اشاره‌:

بیستمین کنفرانس وحدت اسلامی‌ در نیمه دوم فروردین 1386 در تهران برگزار شد. این کنفرانس که با حضور علما و صاحبنظران شیعه و سنی‌ از کشورهای‌ مختلف جهان در سالن اجلاس سران در تهران تشکیل شد، با سخنرانی آیت‌الله هاشمی‌‌رفسنجانی‌ افتتاح گردید. متن کامل سخنان آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی که در تشریح سیره و عمل پیامبر اکرم در زمینه وحدت ایراد شد، بدین شرح است.

">

اشاره‌:

بیستمین کنفرانس وحدت اسلامی‌ در نیمه دوم فروردین 1386 در تهران برگزار شد. این کنفرانس که با حضور علما و صاحبنظران شیعه و سنی‌ از کشورهای‌ مختلف جهان در سالن اجلاس سران در تهران تشکیل شد، با سخنرانی آیت‌الله هاشمی‌‌رفسنجانی‌ افتتاح گردید. متن کامل سخنان آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی که در تشریح سیره و عمل پیامبر اکرم در زمینه وحدت ایراد شد، بدین شرح است.

">

اشاره‌:

بیستمین کنفرانس وحدت اسلامی‌ در نیمه دوم فروردین 1386 در تهران برگزار شد. این کنفرانس که با حضور علما و صاحبنظران شیعه و سنی‌ از کشورهای‌ مختلف جهان در سالن اجلاس سران در تهران تشکیل شد، با سخنرانی آیت‌الله هاشمی‌‌رفسنجانی‌ افتتاح گردید. متن کامل سخنان آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی که در تشریح سیره و عمل پیامبر اکرم در زمینه وحدت ایراد شد، بدین شرح است.

">

اشاره‌:

بیستمین کنفرانس وحدت اسلامی‌ در نیمه دوم فروردین 1386 در تهران برگزار شد. این کنفرانس که با حضور علما و صاحبنظران شیعه و سنی‌ از کشورهای‌ مختلف جهان در سالن اجلاس سران در تهران تشکیل شد، با سخنرانی آیت‌الله هاشمی‌‌رفسنجانی‌ افتتاح گردید. متن کامل سخنان آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی که در تشریح سیره و عمل پیامبر اکرم در زمینه وحدت ایراد شد، بدین شرح است.

">

اشاره‌:

بیستمین کنفرانس وحدت اسلامی‌ در نیمه دوم فروردین 1386 در تهران برگزار شد. این کنفرانس که با حضور علما و صاحبنظران شیعه و سنی‌ از کشورهای‌ مختلف جهان در سالن اجلاس سران در تهران تشکیل شد، با سخنرانی آیت‌الله هاشمی‌‌رفسنجانی‌ افتتاح گردید. متن کامل سخنان آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی که در تشریح سیره و عمل پیامبر اکرم در زمینه وحدت ایراد شد، بدین شرح است.

">

اشاره‌:

بیستمین کنفرانس وحدت اسلامی‌ در نیمه دوم فروردین 1386 در تهران برگزار شد. این کنفرانس که با حضور علما و صاحبنظران شیعه و سنی‌ از کشورهای‌ مختلف جهان در سالن اجلاس سران در تهران تشکیل شد، با سخنرانی آیت‌الله هاشمی‌‌رفسنجانی‌ افتتاح گردید. متن کامل سخنان آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی که در تشریح سیره و عمل پیامبر اکرم در زمینه وحدت ایراد شد، بدین شرح است.

"> راه تقویت دنیای اسلام
تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۴۳۳۴۴
سخنرانی آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در بیستمین کنفرانس وحدت اسلامی

اشاره‌:

بیستمین کنفرانس وحدت اسلامی‌ در نیمه دوم فروردین 1386 در تهران برگزار شد. این کنفرانس که با حضور علما و صاحبنظران شیعه و سنی‌ از کشورهای‌ مختلف جهان در سالن اجلاس سران در تهران تشکیل شد، با سخنرانی آیت‌الله هاشمی‌‌رفسنجانی‌ افتتاح گردید. متن کامل سخنان آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی که در تشریح سیره و عمل پیامبر اکرم در زمینه وحدت ایراد شد، بدین شرح است.


