تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۴۳۴۷۶
ابعاد و سابقه نشست 7 خرداد ایران و آمریکا

دکتر سیدرسول موسوی

مدیرکل دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی

هنگامی که دولت جدید جورج ‌بوش پسر در دور دوم در حال تشکیل بود،‌ همشهری دیپلماتیک در سوم بهمن 1383 با انتشار شماره 38 خود با عنوان «تصمیم سخت» به آینده دولت در حال تشکیل جورج‌بوش پرداخت و تلاش نمود با توجه به حضور خانم رایس در دولت جدید به جای کالین پاول در سمت وزیر خارجه آینده دیپلماسی آمریکا، خصوصا دیپلماسی آمریکا در مقابل جمهوری‌ اسلامی ایران را پیش‌بینی کند.

اگر شرایط سیاسی و فضای تبلیغی آن زمان را به خاطر آوریم این موضوع به شکل خاصی نمایان می‌شود. در آن مقطع زمانی وجه غالب تحلیل‌گران سیاسی معتقدند بودند که جایگزینی خانم رایس تندرو به جای کالین پاول که مشهور به فردی چند جانبه‌گرا و میانه‌رو و معتدل در سیاست خارجی بود نشانه‌ای از سخت شدن سیاست خارجی آمریکاست. آنان معتقد بودند که سیاست خارحی آمریکا به سمت عدم انعطاف و اتخاذ روش‌های جنگی گرایش می‌یابد.

در چنین فضایی همشهری دیپلماتیک نظر دیگری را مطرح ساخت و عنوان نمود که جورج بوش با انتخاب خانم رایس به عنوان ناخدای کشتی سیاست خارجی آمریکا در صدد بالا بردن قابلیت و قدرت انعطاف دیپلماسی آمریکاست و در مورد آینده روابط ایران و آمریکا این گونه تحلیل نمود که دولت جورج‌بوش با انتخاب خانم رایس نه برای اتخاذ موضعی سخت در قبال ایران بلکه برای اتخاذ تصمیم سخت یعنی پذیرش برقراری روابط و تعامل با جمهوری اسلامی ایران آماده شده است و این به معنی آن است که آمریکا حداقل در کوتاه مدت حکومت جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یک امر واقع پذیرفته است.

 نگارنده این سطور نیز در مقاله‌ای با عنوان «آمریکا، تغییر روش یا تغییر نگرش» در همین شماره یاد شده همشهری دیپلماتیک نوشتم:

انتخاب خانم رایس به عنوان وزیر خارجه مهم‌ترین شاخصه انتخاذ راهبرد جدید آمریکا در صحنه جهانی است. خانم رایس می‌خواهد منافع ملی آمریکا را قدرتمندانه با تکیه بر ابزار دیپلماسی تامین کند... اگر خانم رایس در شورای امنیت ملی از تک‌گویی در سیاست خارجی آمریکا دفاع می‌کرد دیگر نمی‌تواند مدافع این سیاست باشد و حتما باید اعلام کند که آمریکا در صحنه بین‌الملل به گفت‌وگو روی خواهد آورد و اگر شورای امنیت ملی آمریکا خانم رایس با تکیه با قدرت ناوهای آمریکا سخن می‌گفت این بار باید از درون سفارتخانه‌های خود سخن بگوید...

آمریکا در عرصه بین‌المللی با چالش‌های متعددی روبه‌رو است و قدرت نظامی بلا منازع آمریکا فاقد کارایی سیاسی است تا بتواند از چالش‌های پیش‌رو موفق بیرون آید. آمریکا مجبور است که برای مدیریت این چالش‌ها ابزار مناسب را که دیپلماسی است به خدمت گیرد.

