عباس حاتمی
اشاره:
اصلاحات به معنی تغییر تدریجی و مستمر قوانین و روشها برای رفع ایرادات و به روز کردن آنان است. اغلب قوانین و مقررات با گذشت زمان کارآیی خودشان را از دست میدهند و با توجه به پیشرفتهای علمی نیاز به اصلاح و سادهسازی دارند. پروسه اصلاحات سادهترین و کمهزینهترین راه برای رسیدن به توسعه پایدار و حرکت به سمت صنعتی شدن است در عوض انقلاب، تحریم و جنگ هر سه مخرب هستند و هزینههای سنگین را بر مردم تحمیل میکنند و به این جهت اغلب کشورهای موفق دنیا پروسه اصلاحات را برگزیدند و امروزه به جرگه کشورهای توسعه یافته راه یافتهاند. ایران نیز ناگزیر است برای رسیدن به توسعه پایدار توسعه اصلاحات را ادامه دهد.
بنابراین بهترین شیوه برای عبور از سنتگرایی «پروسه اصلاحات» است. با روی کار آمدن دولت سیدمحمد خاتمی پروسه اصلاحات در ایران جان تازه گرفت ولی شروع جدی اصلاحات از انقلاب مشروطه بوده است. در دولت آقای خاتمی اصلاحات توفیقات نسبی به دست آورد ولی برای تحقق حداکثری اصلاحات با موانع و مشکلات زیادی روبهرو شد که بخش مهمی از مشکلات مربوط به جریان اصلاحطلبی بود و بخش دیگر مربوط به جریان مخالف اصلاحات که مانع از تحقق برنامههای اصلاحی بودند. از جمله مشکلاتی که اصلاحطلبان در دوره دولت اصلاحات داشتند مبنای تئوریکی اصلاحات بود به این معنی که بسیاری از مردم و برخی مدیران اصلاحطلب معنی دقیق اصلاحات را نمیدانستند و مشخص نبود کدام سیاستها و قوانین را میخواهند اصلاح کنند. اینک که اصلاحطلبان مجددا به قدرت بازگشتند و برخی کرسیهای شوراهای شهر را تصاحب کردند و برای کسب کرسیهای مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم تلاش میکنند بایستی دقیقا مشخص کنند کدام قوانین و روشهای اجرایی را میخواهند اصلاح کنند و برنامههای آتی آنان برای بهبود شرایط زندگی مردم چیست؟ در اینجا به برخی قوانین و روشهایی که نیاز به اصلاح دارند و باید محور برنامههای آتی اصلاحطلبان قرار گیرند اشاره میکنم:
">عباس حاتمی
اشاره:
اصلاحات به معنی تغییر تدریجی و مستمر قوانین و روشها برای رفع ایرادات و به روز کردن آنان است. اغلب قوانین و مقررات با گذشت زمان کارآیی خودشان را از دست میدهند و با توجه به پیشرفتهای علمی نیاز به اصلاح و سادهسازی دارند. پروسه اصلاحات سادهترین و کمهزینهترین راه برای رسیدن به توسعه پایدار و حرکت به سمت صنعتی شدن است در عوض انقلاب، تحریم و جنگ هر سه مخرب هستند و هزینههای سنگین را بر مردم تحمیل میکنند و به این جهت اغلب کشورهای موفق دنیا پروسه اصلاحات را برگزیدند و امروزه به جرگه کشورهای توسعه یافته راه یافتهاند. ایران نیز ناگزیر است برای رسیدن به توسعه پایدار توسعه اصلاحات را ادامه دهد.
