یوسف عامری
در شرایطی که رسانههای غربی و حتی خاورمیانه مملو از گمانهزنیها در مورد سرنوشت و فرجام اجلاس پاییزی صلح در آمریکا است، سازمان اطلاعات و امنیت داخلی «اسرائیل» معروف به «شاباک» به مقامات سیاسی این رژیم اعلام کرده است که عباس «به هر قیمتی که باشد» در کنفرانس بینالمللی صلح آناپولیس شرکت خواهد کرد حتی اگر تا زمان برگزاری این کنفرانس سند مشترکی میان تشکیلات خودگردان و مقامات «اسرائیل» آماده نشود چرا که از این طریق میتواند حمایت آمریکا و جامعه بینالمللی را برای اعمال فشار بر اسرائیل جلب کند.
شاباک مواضع طرف فلسطینی شرکتکننده در این کنفرانس را چنین ارزیابی و پیشبینی کرده است که آنها در این کنفرانس بر مساحت سرزمینهای خود پافشاری کرده و در عین حال مرزهای دقیق آن را مشخص نخواهند کرد و با این کار خود بهانه لازم برای مبادله اراضی را فراهم میکنند. از سوی دیگر، مقامات تشکیلات خودگردان با توجه به موکول شدن بحث مفصل در ارتباط با مرزهای شهر قدس و اداره اماکن مقدس این شهر به آینده، در این کنفرانس تلاش خواهند کرد که بخش شرقی قدس را به عنوان پایتخت خود اعلام و موافقت کشورهای دیگر شرکتکننده در کنفرانس را جلب کنند. این سازمان در همین زمینه به اولمرت هشدار داده که ممکن است عباس در این شهر دامهایی را برای وی به کار بگذارد. علاوه بر این بخش قدیمی قدس و نیز دیوار ندبه در شرق این شهر قرار دارد و از همین رو در صورت اعتراف «اسرائیل» به حقوق فلسطینیان در این شهر ممکن است هر دوی این بخشها را از دست بدهد.
از سوی دیگر، موضع فلسطینیان درباره مساله آوارگان مبتنی بر قطعنامه 194 سازمان ملل متحد است که آن را به عنوان سندی برای حق بازگشت خود میدانند. فلسطینیان در مساله آوارگان موضع قاطعانهای اتخاذ کردهاند، اما مقامات سازمان اطلاعات «اسرائیل» معتقدند که آنها در این کنفرانس در مقابل دریافت امتیازات دیگر، انعطاف از خود نشان خواهند داد و به بازگشت 10 هزار خانواده فلسطینی و 100 هزار آواره و اسکان آنها در داخل اسرائیل در طول 10 سال آینده خواهند شد.
مسائل محوری یا تسهیلات جزئی
شائول موفاز، معاون نخستوزیر و وزیر کنونی راه و ترابری اسرائیل در راس هیاتی صهیونیستی خود را برای سفر به واشنگتن آماده میکند تا به مذاکره با مقامات آمریکایی درباره مسائل راهبردی بپردازد. قرار است در این نشست، مسائل منطقهای به ویژه مساله ایران و حزبالله مورد بررسی قرار گیرد. این نشست برای اسرائیل نشست سادهای است چرا که دو طرف این مذاکرات در ارتباط با محمود احمدینژاد و سیدحسن نصرالله هیچ اختلاف نظری با هم ندارند. البته مقامات آمریکایی باید مراقب این مساله باشند که طرحهای بیش از حد افراطی گرایانهای در ارتباط با ایران مطرح نکنند. طرفین این نشست در حال حاضر این مساله را بررسی میکنند که آیا در حال حاضر شرایط برای حمله به ایران آماده است یا باید این کار را به دولت بعدی آمریکا محول کرد. از همین رو حتی میتوان این احتمال را مطرح کرد که آنها در این نشست درباره تشدید مجازاتها علیه ایران بحث کنند نه حمله به تاسیسات هستهای آن.
موفاز در خصوص مساله فلسطین در جبهه راستگرایان حزب کادیما قرار گرفته است و به همراه وزرای حزب «شاس» و «اسرائیل خانه ما» مخالف آزادی اسرای فلسطینی به مناسبت آغاز ماه مبارک رمضان بود. وی اکنون نیز به خاطر ترس از افزایش توقعات طرف فلسطینی از این مذاکرات و بحرانی شدن اوضاع به شدت با مساله از سرگیری مذاکرات میان طرفین صهیونیستی و فلسطینی در زمینه مسائل محوری مناقشه فلسطینی. صهیونیستی (قدس، مرزهای دایمی و آوارگان) مخالفت میکند. موفاز بر این باور است که وزرای دولت شارون با نظر وی موافقند، و لیبرمان و حزب شاس در این مذاکرات شرکت نخواهند کرد چرا که این رژیم نمیتواند طرف فلسطینی را به پذیرش مرزهای سال 1967 مجاب کند و تنها پس از صلح موقت مجدد میتوان درباره زمان پایان درگیریها صحبت کرد.
