تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۴۳۳۱۷
خوش بود گر محک تجربه آید به میان...

ابوالقاسم قاسم‌زاده
در پاریس ولادیمیر پوتین، آنگلا مرکل و ژاک شیراک سران سه کشور روسیه، آلمان و فرانسه جلسه مشترکی داشتند و پس از پایان مذاکرات خود، در نشست خبری مشترک شرکت کردند. محور عمده و اصلی سخنان آنها در این کنفرانس خبری مشترک موضوع پرونده هسته‌ای ایران و مسائل خاورمیانه بخصوص درباره عراق و لبنان بود. ادامه مذاکره سیاسی با جمهوری اسلامی‌ ایران بدون تعیین ضرب الاجل مشخص و امیدواری به حصول نتیجه در فاصله زمانی هر چه زودتر که شرایط را عادی سازد، پاسخ هر سه رهبر از سه کشور به خبرنگاران بود. لبنان همچنان بر "لبه تیغ" قرار دارد و نگرانی رهبران فرانسه، روسیه و آلمان از موقعیت کنونی این کشور و عدم سرعت مناسب در اجرای قطعنامه 1701 شورای امنیت سازمان ملل از موارد دیگر پاسخ آنها به پرسش‌ها بود. عراق در عدم امنیت و ترور، نشانه دیگر از عدم موفقیت سیاست جنگی "جرج بوش" در خاورمیانه است که برای جامعه اروپا و بخصوص روسیه، آلمان و فرانسه، خاورمیانه غوطه ور در بحران هزینه آور است و موجب پرداخت خسارت‌هایی که هیچگونه ‌آینده سودآور و یا افق برنامه‌ریزی به دور از التهاب برای آن متصور نیست.
خبرنگاران اروپائی با پرسش درباره نشست سران سه کشور روسیه، آلمان و فرانسه در پاریس آن را یک حادثه و برخی شوک سیاسی خوانده‌اند. در اروپا و در ایران نیز برخی از اصحاب رسانه و مطبوعات از چنین جلسه مشترکی با عنوان (تشکیل محور جدید) یاد کرده‌اند. اگرچه انتخاب چنین عناوینی برای نشست پاریس آمیخته با برجسته‌سازی خبری در حرفه روزنامه‌نگاری می‌تواند باشد، اما از سخنان سران سه کشور مهم جهان، روسیه‌، فرانسه و آلمان می‌توان چنین دریافت که:
1ـ اکنون همه به شکست برنامه‌های دولت جرج بوش و متحد و همراه او در اروپا آقای بلر نخست‌وزیر انگلیس درباره خاورمیانه و در عناوین مبارزه با تروریسم و تولید دمکراسی برای کشورهای منطقه خاورمیانه، اذعان دارند و سیاست جنگی را موجب عدم ثبات و گسترش ناامنی بجای امنیت برای اغلب کشورهای این منطقه می‌دانند. طرح این است که باید از سیاست‌های آمریکا در اعمال قدرت با عناوین "جنگ پیشگیرانه" فاصله گرفت و در اندیشه طرح جدیدی برای ارتباط با کشورهای خاورمیانه بود.
2ـ آقای "بلر" نخست‌وزیر انگلیس، هم در درون حزب خود (حزب کارگر) و هم در افکار عمومی ‌و جامعه انگلیس به پایان خط رسیده است. پایانی که با نشانه‌های تلخ نیز همراه است. تلخی پایان عمر سیاسی بلر از آغاز شیرین ماه‌عسل‌هایی است که به گمان خود با "جرج بوش" در تائید و تأکید بر پیروی از سیاست‌های دولت کنونی آمریکا داشته و اکنون هزینه پرداز پی‌آمدهای آن شده است. در پاریس و در نشست شیراک، پوتین و مرکل، نخست‌وزیر انگلیس، "بلر" غائب بود و حذف شده است. بلر آنچنان ناپدید است که حتی مورد سؤال و پرسش خبرنگاری نیز قرار نمی‌گیرد.
از سوی دیگر "جرج بوش" در آستانه انتخابات سراسری در آمریکا برای کنگره در آغاز روزهای آبان ماه آینده قرار دارد. همه نظرسنجی‌ها، آژیر فاجعه شکست برای حزب جمهوری‌خواه، بلحاظ سیاست‌ها و مدیریت جرج بوش می‌دهند. برخی از این نظرسنجی‌ها مخالفت با "جرج بوش" و حزب او، حزب جمهوری‌خواه را تا بیش از هشتاد درصد از مردم آمریکا گزارش کرده‌اند.
با پایان عمر سیاسی "تونی بلر" شوک بزرگی بر جرج بوش و در توازن قدرت او در اروپا و در داخل آمریکا وارد خواهد شد. دو سال یا اندکی کمتر از زمان باقی مانده ریاست جمهوری "جرج بوش" ایام خطرناکی است که ممکن است برای کشورهایی مانند روسیه، فرانسه و آلمان هزینه سنگینی ببار آورد. آنها از هم‌اکنون از آینده خطرآفرین و موجب هزینه ترسیده‌اند و به دنبال راهی جدا از ضرب آهنگ سیاست‌های تهدید و تخریب نومحافظه‌کاران در واشنگتن هستند.
روسیه، فرانسه و آلمان دریافته اند که در حذف بوش و بلر نباید تردید داشت که هر دو در پایان خط از سیاست خارجی فاجعه آفرین و هزینه آور و بدون بازده هر چند و بطور نسبی مورد قبول، هستند "بلر" با شعارهای مردم انگلیس و رد او در درون حزبش (حزب کارگر) خداحافظی تلخی در پی خواهد داشت، اما "جرج بوش" همچنان بمب ساعتی است و فرار از شکست را در تولید انفجار جنگ جدید جستجو می‌کند تا با تولید تضاد بیشتر و بقول معروف با نواختن یک نت بالاتر با جهان ناامن به گمان خود در پایان دوران، از هشت سال ریاست جمهوری برای آمریکا، "امنیت نسبی" را به ارمغان آورده باشد. "جرج بوش" و همراهان او از دیک چنی تا رامسفلد و جان بولتن و رایس با همه هشدارها درباره سیاست‌های جنگی آنها، تجدیدنظر نخواهندکرد و شاید مرگ سیاسی خود را در پذیرش هرگونه تجدیدنظر می‌دانند. آنها راهی بجز تولید جنگ یا جنگ‌های دیگر ندارند و این موقعیت، دو سال باقی مانده از دولت جرج بوش در واشنگتن را برای اغلب جهانیان و مناطق جهان از خاورمیانه تا آمریکای لاتین خطرناک جلوه می‌دهد. پوتین و شیراک صدای آژیر خطر را شنیده‌اند و تجربه لبنان و چگونگی تعامل رایس و گفته‌های او و دیکته برخی از سیاست‌های جنگی به دولت اسرائیل، نشست پاریس را با حذف بوش و بلر، امکان‌پذیر ساخته است.
اما هنوز بسیار زود است که از این نشست بعنوان تشکیل محور جدید و یا شکاف عمیق این سه کشور با آمریکا یاد کرد. سقف مانور این سه کشور محدود و معدود است. نبض مالی و اقتصادی در غرب که در دست آمریکا است قدرت مانور آنها را محدود کره است. اگرچه همه تلاش دارند تا در دو سال آینده فاجعه جنگی دیگر ایجاد نگردد و ویرانی و بحران و خسارت‌های جبران‌ناپذیر و وسیع‌تری را فراهم نیاورد.