بنابراین بهترین شیوه برای عبور از سنتگرایی «پروسه اصلاحات» است. با روی کار آمدن دولت سیدمحمد خاتمی پروسه اصلاحات در ایران جان تازه گرفت ولی شروع جدی اصلاحات از انقلاب مشروطه بوده است. در دولت آقای خاتمی اصلاحات توفیقات نسبی به دست آورد ولی برای تحقق حداکثری اصلاحات با موانع و مشکلات زیادی روبهرو شد که بخش مهمی از مشکلات مربوط به جریان اصلاحطلبی بود و بخش دیگر مربوط به جریان مخالف اصلاحات که مانع از تحقق برنامههای اصلاحی بودند. از جمله مشکلاتی که اصلاحطلبان در دوره دولت اصلاحات داشتند مبنای تئوریکی اصلاحات بود به این معنی که بسیاری از مردم و برخی مدیران اصلاحطلب معنی دقیق اصلاحات را نمیدانستند و مشخص نبود کدام سیاستها و قوانین را میخواهند اصلاح کنند. اینک که اصلاحطلبان مجددا به قدرت بازگشتند و برخی کرسیهای شوراهای شهر را تصاحب کردند و برای کسب کرسیهای مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم تلاش میکنند بایستی دقیقا مشخص کنند کدام قوانین و روشهای اجرایی را میخواهند اصلاح کنند و برنامههای آتی آنان برای بهبود شرایط زندگی مردم چیست؟ در اینجا به برخی قوانین و روشهایی که نیاز به اصلاح دارند و باید محور برنامههای آتی اصلاحطلبان قرار گیرند اشاره میکنم:
">عباس حاتمی
اشاره:
اصلاحات به معنی تغییر تدریجی و مستمر قوانین و روشها برای رفع ایرادات و به روز کردن آنان است. اغلب قوانین و مقررات با گذشت زمان کارآیی خودشان را از دست میدهند و با توجه به پیشرفتهای علمی نیاز به اصلاح و سادهسازی دارند. پروسه اصلاحات سادهترین و کمهزینهترین راه برای رسیدن به توسعه پایدار و حرکت به سمت صنعتی شدن است در عوض انقلاب، تحریم و جنگ هر سه مخرب هستند و هزینههای سنگین را بر مردم تحمیل میکنند و به این جهت اغلب کشورهای موفق دنیا پروسه اصلاحات را برگزیدند و امروزه به جرگه کشورهای توسعه یافته راه یافتهاند. ایران نیز ناگزیر است برای رسیدن به توسعه پایدار توسعه اصلاحات را ادامه دهد.
بنابراین بهترین شیوه برای عبور از سنتگرایی «پروسه اصلاحات» است. با روی کار آمدن دولت سیدمحمد خاتمی پروسه اصلاحات در ایران جان تازه گرفت ولی شروع جدی اصلاحات از انقلاب مشروطه بوده است. در دولت آقای خاتمی اصلاحات توفیقات نسبی به دست آورد ولی برای تحقق حداکثری اصلاحات با موانع و مشکلات زیادی روبهرو شد که بخش مهمی از مشکلات مربوط به جریان اصلاحطلبی بود و بخش دیگر مربوط به جریان مخالف اصلاحات که مانع از تحقق برنامههای اصلاحی بودند. از جمله مشکلاتی که اصلاحطلبان در دوره دولت اصلاحات داشتند مبنای تئوریکی اصلاحات بود به این معنی که بسیاری از مردم و برخی مدیران اصلاحطلب معنی دقیق اصلاحات را نمیدانستند و مشخص نبود کدام سیاستها و قوانین را میخواهند اصلاح کنند. اینک که اصلاحطلبان مجددا به قدرت بازگشتند و برخی کرسیهای شوراهای شهر را تصاحب کردند و برای کسب کرسیهای مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم تلاش میکنند بایستی دقیقا مشخص کنند کدام قوانین و روشهای اجرایی را میخواهند اصلاح کنند و برنامههای آتی آنان برای بهبود شرایط زندگی مردم چیست؟ در اینجا به برخی قوانین و روشهایی که نیاز به اصلاح دارند و باید محور برنامههای آتی اصلاحطلبان قرار گیرند اشاره میکنم:
">عباس حاتمی
اشاره:
اصلاحات به معنی تغییر تدریجی و مستمر قوانین و روشها برای رفع ایرادات و به روز کردن آنان است. اغلب قوانین و مقررات با گذشت زمان کارآیی خودشان را از دست میدهند و با توجه به پیشرفتهای علمی نیاز به اصلاح و سادهسازی دارند. پروسه اصلاحات سادهترین و کمهزینهترین راه برای رسیدن به توسعه پایدار و حرکت به سمت صنعتی شدن است در عوض انقلاب، تحریم و جنگ هر سه مخرب هستند و هزینههای سنگین را بر مردم تحمیل میکنند و به این جهت اغلب کشورهای موفق دنیا پروسه اصلاحات را برگزیدند و امروزه به جرگه کشورهای توسعه یافته راه یافتهاند. ایران نیز ناگزیر است برای رسیدن به توسعه پایدار توسعه اصلاحات را ادامه دهد.