اگر قرار باشد درباره مسائل محوری صحبتی نکنیم پس در خصوص چه مسائلی بحث میکنیم؟ باراک با هدف تقویت تشکیلات خودگردان در مقابل جنبش حماس، پیشنهاد بازگشت به مسیر قدیمی «نقشه راه» را مطرح میکند. قبل از هر چیز عباس باید قدرت واقعی خود را در زمینه مبارزه با تروریسم (گروههای مقاومت و در راس آنها جنبش حماس) به اثبات برساند تا پس از آن تصمیم بگیریم که چگونه روند سازش را جلو ببریم. به اعتقاد موفاز رمز موفقیت و پیشرفت هر گونه طرح سیاسی وجود تشکیلات خودگردان قدرتمندی است که بر روند اجرای برنامهها در داخل فلسطین نظارت داشته باشد، اما این وضعیت اکنون مهیا نیست. عباس زمانی از «تشکیلات، قانون و سرویسهای امنیتی یکپارچه» سخن میگفت، اما اکنون پس از اینکه جنبش حماس بر نوار غزه سیطره یافته است شاهد حاکمیت دو دولت و دو قانون بر این کشور هستیم و معلوم نیست که در این کشور چند سازمان و چند سرویس امنیتی وجود دارد.
از سوی دیگر، «عامی ایالون» که مانند موفاز زمانی جزو ژنرالهای ستاد مشترک ارتش اسرائیل به ریاست «ایهود باراک» بود، از ضعف عباس مطلع است و میخواهد که او را تقویت و در مقابل جنبش حماس را تضعیف کند، اما راهکاری مخالف با راهکار مورد نظر موفاز پیشنهاد کرده است. ایالون معتقد است که در اجرای روند سیاسی سازش میان طرفین باید از همان مسائل محوری شروع کرد و به نظر او هیچ چیزی مانند روند سیاسی نمیتواند باعث ترس و نگرانی جنبش حماس و دیگر سازمانهای مخالف سازش با اسرائیل شود و از همین رو، باید با سرعت این راهکار را به پیش برد. دستیابی به سند مشترک میان عباس و اولمرت، فسطینیان ر ابه مساله سازش امیدوار خواهد کرد و از سوی دیگر، میتواند کمک بیشتری نسبت به کمک تسلیحاتی یا بر چیدن پستهای بازرسی به عباس بکند چرا که کمک تسلیحاتی وی را مزدور اسرائیلی جلوه میدهد و بر چیدن پستهای بازرسی در روند اقدامات سازمان اطلاعات این رژیم در زمینه مبارزه با تروریسم خلل ایجاد میکند.
ایالون با فهرستی از بندهای پیشنهادی، آماده شرکت در مذاکرات با طرف فلسطینی است و شرایط کنونی تحولی تاریخی در زندگی وی ایجاد میکند. «اسرائیل» همواره ادعا کرده است که امتیازات مهمی به طرف فلسطینی واگذار میکند و در مقابل چیزی جز یک تکه کاغذ و برخی وعدهها نصیبش نمیشود، اما در شرایط کنونی این رژیم میتواند یک سری کاغذ به فلسطینیان ارائه داده و در مقابل، امتیازات مهمی را به دست آورد و این مساله نسبت به راهکار بر چیدن پستهای بازرسی خطر کمتری با خود به همراه دارد و علاوه بر این، باعث میشود که «اسرائیل» نسبت به این مساله اطمینان پیدا کند و در پیش گرفتن روند سیاسی میتواند باعث تقویت جریان به اصطلاح میانهرو در منطقه خاورمیانه شود که عباس نیز جزئی از آنها محسوب میشود.
ایالون در سمت فعلی خود حامی بزرگی برای اولمرت به شمار میرود و نخستوزیر این رژیم با استفاده از آرا و صلاحدیدهای وی توانسته است عملکرد موفقی داشته باشد. اولمرت تا زمانی که ایالون در مسیر سازش گام بر دارد و هیچ شکایتی هم علیه وی صورت نگیرد، میتواند به حمایتهای او تکیه کند و به اقدامات خود ادامه دهد.
برنامه آتی
اولمرت در مسیر باریکی گام بر میدارد که در یک سوی آن ایلی یشای و آویگدور لیبرمان، وی را تهدید میکنند که در صورت مطرح شدن مسائل محوری مورد نظر فلسطینیان در کنفرانس بینالمللی صلح از دولت وی خارج خواهند شد و از سوی دیگر، باراک با اعطای تسهیلات و اقدامات نشانگر حسننیت در قبال فلسطینیان مخالفت میکند. باراک در تشریح این مساله گفته است که یک ماه پیش با طرح فلسطینیان برای استقرار 500 نیروی پلیس در نابلس موافقت کرد، اما آنها هیچ اقدامی در این زمینه نکردند، به همین دلیل وی هیچ نیازی به انجام اقدامات نشانگر حسننیت این رژیم در قبال فلسطینیان نمیبیند.
