سیدکاظم رضایی
شامیل باسیاف فرمانده اصلی جداییطلبان چچن در کمتر از یک ماه پس از کشته شدن عبدالحلیم سعیداللهیف رهبر جداییطلبان این جمهوری در درگیری با نیروهای روسیه به قتل رسید. کشته شدن رهبران جداییطلب چچنی در آستانه اجلاس رهبران گروه هشت کشور صنعتی جهان که هفته آینده در شهر سنت پترزبورگ روسیه برگزار خواهد شد، از اهمیت خاصی برای کرملین برخوردار است. کرملین که نگران حملات جدید جداییطلبان چچن در مناطق مختلف روسیه است، دست به بسیج نیروها و تحولات گسترده در منطقه قفقاز شمالی زده و تلاش میکند با تسلط بر اوضاع چچن، توانایی خود را در کنترل این منطقه نشان دهد.
این موضوع از این جهت برای کرملین حائز اهمیت است که در، سرکوب جداییطلبان چچن تعیین دولتهای غربی عضو گروه هشت را به دست آورد. به ویژه این که کرملین جنگ دیرینه نیروهای روسیه با جداییطلبان چچن را در راستای مبارزه با تروریسم میداند. اما دولتها و سازمانهای غربی تاکنون این موضوع کرملین را تایید نکردهاند و دولت روسیه را به نقض حقوق بشر در چچن متهم کردهاند.
این موضع غرب موجب شده که کرملین، آمریکا و اتحادیه اروپا را به تلاش گسترده برای اعمال نفوذ در منطقه قفقاز از جمله تجربه چچن از فدراسیون روسیه متهم بکند. انتقادهای مقامات کاخ سفید در ماههای اخیر از نقض دموکراسی در روسیه و تمرکز مداوم قدرت در کرملین، این نظریه را در مسکو تقویت کرده است که آمریکا در آستانه اجلاس گروه هشت در سنت پترزبورگ قصد دارد با طرح مسائل داخلی روسیه، این کشور را با سیاستهای خود همسو کند. با کشته شدن باسایف که پیش از این توسط سازمان ملل به عنوان یک تروریست به رسمیت شناخته شد، کرملین قدرت مانور خود را در بحران چچن نشان خواهد داد. کرملین همچنین از این تحول برای تقویت حزب روسیه واحد (حزب حاکم) در انتخابات آتی پارلمانی استفاده خواهد کرد.
این موضوع از این جهت برای کرملین اهمیت دارد که احزاب مخالف و مردم روسیه دولت را به ناتوانی در تامین امنیت متهم کرده بودند. دولت روسیه، باسایف را به سازماندهی و رهبری بسیاری از عملیاتهای تروریستی و گروگانگیری از جمله گروگانگیری در شهر سبلان جمهوری اوستیای شمالی در سال 2004 که به کشته شدن 330 نفر منجر شد، متهم کرده بود. به همین دلیل، باسایف مهمترین جداییطلب چچنی بود که روسیه در پی تعقیب وی بود و کشته شدن این فرمانده جداییطلب چچنی، پیروزی بزرگی برای کرملین محسوب میشود.
اما جنگ دیرینه چچن را نباید تمام شده تلقی کرد. ریشه بحران دیرینه چچن، فقر و تبعیض در قرون متوالی است و تا زمانی که تدابیری برای حل این بحران از راه منطقی و گفتگو اتخاذ نشود، نمیتوان به برقراری صلح در این جمهوری امیدوار بود.