بنابراین بهترین شیوه برای عبور از سنتگرایی «پروسه اصلاحات» است. با روی کار آمدن دولت سیدمحمد خاتمی پروسه اصلاحات در ایران جان تازه گرفت ولی شروع جدی اصلاحات از انقلاب مشروطه بوده است. در دولت آقای خاتمی اصلاحات توفیقات نسبی به دست آورد ولی برای تحقق حداکثری اصلاحات با موانع و مشکلات زیادی روبهرو شد که بخش مهمی از مشکلات مربوط به جریان اصلاحطلبی بود و بخش دیگر مربوط به جریان مخالف اصلاحات که مانع از تحقق برنامههای اصلاحی بودند. از جمله مشکلاتی که اصلاحطلبان در دوره دولت اصلاحات داشتند مبنای تئوریکی اصلاحات بود به این معنی که بسیاری از مردم و برخی مدیران اصلاحطلب معنی دقیق اصلاحات را نمیدانستند و مشخص نبود کدام سیاستها و قوانین را میخواهند اصلاح کنند. اینک که اصلاحطلبان مجددا به قدرت بازگشتند و برخی کرسیهای شوراهای شهر را تصاحب کردند و برای کسب کرسیهای مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم تلاش میکنند بایستی دقیقا مشخص کنند کدام قوانین و روشهای اجرایی را میخواهند اصلاح کنند و برنامههای آتی آنان برای بهبود شرایط زندگی مردم چیست؟ در اینجا به برخی قوانین و روشهایی که نیاز به اصلاح دارند و باید محور برنامههای آتی اصلاحطلبان قرار گیرند اشاره میکنم:
">عباس حاتمی
اشاره:
اصلاحات به معنی تغییر تدریجی و مستمر قوانین و روشها برای رفع ایرادات و به روز کردن آنان است. اغلب قوانین و مقررات با گذشت زمان کارآیی خودشان را از دست میدهند و با توجه به پیشرفتهای علمی نیاز به اصلاح و سادهسازی دارند. پروسه اصلاحات سادهترین و کمهزینهترین راه برای رسیدن به توسعه پایدار و حرکت به سمت صنعتی شدن است در عوض انقلاب، تحریم و جنگ هر سه مخرب هستند و هزینههای سنگین را بر مردم تحمیل میکنند و به این جهت اغلب کشورهای موفق دنیا پروسه اصلاحات را برگزیدند و امروزه به جرگه کشورهای توسعه یافته راه یافتهاند. ایران نیز ناگزیر است برای رسیدن به توسعه پایدار توسعه اصلاحات را ادامه دهد.