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

الحمدالله و السلام علی رسول‌الله و اصحابه اعوذبالله من‌الشیطان الرجیم و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم

میلاد خجسته خاتم انبیاء و فرزند گرانقدرشان، امام صادق(ع) را به امت اسلامی ‌و به خصوص به حضار گرامی ‌تبریک عرض می‌کنیم. از حضور میهمانان و توجهشان به مسئله وحدت دنیای اسلام، به خصوص از مجمع جهانی ‌تقریب مذاهب و شخص آیت‌الله تسخیری‌ که این برنامه‌های ‌خوب را در شرایط خاصی‌ که هستیم، ترتیب داده‌اند، ممنونیم.

سعی ‌می‌کنم اهداف کنگره‌های ‌وحدت را که الان بیستمین آن را برگزار می‌کنیم، با سیره و عمل پیغمبر(ص) بیان کنم. امیدوارم برای ‌امت بزرگ اسلامی‌ حرف موثری ‌را در جمع شما بزرگان مطرح کنم. دعا می‌کنیم در این کنگره بزرگ موفق شوید راه جدیدی را در برابر حرکت مقدس جنبش اسلامی ‌که واقعاً در شرایط حساسی‌ است، قرار دهید.

زمان مناسبی ‌است. اگر چه این کنگره را هر ساله داریم، ولی‌ امسال ویژگی‌ زمان برای ‌کنگره جای ‌تشکر دارد که این ویژگی‌ را لحاظ کردید و این کنگره را با این حجم و وسعت و با حضور کم‌سابقه مهمانان دانشمند برگزار می‌نمایید.

برای شما کاملاً روشن است که در شرایطی ‌هستیم که دشمن به خانه و منطقه ما آمده است و با همه سواره و پیاده‌اش در منطقه حضور پیدا کرده و خیلی صریح و گستاخ تهدید، ارعاب و دخالت می‌کند. در صحبت‌هایی ‌که خواهم داشت، عوامل حضور اینها را هم توضیح خواهم داد.

وقتی ‌به تاریح 1400 ساله اسلام نگاه می‌کنیم، واقعیتی ‌برای ‌ما روشن می‌شود. ضربه‌های ‌عمده‌ای ‌که مسلمانان در طول تاریخ از جبهه کفر دیده‌اند، همیشه در زمانی ‌بود که اختلاف، تنازع و تفرق در امت اسلامی ‌شدید بود. دشمنان اسلام کاملاً مواظب هستند. وقتی ما کاملاً منسجم باشیم، آنها زمان را برای ‌ضربه‌زدن مناسب نمی‌بینند. ولی ‌وقتی ‌که متفرق و در حال نزاع باشیم، شرایط را برای ‌حضور تجاوزگرانه خود مساعد می‌بینند.

تاریخ طولانی ‌اسلام را که مرور کردم، دیدم نقطه‌های ‌حساس در چنین شرایطی ‌است. مثلاً جنگ صلیبی ‌موقعی ‌اتفاق افتاد که اروپایی‌ها احساس کردند درگیری‌های‌ داخلی ‌مسلمانان، به خصوص در اطراف مدیترانه مثل مصر، سوریه، ترکیه و به طور کلی ‌شامات شدت گرفت. آنها این زمان را برای ‌لشکرکشی‌ مناسب دیدند. این نکته قابل توجه است.

مغول را که برای ‌دنیای ‌اسلام از شرق تا غرب ممالک اسلامی‌ ویرانگر به تمام معنا بود، در نظر بگیرید. درست زمانی‌ حمله کرد که حکومت‌های متفرق در ممالک اسلامی ‌به جان هم افتاده بودند و جنگ داخلی داشتند. در شرف جهان اسلام که برای‌ جلوگیری ‌از نفوذ مغول سنگر اصلی‌ بود، این سلجوقیان و خوارزمشاهیان ایران جنگ بود. بدتر از آن مرکز خلافت، یعنی ‌آخرین خلیفه عباسی ‌مایل بود که حکومت خوارزمشاهیان را در ایران بشکنند، چون از مرکز خلافت متابعت نمی‌کردند. این اثیر در آثار خود نامه‌ای ‌را نقل می‌کند که خلیفه عباسی‌ به هولاکوخان نوشته و از او خواسته که شر خوارزمشاهیان را کم کند. خیال می‌کردند اگر خوارزمشاهیان بشکنند راحت می‌شوند. بالاخره مغول آمد و خوارزمشاهیان را شکست داد و آن منطقه را غارت کرد که شاید نفس راحتی‌ در مرکز خلافت کشیده شد.

