند، کمترین امکانات را استفاده میکردند، بیشترین تلاش را انجام میدادند، کمترین شأن را برای خودشان قایل بودند، نیمه شب کفشهای نیروهای خود را واکس میزدند، از زیردستان مرتب سرکشی، نظارت و بازرسی داشتند و همیشه زاهدانه و ایثارگرانه زندگی میکردند، کسانی که فرمانده یا مدیر بودند، شایستهترین افراد بودند و بدون واسطه و از روی شایستگی و لیاقت و مدیریت انتخاب میشدند و همه نیروها و زیردستان بر این امر اذعان داشتند، هر کس فرمانده یا مدیر بود، جلوتر از دیگران در خطوط مقدم– چه نبرد و چه میدانهای دیگر خدمترسانی– حضور داشت، کمتر از دیگران به مرخصی میرفت، زودتر از خیلیها شهید میشد.
در واقع در تفکر بسیجی مدیر بودن امتیاز خاصی– چه مادی و چه معنوی– نداشته و ندارد و نمونههای آن هم فراوان است. تمامی فرماندهان و مدیران دوران دفاع مقدس دارای این ویژگیها بودند. در قاموس مدیریت بسیجی، مدیر اگر جلوتر از نیروها نباشد، عقبتر هم نیست، اگر قرار بود سنگری بگیرند او هم سنگر میگرفت، اگر نیروها روی زمین مینشستند، او هم روی زمین مینشست و بنابراین نیروهای عادی وقتی میدیدند با مدیر خود هیچ فرقی نمیکنند، ایثارگرانه عمل میکردند.
رابطه در مدیریت بسیجی از نوع ایثار و محبت است، چنین رفتاری با توصیه اخلاقی فرق میکند و مدیریت بسیجی یک مدیریت توصیهای و موعظهای نیست، بلکه مدیر بسیجی بیش از هر چیز با رفتار و اخلاق خود دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد، لذا اگر مدیریت بسیجی در سازمانی نهادینه شود، بسیاری از مشکلات خود به خود حل شدنی است. در مدیریت بسیجی، مدیران به جای این که فرمان دهند که بروید، فرمان میدهند که بیایید، یعنی این که خود جلوترند، کما این که در جنگ فرماندهان پشت بیسیمها همین را میگفتند و درست دوشادوش نیروها در حرکت بودند و یا جلوتر بودند و این مدیریت یک مدیریت معنوی و مدیریت بر قلبها بود و در این مدیریت همه از صمیم دل کار میکردند و تعارف و رودربایستی وجود نداشت و اگر خلافی میشد، سریع برخورد لازم و قاطعانه انجام میشد ولی امروزه بعضیها تحمل یک تذکر را هم ندارند.
4- مدیریت بسیجی و رفتار سازمانی و روابط انسانی:
در سازمانی که بر مبنای تفکر بسیجی شکل گرفته باشد، در همه کارها و روابط و ساختار سازمانی رنگ معنویت و تعهد دیده میشود و اخلاص بارزترین ویژگی بسیجی است که همان لشکر مخلص خدایند.
در انقلاب و دفاع مقدس اهداف متعالی و مقدس بود و مدیران برای رسیدن به این اهداف متعالی سر از پا نمیشناختند و جهاد ک دری از درهای بهشت است همواره راهکار رسیدن به اهداف متعالی و مقدس بود. امروز نیز اگر در سازمانی رنگ معنویت و تعهد نباشد اصولاً هدف مقدسی نیست که افراد به دنبال رسیدن آن باشند، لذا در ساختار سازمانی ما باید اهداف متعالی و پر اهمیت شوند تا تلاشها رنگ الهی بگیرند و در این صورت است که تا آخرین نفس برای تحقق اهداف تلاش میشود.