بنابراین اولمرت در شرایط کنونی سعی دارد که با دستیابی به یک طرح مناسب از یک سو رضایت شرکای خود در داخل کابینه ائتلافیاش را جلب کند و از سوی دیگر، احتمال تقابل با دولت آمریکا را از بین ببرد. وی در آغاز سعی داشت که مسائل محوری مورد نظر فلسطینیان و یا حداقل مساله مرزها را در کنفرانس آتی صلح مطرح کند، اما واکنشهای تند نسبت به طرح آزمایشی «حاییم رامون» در زمینه سازش، باعث شد که اولمرت موضع خود را در قبال این مسائل تغییر دهد و علاوه بر کاستن از مفاد سند تفاهم، تنها به ابراز حسننیت خود به فلسطینیان اکتفا کند. در همین راستا این هفته اخباری مبنی بر اعطای «تسهیلات» جدید به فلسطینیان قبل از برگزاری کنفرانس بینالمللی صلح منتشر شده است که به نظر میرسد آزادی تعداد بیشتری از اسرای فلسطینی بخشی از آنها باشد.
این مواضع اولمرت نشان دهنده این است که وی از فروپاشی ائتلاف خود نگران است و تهدیدات وزرای حزب شاس و لیبرمان مبنی بر خروج از دولت را جدی گرفته است. از همین رو، از بحث درباره مسائل محوری مورد نظر فلسطینیان در کنفرانس بینالمللی صلح صرفنظر کرده و با کنار گذاشتن رامون از هیات مذاکرهکننده، نقش اصلی را در این زمینه به «زیپی لیونی» وزیر امور خارجه خود واگذار کرد، اما در همین حال شخصیتهای صهیونیستی با تجربه در زمینه روند سازش معتقد هستند که رامون از این مذاکرات کنار گذاشته نشده است بلکه رهبری یک کانال سری را بر عهده گرفته است که با شخصیتهای آکادمیک فلسطینی نظر «حسین آغا» و «محمد الخالدی» مذاکره و در پشت این جریان نیز گروه دیگری فعالیت میکنند.
اما در این میان اولمرت ارزش کمتری برای تهدیدات باراک قائل است و به نظر وی موضع وزیر جنگ این رژیم ضعیفتر از مواضع یشای و لیبرمان است. در شرایطی که روند سیاسی میان «اسرائیل» و تشکیلات خودگردان جریان دارد، امکان کنارهگیری حزب شاس از دولت اولمرت پایین است، اما باراک که از اختیارات بیشتری برخوردار است میتواند باعث افزایش مشکلات و تاخیر در اجرای اقدامات ناشی از حسننیت شود. ولی فشارهای داخلی حزب کار و درخواست آمریکا از این رژیم برای پیشبرد روند سازش باعث کاهش امکان مانعتراشی باراک در مسیر روند سازش میشود و از همین رو است که اولمرت به جای درگیری با شرکای خود در جناح راست، ترجیح میدهد که نسبت به جناح باراک انعطاف نشان دهد.
اولمرت و لیونی سعی دارند (سند) راهحل ملایمتری را به رایس پیشنهاد دهند که به قول معروف نه سیخ بسوزد و نه کباب. در قالب این راهکار قرار است که مسائل محوری مورد نظر فلسطینیان به صورت کلی و بدون پرداختن به جزئیات آنها در این کنفرانس مطرح شود و قبل از کنفرانس پاییز اقداماتی را در قبال فلسطینیان به مرحله اجرا در آورند. علاوه بر این باید به این مساله نیز توجه کرد که کنفرانس بینالمللی صلح به منزله نقطه آغاز مذاکرات میان طرفین فلسطینی و صهیونیستی و نه نقطه پایان آن خواهد بود و از سوی دیگر، تلاش خواهد کرد که حکومت ضعیف عباس را تقویت کند و اجازه ندهد که جنبش حماس بر کرانه باختری سیطره پیدا کند. در همین راستا بحثهای زیادی بر سر تعیین برنامه زمانی در سند مشترک میان طرفین ایجاد شده است و این سند خواسته طرف فلسطینی است که میتواند باعث ابقای عباس در سمت خود شده و از استعفای وی و در نتیجه ایجاد هرج و مرج در کشور جلوگیری کند.
تنها چیزی که همه مقامات امنیتی و سیاسی «اسرائیل» بر روی آن اجماع نظر دارند این است که عباس و تشکیلات خودگردان قادر به اجرای این توافقنامه نیستند و از همین رو کنفرانس آناپولیس در اظهارات مقامات شرکت کننده در آن خلاصه خواهد شد و نمیتواند هیچ برنامهای برای آینده ارائه دهد.