اما چند صباحی ‌نگذشت که مغولها در راه بغداد، اسماعیلی‌‌ها را هم در قلعه بسیار مستحکم الموت شکست دادند و از آنجا به بغداد رفتند و شد آنچه که شد و می‌دانید. حتی بعد از بغداد تا هر جا که می‌خواستند، رفتند.

این یورش هم درست در زمانی ‌اتفاق افتاد که جریانهای ‌مختلف حکومت اسلامی ‌مسلحانه به جان هم افتاده بودند. بقیه شرایط هم اینگونه بود و همیشه از این ناحیه ضربه خوردیم. آخرین دوره‌ای ‌که غربی‌ها به جهان اسلام تهاجم کردند، موقعی بود که اختلافات شدیدی بین حکومت مرکزی ‌اسلام، یعنی ‌عثمانی‌ها و کشورهای‌ فعلی ‌و اقمار آن روز خلافت عثمانی ‌افتاده بود و با هم درگیر بودند و می‌جنگیدند و دعوا داشتند. آنها خیلی راحت از پنجره‌های‌ اختلاف وارد شدند و منطقه ما را تصرف کردند و هنوز داریم دود آن آتش را می‌بینیم.

تحرک جدی‌ که الان می‌بینیم به خاطر این است که غرب پس از مدتی ‌استراحت از حضور بسیار سنگین در ممالک اسلامی‌ که دنیای اسلام را برای ‌منافع خود کم خطر کرد و نفس راحتی ‌می‌کشید، انقلاب اسلامی ایران در حساس‌ترین حلقه زنجیره دنیای ‌اسلام با آن عظمت بروز کرد. انقلابی ‌که حقیقتاً جلوه حضور مردم، اسلام، دین و آگاهی‌ عمومی‌ بود و شما همه این مسایل را می‌دانید.

انقلاب اسلامی‌ زنگ خطری‌ برای ‌منافع غرب بود. چون جای ‌خود را به سرعت در سراسر دنیای ‌اسلام باز کرد. غربی‌ها اسم آن را «انقلاب الله‌اکبر» گذاشتند. البته آنها با هدف دیگری ‌این اسم را گذاشتند، اما این اسم آنها را به هدفشان نه تنها نزدیک نکرد، بلکه دور کرد. واقعاً انقلاب الله‌اکبر بود.

یعنی حربه ایرانی‌هایی‌ که حکومت رژیم پهلوی‌ را شکستند و آمریکا را از ایران بیرون کردند، بانگ الله‌اکبر بود که از پشت‌بامها و خیابانها به گوش رژیم و آمریکا می‌رساندند. این پیام به سرعت به دنیای ‌اسلام رسید و غرب ـ و حتی ‌شرق ـ احساس خطر کرد. یعنی ‌آن موقع سه بخش در مقابل این حرکت اسلامی ‌و مردمی ‌احساس خطر کردند که بیشتر از همه غرب چنین احساسی ‌کرد. چون ایران مرکز منافع حیاتی غرب بود. شرق هم که پیام‌آور الحاد برای ‌بشریت بود، وقتی ‌دید مردم ایران با پیام آسمانی‌ قیام کردند و امید آنها را که می‌گفتند پیام الحاد و جهان را می‌گیرد، در دنیای ‌اسلام ضعیف کرد، احساس خطر کردند و با غرب همراه شدند. ارتجاع منطقه هم با ادله‌ای ‌که در مقابل مردمش احساس نگرانی ‌داشت، با غرب و شرق همنوا شد. نتیجه آن جنگ دیگری‌ بود که حزب بعث عراق علیه ایران آغاز کرد و این زمینه‌ای‌ برای‌ حضور بیشتر غرب در منطقه شد.

