تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۴:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۴۳۵۲۲

بسم ‌الله ‌الرحمن‌ الرحیم

موضوع کمکهای هسته‌ای به کشورهای عربی، این روزها به چالش تازه‌ای میان اروپا و آمریکا مبدل شده است. واشنگتن در ماههای اخیر تلاش فراوانی بکار برده تا تقریباً تمامی همسایگان ایران را برای دستیابی به انرژی هسته‌ای تحریک نماید. ترکیه، مصر، اعضای شورای همکاری خلیج فارس و هر کشور دیگری که ممکن است به نحوی بتواند طی دهه‌های آینده نیز در این مقوله وارد عمل شود، در فهرست کشورهای مورد نظر آمریکا قرار گرفته‌اند.

هدف واشنگتن از این اقدامات و تحریکات آنست که ایران یکباره خود را در میان طیف وسیعی از کشورها ببیند که همه آنها به انرژی هسته‌ای دست پیدا کرده‌اند و ممکن است فعالیتهای هسته‌ای آنها خطراتی را چه در قلمرو زیست محیطی و چه حتی از دیدگاه ایمنی و امنیت ملی، در پی داشته باشد.

برخی کشورهای اروپائی از جمله انگلیس و فرانسه ضمن آنکه دنباله‌روی از سیاستهای واشنگتن را جزو اهداف سیاست خارجی خود قرار داده‌اند، به منافع اقتصادی ناشی از فعالیتهای هسته‌ای کشورهای عرب چشم دوخته‌اند و امیدوارند بتوانند در فرایند دستیابی به این کشورها به انرژی هسته‌ای، قراردادهای کلان اقتصادی با این کشورها به امضا برسانند لکن آلمان رفتاری محتاطانه در پیش گرفته و نگران عواقب ناشی از دامن زدن به این برنامه است.

«فرانک والتر اشتاین مایر» وزیر خارجه آلمان رسماً اعلام کرده است که با ارائه کمک برای ایجاد برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز به کشورهای عربی مخالف است. وی که در مصاحبه با روزنامه «فرانکفورتر آلگمانیه» سخن می‌گفت، افزود: مواردی وجود دارد که آلمان آماده کمک به ایجاد حفظ برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای است اما با استفاده  گسترده از آن به علت خطرهای موجود، مخالف است.

مسئله اینست که امروزه مثلت آمریکا، انگلیس و فرانسه برای دامن زدن به این برنامه‌ها و بویژه ایجاد «تب هسته‌ای»! در خاورمیانه، اصرار فراوانی دارند و حتی «نیکلا سارکوزی» رئیس‌جمهور فرانسه در این خصوص، بیش از دیگران تلاش می‌کند تا بلکه بتواند قراردادهای بیشتری را با قارونهای نفتی عرب امضا کند و به آنها تکنولوژی هسته‌ای بفروشد!

شورای همکاری خلیج فارس از طریق آمریکا و انگلیس برای برقراری تماس با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تحریک شده و حتی تماسهای اولیه در این زمینه نیز با پا در میانی این کشورها فاقد زیرساخت‌های لازم و مورد انتظار در این مقوله هستند و حتی نفرات و نیروی انسانی مورد نیاز در این زمینه را نیز در اختیار ندارند. نکته جالبتر آنکه آژانس تاکنون کمترین کمک فنی ـ تخصصی قابل ذکری به ایران نکرده ولی برای همکاری فنی و کمک به این کشورها اعلام آمادگی کامل نموده است!

نگرانی آلمانها اینست که دامن زدن به «تب هسته‌ای» و تشویق شیوخ عرب برای دستیابی به تکنولژی هسته‌ای ممکن است باعث شود این تکنولژی در اختیار کسانی قرار گیرد که مهارت‌های فنی ـ عملیاتی را، هر چند پس از سالها آموزش و نظارت، نتوانند به درستی کسب نمایند و در عمل به نتایج فاجعه‌آمیزی منجر شود.

