گروه سیاسی، ایرج جمشیدی: اگر از برخی از مواضع تندی که اخیراً در مجلس و خارج مجلس علیه 15 نمایندهای که درصدد تشکیل گروه دوستی پارلمانی ایران و آمریکا برآمدند، صرفنظر کنیم، میتوانیم رویکرد جریان اصولگرایی به گشودن باب مذاکره با ایالات متحده آمریکا را همواره مثبت تلقی کنیم. به عنوان مثال اگرچه اصولگرایان حاکم بر مجلس هفتم در اولین روز کاری خود در هفتم خردادماه 1383 با شعار مرگ بر آمریکا کار خود را آغاز کردند و سردادن همین شعار هم منجر به طرح سوالات متعدد خبرنگاران پارلمانی از غلامعلی حدادعادل رئیس موقت مجلس در آن روز شد اما این آغاز راهی بود که شاید کمتر کسی میتوانست حدس بزند این مجلس با اکثریتی اصولگرا در آخرین سال کاریاش طرح تشکیل گروه دوستی پارلمانی ایران – آمریکا در آن مطرح میشود یا نمایندگان اصولگرای آن از دیپلماسی پارلمانی به عنوان راهکاری برای خروج از بنبست مذاکره سخن به میان میآورند. تحولی که امکان آن در مجلس اصلاحطلبان ممکن نشد.
ماه گذشته به موازات اینکه از تمایل نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان آمریکا برای سفر به ایران اخباری پخش شد بلافاصله مجلس ایران هم واکنش نشان داد و برخی نمایندگان اعلام کردند شخصاً حاضرند در هر زمان و مکانی با نمایندگان مجلس آمریکا از جمله نانسی پلوسی رهبر دموکرات مجلس آمریکا دیداری کنند. دیداری که هرچند در سطح اخبار رسانهها باقیماند و کمی بعد دختر نانسی پلوسی در واشنگتن رسماً تمایل رئیس مجلس نمایندگان آمریکا برای سفر به ایران را تکذیب کرد اما به همین میزان معلوم بود تحولی تازه در روابط تهران - واشنگتن رخ داده است و برای آشکار شدن این تحول زمان زیادی نیاز نبود کما اینکه حدود یک ماه بعد یعنی در اجلاس شرمالشیخ مقدمات دیدار رسمی و آشکار نمایندگان ایران و آمریکا بر سر مساله عراق چیده شد و یک هفته بعد هم مقامات وزارت خارجه دو کشور رسماً اعلام کردند 7 خرداد اولین دیدار رسمی بین دیپلماتهای دو کشور به عمل خواهد آمد؛ دیداری که از هان ابتدا واکنشهای متفاوتی را به دنبال داشته است. به همان موازاتی که لایههای تندرو اصولگرایان و رسانههای نزدیک به آنان به اصل مذاکرات تاختهاند اما به همان میزان هم لایههای میانی و معتدل محافظهکاران با احتیاط بیشتری برخورد کردهاند و حداکثر خواستار آن شدهاند ایران مراقب باشد در دام احتمالی آمریکا نیفتد. دامی که نیروهای رادیکالتر با قاطعیت بیشتری از آن سخن به میان میآورند و تقریباً مذاکره را از پیش شکست خورده قلمداد میکنند. به عنوان مثال روزنامه حزبالله به عنوان ارگان یکی از اصلیترین گروههای اصولگرای مخالف مذاکره با آمریکا ولو به صورت محدود و غیررسمی نوشت: «دولت نهم به رغم آن که مدعی اصولگرایی است، موضوع مذاکره با ایالات متحده را به دفعات و حتی بیش از دیگر دولتها مطرح کرد که این خودنشانی بود بر فاصله گرفتن از اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی. دولت نهم که در شعارهای خود به کرات از حفظ اقتدار و عزت ایران اسلامی سخن رانده است، در عمل بارها از مذاکره با ایالات متحده استقبال کرده است. در کل مشخص نیست که دولت نهم به رهبری احمدینژاد چه سیاستی را در پیش گرفته که در شعار از احیای اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی دم میزند و در عمل راهی خلاف آن میپیماید.
چرا جمهوری اسلامی ایران باید دشمن قسم خورده خود را از باتلاقی که در آن گرفتار آمده است، نجات دهد؟ ایران اسلامی از نفوذی غیرقابل انکار در عراق برخوردار است اما هیچ دلیلی وجود ندارد که از قدرت نرم خود برای یاری کشوری که بارها و بارها درصدد ضربه زدن به انقلاب اسلامی و حتی براندازی آن بوده است، استفاده کند.» این روزنامه میافزاید: «به بیان دیگر آمریکا نه برای حل بحران عراق که برای از بین بردن وجهه کنونی جمهوری اسلامی که ناشی از 27 سال استکبار ستیزی و عزتمداری است، میخواهد با ایران وارد مذاکره شود.» کیهان هم به عنوان یکی دیگر از ارگانهای مطبوعاتی راستگرایان مخالف مذاکره نوشت: «ایران و رژیم مستکبر آمریکا هیچ منافع مشترکی، چه در موضوع عراق، چه درباره مسائل دیگر خاورمیانه و چه در ارتباط با چالش هستهای ندارد و معلوم نیست در ازای امتیازاتی که عملاً آمریکا در صورت مذاکره به دست میآورد، چه چیزی نصیب طرف ایرانی میشود. آیا آنها از ایراد اتهام حمایت از تروریسم و نقض حقوق بشر دست بر میدارند؟ از دشمنی و تهدید و فشار و تحریم منصرف میشوند؟ حقوق هستهای ما را به رسمیت میشناسند؟ یا دست از مداخله در امور داخلی ایران و حمایت از جریانهای برانداز میکشند؟ آیا اینکه ما اعلام کنیم صرفاً برای کاهش آلام و رنجهای مردم عراق و تقویت و حمایت از دولت عراق و استقرار امنیت در این کشور با آمریکا مذاکره میکنیم؟ و آیا هزینه حیثیتی این مساله با نتایج محتمل- صرفاً محتمل – آن برابری میکند؟ آیا ما میخواهیم به آمریکا کمک کنیم تا مانند اژدهای یخزده به آفتاب برسد و چون گرم شد و از انجماد و انقباض درآمد، خوی حیوانی خویش از سر گیرد؟ مسیر رفتن از عراق و پایان دادن به اشغالگری مشخص است.