توانستیم جنگ عراق را به صورتی‌ پایان دهیم و حق خود را در سازمان ملل اثبات کنیم؛ این کار هم واقعاً دشوار بود. چون کسی‌ در سازمان ملل از حقوق ما دفاع نمی‌کرد. حقانیت و قدرت مردم به ما کمک کرد. دوباره جنگ کویت پیش آمد که ماجرای ‌شروع و پایان آن را می‌دانید. جنگ‌های ‌داخلی ‌در افغانستان اتفاق افتاد که متأسفانه زمینه خواسته‌های ‌آمریکایی‌ بود، چون بخشی‌ از عوامل درگیر در جنگ مخلوق آنها بودند، یعنی ‌القاعده و طالبان را آمریکا خلق کرده بود.

به هر حال زمینه را برای حضور جدی‌ در منطقه ما فراهم کردند.

می‌دانید که پس از جنگ عراق و کویت آنها به صورت انبوه به منطقه آمدند.

البته اواخر جنگ ایران و عراق به طور نسبی ‌آمده بودند. حضورشان را ادامه دادند. وضع ما همین است که می‌بینید، منتهی‌ آنها با اهداف بسیار بسیار خبیثانه این وضع را ادامه می‌دهند.

می‌خواهم عرض کنم که اسناد و مدارک عقلی، نقلی ‌و تجربی ‌داریم که عظمت و پیشرفت دنیای ‌اسلام، همیشه در سایه اتحاد و شکست‌ها و عقب‌ماندگی‌هایش همیشه در سایه تفرقه و تنازع بود. البته این تفرقه با اختلاف نظر فرق دارد. قرآن و پیامبر(ص) اختلاف‌نظر را می‌پذیرفتند.

«لااکراه فی‌الدین» این سخن را تأیید می‌کند و آیات و روایات فراوانی ‌نشان می‌دهند که جامعه در سایه نقادی‌ها، اظهارنظرها، بحث‌ها و اتباع احسن تکامل می‌یابد. اسلام این راه را باز گذاشت. باید آن قدر سعه‌صدر داشته باشیم که بحث‌های ‌اجتماعی. عقیدتی، تاریخی، فرهنگی ‌و فلسفی‌ را تحمل کنیم. نظرات گوناگون در محافل اهل علم مطرح شود. منتها نیاز به داور است که جایش خالی ‌است و باید فکری برای‌ داوری‌ بکنیم. این خوب است، عیب آن است که دچار تفرق و تنازع می‌شویم.

آیه‌ای‌ که اول صحبتم خواندم، در سوره انفال است. اتفاقاً سوره جنگ است. می‌فرماید: «و لاتنازعوا و تفشلوا» با تنازع خود را فشل نکنید و ابهت خود را از دست ندهید که دشمن احساس آرامش کند. در مسایلی‌ که نیاز به صبر دارد، با صبوری ‌همدیگر را تحمل و با هم کار کنید. آیات فراوانی ‌داریم که برای ‌شما علما تحفه‌ای ‌نیست که عرض کنم.

مسیر تاریخ را عرض کردم و به سیره پیامبر(ص) بر می‌گردم. به راهی که پیامبر(ص) رفتند، عمل کنیم. همه ما هم قبول داریم. هم در کتابهای اهل سنت هست و هم شیعیان نوشتند. وقتی ‌کار پیامبر(ص) در مکه با انسان‌سازی ‌کامل شد و فضای ‌مکه برای ‌پیاده‌ کردن پیام آسمانی ‌آماده نبود و بنا ‌شد به مدینه بروند، چه کردند؟

دو بیعت قبل از هجرت پیامبر(ص) را نگاه کنید. پیامبر سعی ‌کرد وقتی با مردم یثرب بیعت می‌کند، از همه قبایل حضور داشته باشند. سران دو قبیله اوس و خزرج و دیگر قبایل جمع شدند و با پیامبر(ص) بیعت کردند تا زمینه وحدت در مدینه فراهم شود. به مدینه هم که آمدند، در همان سال اول و حتی ‌قبل از جنگ بدر، کار عجیبی ‌کردند. اولاً بین مسلمانان عقد اخوت بستند که از نوع تشریفاتی‌ نبود. از قبیله‌های ‌متنازع که سالها جنگ را در روابط خود داشتند، افراد شاخص را انتخاب و آنها را برادر هم می‌کردند.

احکام موثری ‌هم برای ‌این عقد اخوت بود که کم کم آن احکام نسخ شد، ولی ‌در اوایل قوی ‌بود. عهد برادری آثار زیادی ‌داشت.