بنابراین بهترین شیوه برای عبور از سنتگرایی «پروسه اصلاحات» است. با روی کار آمدن دولت سیدمحمد خاتمی پروسه اصلاحات در ایران جان تازه گرفت ولی شروع جدی اصلاحات از انقلاب مشروطه بوده است. در دولت آقای خاتمی اصلاحات توفیقات نسبی به دست آورد ولی برای تحقق حداکثری اصلاحات با موانع و مشکلات زیادی روبهرو شد که بخش مهمی از مشکلات مربوط به جریان اصلاحطلبی بود و بخش دیگر مربوط به جریان مخالف اصلاحات که مانع از تحقق برنامههای اصلاحی بودند. از جمله مشکلاتی که اصلاحطلبان در دوره دولت اصلاحات داشتند مبنای تئوریکی اصلاحات بود به این معنی که بسیاری از مردم و برخی مدیران اصلاحطلب معنی دقیق اصلاحات را نمیدانستند و مشخص نبود کدام سیاستها و قوانین را میخواهند اصلاح کنند. اینک که اصلاحطلبان مجددا به قدرت بازگشتند و برخی کرسیهای شوراهای شهر را تصاحب کردند و برای کسب کرسیهای مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم تلاش میکنند بایستی دقیقا مشخص کنند کدام قوانین و روشهای اجرایی را میخواهند اصلاح کنند و برنامههای آتی آنان برای بهبود شرایط زندگی مردم چیست؟ در اینجا به برخی قوانین و روشهایی که نیاز به اصلاح دارند و باید محور برنامههای آتی اصلاحطلبان قرار گیرند اشاره میکنم:
">عباس حاتمی
اشاره:
اصلاحات به معنی تغییر تدریجی و مستمر قوانین و روشها برای رفع ایرادات و به روز کردن آنان است. اغلب قوانین و مقررات با گذشت زمان کارآیی خودشان را از دست میدهند و با توجه به پیشرفتهای علمی نیاز به اصلاح و سادهسازی دارند. پروسه اصلاحات سادهترین و کمهزینهترین راه برای رسیدن به توسعه پایدار و حرکت به سمت صنعتی شدن است در عوض انقلاب، تحریم و جنگ هر سه مخرب هستند و هزینههای سنگین را بر مردم تحمیل میکنند و به این جهت اغلب کشورهای موفق دنیا پروسه اصلاحات را برگزیدند و امروزه به جرگه کشورهای توسعه یافته راه یافتهاند. ایران نیز ناگزیر است برای رسیدن به توسعه پایدار توسعه اصلاحات را ادامه دهد.
بنابراین بهترین شیوه برای عبور از سنتگرایی «پروسه اصلاحات» است. با روی کار آمدن دولت سیدمحمد خاتمی پروسه اصلاحات در ایران جان تازه گرفت ولی شروع جدی اصلاحات از انقلاب مشروطه بوده است. در دولت آقای خاتمی اصلاحات توفیقات نسبی به دست آورد ولی برای تحقق حداکثری اصلاحات با موانع و مشکلات زیادی روبهرو شد که بخش مهمی از مشکلات مربوط به جریان اصلاحطلبی بود و بخش دیگر مربوط به جریان مخالف اصلاحات که مانع از تحقق برنامههای اصلاحی بودند. از جمله مشکلاتی که اصلاحطلبان در دوره دولت اصلاحات داشتند مبنای تئوریکی اصلاحات بود به این معنی که بسیاری از مردم و برخی مدیران اصلاحطلب معنی دقیق اصلاحات را نمیدانستند و مشخص نبود کدام سیاستها و قوانین را میخواهند اصلاح کنند. اینک که اصلاحطلبان مجددا به قدرت بازگشتند و برخی کرسیهای شوراهای شهر را تصاحب کردند و برای کسب کرسیهای مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم تلاش میکنند بایستی دقیقا مشخص کنند کدام قوانین و روشهای اجرایی را میخواهند اصلاح کنند و برنامههای آتی آنان برای بهبود شرایط زندگی مردم چیست؟ در اینجا به برخی قوانین و روشهایی که نیاز به اصلاح دارند و باید محور برنامههای آتی اصلاحطلبان قرار گیرند اشاره میکنم:
">عباس حاتمی
اشاره:
اصلاحات به معنی تغییر تدریجی و مستمر قوانین و روشها برای رفع ایرادات و به روز کردن آنان است. اغلب قوانین و مقررات با گذشت زمان کارآیی خودشان را از دست میدهند و با توجه به پیشرفتهای علمی نیاز به اصلاح و سادهسازی دارند. پروسه اصلاحات سادهترین و کمهزینهترین راه برای رسیدن به توسعه پایدار و حرکت به سمت صنعتی شدن است در عوض انقلاب، تحریم و جنگ هر سه مخرب هستند و هزینههای سنگین را بر مردم تحمیل میکنند و به این جهت اغلب کشورهای موفق دنیا پروسه اصلاحات را برگزیدند و امروزه به جرگه کشورهای توسعه یافته راه یافتهاند. ایران نیز ناگزیر است برای رسیدن به توسعه پایدار توسعه اصلاحات را ادامه دهد.
