تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۴۳۱۵۳

حسین موسویان/سخنگوی سابق تیم هسته‌ای
رفتار خصومت‌آمیز آمریکا با جمهوری اسلامی ایران نیز از جمله معضلات مهم منطقه و بین‌المللی است. پس از سقوط نظام خودکامگی در ایران، در سال 1979 و وقوع انقلاب مردمی در ایران آمریکاییان برای ناکارآمد کردن نظام جمهوری اسلامی دست به هر اقدامی زدند. علاوه بر این آمریکا در طول هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران حمایت‌های همه جانبه‌ای از صدام و اقدامات تجاوزگرایانه وی به عمل آورد. پس از پایان جنگ نیز طیف وسیعی از فشارها، از جمله تحریم را بر ایران وارد آورد.
در حالی که ایران به عنوان یک کشور در حال توسعه قصد دارد حق خود را برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای طبق معاهده عدم اشاعه اعمال کند، آمریکا قصد دارد با اقدامات خصومت‌آمیز ضمن آن که ایران را از حق قانونی و مشروع خود محروم می‌کند، فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران را به عنوان تهدیدی نسبت به صلح و امنیت بین‌المللی و در چارچوب شورای امنیت سازمان ملل دنبال کند و قطعنامه 1737 علیه برنامه هسته‌ای ایران را تصویب می‌کنند. این در حالی است که ایران هیچگاه هیچ عضوی از سازمان ملل متحد را تهدید نکرد و علیه هیچ کشوری نیز متوسل به زور نشده است.
ایران معاهده عدم ‌اشاعه سلاح‌های کشتار جمعی NPT را در سال 1970 به تصویب رساند و در سال 1995 به تمدید نامحدود آن رای مثبت داد. این کشور از سال 2002 تمامی اقدامات لازم را جهت اعتمادسازی انجام داد و به طور داوطلبانه برای دو سال پروتکل الحاقی را به اجرا درآورد. تاسیسات هسته‌ای ایران از دسامبر 2003 تا فوریه 2006 توسط بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با انجام بازدید بیش از 2500 هزار نفر مورد بازرسی قرار گرفته‌اند که نتیجه آن دسترسی به تمامی سیاست‌های مورد درخواست آژانس و نیز حدود 100 دسترسی تکمیلی بوده است. با این وجود ایران آمادگی خود را برای موافقت با نظارت‌های قویتر نیز اعلام کرده است.
آژانس در گزارش‌های متناوب خود به صراحت اعلام کرده که شواهدی دال بر انحراف در برنامه هسته‌ای ایران دیده نشده و تمامی این اقدامات نشان دهنده اراده ایران برای حداکثر اعتمادسازی است، اما نهایتا در حالی که رژیم اسرائیل به صراحت از در اختیار داشتن سلاح‌های هسته‌ای سخن می‌گوید، شورای امنیت با تصویب قطعنامه 1737 برنامه هسته‌ای ایران را به عنوان تهدید صلح و امنیت جهانی قلمداد کرد و با اعمال ماده 41 منشور ملل متحد وارد موضوع تحریم شده است. حرکت شورای امنیت ضربه بزرگی برای کارآمدی رژیم‌های بین‌المللی وارد خواهد آورد. تصویب قطعنامه 1737 شورای امنیت سازمان ملل متحد اقدامی کاملا غیرعادلانه در ممانعت از پیشرفت کشورهای در حال توسعه جهان است.
حافظه تاریخی به ما یادآوری می‌کند که 55 سال و در زمان ملی شدن صنعت نفت در ایران یکی از اعضای دائم شورای امنیت موضوع ملی شدن صنعت نفت در ایران را به عنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت بین‌المللی مطرح کرد و آن را به شورای امنیت کشاند و در نهایت نیز حکومت ملی ایران با کودتای آمریکایی ـ انگلیسی سرنگون و خودکامگی مورد حمایت این دو کشور به ایران بازگشت. واضح است که قصد آمریکا و برخی هم‌پیمانان این کشور از طرح مساله ایران در شورای امنیت ایجاد بحران جدید در خاورمیانه و تحقق طرح خاورمیانه بزرگ است.