پیامبر به این هم اکتفا نکردند. همه قبایل یهود را که آن زمان از لحاظ مالی، سلاح، استحکامات، ارتباطات و دانش در جزیرة‌العرب نیرومند بودند، جمع کردند. قدرت علمی‌ یهود به خاطر این بود که وارث کتاب آسمانی ‌تورات بودند و یا آن دانش در عصر جاهلیت جزیرة‌العرب، با انحرافاتی ‌که داشتند، سرآمد تفکرات الهی ‌بودند. هم نفوذ فرهنگی ‌و اقتصادی ‌و هم قدرت تهاجم داشتند. پیامبر(ص) آنها را با بقیه قبایل و گروههایی‌ که مسلمان شده بودند، جمع کردند و یک پیمان جامع را به امضای ‌آنها رساندند. حیف که فرصت نیست، متن پیمان را برای ‌شما بخوانم. البته خودتان اهل مطالعه هستید و با مراجعه و مطالعه می‌کنید. این پیمان واقعاً پیام جالبی ‌دارد. در بندهای ‌پیمان بین مسلمانان و یهودیان نکات مهمی ‌وجود دارد. همه دردهایی‌ که ممکن بود در یثرب به وجود بیاید، پیش‌بینی ‌و راه‌حل ارائه شده بود. تعهدات هم آمد و بالاتر از همه، پیامبر(ص) به عنوان داور انتخاب شده بودند. چون هر پیمانی‌ می‌تواند در آینده در تفسیر موجب اختلاف شود. این طبیعی ‌است و همه جا هست. بنا شد هر کجا اختلافی در مفهوم پیمان پیدا شد، پیامبر اکرم(ص) داوری ‌کنند.

یثرب و اطراف آن را با آن پیمان کاملاً متحد کردند. البته یهودیان بعدها تخلف کردند و مجازات شدند. تا این اتحاد برقرار بود؛ کسی‌ به آنها و سرزمین آنها چشم طمع نداشت. دشمن مشترکشان بت‌پرستان و مشرکان مکه بودند و برای ‌مقابله با این دشمن روی‌ مشترکات اهل کتاب تکیه شد.

با اینکه این پیمان مربوط به 1400 سال پیش، آنهم نسبت به امروز مربوط به مدینه کوچک است، بندهایی ‌دارد که بسیار مهم است. باید این بندها را متناسب با روز کنیم و بس جهان اسلام و سایر اهل کتاب که در خیلی ‌از مسایل با مسلمانان مشترک هستند، مطرح کنیم. اگر یک پیمان رسمی ‌نمی‌شود، می‌تواند یک تعهد نانوشته از سوی ‌علمای‌ فرق و ادیان باشد. درست است کسانی‌ که امروز تهاجم می‌کنند، مسیحی هستند، ولی ‌آنها برای ‌گسترش پیام حضرت مسیح تهاجم نمی‌کنند. آنها برای‌ مسایلی ‌تهاجم می‌کنند که حضرت مسیح از آنها بیزار است و رسالت حضرت مسیح ضد آنها بود. ولی ‌بالاخره اسم آنها مسیحی‌ است و در کلیسا حاضر می‌شوند در مسایل تعبد و شاید عقاید خاصی ‌داشته باشند که بحث دیگری ‌است.

می‌خواهم عرض کنم که اگر روی ‌مشترکات تکیه و تأکید کنیم، با همین قرآن و با سنت و سیره پیامبر(ص) و ائتلافی ‌که آن حضرت درست کردند و درسی ‌که این ائتلاف به همه ما می‌دهد، می‌توانیم تعأمل سازنده‌ای ‌با همه ادیان دیگر داشته باشیم. آن موقع از طرف مکه تهدید می‌شدند که با آن پیمان جلوی تهدید را گرفتند. پس راه تقویت دنیای ‌اسلام الان روشن است.

شرایط ما هم واقعاً ویژه است. اکثر شما خیلی ‌خوب می‌توانید شرایط امروز را تحلیل کنید که درگیری‌های‌ فرقه‌ای ‌این پیروان اسلام بزرگترین گناه کبیره است. گناهی ‌از این بزرگتر نداریم. نمی‌توانید گناهان شخصی ‌را با این گناه مقایسه کنید. ممکن است انسانهایی ‌فاسق و فاجر و آلوده باشند، اما آثارشان در محدوده خودشان است. این فسق که فرق ‌اسلامی‌ را در مقابل هم قرار دهیم تا جائی‌ که همدیگر را قربة الی‌الله بکشند، خیلی ‌بد است.