و در مورد خانم رایس که سخت‌ترین مواضع را علیه ایران اتخاذ می‌نمود نوشتم: حضور خانم رایس در وزارت خارجه آمریکا به عنوان شخصیتی که سخت‌ترین مواضع را علیه جمهوری‌ اسلامی ایران داشته است به معنی آن نیست که دستگاه دیپلماسی آمریکا علیه ایران سخت‌تر عمل کند، بلکه به این معنی است که خانم رایس در برخورد با جمهوری اسلامی ایران ناچار است دیپلمات شود و خیلی از ظرایف دیپلماتیک را رعایت کند. اکنون که قریب به 3 سال از زمان نگارش مقاله فوق در شماره تصمیم سخت همشهری دیپلماتیک می‌گذرد، به نظر می‌آید تحلیل انجام شده با واقعیت‌های موجود همخوانی دارد و گفت‌وگوی انجام شده در بغداد بین شورای ایران و آمریکا در راستای تحقق تحلیل یاد شده است. عده‌ای گفت‌وگوی 7 خرداد سفرای ایران و آمریکا در بغداد را بدون توجه به شرایط زمانی و مقدمات پشت سر گذاشته شده تحلیل می‌کنند و چنین می‌پندارند که پذیرش مذاکره رسمی با آمریکا توسط جمهوری اسلامی ایران ناشی از فشارهای شورای امنیت سازمان ملل در خصوص پرونده هسته‌ای ایران بوده و جمهوری اسلامی ایران مجبور شده است تا به جهت تخفیف فشارها با آمریکا گفت‌وگو کند.

البته در این تحلیل 2 نظریه متفاوت مطرح می‌شود. اول آنکه جمهوری اسلامی ایران به صورت تاکتیکی رو به گفت‌وگو آورده و می‌خواهد برای راه در پیش روی خود زمان و وقت خریداری کند و نظریه دیگر بر آن است که جمهوری اسلامی ایران مجبور شده است تا روش خود را تغییر دهد و در راستای خواسته‌های آمریکا قرار گیرد. اما واقعیت آن است که روی آوری جمهوری اسلامی ایران به گفت‌وگو برای آمریکا نه تاکتیکی است و نه در پاسخ به کاهش فشار و برای آنکه معلوم شود گفت‌وگوی ایران و آمریکا در خصوص موضوع عراق موضوعی مستقل از پرونده هسته‌ای ایران است و جمهوری اسلامی ایران به جهت علاقه‌مندی به امنیت و ثبات عراق و آسایش مردم عراق با آمریکا را پذیرفته است. اشاره کوتاهی به تاریخچه شکل‌گیری گفت‌وگوهای ایران و عراق در خصوص عراق به عمل می‌آید:

1- در اواخر سال 2001 (پاییز 1380) و در جریان تحولات مربوط به افغانستان به دنبال سقوط طالبان برای شکل‌گیری دولت جدید افغانستان، کنفرانس بن تشکیل شد که در آن جمهوری اسلامی ایران نقشی فعال و سازنده ایفاء نمود. مقامات آمریکایی به طور آشکار از نقش مثبت جمهوری اسلامی ایران در شکل‌گیری دولت جدید افغانستان تقدیر نمودند و از طریق سفارت سوئیس در تهران خواستار ادامه گفت‌وگوها در سایر مسائل منطقه‌ای از جمله مسائل عراق شدند.

2- در بهمن ماه 1380 (فوریه 2002) جمهوری اسلامی ایران به رغم سخنان غیر اصولی ولی جورج‌بوش در خصوص قرار دادن نام ایران در محور شرارت از طریق کوفی عنان دبیرکل وقت سازمان ملل متحد به پیشنهادات آمریکا پاسخ داد و گفت‌وگو در خصوص عراق را در چهارچوب. گفت‌وگوهای چندجانبه و با حضور اعضای دائم شورای امنیت و کشورهای همسایه عراق مورد پذیرش قرار داد.

3- در مهرماه 1381 (سپتامبر 2002) تعدادی از شخصیت‌های سیاسی آمریکایی در قالب اعضای شورای آمریکا - ایران با محمدجواد ظریف که به عنوان نماینده جدید جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد ماموریت خود را در نیویورک آغاز کرده بود ملاقات کرده و اظهار داشتند در نظر دارند تا برای عادی‌سازی روابط ایران و آمریکا فعالیت کنند. تام پیکرینگ یکی از افراد شرکت کننده در ملاقات اظهار می‌دارد که قبل از آمدن به ملاقات به وزارت خارجه آمریکا رفته و با آنان در مورد‌ عادی‌سازی روابط ایران و آمریکا مذاکره نموده است.