نگرانی عمده‌تر در این زمینه به وضعیت لرزان سیاسی در این کشورها باز می‌گردد که بی‌ثباتی سیاسی ممکن است به نتایج ناخواسته‌ای منتهی شود «والتر اشتاین مایر» وزیر خارجه آلمان بطور صریح با دیدگاههای «نیکلا سارکوزی» در این مقوله می‌ورزد و خاطرنشان می‌سازد: «آلمان نمی‌تواند از این دیدگاه حمایت کند و استفاده از انرژی هسته‌ای بعنوان راهی برای رفع مشکلات انرژی جهان را تجویز نماید. بویژه استفاده از نیروگاههای هسته‌ای در مناطقی که فاقد توانائی برخورد و بکارگیری این فناوری هستند و از لحاظ جغرافیائی در جائی قرار گرفته‌اند که قطعیت و اطمینان کافی درباره ثبات سیاسی آن وجود ندارد.» کاملاً بعید به نظر می‌رسد که فرانسه، انگلیس و آمریکا از این موارد بی‌اطلاع باشند و این نکات را بی‌اهمیت ارزیابی کنند لکن سئوال جدی اینست که اصرار امروز این مثلث برای تحریک همسایگان ایران در جهت دستیابی به تکنولژی هسته‌ای چیست؟ برای درک اهمیت و حساسیت این سئوال خوبست به این نکته توجه کنیم که همین مثلث در جریان پیگیری فعالیتهای هسته‌ای صلح‌آمیز ایران مرتباً بر این نکته تأکید می‌کردند که ایران با در اختیار داشتن منابع عظیم نفت و گاز احتیاجی به انرژی هسته‌ای ندارد. ولی امروزه در مورد سایر کشورهای منطقه که اتفاقاً آنها نیز از منابع عظیم نفت و گاز، بعضا در مقیاسی وسیع‌تر و عظیم‌تر برخوردارند، اصرار فراوانی برای هسته‌ای شدن آنها وجود دارد.

موضوع مهمتر اینکه چرا این علیرغم در اختیار داشتن تکنولژی هسته‌ای و در اختیار داشتن دانشمندان هسته‌ای، حتی از داشتن فعالیتهای صلح‌آمیز هسته‌ای منع می‌شد و می‌شود، لکن بطور همزمان از کسانیکه هنوز قدمهای اولیه را نیز بر نداشته‌اند‌ و شخصاً تمایلی در این مقوله ندارند، خواسته می‌شود که در این مورد سرمایه‌گذاری و اقدام کنند؟ ناگفته پیداست که حتی اگر این اصرار غرب در جهت ایجاد برنامه هسته‌ای برای شیوخ خلیج فارس بطور جدی پیگیری شود، در میدان عمل تأسیسات هسته‌ای آنها بایستی تماماً توسط کارشناسان غربی، تاسیس، راه‌اندازی و اداره گردد. این بدان معنی است که غرب در واقع به دنبال ایجاد فرصت تازه‌ای برای حضور بیشتر در منطقه است و دقیقاً سعی دارد زمینه‌‌ای را بوجود آورد که فقط با کمک آنها قابل بهره‌برداری باشد. موضوع مهم دیگر در این مقوله آنست که ایران در این مقوله احساس کند که توسط طیفی از کشورهای دارای تکنولژی هسته‌ای محاصره شده است. یک احتمال دیگر نیز همچنان وجود دارد و آن به اعلام آمادگی ایران برای ارائه کمکهای علمی ـ فنی به سایر کشورها در قلمرو فعالیتهای صلح‌آمیز هسته‌ای باز می‌گردد. به نظر می‌رسد که غرب با آگاهی از این مسئله، اصرار دارد تمایل و اشتهای همسایگان ایران برای دستیابی با انرژی هسته‌ای را با دست خودش پاسخگو باشد که احیاناً فردا، فرصتی برای ایران در جهت همکاری هسته‌ای با همسایگانش، پدیدار نشود.

اهداف و انگیزه‌های غرب در این مقوله هر چه باشد، در یک نکته تردید نیست و آن اینکه غرب در این زمینه تمامی استدلالها و مواضع گذشته‌اش را زیر پا گذاشته و دقیقاً در مسیری گام بر می‌دارد که تا دیروز، عکس آنرا تبلیغ می‌کرد و عکس آنرا به ایران توصیه می‌نمود ولی امروزه با یک چرخش 180 درجه‌ای، سیاست اشاعه فعالیتهای هسته‌ای در خاورمیانه را در پیش گرفته است! و حتی برای عملیاتی کردن این نکته، عجله و شتاب می‌کند.