در نتیجه این روند چالش‌های به وجود آمده، باعث بی‌ثباتی در بسیاری از کشورهای منطقه و بحران‌ها و آشوب‌هایی خارج از کنترل می‌شود که چنین شرایطی بهترین وضعیت برای تحقق اهداف آمریکا برای تغییر در نظام‌های منطقه است. سیاست‌های آمریکا در میلیتاریزه کردن منطقه عملا به اسرائیل توان تحرک بالایی را داده است. جدا از سیاست‌های توسعه‌طلبانه و جنگ‌محورانه اسرائیل که در عمل مانع از شکل‌گیری ثبات و صلح پایدار در خاورمیانه می‌شود، سیاست از نیل تا فرات این رژیم و عدم پایبندی آن به کنوانسیون‌ها و مقررات بین‌المللی نیز باعث شده تا شکل‌گیری نظام امنیت منطقه‌ای با چالش مواجه شود.
علاوه بر اینکه حضور نظامی آمریکا در منطقه باعث جلوگیری از شکل‌گیری نظام جامع امنیت منطقه‌ای می‌شود، طرح‌های عملی در مورد منطقه عاری از سلاح‌های کشتار جمعی خلیج فارس نیز غیرممکن می‌گردد، نه تنها قدرت‌های بزرگ حاضر در منطقه دارنده ذخایر اصلی سلاح‌های کشتار جمعی در جهان هستند؛ بلکه رژیم اسرائیل تنها کشور دارنده سلاح‌های کشتار جمعی در خاورمیانه است که هیچ یک از معاهدات خلع سلاح را نپذیرفته و در عین حال از حمایت همه جانبه غرب برخوردار است. اگر چه وجود این سلاح‌ها تا پیش از این به طور رسمی پذیرفته نشده بود؛ اما اخیرا نخست‌وزیر رژیم اسرائیل به طور رسمی وجود این سلاح‌ها در اسرائیل را تایید و استفاده از آن را مجاز شمرد.
استفاده این رژیم از بمب‌های فسفری و شیمیایی و نقش صریح و فاحش کنوانسیون ژنو در حمله به لبنان و به ویژه فاجعه انسانی قانا، این رژیم را به تهدیدی جدی برای تمامی کشورهای منطقه تبدیل کرده است. نکته مهم آنکه اسرائیل سلاح‌های کشتار جمعی را به عنوان آخرین وسیله در بازدارندگی نمی‌بیند، بلکه این سلاح‌ها چتر امنیتی برای ادامه اشغال غیرقانونی سرزمین‌های اشغالی شده است. طرح خاورمیانه بزرگ یا به تعبیر برخی خاورمیانه جدید سعی دارد تا با تغییر و براندازی نظام‌های سیاسی منطقه اهداف اقتصادی و امنیتی آمریکا را تامین کند.
تلاش برای پیشبرد دموکراسی هدایت‌شونده در جوامع منطقه خلیج فارس و خاورمیانه که می‌تواند با کاربرد زور و براندازی در نظام سیاسی نیز همراه باشد، منطقه را از وضعیت‌های کنش مبتنی بر همکاری به واکنش‌های تدافعی ادغام در سیستم‌های امنیتی فرامنطقه‌ای سوق داده است. کشورهای منطقه به جای آنکه به دنبال سیستم جامع امنیت منطقه‌ای خلیج فارس و طراحی و ایجاد مکانیسم‌های لازم برای همکاری و امنیت دسته جمعی باشند، به دنبال تضمین‌های امنیتی در خارج از منطقه بوده و همین امر باعث گسترده‌ترین حضور نیروهای نظامی قدرت‌های خارجی در منطقه در طول تاریخ شده است.