4- در همین زمان در ملاقات دیگری که عده‌ای از اعضاء شورای آمریکا ـ ایران با کمال خرازی وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی ایران به عمل آوردند موضوع عادی‌سازی روابط ایران و آمریکا بار دیگر مطرح می‌شود.

 5- در زوایه 2003 (دی ماه 1381) محمدجواد ظریف با رایان کروکر (سفیر فعلی آمریکا در عراق و طرف آمریکایی ملاقات کننده با حسن کاظمی قمی، سفیر جمهوری اسلامی ایران) در پاریس ملاقات کرده و درباره عراق گفت‌وگو می‌کنند. در این مقطع زمانی آمریکا در صدد تهاجم به عراق بود.

 6- در زمان حمله آمریکا به عراق ملاقات دیگری بین محمدجواد ظریف و زلمی خلیل‌زاد عضو شورای امنیت ملی آمریکا در ژنو صورت می‌گیرد در این ملاقات محمدجواد ظریف درباره تهدیداتی که آمریکا پس از حمله به عراق با آن مواجه خواهد شد صحبت می‌کند.

7- در اول می 2003 (فروردین 1382) ملاقات دیگری بین محمدجواد ظریف با خلیل‌زاد و رایان کروکر در ژنو صورت می‌گیرد. در این ملاقات‌ها گفت‌وگوهای غیررسمی درباره عراق بین طرفین مبادله می‌شود. آمریکایی‌ها در این مقطع با تصور اینکه پیروز مطلق میدان جنگ هستند از هرگونه همکاری با دیگر کشورها در موضوع عراق خودداری می‌ورزند و گفت‌وگوها در این مقطع زمانی صرفا به معنی شنیدن نظرات آمریکایی‌ها تلقی می‌شود آمریکایی‌ها به هیچ عنوان آمادگی شنیدن واقعیت‌ها را ندارند.

8-واقعیت‌های صحنه عراق به مرور آمریکایی‌ها را با واقعیت‌های جدیدی آشنا می‌سازد. آمریکایی‌ها مرتب طرح‌های خود را تغییر می‌دهند اما با هر تغییر در طرح‌های آمریکا اوضاع عراق بدتر می‌شود تا جایی که در داخل هیأت حاکمه آمریکا موضوع شکست آمریکا در عراق با صراحت مطرح می‌گردد.

9- اوضاع عراق بسیار پیچیده می‌شود هم دولت منتخب مردم عراق، هم اپوزیسیون رسمی دولت عراق و هم شورشیان عراقی سیاست‌های ضدآمریکایی‌ از خود نشان می‌دهند. واژه دولت اشغالگری واژه‌ای عادی می‌گردد.

10- شکست آمریکا در عراق آشکارتر می‌شود. آمریکا مرتب راهبردهای خود را تغییر می‌دهد تا سرانجام کمیسیونی موسوم به کمیسیون بیکر ـ همیلتون با ترکیب نمایندگان هر دو حزب آمریکا گزارشی را در خصوص وضعیت عراق منتشر می‌کنند و از آمریکا می‌خواهد که جهت به اعتدال در آوردن اوضاع عراق با سوریه و ایران مستقیما مذاکره کند.

11- جورج‌بوش ابتدا به توصیه‌های کمیسیون بیکر ـ همیلتون بی‌توجهی می‌کند و راهبرد جدیدی را در خصوص ضرورت برخورد سخت با شورشیان عراق مطرح می‌کند اما به مرور زمان توصیه‌های بیکر ـ همیلتون در دستور کار دستگاه سیاست خارجی آمریکا قرار می‌گیرد.