لحظه‌ای ‌فکر کنید این افرادی‌ که در بغداد، کابل و جاهای‌ دیگر خودشان را منفجر می‌کنند تا یک مسلمان را بکشند و یا یک مسجد را تخریب کنند، چه کسانی ‌هستند؟ چه تفکری ‌دارند؟ چه ارتباطی ‌بین اینها و اسلام و قرآن است؟ از کجا اینها این قدر به انحراف افتادند؟

بالاخره اهل علم، علما و همه ما وظیفه داریم این مسایل را با صراحت بگوییم. فرفی نمی‌کند که این افراد شیعه، سنی، عراقی، ایرانی و... باشند. مسئله ما این است که چگونه می‌توانیم برای ‌یک مسلمان اجازه صادر کنیم که این گونه با برادر مسلمان خود برخورد کند؟ آن هم موقعی‌ که دشمنان ما در خانه ما هستند.

جنگی‌ که بین فرق شیعه و سنی ‌در عراق دیده می‌شود، با هیچ دلیلی ‌نمی‌توان آنرا به اسلام مربوط کرد. اگر ما طلبه‌ها هم دنبال این نزاعهای ‌جانانه افراد تندرو، افراطی‌ و جاهل کشیده شویم و از این و آن حمایت کنیم، جای ‌تأسف بسیار دارد، شکی ‌نیست که آمریکایی‌ها به این اختلافات و درگیری‌های ‌شیعه و سنی‌ و درگیری‌های‌ قومی ‌و مذهبی ‌اهل کتاب و مسلمانان دل بستند. آنها همیشه به این حربه چسبیده بودند و امروز هم به آن چسبیده‌اند. شرایط هم به گونه‌ای ‌است که مسایل روشن روشن است.

چرا این بحث‌ها در خلیج فارس و اطراف آن این همه داغ است؟ چرا اینگونه است؟ دلیلش روشن است. خداوند منابعی را در این منطقه در سرزمین وحی ‌و اطراف سرزمین وحی ‌قرار داد که امروز منابع حیاتی ‌است. هیچ کشوری بدون انرژی ‌نمی‌تواند ادامه حیات بدهد. مقدار کشف شده منابع انرژی ‌در منطقه ما، دنیا را به خود وابسته کرده است. این غارتگران و این قدرتهای ‌طماع به فکر این هستند که کلید این گنجها را در اختیار داشته باشند.

دنیای ‌اسلام حرفی‌ ندارد که آنها مثل کالاهای ‌دیگر از این منابع استفاده کنند. آنها به ما که کالا می‌دهند و ما هم به آنها نفت می‌دهیم. این تعأمل تجاری و همکاری‌های ‌فنی ‌کاملاً قابل قبول و درک است. کسی‌ نمی‌خواهد نفت خود را زیرزمین مدفون کند و استفاده نکند. ولی‌ آنها می‌خواهند صاحب باشند و با این اهرم دیگر رقیبانشان را از میدان بیرون کنند. واقعاً این منازعه از طرف آنها ظالمانه و از طرف ما مظلومانه است. به حکم خدا، قرآن، سنت پیامبر(ع) و به عقل و تجربه‌مان از وظایف ماست که سعی‌ کنیم این فضای ‌همکاری ‌را در دنیای ‌اسلام تقویت کنیم.

شما می‌دانید که یک میلیارد و نیم مسلمان، یک چهارم جمعیت دنیا را شامل ‌می‌شود و به همین مقدار بازار دنیا مربوط به مسلمانان است. به قول غربی‌ها که معمولاً آن را پایین می‌گیرند، 18 درصد تولید داخلی‌ دنیا در مناطق اسلامی ‌است. بهترین مراکز سوق‌الجیشی دنیا در دست مسلمانان است. تنگه‌های ‌حساس دنیا در اقیانوسها و دریاها مربوط به کشورهای ‌اسلامی ‌است. در سازمان ملل 58 رأی ‌داریم، ولی ‌هر وقت دشمنان اسلام بخواهند، علیه کشورهای‌ اسلامی‌ رأی ‌بگیرند، با اعمال نفوذ حتی ‌از این آرا استفاده می‌کنند.

