حمله نظامیان آمریکایی به کنسولگری ایران در اربیل که به گفته رایس وزیر امور خارجه آمریکا، دستور آن از سوی جرج بوش صادر شده، یک بار دیگر استیصال وی را در صحنه بینالمللی نشان داد.
این حمله که بلافاصله پس از سخنرانی بوش برای مردم آمریکا و توجیه جنگ افروزی حاکمان کاخ سفید در عراق صورت گرفت، آغازی برای استراتژی به اصطلاح جدید رئیس جمهور آمریکا در منطقه است.
اقدام غافلگیرکننده نظامیان آمریکایی در حمله به کنسولگری ایران در اربیل و ربودن دیپلماتهای مستقر در آن که هنوز خبری از سرنوشت آنها منتشر نشده است، با واکنشهای شدید دولت عراق، کشورهای و مجامع جهانی روبهرو شده و حکایت از ادامه خطمشی انزواگرایانه آمریکا در منطقه و جهان دارد. دولت در حال احتضار بوش در پی این اقدام مغایر با مقررات بینالمللی از جمله کنوانسیون وین، با مخالفت دموکراتها نیز روبهرو شد که نسبت به احتمال تشدید تنشها در خاورمیانه و عراق و بویژه فرانسوی مرزهای این کشور اشغالی، ابراز نگرانی کردهاند. بیتردید، افزایش تنش میان آمریکا و ایران با گذشت 5 روز از حادثه اربیل که واشنگتن قصد دارد یا نسبت دادن اتهامهای واهی و پوچ امنیتی به تهران آن را توجیه نماید، به سود منافع آمریکا، منطقه و جهان ارزیابی نمیشود.
این در حالی است که اقدامهای سیاسی و غیر موثر دولت بوش و برخی متحدان غربیاش در ارتباط با مساله هستهای ایران تاکنون موفق نبوده و به شکاف موجود در آژانس بینالمللی انرژی اتمی و شورای حکام آژانس انجامیده است و به اعتقاد برخی کارشناسان امور بینالملل، واکنش منطقی تهران به قطعنامه 1737 شورای امنیت سازمان ملل متحد، دلیل اصلی عدم موفقیت غربیها بوده است. از طرفی، ایران همچنین موضوع حمله به کنسولگری و دیپلماتهای خود در اربیل کردستان عراق را از مجاری دیپلماتیک ربوده شده را آزاد کنند.
تردیدی وجود ندارد، تبعات شکست آمریکا در عراق اگر از شکست ویتنام بیشتر نباشد، کمتر از آن نخواهد بود. از همین رو، دموکراتها همزمان با اقدامهای تنشآفرین بوش و نظامیان آمریکا در عراق و همسایگان این کشور، در صددند راهکاری را برای خروج آبرومندانه از عراق و افغانستان بیابند.
به همین جهت، معدودی از سناتورهای جمهوریخواه و دموکراتها، از جمله هیلاری کلینتون سناتور دموکرات نیویورک و نامزد انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا، به عراق و منطقه سفر کردهاند.
در این میان، کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه دولت بوش و از معدود بازماندگان نومحافظهکار در کاخ سفید، پس از جمله نظامیان آمریکا به کنسولگری ایران در اربیل راهی منطقه شده است تا با مقامهای رژیم صهیونیستی و سران برخی از کشورهای عربی هم ائتلاف خود در منطقه خاورمیانه، رایزنی کند.
این سفر که از هم اکنون با توجه به شکست محتوم آمریکا در واقعه اربیل و مخالفتهای منطقهای و جهانی با آن، بینتیجه پیشبینی میشود، دو هدف را مد نظر دارد: نخست، جستجوی ترفندی که بتواند طعم تلخ شکست در عراق را به پیروزی نسبی برای جمهوریخواهان تبدیل کند و این ممکن نیست مگر با فرافکنی چالش عراق به خارج از مرزهای این کشور که واقعه اربیل سرفصل آن به شمار میآید. دوم، نسبت دادن همه ناامنیها و درگیریهای قومی و مذهبی در عراق به برخی کشورهای همسایه و بطور واضحتر ایران به منظور تشکیل ائتلافی از کشورهای عربی و در نهایت رویارویی مسلمانان با یکدیگر و استراتژی اختلافافکنی و تفرقه پراکنی. خوشبختانه، این دسیسه خطرناک با هشدار مقام معظم رهبری به شکست انجامید و با دیدار وزیر امور خارجه امارات با مقامهای سیاسی کشورمان در تهران و اعلام برائت از ائتلاف مزبور به توطئه آمریکایی و انگلیسی در این زمینه پایان داده شد.
این امر نشان میدهد سفر رایس صرفاً یک سفر تشریفاتی است که همزمان با سفر هیلاری کلینتون به منطقه صورت گرفته و به رقابتهای تبلیغاتی انتخاباتی جمهوریخواهان و دموکراتها کاملاً مرتبط و وابسته است.
صرفنظر از نتایج احتمالی سفرهای هیأتهای سیاسی احزاب جمهوریخواه و دموکرات آمریکا به منطقه خاورمیانه و عراق، اقدامهای تحریکآمیز دولت بوش و جنگ روانی – تبلیغاتی ناشی از آن، نتیجهای جز شکست برای منافع ملی واشنگتن دربر نخواهد داشت.
به مفهوم دیگر، اجماع داخلی و همبستگی ملی ایرانیان در قبال مسایل سیاسی و هستهای کشور خود که راهبرد اندیشهای و اسلامی صبر و مقاومت را به ذهن متبادر مینماید، میتواند الگویی برای دیگر کشورها در منطقه خاورمیانه باشد.
شایان ذکر است، چنانچه سایر کشورهای منطقه، همسو با ایران، منافع ملتهای اسلامی را سرلوحه تصمیمهای خویش قرار دهند، میتوانند با وجوه مشترک ایدئولوژی و منافع ملی، در مقابل زیادهخواهیهای جبهه استکبار مقاومت نموده و زمینه حضور آنان را با مشکل جدی مواجه نمایند. بدین ترتیب، میتوان شاهد شکلگیری یک ائتلاف و بلوک اسلامی همگرا در مقابل سیاستهای استعماری و استکباری دیگر کشورها بود.
در این رابطه مجموعه ناکامیها و شکستهای آمریکا در عرصه سیاسی– نظامی خاورمیانه و عراق و سپس چالش امنیتی با جمهوری اسلامی ایران و دیگر کشورهای اسلامی حد و مرزی نداشته و میرود تا این دور و تسلسل یا عقبنشینی واشنگتن از مواقع انزواگرایانهاش در منطقه و جهان پایان پذیرد.
سردمداران کاخ سفید و همپیمانان وی باید بدانند جمهوری اسلامی ایران در راهبرد سیاست خارجی خود همچنان به پارادایمهای «عزت، حکمت و مصلحت» پایبند است و اقتدار منطقهای و بینالمللی آن گذرگاهی نیست که بتوان به آسانی از آن عبور کرد.