12- مذاکره با سوریه در جریان سفر نانسی پلوسی رئیس کنگره آمریکا به دمشق و مذاکره رایس با معلم (وزیر خارجه سوریه) در شرم الشیخ آغاز می‌شود و به جمهوری اسلامی ایران نیز پیشنهاد مذاکره می‌شود.

13- جمهوری اسلامی ایران با توجه به تجارب قبلی در خصوص عدم صداقت آمریکا در پیشنهاد مذاکره خود به خصوص با توجه به عملکرد غیرقابل توجیه جورج‌بوش در نامیدن ایران به عنوان محور شرارت پس از حوادث افغانستان از قبول گفت‌وگوهای غیررسمی خودداری می‌کند ولی همزمان گفت‌وگوی رسمی با آمریکا را با توجه به شرایط جدید خود می‌پذیرد. از نظر ایران موضوع گفت‌وگوی رسمی آمریکا با ایران به موضوع عراق به آینده امنیت و ثبات در این کشور محدود می‌شود.

14- شرط ایران در پذیرش گفت‌وگو با آمریکا در موضوع عراق درخواست رسمی آمریکا برای مذاکره اعلام می‌شود و آمریکا از طریق سفارت سوئیس در تهران از جمهوری اسلامی ایران درخواست می‌کند تا درباره امنیت و ثبات عراق با ایران مذاکره کند و به این ترتیب با پذیرش ایران گفت‌وگوی رسمی ایران و آمریکا در تاریخ 7 خرداد 1386 پس از یک روند نسبتا طولانی آغاز می‌گردد.

همچنان که ملاحظه می‌شود موضوع عراق همواره به عنوان یک بحث خاص در کانون توجه ایران و آمریکا قرار داشته است و قبل از گفت‌وگوی مقامات دو کشور در مناسبت‌هایی که علی‌رغم خصومت موجود بین ایران و آمریکا نگرانی ایران از آینده عراق با وضعیتی که آمریکا در عراق به آن دچار شده است باعث می‌گردد تا ایران تلاش کند سیاست‌های خود در منطقه را با محاسبات دقیق دنبال کند و منافع ملی خود را بر بنیادهای واقعی استوار کند.

در تحلیل واقع‌بینانه از منافع ملی اساس تصمیم‌گیری‌ها بر منافع همسو و تهدیدات مشترک استوار می‌گردد و ماهیت حریف موضوعیت ثانویه پیدا می‌کند. همسویی با حریف در رفع تهدید مشترک به معنی داشتن راهبرد و سیاست مشترک با حریف و فراموش کردن ماهیت آن تلقی نمی‌شود بلکه نوعی سیاست خردمندانه محسوب می‌گردد.

لازمه خرد سیاسی آن است که در شرایط زمانی خاصی تهدیدی فوری را به تهدیدی مدیریت تبدیل نمود زیرا در تهدید قابل مدیریت احتمال رفع تهدید بیشتر از زمان تهدید فوری است جمهوری اسلامی ایران با توجه به عملکرد غلط آمریکا در وقایع پس از اجلاس بن و متهم ساختن جمهوری اسلامی ایران به محور شرارت با وجود رفتار مسئولانه در شکل‌گیری دولت جدید در افغانستان رفتار محتاطانه‌ای را در قبال درخواست‌های آمریکا برگزیده است و تلاش دارد تا ضمن نشان دادن وفاداری خود به روش‌های دیپلماتیک برای حل‌وفصل اختلافات، از اینکه حریف دچار اشتباه در محاسبه قدرت سود پرهیز کند. جمهوری اسلامی ایران ماهیت گفت‌وگو با آمریکا را در این مقطع زمانی مذاکره با دشمن می‌داند و بین این گفت‌وگو با مذاکره با یک دوست و هم‌پیمان و شریک یا مذاکره با یک رقیب تفاوت قائل است. با آمریکا گفت‌وگو صورت می‌گیرد اما همزمان این نکته فراموش نمی‌شود که آمریکا دشمن اصلی انقلاب اسلامی است.