این عظمت و سرمایه‌هایی‌ که خداوند به ما داد و لطفی ‌که به بشریت دارد که این مکتب الهی، قرآن و این هدایت را از طریق امت اسلامی در اختیار انسانها گذاشته است، خیلی ‌عظمت دارند. این سرمایه‌ها را داشته باشیم و ذلیل قدرتهای ‌متجاوز، مستکبر و سلطه‌طلب باشیم، بدون شک مبغوض خداوند است. با توجه به اینکه قرآن با صراحت از ما خواسته زیر بار زور نرویم، این وظیفه برای ‌ما قطعی ‌است.

به هر حال باید از موقعیت کنگره وحدت بیشتر استفاده کنیم و انشأالله علمای ‌بلاد اسلامی‌ با سوغاتی‌ بیداری ‌ملت ما از مرکز انقلابی ‌جهان اسلام به اوطان خود برگردند. ما اهل درگیری ‌و تهاجم نیستیم. هدف ما احیای ‌اسلام است. در گذشته‌های ‌نه چندان دوری ‌یعنی ‌در دو قرن پیش سیدجمال‌الدین اسدآبادی، علامه عبده، بحث اتحاد جهان اسلام را مطرح کردند.

البته فریادشان ضعیف بود، چون تریبون درستی‌ نداشتند، ولی‌ آرزوها خیلی ‌کارساز بود. قدری‌ که جلو رفتند، متفکران دیدند ایجاد اتحاد سخت است، ولی‌ می‌توانند تقریب را فراگیر کنند که دارالتقریب تأسیس کردند. ما طلبه جوانی‌ بودیم که می‌دیدیم آیت‌الله بروجردی ‌در قم و علامه شلتوت در مصر با هم ارتباط برقرار کرده بودند و شخصیت‌هایی ‌از دو طرف کار می‌کردند تا فرق اسلامی‌ به هم نزدیک شوند. رسالة‌الاسلام مصر نقش بسیار خوبی‌ در بسط تفکر تقریب مذاهب ایفا می‌کرد. متأسفانه این اهداف کم کم کمرنگ شد. ولی ‌الحمدالله امروز در ایران مجمع جهانی ‌تقریب مذاهب داریم و آیت‌الله تسخیری ‌هم بشارت دادند که دارالتقریب مصر هم دوباره احیا شد. خاضعانه از شما علما خواهش و تفاضا می‌کنم که سعی‌ کنید این مسایل را در بلاد دیگر هم توسعه بدهید و این همکاری ‌را جدی ‌بگیرید.

ما مخالف بحث‌های ‌طلبگی‌ بین خودمان نیستیم. ولی ‌این بحث‌ها نباید مردم عصبانی ‌و احساسی‌ را در مقابل هم قرار دهد. باید کاری ‌کنیم که نتایج بحث‌های ‌ما کم‌کردن نکات بسیار محدود اختلافات و افزایش نکات بسیار فراوان اشتراکات باشد.

یک بحث‌هائی ‌هست که مال امروز نیست، مال زمان‌های ‌دیگری ‌است که زمان آن گذشته. حالا بحث کنیم که خلیفه اول چه کسی بود، هر که بود حالا که دیگر آثاری ‌ندارد. حالا تمام شده، آنچه برای ‌ما مهم است اینست که ببینیم حجت کجاست. مرجع پیدا کردن حکم کجاست. سر این که اهل سنت و شیعه اختلاف ندارند، آنها هم به مکتب اهل بیت احترام میگذارند ما هم به‌ نظرات ائمه اهل سنت احترام میگذاریم.

این منابع در همه کتابهای ‌ما هست و ما به همه استناد می‌کنیم و این مشکلی‌ نیست. یک بحث‌های ‌تاریخی ‌را آدم‌های ‌نادان مایه تفرقه، جنگ و آدم‌کشی‌ قرار بدهند انصافاً انحراف جدی ‌است خداوند ما را از انحرافات مصون بدارد و توفیق بدهد آن وحدت مورد دعوت قرآن را که در این زمان بسیار ضروری ‌است  انشأالله احیا کنیم. من بیشتر وقتتان را نمی‌گیرم تا شما متفکران وقت بیشتری‌ برای ‌مباحثه داشته باشید.

والسلام علیکم و رحمة‌الله