تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۴۳۴۹۵

حسین شریعتمداری

در پی اعتراض مدعیان اصلاحات به اظهارات آیت‌الله جنتی که گفته بود صلاحیت کاندیداها باید احراز شود و در این عرصه نمی‌توان اصل را بر برائت گذاشت دیروز آقای سعید حجاریان طی مصاحبه‌ای با روزنامه اعتماد، اعتراض هم حزبی‌های خود را بی‌اساس دانسته و در این باره گفت «بر خلاف کسانی که می‌گویند اصل بر برائت است من می‌گویم اصل بر احراز صلاحیت است و مردم باید این صلاحیت را احراز کنند»! ظاهراً مدعیان اصلاحات که تاکید قبلی خود در نفی ضرورت احراز صلاحیت کاندیداها را بیش از اندازه غیرمنطقی دیده‌اند در حرکت جدید ضمن پذیرش این ضرورت، راه دیگری برای مقابله با آن پیش گرفته و با روی آوردن به یک پُز مردم سالارانه! این احراز صلاحیت را بر عهده مردم می‌دانند و نه شورای نگهبان! آقای حجاریان در مصاحبه خود توضیح نمی‌دهد که مردم چگونه می‌توانند صلاحیت کاندیداها را احراز کنند؟ آیا مردم  باید مستقیماً وارد عمل شده و درباره تک تک نامزدهای مجلس دست به تحقیق و بررسی بزنند؟ بدیهی است که انجام این روش نه امکان‌پذیر است و نه منطقی، بنابراین، دو راه دیگر باقی می‌ماند. اول آن که احراز صلاحیت نامزدها به احزاب و گروه‌های سیاسی سپرده شود! در این حالت باید پرسید اولاً؛ چگونه می‌توان اطمینان داشت که یک حزب سیاسی نامزدهای رقیب خود را رد صلاحیت نکند؟ ثانیاً؛ در کدام نظام حقوقی و منطقی، تعیین سرنوشت یک ملت را به یک حزب سیاسی واگذار می‌کنند؟ چرا که احزاب در اوج مقبولیت نیز فقط نماینده یک سلیقه سیاسی خاص هستند و نباید مردمی را که تابع آن حزب نیستند، از حق مسلم خود محروم کرد و...

و اما راه‌حل دوم آن است که وظیفه احراز صلاحیت کاندیداها ـ انطباق شرایط کاندیداها با شرایطی که قانون برای آنها تعیین کرده است ـ به یکی از مراکز و کانون‌های رسمی نظام سپرده شود. این راه کار دقیقاً همان است که در تمامی کشورها به کار گرفته می‌‌شود و یک مرکز رسمی در ساختار نظام حکومتی وظیفه بررسی صلاحیت نامزدها و اعلام انطباق شرایط آنان با شرایط قانونی را بر عهده دارد (احراز صلاحیت).

اکنون سؤال این است که مدعیان اصلاحات با کدام توجیه و توضیح منطقی و قانونی پیشنهاد می‌کنند مردم می‌توانند مستقیماً صلاحیت کاندیداها را احراز کنند؟! بدیهی است که ترجمان دقیق‌تر این به اصطلاح نظریه، حذف احراز صلاحیت کاندیداها از سیستم انتخاباتی کشور است!

البته آقای حجاریان متوجه این تناقض غیرقابل رفو بوده است و می‌داند که در همه جای دنیا، بر اساس یک روش منطقی و عقلانی، یکی از مراکز نظام وظیفه احراز صلاحیت کاندیداها را بر عهده دارد و در جمهوری اسلامی ایران نیز این مسئولیت مطابق قانون به شورای نگهبان واگذار شده است ولی ایشان برای رفو کردن نظریه عجیب و غریب خود، در پاسخ به این سؤال که «پس منشأ مشروعیتی که شورای نگهبان ادعای آن را دارد چه می‌شود؟» اظهار می‌دارد «قانون اساسی می‌گوید همه مناصب اداری و اجرایی و تقنینی کشور با رأی مردم انتخاب می‌شوند. اساساً معنای جمهوریت همین است، خب! جمهوری را بر دارند بگویند امارات اسلامی، حکومت اسلامی. جمهوری را می‌خواهند چه کار؟!» و توضیح نمی‌دهد که مگر فقهای شورای نگهبان برخاسته از انتخاب رهبر و انتخاب رهبر برخاسته از انتخاب خبرگان و انتخاب خبرگان برخاسته از رأی و انتخاب مردم نیست؟ بنابراین با کدام توجیه منطقی و قانونی، مردمی بودن این شورا را زیر سؤال می‌‌برد؟ آیا وزیران و رؤسای سازمان‌ها مستقیماً با رأی مردم انتخاب می‌شوند؟ یا مردم رئیس‌جمهور را انتخاب می‌کنند و  رئیس‌جمهور منتخب مردم، اعضای کابینه را...

آیا به این علت وزیران و رؤسای سازمان‌ها و ده‌ها مسئول اجرایی و قضائی و تقنینی با رأی غیرمستقیم مردم انتخاب شده‌اند نباید آنها را منتخب مردم و برخاسته از یک نظام مردم‌سالار دانست؟ این چه استدلالی است؟ و در کجای دنیا ـ مخصوصاً کشورهای غربی که ایده‌آل شماست ـ انتخاب همه مسئولان با رأی مستقیم مردم صورت می‌پذیرد و اساساً مگر چنین روشی امکان‌پذیر است؟

و بالاخره آیا آقایان با پیشنهاد اخیر خود قرائت دیگری از «آنار‌شیسم» را در پوشش دموکراسی ارائه نکرده‌اند؟!