بنابراین بهترین شیوه برای عبور از سنتگرایی «پروسه اصلاحات» است. با روی کار آمدن دولت سیدمحمد خاتمی پروسه اصلاحات در ایران جان تازه گرفت ولی شروع جدی اصلاحات از انقلاب مشروطه بوده است. در دولت آقای خاتمی اصلاحات توفیقات نسبی به دست آورد ولی برای تحقق حداکثری اصلاحات با موانع و مشکلات زیادی روبهرو شد که بخش مهمی از مشکلات مربوط به جریان اصلاحطلبی بود و بخش دیگر مربوط به جریان مخالف اصلاحات که مانع از تحقق برنامههای اصلاحی بودند. از جمله مشکلاتی که اصلاحطلبان در دوره دولت اصلاحات داشتند مبنای تئوریکی اصلاحات بود به این معنی که بسیاری از مردم و برخی مدیران اصلاحطلب معنی دقیق اصلاحات را نمیدانستند و مشخص نبود کدام سیاستها و قوانین را میخواهند اصلاح کنند. اینک که اصلاحطلبان مجددا به قدرت بازگشتند و برخی کرسیهای شوراهای شهر را تصاحب کردند و برای کسب کرسیهای مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم تلاش میکنند بایستی دقیقا مشخص کنند کدام قوانین و روشهای اجرایی را میخواهند اصلاح کنند و برنامههای آتی آنان برای بهبود شرایط زندگی مردم چیست؟ در اینجا به برخی قوانین و روشهایی که نیاز به اصلاح دارند و باید محور برنامههای آتی اصلاحطلبان قرار گیرند اشاره میکنم:
1- اصلاح قوانین و روشهای اجرایی در حوزه اقتصادی: مشکلات اقتصادی و فقر مهمترین دغدغه ملت ایران است. فقر، بیکاری، بیعدالتی و فرار سرمایهها عرصه را تنگ کرده است. اصلاحطلبان و روشنفکران برای بهبود شرایط اقتصادی مردم برنامههای زیر را اجرا کنند:
الف- تصویب و اجرای قوانین فقرزدایی به طوری که تمام ملت ایران تحت پوشش بیمههای اجتماعی با مزایای بازنشستگی و مستمری قرار گیرند و اقشار آسیبپذیر مثل معلولان و زنان سرپرست خانواده از حمایتهای مالی دولت برخوردار شوند و استقلال سازمانهای بیمهگر حفظ شود (استقلال از دولت).
ب- هدفمند کردن یارانهها: یارانههای دولتی به سمت آموزش همگانی، بیمههای اجتماعی، امنیت ملی و امور زیربنایی (تحقیقات و پژوهش) سوق داده شود.
ج- فعال کردن بخش خصوصی: نقش دولت در اقتصاد به کمتر از 30 درصد کاهش یابد و درآمدهای نفتی صرف امور زیربنایی و ساختاری گردد به طوری که تنها 30 درصد بودجه کشور وابسته به درآمدهای نفتی باشد. دولت اجازه دهد بخش خصوصی در تمام صنایع سرمایهگذاری کند و نهادهای دولتی و شبه دولتی از مزایای ویژه اقتصادی برخوردار نشوند.
د- مبارزه جدی و عملی با قاچاق کالا و مفسدان اقتصادی با هر مقام و منزلتی به ویژه رانتخواران.
هـ- اصلاح قوانین مربوط به جلب سرمایههای خارجی و ایجاد امنیت اقتصادی و اجتماعی سرمایهگذاری.
و- از بین بردن زمینههای فرار سرمایهها از کشور برای ایجاد اشتغال و رفع معضل بیکاری.