این امر، نیاز به مذاکره ندارد. ما قرار است چه کمکی بکنیم؟ قرار است چه امتیازی بدهیم و چه امتیازی بگیریم؟ آنها اگر حسننیت داشتند، اساساً نباید اقدام به گروگانگیری از دیپلماتهای ایرانی و شکنجه یکی از آنان میکردند. آیا در ازای کمک ایران، آنها قرار است پنج دیپلماتی را که به صورتی غیرقانونی گروگان گرفتهاند، آزاد کنند و آن را به عنوان امتیاز خرج کنند؟ آیا در چنین وضعیتی اقتضای عقل و مصحلت است که ما کمک کنیم دولت آمریکا پرستیژ و حیثیت لطمه دیده خود در خاورمیانه را با سرویس گرفتن از جمهوری اسلامی بازسازی کند و آنگاه به افکار عمومی چنین القا نماید که نه، اتفاقاً جنگ عراق، اقدام شکست خوردهای نبود و آمریکا از جایگاه ابرقدرتی سقوط نکرده است؟» تهران امروز هم که به لایههای میانهرو و اصولگرایان وابسته است بدون اینکه اصل مذاکره را نفی کند اما نتیجه مذاکره را نامعلوم خوانده است.
این روزنامه هم در سرمقالهای نوشت: «گفتوگوی ایران با آمریکا اگر فقط در مورد عراق باشد، نتیجه از دو حال خارج نیست، یا بعد از آن اوضاع عراق بهبود مییابد یا اینکه بدتر میشود. به راحتی میشود حدس زد اگر اوضاع بهتر شود، آمریکا ناامنی گذشته عراق را به حساب ایران مینویسد و اگر بدتر شود بلافاصله آن را محصول به نتیجه نرسیدن با ایران در مذاکرات معرفی میکند. یعنی آمریکا در هر صورت به هدف خود خواهد رسید. از این منظر است که برای واشنگتن نفس گفتوگو با ایران از نتایج مهمتر است. مذاکره کنندگان ما باید این دام را پیش از نشستن روی صندلی گفتوگو پاره کنند.» روزنامه رسالت هم به عنوان ارگان طیف محافظهکار سنتی نوشت:
«مذاکره با آمریکا هوشیاری و ظرافتهای خاص خود را میطلبد که امید است مسوولان دیپلماسی خارجی کشور در دام وسوسههای شیطان بزرگ نیفتند و از حقوق ملت عراق به خوبی دفاع کنند.»
واکنش مجلس و دولت
اگر از لایههای سیاسی اصولگرایان بگذریم و وارد مجلس و دولت شویم که کنترل آن در اختیار اصولگرایان است، دفاع از مذاکره قویتر مینمایاند. چنانچه نمایندگان اصولگرای این مجلس از جمله محمدرضا باهنر رئیس فراکسیون اصولگرایان و نایب رئیس مجلس شخصاً وارد موضوع شد و از اصل مذاکره با آمریکا دفاع کرد و حتی اعلام کرد حاضر است با نانسی پلوسی دیدار کند. سایر نمایندگان مجلس هم از اصل مذاکرات دفاع کردند و فقط هشدار میدهند مبادا ایران در دام آمریکا گرفتار آید. به عنوان مثال حمیدرضا فولادگر نماینده اصفهان و یکی از اعضای فراکسیون اصولگرایان طی نطق پیش از دستور خود درباره مذاکراه با آمریکا گفت: با بررسی و تحلیل جوانب موضوع به این نتیجه میرسیم که پیش قدم شدن آمریکا برای مذاکره و جمعبندی گزارش همیلتون مبنی بر اینکه آمریکا برای حل مسائل عراق باید به سراغ کشورهای قدرتمند و موثر همسایه عراق برود، باید به عنوان نقطه قوت نظام تلقی شود.
او افزود: این مذاکرات بیانگر موضع عزت نظام جمهوری اسلامی است پس چرا برخی از افراد و جریانات داخلی هم خو با بیگانگان این مذاکرات را نقطه ضعف نظام و سیاست خارجی دولت تلقی میکنند.
البته در همین مجلس هم برخی نمایندگان وجود دارند که مخالف هر نوع مذاکرهای هستند و حتی خواستار اخراج آن دسته از نمایندگانی شدند که اخیراً طرح تشکیل گروه دوستی پارلمانی ایران و آمریکا را ارائه دادهاند. حسن کامران نمایند اصفهان در جلسه علنی روز یکشنبه مجلس این خواسته را طی تذکری آییننامهای مطرح کرد که البته حمایت قاطع سایر نمایندگان را به دنبال نداشت. حتی در جلسه علنی روز گذشته مجلس تعدادی از نمایندگان ضمن دفاع از اصل مذاکره با آمریکا خواستار اتخاذ تدابیر احتیاطی برای جلوگیری از تبدیل مذاکره به دام تبلیغات آمریکا شدند.