مذاکره ایران و آمریکا در خصوص عراق و موضوعی است با تاثیرات بسیار گسترده‌ و با وجود آنکه هر دو طرف به محدود بودن گفت‌وگو به موضوع عراق تأکید دارند اما واقعیت آن است که اگر نتیجه مذاکرات 2 کشور به افزایش امنیت در عراق منجر شود شرایط عمومی منطقه تغییر خواهد یافت و معادلات جدیدی در امنیت منطقه شکل خواهد گرفت.

 در صورت موفقیت مذاکرات، یکی از مهم‌ترین مولفه‌های جدید امنیت در منطقه کاهش حضور نیروهای بیگانه و افزایش همگرایی منطقه‌ای با جمهوری اسلامی ایران خواهد بود که این موضوع در سایر مسائل مرتبط به روابط ایران و آمریکا تأثیر خواهد گذاشت. به عبارت دیگر این گونه نیست که ایران و آمریکا بر اساس تصمیم قبلی دامنه گفت‌وگوی خود را از موضوع عراق و برقراری امنیت در این کشور بخواهند به موضوعات دیگر گسترش دهند بلکه موفقیت در تثبیت اوضاع عراق و برقراری امنیت در عراق موجب خواهد شد تا نقش جمهوری اسلامی ایران در امنیت منطقه‌ای بارزتر شود و پیامد چنین تحولاتی آن است که امنیت منطقه به شرط پذیرش مسئولیت بیشتر توسط ایران موجب خواهد شد تا فضای سیاسی و امنیتی منطقه چهره جدیدی به خود بگیرد و شکل‌گیری این فضای جدید امنیتی معادله جدیدی ر ا در روابط ایران و آمریکا پدید خواهد آورد.

در گفت‌وگوی ایران و آمریکا در موضوع عراق یک معادله ویژه‌ای شکل گرفته است به گونه‌ای که موفقیت در این عرصه دامنه تغییرات را با سرعت گسترش خواهد داد. برنده گفت‌وگوی ایران و آمریکا در مرحله کنونی دولت عراق است و در مرحله گسترش، خود مردم عراق به حوزه موفقیت مذاکرات وارد خواهند شد و درمرحله بعد از آن ایران، آمریکا و منطقه از عواید گسترش امنیت در عراق بهره خواهند برد. اینکه مرتب از جانب ایرانی‌ها و آمریکایی‌ها تأکید می‌شود موضوع گفت‌وگو به موضوع خاص عراق محدود می‌شود دلیل بر آن نیست که در صورت حاصل شدن نتیجه مثبت برای گفت‌وگو، ایران و آمریکا نخواهند از نتایج مثبت مذاکره به عمل آمده در سایر نقاط مورد اختلاف بهره‌برداری کنند و نخواهند دامنه تجربه حاصل شده را گسترش دهند.

در پایان یک بار دیگر می‌خواهم به مطالب مقاله خود در بهمن ‌ماه 1383 باز گردم.

در آن مقاله نوشته بودم:

«...پیچیدگی کنونی در شرایط موجود بین ایران و آمریکا تهدیدها و فرصت‌های خاصی را پیش‌روی هر 2 کشور قرار داده است و هر 2 کشور باید متوجه این شرایط حساس باشند و از هرگونه اشتباه در محاسبه اهداف و ظرفیت‌های یکدیگر پرهیز کنند.»

اکنون نیز با تأکید بیشتر بر آنچه در گذشته نوشته‌ام تأکید می‌کنم که نه جمهوری اسلامی ایران اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی را کنار گذاشته و نه آمریکا از اهداف سلطه‌جویانه صرف نظر کرده است اما شرایط جهاین و منطقه‌ای موجب شده است تا هر 2 کشور با حفظ نگرش‌های خود روش‌های متفاوتی را نسبت به گذشته‌ای هم در مورد عراق به آزماش گذارند.

سیاست، هنر تحقق امکان‌ها است و آنچه امروز اتفاق ‌می‌افتد درک این هنر است که چگونه می‌توان قدرت سخت خصم را با قدرت نرم خرد و اندیشه مهار کرد