ز- توسعه متوازن تمام مناطق جغرافیایی کشور.
2- اصلاح حوزه سیاسی: توسعه اقتصادی و اجتماعی ایران بدون توسعه سیاسی غیرممکن است بنابراین باید متناسب با شرایط داخلی و خارجی سیاستهای کلان اصلاح شوند و پاسخگوی نیازهای روز باشند. حوزه سیاسی ایران در بخشهای زیر نیاز به اصلاح دارند:
الف- اصلاح قوانین مربوط به امکان کاندیداتوری زنان در انتخابات ریاست جمهوری.
ب- مدتدار کردن تمام پستهای حکومتی. در بسیاری دستگاهها مثل کمیته امداد امام(ره)، دانشگاه آزاد، مجمع تشخیص مصلحت و ... پستها طولانی است و گردش در نخبگان وجود ندارد.
ج- استفاده متوازن از تمام نخبگان با هر گرایش سیاسی در تمامی نهادها از جمله قوه قضائیه، صدا و سیما و ... به رسمیت شناختن پلورالیسم سیاسی.
د- اصلاح قانون انتخابات و قانون مطبوعات و تشکیل کمیسیون عالی نظارت بر انتخابات با شرکتهای نهادهای دولتی و غیردولتی و درگیر کردن احزاب و کانون وکلا در امور نظارت بر انتخابات.
هـ- توسعه آزادی بیان و به رسمیت شناختن حقوق مخالفان.
و- افزایش اختیارات وزیران دادگستری و دفاع جهت افزایش نقش نظارتی نمایندگان مجلس.
ز- تکثیر آزادی نهادهای مدنی و امکان تاسیس حزب توسط همه فعالین و گرایشات سیاسی.
ح- اجرای دقیق قانون اساسی.
ط- پاسخگو بودن تمام مسئولان و نهادهای حکومتی در برابر ملت و امکان نقد همه سیاستها و شخصیتها، برگزاری رفراندوم در مسائل ملی و احترام به رای ملت.
3- اصلاح سیاستهای اجتماعی: برای افزایش امنیت سرمایهگذاری اقتصادی و بهبود شرایط زندگی مردم اصلاح برخی سیاستهای اجتماعی به شرح ذیل لازم است:
الف- عدم دخالت دولت در حریم خصوصی مردم و توسعه وضعیت حقوق بشر.
ب- امکان استخدام بیشتر پیروان اقلیتهای مذهبی فراهم گردد و در تمام پستهای دولتی قوانین استخدامی یکسان شود. اصلاح قانون گزینش الزامی است تا حریم خصوصی کارکنان محفوظ باشد.
ج- نهادهای دولتی از دخالت در حریم خصوصی مردم خودداری نمایند و نهادهای مردمی برای نظارت بر عملکرد حکومت تقویت شوند.
د- کنترل رشد جمعیت جدی گرفته شود و به زیر نیم درصد برسد.
هـ- دولت برای محرومیتزدایی از مناطق محروم و حاشیه شهرهای بزرگ اقدام کند تا جلو مهاجرتها گرفته شود.
و- تقویت سرمایههای اجتماعی مثل اعتماد ملی، صداقت، پرهیز از چاپلوسپروری و خودداری از فقرنوازی.
4- اصلاح سیاستهای فرهنگی: یکی از مشکلات مهم ایران ناشی از سیاستهای فرهنگی حاکمیت در دهههای گذشته بود که به شرح زیر نیاز به اصلاح دارند:
الف- خودداری از جناحی کردن مساجد، نمازهای جمعه و هویت ملی ایرانیان.
ب- پرهیز از تخریب آثار باستانی توسط نهادهای دولتی.
ج- سازماندهی جشنهای ملی و مذهبی و افزایش شادیهای مردم.
د- تقویت صنعت موسیقی و امکان تاسیس شبکههای تلویزیونی توسط بخش خصوصی.
هـ- امکان استفاده از تریبونهای نماز جمعه توسط تمامی شخصیتهای مذهبی.
