در نخستین روزهای ماه آوریل گذشته هوجین تائو، رئیسجمهوری چین برای دیداری سه روزه وارد مسکو شد. با صرف نظر از قابل توجه بودن نفس آن سفر، به سبب آنکه رهبران چین تا یکی دو دهه پیش به ندرت کشورشان را به قصد دیدارهای خارجی ترک میکردند، گرمی استقبالی که در مسکو از سوی دشمن پیشین چین از «هو» به عمل آمد بسیار قابل توجه بود. روسیه، 2007 را «سال چین» اعلام کرده و در نظر دارد میزبان صدها بنگاه چینی شود و میدان فعالیت آنها در انواع عرصهها: تجاری و صنعتی، فرهنگی و غیره را به طور وسیع گسترش دهد. هو جین تائو، در کنار ولادیمیر پوتین رهبر روسیه در آئین گشایش مرکز فرهنگی جدید چین با چهرهای بسیار بشاش و دوستانه حضور داشت. آن دو در همان مراسم خبر دادند که در نظر دارند تعداد زیادی شرکتهای دو جانبه انرژی را تاسیس کنند. علاوه بر این وعده دادند که چین و روسیه مواضع هماهنگتری در سازمان ملل متحد در پیش بگیرند.
رفتار بسیار دوستانه پوتین با «هو» غیر از دخالت ملاحظات راهبردی، بازتاب دهنده احساسات دوستانهای بود که در افکار عمومی روسها نسبت به چین وجود دارد. این نکته بدون شک مهم است که رشد محبوبیت چین در روسیه همزمان است با افزایشی که اخیراً در سردی روابط روسیه و آمریکا به چشم میخورد. یک بررسی آماری که سال گذشته برای سنجش نظرات مردم روسیه به عمل آمد، نشان داد که به عقیده بسیاری از مردم این کشور نحوه اثرگذاری چین در جهان. به ویژه در مقایسه با آمریکا مثبت است. در پنج سال گذشته پابهپای تشدید غلیان احساسات ضدآمریکائی در بسیاری از کشورهای جهان، چینیها سخت کوشیدهاند تا دوستی کشورهای مختلف را نسبت به کشورشان برانگیزند، این تلاش به خصوص در آسیا، آمریکای لاتین و آفریقا نتایج ملموسی را به بار آورده است. یک کامیابی مهم که در این راه نصیب چینیها شده است، ارائه و ترویج تعریفی از ویژگیهای چینی است که میخواهد اثبات قدرتمندی را با ارزشهائی چون مدارا و ملایمت در آمیزد.
نکته پراهمیتی که باید به آن توجه شود کثرت و تعدد مواردی است که چین در حال جایگزینی با آمریکا است. آمریکا بدون شک در طول چندین دهه، از زمان جنگ جهانی اول این اواخر مقام نخست را در اموری چون سرمایهگذاری، صادرات و واردات، همکاریهائی از همه نوع -و از جمله فرهنگی و حتی نظامی- به طور انحصاری در اختیار داشته است. اما کار بزرگی که اینک به وسیله چین انجام میگیرد گرفتن آرام آرام جای آمریکائیان است.
کسب نتایج موفقیت آمیز، محصول تلاشهای چین برای نشستن در جای آمریکا آشکارتر از آن است که جائی برای تردید باقی بگذارد. برای نمونه میتوان به این نکته اشاره کرد که در تابستان جاری قرار است چند رزمایش مشترک نظامی به رهبری چین با کشورهایی برگزار شود که یا پیش از این متحدان نزدیک آمریکا شناخته میشدند، و یا دست کم هرگز چنین همکاریهایی با چین نداشتهاند. تایلند و فیلیپین برای نمونه از جمله کشورهایی هستند که از دیرباز متحدان آمریکا بودهاند. تمرینات مشابه نظامی با مشارکت چین حتی از سوی کشوری چون ویتنام که در گذشته نه چندان دور درگیری تمام عیار جنگی با چین را تجربه کرد، امروز تعجبی برنمیانگیزد.