در فرهنگ مدیریت تکلیفمدار، بزرگترین سرمایه اعتماد و اعتقاد و التزام عملی به اسلام ناب محمدی(ص) و ولایت است، بدین معنا که وقتی مدیران دارای اعتماد و التزام و اعتقاد راسخ به ولایت امر باشند و بر اساس تکلیف عمل کنند، لابد میدانند و از جان و دل میپذیرند که حرف امام و رهبرشان در نهایت دلسوزی و خیر و صلاح مملکت است و بدون درنگ و با اشارهای وارد عمل میشوند و قبل از این که منتظر نتیجه باشند به تکلیف عمل میکنند و به عمل خود هم ایمان دارند. در این نوع مدیریت در اطاعتپذیری چون و چرا و توجیه ناصواب جایگاهی ندارد و این که امروزه کم و بیش میبینیم دغدغههای رهبر معظم انقلاب در بعضی امور توسط بعضی از مدیران، عادی به شمار میآیند، ناشی از عدم تکلیفگرایی و بیمبالاتی بعضی از مدیران به این نوع مدیریت است و رجاء واثق داریم که در رویکرد مدیران به این مقوله توجه شود.
در مدیریت بسیجی، نیروی انسانی آماده و شایسته، عامل اصلی موفقیت است، چرا که با فعال شدن آن سایر ملزومات هم قابل دستیابی است. در این نوع مدیریت این اراده انسانی است که واقعیتها را میسازد. جوانگرایی، باور کردن جوانها و استفاده از نیروهای پر نشاط، پر انرژی و خلاق از دیگر ویژگیهای مدیریت بسیجی است. مدیریت بسیجی، سیاستگذار، پیگیر و خستگیناپذیر است و تا رسیدن به اهداف و نتایج مطلوب سر از پا نمیشناسد. در دوران دفاع مقدس برای تحقق اهداف، مدیران و افراد از بسیاری از نیازهای خود میگذشتند و ایثارگری و صرفهجویی دو اصل مهم بود که بعد از جنگ نتوانستیم این فرهنگ را نهادینه کنیم.
در مدیریت بسیجی، همه امکانات و قوا وقف کار است، همه ابزار و وسایل برای خدمت است، یعنی در زمان جنگ همه چیز در خدمت جنگ بود و حتی آدمها هم به جنگ تعلق داشتند. فرق فرمانده با غیر فرمانده و یا مدیر با زیردست فقط در این بود که او در زمینه هدایت و رهبری برجستهتر بود وگرنه در بقیه شرایط با هم فرقی نداشتند.
کمتوقعی و پرکاری با وجود امکانات کم، از دیگر ویژگیهای مدیریت بسیجی است. تفکر بسیجی میگوید وقتی تکلیفت را تشخیص دادی باید برای ادای آن وارد میدان شوی و تمام توان، استعداد و ابزار خود را به کار گیری.
مدیریت بسیجی در بحرانها و بنبستها دست به ابداع و اختراع میزند و از ناممکنها، ممکن میسازد. خودباختگی و یأس و منتظر دیگران بودن در فرهنگ بسیجی جایگاهی ندارد، با چنین تفکر و مدیریتی، خیلی از مشکلات حل شده و خواهد شد و تحریمها و تهدیدها منجر به استقلال و خودکفایی بیشتر میشود و کمبود منابع با برنامهریزی ابتکاری و خلاق جبران میشود.
پایان سخن این که مدیریت بسیجی که قابلیت تبدیل شدن به یک الگوی کامل مدیریتی را دارد باید مورد کنکاش قرار گیرد و با انجام بررسیهای گستردهتر و مطالعه بیانات حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری و بهرهگیری از فرماندهان و مدیران بسیجی دوران دفاع مقدس، اجزا و شکل این مدل گامبهگام کاملتر شود. مدیران بسیجی در کوران دفاع مقدس و روزهای بحران به مصداق شعر شاعر «جهان را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم» طرحی نو را بنیان نهادند که همه معادلات مرسوم جهان را به زد. اکنون این طرح نو که سالهاست کمرنگ شده است. باید از نو شناخته شود و در مدیریت خرد و کلان جامعه در همه ساختار سازمانی و روابط اداری حاکم شود. انشاءالله.
شهرام مهدویمطلق، بسیجی اهل قلم استان کهگیلویه و بویراحمد