و- انتخابی کردن روسای مراکز فرهنگی از جمله دانشگاهها و مدارس.
ز- امکان نقد و گفتوگو و تعامل با مخالفان.
5- اصلاحات قضایی: قوه قضائیه مهمترین نهاد برای اجرای عدالت و امنیت است.
الف- امکان استفاده بیشتر از صاحبنظران تمامی جناحها و گرایشات در مدیریت قوه قضائیه تدوین گردد.
ب- سازوکار لازم برای افزایش نظارت نهادهای غیردولتی بر عملکرد قوه قضائیه تدوین گردد.
ج- برخی قوانین مدنی در حوزه زنان، کودکان و ... مورد بازنگری قرار گیرد.
6- اصلاح ساختار نظام اداری: اصلاح نظام اداری برای پاسخگو کردن مدیران دولتی و حرکت به سمت دولت مدرن الزامی است برای نیل به آن اصلاحات زیر در ساختار اداری صورت گیرد:
الف- کاهش حجم دولت و تفویض اختیار به شوراهای شهر و نهادهای انتخابی
ب- ادغام برخی سازمانها و وزارتخانهها به طوری که حداکثر 18 وزارتخانه وجود داشته باشد.
ج- اجرای طرح مدیریت واحد شهری و واگذاری بسیاری از امور دولتی به بخش خصوصی و شهرداریها.
د- انحلال بنیادها و سازمانهای غیرضروری.
7- اصلاح سیاست خارجی: بهبود شرایط داخلی کشور ارتباط مستقیمی با سیاست خارجی دارد.
8- اصلاح سایر موارد و روشها:
الف- گسترش ورزش همگانی و واگذاری ورزشهای قهرمانی به بخش خصوصی.
ب- ممانعت از سوءاستفادههای جناحی از ارزشهای دینی و تلقی دین به عنوان حریم خصوصی مردم و استفاده از فتوای شورای فقهی در مسائل اجتماعی.
ج- تعامل و گفتوگو با صاحبنظران و متخصصان مختلف داخلی و خارجی بدون توجه به ملیت و مذهب آنها، برخی از صاحبنظران مملکت غیرمسلمان باشند ولی صادق و درستکار هستند.
د- واگذاری برخی اختیارات سازمانهای دولتی به نهادهای غیردولتی انتخابی مثل سازمان نظام پزشکی، اتاق بازرگانی و سازمان نظام مهندسی.
هـ- تقویت نیروهای مسلح با هدف تشکیل نیروهای مسلح با کادر ثابت و ورزیده و تجهیزات مدرن، با توجه به اینکه دیگر سربازی اجباری کارآیی ندارد ثابت کردن کادر نیروهای مسلح برای تقویت نیروهای نظامی ضروری است.
و- وفاداری و پایبندی به خطوط قرمز اصلاحطلبان، خطوط قرمز اصلاحات عبارتند از:
دینمداری دمکراسی، حقوق بشر، تمامیت ارضی کشور مبارزه با استثمار خارجی.
ز- اجباری کردن آموزش ابتدایی برای تمامی مردم ایران و اختصاص تسهیلات بیشتر دولتی به وزارت آموزش و پرورش جهت ریشهکنی فقر فرهنگی.
ح- مبارزه جدی با تحجر، خرافات، واپسگرایی و رفتارهای غیرعقلانی.
ط- تصویب و اجرای قوانین ضدانحصار و ضدتبعیض نژادی، قومی، مذهبی و جنسیتی.
ک- تقویت روشنفکران دینی و استفاده از نظرات آنها در مسائل اجتماعی و سیاسی.
ل- پرهیز از تهمتزنی علیه نواندیشان و منتقدان. گروهی فرصتطلب و انحصارگر با ایجاد ذهنیت توطئهچین بودن مخالفان تفکر انحصاری در اذهان تودههای جامعه دائم در حال بحرانزایی، تنشزایی و ایجاد اختلاف در صفوف ملت بزرگ ایران هستند و بقای خویش را در ایجاد اختلاف و شبههافکنی میبینند.