از طرف دیگر چین اخیراً با کشورهای عضو «آ.سه.آن» یک قرارداد تجارت آزاد امضا کرد. این در حالی بود که تلاش آمریکا برای عقد یک قرارداد مشابه با تایلند به سبب مخالفتهای شدید و خشمگینانه تایلندیها در بانکوک، ناکام ماند.
در هندوستان که میتوان آن را از قدیمیترین دشمنان چین به شمار آورد پذیرفته شده است که همکاریهای ثمربخشی برای اکتشاف و استخراج نفت و گاز در نواحی هم مرز با چین انجام بگیرد.
در اواخر دهه 1990 چین با دامن زدن به اختلافات مرزی و اعمال رفتارهای ناشیانه، آزردگی و حتی دشمنی عمیق چندین کشور جنوب شرقی آسیا را بر سر مالکیت تعدادی از جزایر در دریای جنوب چین برانگیخت.
دعواهائی که آن زمان به خصوص در بین چین و هند در گرفت، اختلافات مرزی دو کشور را چنان تشدید کرد که آنها را به سمت بحرانی خطرناک رهنمون کرد. این نوع رفتار خصوصاً تا وقتی که مائوتسه تونگ حیات داشت بخش جدائی ناپذیری از طرز سلوک خصمانه حکومت پکن با بسیاری از ممالک همسایه چین را تشکیل میداد.
دگرگونی روابط سرانجام از هنگامی آغاز شد که «جیانگ زمین» پیش از هو جین تائو به ریاست جمهوری رسید و او را دست کم میتوان آغاز کننده تغییرات پراهمیت شناخت.
در زمان حاضر اما رهبران جوانی بر چین حکومت میکنند که معماران و مجریان اصلاحات بسیار اساسی در روابط بینالمللی کشورشان هستند. برای مثال، برنامههای جاری کمکهای خارجی چین بسیار عبرتانگیز است. مطالعهای که اخیراً به وسیله بانک جهانی انجام گرفته است پیشبینی میکند که چین در آیندهای نزدیک مقام نخست جهانی را به عنوان اعطا کننده کمک به آفریقا کسب میکند. حجم کمکهای مالی که فقط در یک سال گذشته از سوی چین به کشورهای آفریقایی سرازیر شده بالغ بر 8 میلیارد دلار بوده است: این رقم دو برابر کمکی است که آمریکا در سال 2004 به کشورهای قاره سیاه کرده است.
«هنری پپ» از استادان دانشگاه دفاع ملی آمریکا میگوید میزان کمکهای مالی که چین به کشورهایی چون اندونزی و فیلیپین میکند در زمان حاضر به مراتب بیشتر از سخاوتمندیهای ایالات متحده به آن دو کشور است. به علاوه در کمکهای چین به کشورهای نیازمند، یک ویژگی برجسته نیز وجود دارد که به نحوه اعطا و اهداف تخصیص آنها مربوط میشود. برای نمونه میتوان به چگونگی مصرف کمکهای چینی اشاره کرد. یکی از آن نمونهها اولویتی است که چین (مثلاً) به ریشهکنی مالاریا در آفریقا داده است. تعداد کشورهای آفریقایی که تاکنون مشمول این کمک قرار گرفتهاند بالغ بر 30 کشور است.
بدیهی است که خطر برخورد با عوامل خنثی کننده در پیگیری سیاست خارجی جاری چین را نیز نمیتوان به عنوان یک احتمال قابل تصور از نظر دور داشت. وقوع هر وقفه یا اختلال در اعطای کمکهای خارجی بدون شک یک نمونه بالقوه از آن اختلالات است. پیشبینی ناخوشایند دیگری که میتوان کرد، همچنین وجود روابط دوستانه بین پکن و حکومتهای نامحبوب یا فاقد مشروعیت باعث ترسیم چهرهای نامطلوب از چین میشود.
با این حال پیشرفت سیاست خارجی و گسترش روابط دوستانه یا همکاریهای سودمند اقتصادی در دوره بعد از مرگ مائوتسه تونگ تاکنون با موانع اساسی برخورد نکرده است.